رفتن به محتوای اصلی
فرهنگی هنریجام جم آنلاین9 دقیقه مطالعه

«قائم‌مقام فراهانی» به صحنه آمد؛ روایتی از عدالت‌خواهی و نخبه‌کشی

تئاتر «قائم‌مقام فراهانی» در روز‌های برگزاری رویداد ملی «ایران جان» و هفته اراک، از باغ نگارستان تهران به مدرسه صمصامی اراک رسید تا بخشی از زندگی و اندیشه این چهره تاریخی را روایت کند.

«قائم‌مقام فراهانی» به صحنه آمد؛ روایتی از عدالت‌خواهی و نخبه‌کشی

به گزارش جام جم آنلاین؛ بازخوانی زندگی و اندیشه مفاخر ایران، ضرورتی فرهنگی و تاریخی است؛ ضرورتی که هنر، به‌ویژه تئاتر، می‌تواند آن را از صفحات کتاب‌ها به تجربه‌ای زنده و تأثیرگذار برای مخاطب امروز تبدیل کند. در این خصوص چند روزی است تئاتر «قائم مقام فراهانی» روی صحنه رفته است. در ابتدا این تئاتر در باغ نگارستان تهران اجرا می‌شد که همزمان با برگزاری رویداد ملی «ایران جان» و شروع هفته اراک، عوامل و این اکیپ هنری به اراک رفته و در مدرسه صمصامی این شهر تئاتر قائم مقام فراهانی را به معرض نمایش مردم این دیار رساندند.

در حاشیه‌ی اجرای این اثر، اردشیر صالحپور، نویسنده و کارگردان، و کاظم هژیرآزاد، بازیگر پیشکسوت در نقش قائم‌مقام، در گفت‌و‌گو با خبرنگار اعزامی جام‌جم آنلاین، از انگیزه‌های شخصی برای به صحنه بردن این تاریخ ناگفته، ضرورت بازخوانی عادلانه‌ی تاریخ و ناگفته‌های نقش‌آفرینی در کالبد این شخصیت سترگ سخن گفتند؛ گفت‌وگویی که زوایای پنهان این اثر نمایشی و رسالت هنر در صیانت از هویت ملی را بیش از پیش نمایان ساخت.

استان مرکزی؛ گنجینه بی‌بدیل تعزیه و موسیقی اردشیر صالح‌پور، نویسنده و کارگردان تئاتر «قائم‌مقام فراهانی»، در خصوص شکل‌گیری ایده این اثر و ارتباط آن با استان مرکزی و رویداد «ایران جان» گفت: پنج سال در دانشگاه اراک تدریس کردم؛ اما حضورم در این خطه تنها به کلاس درس محدود نماند، بلکه سال‌ها پژوهش و زیست عمیق در دل فرهنگ غنی این منطقه را به همراه داشت. استان مرکزی —از تفرش و آشتیان گرفته تا مجد‌آباد، واشقان، مهرآباد و گرکان— گنجینه‌ای بی‌بدیل از تعزیه، موسیقی اصیل و ردیف‌خوانی است.

به عنوان پژوهشگر و دانش‌آموخته مقطع دکترای پژوهش هنر، پیوندی درونی و تاریخی با این سرزمین احساس می‌کنم؛ تعلق خاطری که مرا بر آن داشته است تا با نگاهی تخصصی، گامی در جهت معرفی مشاهیر و مفاخری بردارم که بسیاری از آنها همچنان در غبار فراموشی مانده‌اند. صالح‌پور با اشاره به جایگاه برجسته قائم‌مقام فراهانی ادامه داد: امیرکبیر چهره‌ای آشنا و ملموس برای جامعه‌ی ماست؛ اما نباید از یاد ببریم که او در بستر خاندان قائم‌مقام بالید و تربیت‌یافته‌ی این مکتب سترگ بود، هرچند از نبوغ و استعدادی شگرف نیز بهره داشت.

