در طول این سالها، ویژگیهای شخصیتی و حرفهای متعددی را در افراد مختلف دیدهام؛ با این حال، برخی ویژگیها در بعضی افراد برجستگی بیشتری دارند و کمتر میتوان مجموعه آنها را در یک نفر پیدا کرد. اگر بخواهم شخصیت مهندس خلیلی را در چند شاخص خلاصه کنم، پیش از هر چیز باید به توجه ایشان به منافع ملی و توسعه کشور اشاره کنم.
ایران همواره اولویت اصلی مهندس خلیلی بود. ایشان معتقد بودند سیاستگذاران باید در تصمیمگیریها و برنامهریزیهای خود، رفاه مردم، رشد اقتصادی، بهبود فضای کسبوکار و، مهمتر از همه، سربلندی کشور را در کانون توجه قرار دهند. بر این موضوع تاکید فراوانی داشتند. اگر به صنعت، توسعه صنعتی، اشتغال یا رشد اقتصادی فکر میکردند، همه این اهداف را در گرو برخورداری از ایرانی سربلند و سرافراز میدانستند. این نگاه یکی از ویژگیهای اصلی شخصیت ایشان بود و تلاشهایشان برای پیگیری آن شایسته تقدیر است.
از دیگر ویژگیهای برجسته مهندس خلیلی، تلاش و پیگیری خستگیناپذیر ایشان بود. پس از انقلاب با گرفتاریها و مشکلات متعددی روبهرو شدند و برای بازپسگیری حقوق و داراییهای خود، ۲۵۴بار به دادگاهها مراجعه کردند. این تعداد مراجعه، بیانگر تلاش فراوان ایشان و ناامید نشدن در برابر مشکلات بود. چنین پایداریای را در هر کسی نمیتوان دید. بسیاری از افراد در مواجهه با شرایط مشابه، زود کنار میکشند و پیگیری را رها میکنند؛ اما مهندس خلیلی ایستادگی کردند و از دنبال کردن حقوق خود دست نکشیدند. ایشان با پایداری در این مسیر نشان دادند که میتوان برای احقاق حق ایستادگی و پیگیری کرد.
نگاه بلندمدت ایشان به توسعه نیز از ویژگیهای مهمی بود که همواره برایم اهمیت داشت. مهندس خلیلی بارها تاکید میکردند که انسان باید محور توسعه باشد. از ایشان میشنیدم که توسعه صنعتی، اقتصادی، سیاسی و اجتماعی، همگی حول محور انسان و توسعه انسانی شکل میگیرند. ایشان به گسترش رواداری و مدارا در میان مردم اعتقاد عمیقی داشتند و بر این باور بودند که باید این ویژگیها را از طریق تجربه و انتقال تجربه میان انسانها رواج داد، نه اینکه صرفا به آموزش نظری اکتفا کرد.
نگاه ایشان به مردم، بهویژه جوانان و فعالان اقتصادی، برایم بسیار جالب بود. مهندس خلیلی این گروهها را سرمایهای اساسی میدانستند و باور داشتند که دیگر ظرفیتها و بخشهای جامعه باید حول محور انسانها شکل بگیرند. از نظر ایشان، انسانها و تواناییهایشان پایه اصلی پیشرفت بودند و توسعه کشور نیز باید بر همین مبنا پیش برود. توجه به توسعه در اندیشه و عمل مهندس خلیلی، در فعالیتهایی که طی سالهای پایانی عمرشان آغاز کردند نیز آشکار بود. ایشان مجموعهای را با هدف کمک به توسعه ایران شکل دادند و افراد برجستهای را گرد هم آوردند تا این هدف را دنبال کنند.
برای شکلگیری و پیشبرد این مجموعه وقت و انرژی فراوانی صرف کردند. یکی از نخستین نتایج این فعالیتها، پژوهش «چرا ایران صنعتی نشد؟» بود که دکتر نیلی و همکارانشان ارائه کردند. این پژوهش، تحقیقی ارزشمند و اثرگذار بود و از توجه مهندس خلیلی به بررسی علمی و دقیق مسائل کشور حکایت داشت. ایشان با پایهگذاری این مرکز، به دنبال شکلدادن به مجموعهای بودند که پس از خودشان نیز بتواند اهداف و اندیشههایشان را دنبال کند.
در مجموع، در شخصیت مهندس خلیلی ویژگیهایی میدیدم که کمتر میتوان همه آنها را در یک نفر جمعشده یافت: علم و دانش، تجربه، درک عمیق مسائل، آیندهنگری، ملیگرایی و نگاه به توسعه بهعنوان اصلیترین هدف. این مجموعه ویژگیها در شخصیت ایشان برجستگی خاصی داشت.
امروز، وقتی از کمشدن کارآفرینانی با ویژگیهای مهندس خلیلی، بهویژه در میان نسل جوانتر، صحبت میکنیم، به نظرم باید به فضای کسبوکار کشور توجه کنیم. زمانی که بهرهوری، تولید، اشتغال و رشد اقتصادی بر پایه تولید و فعالیت مولد شکل میگرفت، افرادی مانند محسن خلیلی نیز در چنین فضایی رشد کردند، پرورش یافتند و فعالیت خود را ادامه دادند. متاسفانه امروز فضای اقتصادی کشور به سمت واسطهگری و رانت رفته است. در چنین فضایی، کمتر میتوان افرادی مانند محسن خلیلی پیدا کرد. اگر هم چنین افرادی حضور داشته باشند، بیشتر از نسلهای گذشتهاند و در دورهای متفاوت رشد کردهاند.
به باور من، ویژگیهایی که در شخصیت مهندس خلیلی به آنها اشاره کردم، در فضای مناسب کسبوکار و در اقتصاد رقابتی و آزاد امکان شکلگیری و رشد دارند. در مقابل، در فضایی رانتی و ناسالم، زمینه مناسبی برای پرورش چنین ویژگیهایی وجود ندارد و نمیتوان انتظار داشت افراد بسیاری با همان خصوصیات ظهور کنند.
منبع: دنیای اقتصاد



