رامین ناصرنصیر با اشاره به رمان «برزخ» نوشته توماس الوی مارتینث که به تازگی با ترجمه او توسط نشر چشمه به بازار کتاب آمده است، میگوید: «مسئله فقط ناپدیدشدن یا مفقودالاثرشدن یک انسان نیست؛ آنچه بر جای میماند نیز اهمیت دارد. فردی که ناپدید شده، دیگر حضور جسمانی ندارد، اما خاطرهاش همچنان با بازماندگان زندگی میکند. او به گذشتهای تبدیل نمیشود که بتوان آن را پشت سر گذاشت؛ بلکه در زمان حال حضور دارد و همچنان بر زندگی و احساسات بازماندگان تأثیر میگذارد.»
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، «امیلیا دوپوی پس از سی سال انتظار، حالا در یک رستوران محلی در نیوجرسی در میانه چیزی چون یک معجزه یا کابوس گیر افتاده است. او مردی را دیده که مطمئن است شوهرش، سیمون کاردوسو است؛ مردی که سه دهه پیش در جریان سرکوبهای نظامی آرژانتین ناپدید شده بود. عجیبتر آنکه سیمون هیچ ردی از گذر زمان در وجنات خود ندارد؛ او همان مرد جوان و سالم و خوشقیافهای است که امیلیا آخرین بار با چشمهای خود دیده بود و باز عجیبتر اینکه او نیز زن را میشناسد، بیآنکه بخواهد هیچ توضیحی درباره سالهای ناپدیدشدناش بیاورد.
بازگشت سیمون، حالا مرز میان خاطره و واقعیت، گذشته و اکنون و زندگی و مرگ را درهم ریخته است؛ تا آنجا که امیلیا هرچه بیشتر میکوشد شوهرش را دوباره به زندگیاش بازگرداند، در هزارتویی پرپیچوخمتر میافتد و سوالش بغرنجتر میشود: آیا مرد واقعاً بازگشته است؟» این خلاصهای از داستان رمان «برزخ» نوشته توماس الوی مارتینث است که به تازگی با ترجمه رامین ناصرنصیر توسط نشر چشمه به بازار کتاب آمده است.
رامین ناصرنصیر در گفتوگو با خبرآنلاین در مورد «برزخ» میگوید: «مسئله فقط ناپدیدشدن یا مفقودالاثرشدن یک انسان نیست؛ آنچه بر جای میماند نیز اهمیت دارد. فردی که ناپدید شده، دیگر حضور جسمانی ندارد، اما خاطرهاش همچنان با بازماندگان زندگی میکند. او به گذشتهای تبدیل نمیشود که بتوان آن را پشت سر گذاشت؛ بلکه در زمان حال حضور دارد و همچنان بر زندگی و احساسات بازماندگان تأثیر میگذارد. در نتیجه، فرد بازمانده در وضعیتی معلق زندگی میکند؛
گویی در برزخی میان گذشته و حال، میان حقیقت و خاطره و میان واقعیتی که رخ داده است و واقعیتی که ذهن هنوز آمادگی پذیرش آن را ندارد، گرفتار شده است. از یک سو، میداند که اتفاقی افتاده و از سوی دیگر، نمیتواند آن را بهطور کامل بپذیرد و همچنان به امکان دیگری امید دارد. در چنین وضعیتی، گویی دیگر زمین زیر پای انسان استحکام سابق را ندارد. شاید به همین دلیل است که عنوان «برزخ» تا این اندازه گویاست؛ زیرا انسان را در وضعیتی میان بودن و نبودن نگه میدارد.
در مقدمه کتاب نیز جملهای وجود دارد که برای من بسیار تأثیرگذار و دردناک است: «انسانهایی که نمیخواهند آنچه بر آنها گذشته است، بهسادگی به گذشته تبدیل شود.»
متن کامل گفتوگو با رامین ناصرنصیر را اینجا بخوانید.
منبع: خبرآنلاین



