رفتن به محتوای اصلی
فرهنگی هنریشبکه شرق3 دقیقه مطالعه

3 سال در میدان خاکستری

به گزارش گروه رسانه‌ای شرق، شرق: زهرا رضی از پرسه‌زدن در خیابان‌های تهران به میدان امام حسین(ع) رسید. قرار نبود پروژه‌ای سه‌ساله شکل بگیرد. چند بار رفت و برگشت و بعد میدان ماندگار شد. تابستان‌ها هفته‌ای دو، سه روز به آنجا می‌رفت. از بچه‌ها شروع کرد و بعد سراغ…

به گزارش گروه رسانه‌ای شرق،

شرق: زهرا رضی از پرسه‌زدن در خیابان‌های تهران به میدان امام حسین(ع) رسید. قرار نبود پروژه‌ای سه‌ساله شکل بگیرد. چند بار رفت و برگشت و بعد میدان ماندگار شد. تابستان‌ها هفته‌ای دو، سه روز به آنجا می‌رفت. از بچه‌ها شروع کرد و بعد سراغ مردانی رفت که گوشه میدان می‌نشستند و مادرهایی که همراه کودکانشان می‌آمدند. شهری را که همیشه رنگی می‌دید، در این میدان، خاکستری یافت. حاصل این سه سال حالا با عنوان «درشتی‌های شهر» در خانه آفرینش‌های شهری وارطان به نمایش درآمده است. عکاسی زهرا رضی از خیابان شروع شد. دوربین را برمی‌داشت و در شهر راه می‌رفت.

در عکس‌های نخست بیشتر خیابان و ساختمان بود و آدم‌ها کمتر دیده می‌شدند. کم‌کم آدم‌ها وارد عکس‌هایش شدند. یکی از همین پرسه‌ها او را از خیابان انقلاب به میدان امام حسین رساند. میدان با فضای باز و سازه‌های بزرگش برای او ناآشنا بود و همین شد که دوباره برگشت. رضی می‌گوید: فکر نمی‌کردم در تهران چنین فضایی وجود داشته باشد. فضای باز میدان برای عکاسی دستم را باز می‌کرد و آدم‌های مختلفی هم آنجا بودند. همین باعث شد دوباره برگردم.

این رفت‌وآمد سه سال ادامه پیدا کرد. رضی در تابستان‌ها معمولا هفته‌ای دو یا سه روز به میدان امام حسین می‌رفت. اول از بچه‌ها عکس گرفت. ارتباط با آنها آسان‌تر بود و حضورشان کمک کرد بتواند به بقیه آدم‌های میدان هم نزدیک شود. می‌گوید: بچه‌ها آدم‌های امن من در آن فضا شدند. وقتی آنها به من اعتماد کردند، پدر و مادرها و بقیه آدم‌ها هم راحت‌تر اعتماد می‌کردند. بعد از مدتی دیگر خودم هم برای آدم‌های میدان غریبه نبودم.

روی دیوارهای نمایشگاه، همین آدم‌ها دیده می‌شوند. مردی پای دیوار نشسته است. چند نفر در گوشه میدان مانده‌اند. بعضی فقط از میان سازه‌ها رد می‌شوند. چند قاب آن‌طرف‌تر بچه‌ها از همان سازه‌ها بالا رفته‌اند و چیزی را که برای بزرگسالان فقط بخشی از میدان است، به وسیله بازی تبدیل کرده‌اند. رضی می‌گوید همین تفاوت مسیر پروژه را برایش روشن کرد: یک طرف بچه‌هایی بودند که همه این سازه‌ها را به بازی گرفته بودند و زندگی خودشان را می‌کردند. طرف دیگر آدم‌هایی بودند که انگار خودشان هم مثل این المان‌ها، خاکستری شده بودند. همین تناقض باعث شد پروژه را ادامه بدهم.

در سه سالی که رضی به میدان امام حسین رفت، آدم‌های ثابت و گذری زیادی را دید. بعضی فقط عبور می‌کردند. بچه‌ها برای بازی می‌آمدند. مادرها همراه آنها می‌نشستند و مردانی بودند که ساعت‌ها در میدان می‌ماندند. رضی می‌گوید: در میدان به این بزرگی چیزی که کمتر می‌دیدم، نشاط بود. بچه‌ها زندگی را به فضا می‌آوردند. مادرهایی هم که با بچه‌ها آمده بودند‌ تا حدی همین حال را داشتند، اما در خیلی از مردها بیشتر خستگی و انتظار می‌دیدم.

بخش مهمی از عکس‌های او به کودکان میدان امام حسین مربوط است. همه این پرتره‌ها در نمایشگاه جا نشده‌اند اما همان عکس‌هایی که روی دیوار آمده‌اند، نشان می‌دهند کودکان چطور میدان را به شکل خودشان استفاده کرده‌اند. از سازه‌ها بالا رفته‌اند و میان آنها بازی کرده‌اند. چند متر آن‌طرف‌تر، مردی زیر همان سازه نشسته است. همین فاصله میان بازی و انتظار، یکی از روایت‌های اصلی «درشتی‌های شهر» است. عکس‌ها رنگی‌اند، هرچند خاکستری بر بسیاری از قاب‌ها غلبه دارد. رضی می‌گوید: «من جهان را سیاه‌ و سفید نمی‌بینم. جهان من رنگی است، اما رنگ این فضا برای من کاملا خاکستری بود‌».

در عکس‌ها هم این خاکستری باقی مانده است و گاهی رنگ لباس یک کودک یا حضور آدمی در گوشه قاب، آن را می‌شکند. «درشتی‌های شهر» روایت میدان امام حسین از نگاه کسی است که سه سال به آن برگشته و فقط از کنار آن رد نشده است. در این عکس‌ها می‌شود دید مردمی که وارد یک فضای طراحی‌شده شهری می‌شوند، چگونه آن را برای خودشان تغییر می‌دهند؛ یکی می‌نشیند، یکی منتظر می‌ماند، یکی عبور می‌کند و کودکی از سازه بالا می‌رود.

منبع: شبکه شرق

منبع خبرشبکه شرق
نمای زنده فرهاببه‌روزرسانی 06:45
96,787مطلب نمایه‌شده
60,936موضوع و برچسب
30منبع خبری
14حوزه موضوعی