در صحنه‌ای از نمایش، پدر امیرکبیر را به صحنه آوردم تا به نوعی بستر رشد و ریشه‌های شکل‌گیری شخصیت او را روایت کنم. با این وجود، در برابر شهرت امیرکبیر، ابعاد شخصیتی قائم‌مقام همچنان در هاله‌ای از مهجوری باقی مانده است. مردی با بیش از دوهزار بیت شعر، خوش‌نویسی چیره‌دست و ادیبی نامدار که به تعبیر دقیق استاد شفیعی کدکنی، پس از سعدی، این قائم‌مقام بود که نثر فاخر فارسی را در ایران احیا کرد و گسترش داد. همین عوامل دست به دست هم داد تا با گام نهادن در این مسیر، چراغی بر چهره‌ی کم‌فروغ، اما تأثیرگذار این شخصیت بزرگ بتابانم و دین تاریخی‌ام را به او ادا کنم.

پشتوانه خلق اثر نمایشی «قائم‌مقام فراهانی» نویسنده و کارگردان تئاتر «قائم‌مقام فراهانی» در توضیح روند پژوهش و نگارش این اثر عنوان کرد: خواندن منشعات و اشعار قائم‌مقام و تطبیق دقیق آنها با کلام و موقعیت‌ها، حدود پنج‌شش ماه طول کشید. من کلیه منابع تاریخی و نوشته‌ها و رفرنس‌های مختلف دوره قاجار را بررسی کردم و انسان‌ها را در موقعیت زمانی خودشان مورد ارزیابی قرار دادم. پس از تکمیل پژوهش، آن را به مرحله نگارش درآوردم و سپس دراماتایز کردم؛

یعنی متن را به قالب نمایش تبدیل نمودم تا در نهایت به تحلیل‌های تاریخی، کارگردانی، نور، گریم، دکور و صحنه بدل شود و این مجموعه ملزومات، اثر نمایشی را خلق کرد. وی در برشمردن نحوه انتخاب بازیگران و ویژگی‌های موسیقی نمایش اضافه کرد: بازیگران را خودم انتخاب کردم و با توجه به اینکه عضو هیئت‌علمی انجمن مفاخر هستم، تلاش نمودم از چهره‌ها و پیشکسوتان مفاخر تئاتر ایران همچون آقایان ایرج راد، کاظم هژیرآزاد و آتش تقی‌پور بهره بگیرم تا تئاتر مفاخر با حضور خود مفاخر شکل بگیرد.

همچنین موسیقی این نمایش کاملاً در خدمت اثر بود و اشعاری که خوانده می‌شد، همگی از لابه‌لای آثار خود قائم‌مقام استخراج شده بود؛ حتی بخش‌های طنز و عامیانه‌ای مانند «جلایرنامه» (ماجرای جلایر، نوکر ملایری قائم‌مقام) و اشاره به خورشت‌های ترش مازندرانی. این نشان‌دهنده اوج تسلط قائم‌مقام هم به ادبیات فاخر و مسجّع و آهنگین در حد سعدی و هم به ادبیات عامیانه است و من تلاش کردم از همه این جوانب بهره ببرم.

روایت نگاه عدالت‌خواهانه‌ قائم‌مقام صالح‌پور همچنین با تأکید بر لزوم حفظ عرق ملی و نگاه به آینده ایران گفت: این شخصیت‌ها نگه‌دارنده نگاه ایران بودند؛ به تعبیر رومن رولان، جان‌شیفته‌هایی بودند که این سرزمین را حفظ کردند. من سعی کردم استراتژی و چشم‌انداز قائم‌مقام را روایت کنم؛ چنان‌که در دیالوگی اشاره می‌شود که این سرزمین از آن رعیت است نه امرا و شاهان، اما جامعه فئودالی و قدرت دیکتاتوری شاهان قاجار تاب‌پذیرش اهداف مردمی او و حتی امیرکبیر را نداشتند.

قائم‌مقام معتقد بود نخست باید به حقوق و تأمین معیشت مردم پرداخته شود و حقوق شاه نیز معین باشد، اما شاهان قاجار با این نگاه مخالف بودند. من فکر می‌کنم مسائل تاریخ ایران بنیادی است و هنوز بسیاری از آنها حل‌نشده باقی مانده‌اند. تاریخ شاید به لحاظ علمی تکرار نشود، اما شباهت‌های زیادی با هم دارد. وی در پاسخ به این پرسش که کدام دیالوگ بیشتر در ذهنش ماندگار شده است، افزود: این متن برخاسته از دل و قلم خودم است و به تک‌تک سطور آن ایمان دارم؛

