خوشخیالی برخی جریانهای داخلی مانع از درک این واقعیت میشود که دشمن پس از ناکامی در دستیابی به اهداف اصلی، گامبهگام به سمت محاصره دریایی و هوایی حرکت میکند تا در صورت فراهم شدن شرایط سیاسی و اقتصادی، زمینه را برای هجمه نظامی مجدد مهیا سازد. آغاز محاصره دریایی درست یک روز پس از سفر هیأت ایرانی به اسلامآباد و سپس کلید خوردن محاصره هوایی متعاقب سفر دیپلماتیک به نیویورک، نشان میدهد که طرف آمریکایی ابعاد ضربهپذیری کشور را بهدقت میسنجد.
زمانی که حتی ۴۰ روز پس از شهادت رهبری، رفتوآمدهای دیپلماتیک مانند سفر به اسلامآباد انجام میشود، طرف آمریکایی اینگونه برداشت میکند که قابلیت ضربه زدن بیشتر و اخذ امتیاز از ایران همچنان وجود دارد.امروز اصرار مداوم بر مقوله مذاکره، پیام ضعف مخابره میکند؛ چراکه واشنگتن دیپلماسی را نه یک گفتوگو بلکه ابزاری برای تثبیت خواستههای یکجانبه خود روی کاغذ میداند. هنگامی که وزیر خارجه کشور گزینههای پیشرو را به دو راهکار محدود میسازد و گزینه اول را غیرعملی نشان میدهد، عملا مذاکره بهعنوان تنها مسیر ممکن تلقی میگردد.
چنین موضعگیریهایی این پیام را به دشمن منتقل میکند که هزینههای تهاجم نظامی برای ایران غیرقابلتحمل است و کشور راهی جز دادن امتیاز ندارد. عدم درک این ظرایف منطقی از سوی برخی، متأسفانه زمینه را برای فشارهای بیشتر فراهم میآورد.از منظر حقوق بینالملل، محاصره هوایی و دریایی یک عمل جنگی صریح همتراز با تهاجم موشکی محسوب میشود. در گام نخست مسئولان اجرایی باید ابعاد دقیق این تحرکات را درک کنند. اگرچه سخنرانی رئیسجمهور در مجمع عمومی سازمان ملل متحد نکات مثبتی داشت، اما تاکید سهباره بر مسأله مذاکره در همان تریبون، اشتباهی محاسباتی بود.
برای خروج از این وضعیت، هیچ چارهای جز اعمال استراتژی مقابلهبهمثل و کنار گذاشتن نگاه التماسگونه برای توافق پیش از انتخابات آمریکا وجود ندارد. براساس این رویکرد منطقی که از سوی مسئولانی، چون دبیر شورایعالی امنیت ملی نیز مطرح شد، اگر ایران امکان پرواز نداشته باشد، تمام کشورهایی که ایالات متحده را در تحقق این محاصره یاری میدهند نیز باید هزینههای آن را بپردازند و امکان پرواز از آنان سلب گردد.درخصوص طرحهای مطرحشده مانند بازگشایی هفتروزه تنگه هرمز در صورت تحقق شروط ایران، باید تاکید کرد که خواسته های هفتگانه کاملا طبیعی و بر حق است.
توقف جنگ، پایان دادن به تجاوزات نظامی و رفع تحریمهای غیرقانونی حداقل مطالبات ملت ایران بهشمار میرود. با این حال، وجود تناقضهای رفتاری در دستگاه اجرایی زیانبار است. در شرایطی که دبیر شورایعالی امنیت ملی صراحتا اعلام میدارد مذاکرهای در کار نیست و ایران منتظر اقدام عملی دشمن میماند، تکرار سخنان مربوط به مذاکره در سخنرانی سازمان ملل و مصاحبه رئیسجمهور با شبکه فاکسنیوز ایجاد تناقض میکند. برای حفظ اقتدار کشور، اصلاح فوری این ناهماهنگیها و ایستادگی بر موضع صحیح شورایعالی امنیت ملی ضرورتی حیاتی محسوب میشود.
منبع: جام جم آنلاین



