انتشارات دنیای اقتصاد: دکتر موسی غنی نژاد در یادداشتی درباره کتاب «قبیله علیه آزادی» نوشت: یوسا به این نتیجه رسید که تاچر، با وجود انتقادهای گسترده گروههای چپ، بیش از حزب کارگر به بهبود زندگی مردم، از جمله اقشار کمدرآمد، کمک کرده است.
کتاب «قبلیه علیه آزادی» زندگینامه خودنوشت ماریو بارگاس یوسا، نویسنده برجسته پرویی و برنده جایزه نوبل ادبیات است که توسط مهشید معیری و آسیه اسدپور ترجمه شده است.
دکتر موسی غنینژاد، اقتصاددان در یادداشتی درباره کتاب «قبیله علیه آزادی» نوشت:
ماریو بارگاس یوسا از جوانی، به دلیل آرمانهای عدالتخواهانه و اشتیاقش به اصلاح جهان، به سیاست علاقهمند شد. او در کنار نویسندگی، به عرصه سیاست نیز قدم گذاشت و حتی نامزد انتخابات ریاستجمهوری پرو شد تا بتواند در بهبود زندگی مردم نقش داشته باشد. بااینحال، تجربههای زندگی بهتدریج او را به این نتیجه رساند که روشهای سوسیالیستی به تحقق آرمانهایش نمیانجامند و نمیتوان از این مسیر به رفاه، آزادی، عدالت و برابری رسید.
تجربه کوبا، یکی از نقاط عطف این تحول فکری بود. یوسا که با کاسترو رابطهای دوستانه داشت، با مشاهده شیوه اداره کشور از نزدیک، سرخورده شد. او دریافت که میان شعارهای بشردوستانه و آزادیخواهانه حکومتهای سوسیالیستی و واقعیت زندگی در این کشورها فاصلهای عمیق وجود دارد. آزادی بیان و عقیده، برخلاف آنچه تبلیغ میشد، در عمل به رسمیت شناخته نمیشد؛ حال آنکه برای نویسندهای مانند یوسا، آزادی نوشتن، بیان و اندیشه از بنیادیترین آرمانها بود. او میدید که این آزادیها در کشورهایی مانند اتحاد جماهیر شوروی و کوبا بهآسانی نقض میشوند.
همین تناقض او را به جستوجوی ریشه مشکل واداشت و بزرگی اندیشهاش نیز در همینجا آشکار شد. بهجای چشمپوشی از واقعیت یا توجیه آن، به مطالعه و کشف علت روی آورد. یوسا میدانست که آرمانهایی مانند افزایش رفاه انسانها و ریشهکن کردن فقر، میان بسیاری از اندیشمندان چپ و راست مشترک است؛ اختلاف اصلی بر سر راههای دستیابی به این آرمانهاست.
او در این جستوجو، از تجربههای زندگی خود نیز بهره گرفت. زندگی در اسپانیا، فرانسه و دیگر کشورهای اروپایی به او فرصت داده بود تا شرایط مردم و رفاه نسبی آنان را از نزدیک ببیند و دریابد که چه سیاستها و نهادهایی به بهبود زندگی مردم کمک میکنند. تجربه بریتانیا در دوران نخستوزیری مارگارت تاچر که در کتاب نیز به آن میپردازد، از همین دست بود.
یوسا به این نتیجه رسید که تاچر، با وجود انتقادهای گسترده گروههای چپ، بیش از حزب کارگر به بهبود زندگی مردم، از جمله اقشار کمدرآمد، کمک کرده است. از نگاه او، اصلاحات عمیق اقتصادی تاچر زمینه افزایش رشد اقتصادی و ارتقای رفاه عمومی را فراهم کرد. تاچر در شرایطی به قدرت رسید که بریتانیا با رکود و افول اقتصادی دستبهگریبان بود؛ وضعیتی که یوسا آن را حاصل سیاستهای نادرست و گسترش مداخله دولت در اقتصاد میدانست. به باور او، تاچر توانست مسیر کشور را تغییر دهد و روند افول را معکوس کند.
این تجربهها یوسا را به بازنگری در باورهای پیشین خود رساند. او دریافت که راه تحقق آرمانهای انسانیاش از اقتصاد دولتی و اندیشههای چپگرایانه نمیگذرد. از همینرو، به آزادی اقتصادی و اندیشه لیبرال علاقهمند شد و با مطالعه آثار متفکران این سنت، شناخت خود را از اقتصاد و سیاست گسترش داد و عمق بخشید.
یوسا در کتاب «قبیله علیه آزادی»، هفت تن از این متفکران را معرفی میکند و توضیح میدهد که چگونه اندیشههای آنان در تحول فکری او نقش داشتهاند. او از خلال این روایت به خوانندگانش نشان میدهد که از آرمانهای انسانی خود دست نکشیده، بلکه راه دستیابی به آنها را تغییر داده است. راهی که اکنون آن را در اندیشه متفکران لیبرال جستوجو میکند.
ماریو بارگاس یوسا چرا کتاب قبیله علیه آزادی را نوشت؟
برای سفارش و تهیه کتابهای انتشارات دنیای اقتصاد با شماره تلفن: ۰۲۱۵۲۱۸۹۱۸۶ تماس بگیرید.
بخش سایتخوان، صرفا بازتابدهنده اخبار رسانههای رسمی کشور است.
منبع: دنیای اقتصاد