اما عمیق‌ترین و گویاترین حس در درون من، این باور است که قائم‌مقام جانش را بر سرِ آرمانِ معیشت و حقوق عامه مردم و رعیت گذاشت و قربانیِ عدالت‌خواهی شد. ملت ما ملتی بزرگ و ایثارگر است و زمامداران نباید هیچ‌گاه ولی‌نعمتان اصلی این سرزمین را از یاد ببرند. ایران هویتی چند هزار ساله دارد؛ شوش در دل خوزستان شهری با ریشه‌ای شش‌هزارساله است، آن‌جا که بسیاری از مدعیان نوظهور، پیشینه‌ای به درازای حتی چند قرن هم ندارند. تاریخ این سرزمین نباید تنها مجموعه‌ای از وقایع مرده پنداشته شود، بلکه گنجینه‌ای از حکمت و عبرت است؛

ملتی که چراغ تاریخ را خاموش کند، آینده‌اش را نیز در تاریکی خواهد باخت. تاریخ هرگز به گذشته تعلق ندارد، بلکه صدایی است جاری در حال و ابزاری کارآمد برای تصمیم‌سازی‌های درست در فرداست.

در حق این مرد بزرگ اجحاف شده است کاظم هژیرآزاد، بازیگر پیشکسوت تئاتر و ایفاگر نقش «قائم‌مقام فراهانی»، با اشاره به پیشینه و انگیزه‌های ورودش به این نقش تاریخی گفت: پیش از آنکه پیشنهاد بازی در این نمایش از سوی کارگردان مطرح شود، شناخت من از قائم‌مقام بسیار اندک بود؛ نام او را بیشتر در حاشیه قرارداد‌های گلستان و ترکمن‌چای و در قامت وزیری ناتوان تصور می‌کردم. بی‌شک، تبلیغات رسانه‌ای دوران گذشته و سکوت روزگار ما در شکل‌گیری این نگاه نادرست بی‌تأثیر نبود؛

نگاهی که متأسفانه سبب شد به امیرکبیر بسیار بیشتر از قائم‌مقام بها داده شود و در حق این مرد بزرگ اجحاف گردد. با این حال، باید اعتراف کنم که با مطالعه‌ی نمایشنامه، تحلیل‌های دقیق آقای صالحپور و آغاز تمرینات، ابعاد ژرف شخصیت او برایم روشن شد. اگر فرصت بیشتری داشتم، قطعاً به سراغ مطالعه‌ی «منشئات» قائم‌مقام نیز می‌رفتم، چرا که ریشه بیشتر دیالوگ‌ها و اشعار اثر در همین متن فاخر نهفته است. چهل روز تمرین فشرده برای ایفای نقشی کلیدی با دیالوگ‌های سنگین و آرکائیک، کار بسیار دشواری بود؛

برای رسیدن به این نقش و زندگی در کالبد آن، بیش از دویست بار متن را از رو خواندم و چهل بار با دوستان تمرین کردم تا سرانجام موفق شدم به حفظ کامل دست یابم و در این نقش زندگی کنم. این بازیگر سینما، تلویزیون و تئاتر با اشاره به شیوه بازیگری خود و نحوه دستیابی به ابعاد شخصیتی این قهرمان ملی ادامه داد: البته ناگفته نماند که ویژگی‌های صوتی، حالت چهره و سابقه‌ام در ایفای نقش‌های تاریخی، از دلایلی بود که کارگردان مرا برای این نقش برگزید؛ اما برای رسیدن به ژرفای این شخصیت، ریشه در مکتب استانیسلافسکی دارد.

چرا که من پرورش‌یافته گروه هنری «آناهیتا» به سرپرستی و کارگردانی مصطفی و مهین اسکویی هستم و همچنان به اصول آن وفادارم. بی‌شک مطلع هستید که پیروان این مکتب، به باورِ نقش، مطالعه زندگی روزمره و منش و روش شخصیت می‌پردازند و کم‌کم به نقش نزدیک می‌شوند. من نیز کردار و کنش‌های قائم‌مقام را هم از مسیر تخیل توأم با مطالعه اسناد موجود و الهام از زندگی‌های مشابه قهرمانان ملی —همچون جهان‌پهلوان تختی— بازآفریدم. ناگفته نماند که در این نمایش، صحنه‌هایی از آموزش‌های صحیح و علمی قائم‌مقام به عباس میرزا نیز به تصویر کشیده شده است.

از نثر مسجع سعدی تا گویش آرکائیک هژیرآزاد در توضیح چالش‌های زبانی و ادبی متن نمایشنامه و نحوه اجرای آن عنوان کرد: بافت نمایشنامه عمیقاً الهام‌گرفته از «منشئات» قائم‌مقام است؛ نثری که خود متأثر از نثر مسجع سعدی در گلستان است و اشعارش نیز تنه به بوستان سعدی می‌زند. نویسنده‌ی اثر نیز تلاش کرده تا لحن کلام را به همان نثر اصیل و فاخر نزدیک کند و همین ویژگی، کار را برای بازیگر بسیار دشوارتر می‌سازد؛ چرا که حفظ و ارائه چنین کلامی، زمان و تلاشی مضاعف می‌طلبد تا گویش طبیعی روزمره به زبانی آهنگین تبدیل شود.

امیدوارم در این مسیر دشوار موفق بوده باشیم و گویشمان روی صحنه رنگ‌وبوی مصنوعی به خود نگرفته باشد. این هنرمند پیشکسوت با اشاره به تفکرات کلیدی این صدر اعظم تاریخ‌ساز افزود: قائم‌مقام در نخستین روز وزارت خود جمله‌ای کلیدی دارد که سیاست، اراده و نیت او را به روشنی عیان می‌کند؛

او با قاطعیت می‌گوید: «نخست باید به رفاه رعیت و تأمین معیشت مردم بپردازیم، که مملکت از آن رعیت است نه امرا و شاهان.» او همچنین در جای دیگری تأکید می‌کند که مملکت با خاله‌بازی، خویشاوندی و چشم‌هم‌چشمی پیش نمی‌رود، بلکه پیشرفت و آبادانی تنها در سایه فداکاری‌ها و ایثار‌های اجتماعی امکان‌پذیر است.

زنده‌سازی بستر تاریخ وی با اشاره به مکان‌های اجرای نمایش و انتخاب فضا‌ها بیان کرد: کارگردان اصرار داشت که نمایش را در باغ نگارستان —همان مکانی که او را در آنجا به شهادت رساندند— به صحنه ببریم تا حال‌وهوای تاریخی اثر بیشتر زنده شود. انتخاب مدرسه‌ی صمصامی در اراک نیز بیش از هر چیز به خاطر شباهت آن به محل اجرای قبلی، حس گذشته و معماری تاریخی‌اش صورت گرفت. هژیرآزاد در برشمردن بازخورد‌های مردمی در اراک اضافه کرد: مخاطبان خون‌گرم اراکی، هزاوه و مهرآبادی اثر را با دل و جان پسندیدند، با آن همزادپنداری کردند و با تشویق‌های گرمشان ما را دلگرم ساختند؛

به گونه‌ای که مدام بر تکرار و استمرار این دست آثار نمایشی —که راوی زندگی مفاخر فرهنگی هستند— اصرار داشتند. بازیگر نقش قائم‌مقام در پاسخ به پرسشی پیرامون شباهت رویداد‌های تلخ تاریخی با دغدغه‌های امروز جامعه خاطرنشان کرد: پاسخ پرسش شما را شاید بتوان در یکی از جملات تأثیرگذار خود نمایش جست‌و‌جو کرد؛ آن‌جا که با تلخی به حقیقت تاریخ اشاره می‌کنیم: «تاریخ این سرزمین مملو از حسرت وتاثر است، البته ما خودمان هم در این خصوص مقصریم ما چو کورانه عصا‌ها میزنیم، لاجرم قندیل‌ها را بشکنیم» تاریخ ما متأسفانه همواره مملو از چرخه‌ی تلخ نخبه‌کشی بوده است؛

از سهروردی و خواجه نظام‌الملک گرفته تا امیرکبیر و قائم‌مقام.

منبع: جام جم آنلاین

منبع خبرجام جم آنلاین
نمای زنده فرهاببه‌روزرسانی 19:49
133,761مطلب نمایه‌شده
103,178موضوع و برچسب
30منبع خبری
14حوزه موضوعی