رفتن به محتوای اصلی
امنیت و دفاعفرهاب سامانه تحلیل اخبار3 دقیقه مطالعه

نیرویی نظامی که تابع دولت مشروطه بود

اثری که هم اینک در معرفی آن سخن می‌رود، همانگونه که در عـــنوان خویش آورده، به «ژاندارمری» به مثابــه «رقیب قزاقخانه و الگوی بدیـــل قشون متحدالشکل رضاخان» نگریسته و ساختار آن را بازنمایانده است

نیرویی نظامی که تابع دولت مشروطه بود

جوان آنلاین: اثری که هم اینک در معرفی آن سخن می‌رود، همانگونه که در عـــنوان خویش آورده، به «ژاندارمری» به مثابــه «رقیب قزاقخانه و الگوی بدیـــل قشون متحدالشکل رضاخان» نگریسته و ساختار آن را بازنمایانده است. شایان ذکر است که در باب این موضوع، به ترتیبی که کتابِ یادشده بدان پرداخته تاکنون تحقیقی انجام و عرضه نشده است. این درحالی است که بازشناسی نهاد ژاندارمری، ماهیت، ساختار و کارنامه آن، به فهم مناسبات نظامی در ادوار پیش و پس از ظهور رضاخان کمک فراوانی خواهد کرد و به ویژه علل تعطیل آن ازسوی قزاق را شفافیتی دوچندان خواهد بخشید.

این پژوهش ازسوی دکتر حسین مولایی انجام شده و انتشارات پژوهشکده تاریخ معاصر، آن را به زیور طبع آراسته است. تارنمای ناشر در اشاره به مضمون و محتوای این دفتر، نکات پی آمده را از نظر دور نداشته است:«کتاب «ژاندارمری: رقیب قزاقخانه و الگوی بدیل قشون متحدالشکل رضاخان» به قلم دکتر حسین مولایی، ازسوی انتشارات پژوهشکده تاریخ معاصر روانه بازار نشر شد. این اثری پژوهشی و جامع در تاریخ نهادی و نظامی ایران است که فراتر از یک روایت صرف، به کالبدشکافی پارادایم‌های حاکم بر قوای مسلح ایران می‌پردازد.

مولایی در مقدمه این اثر، ریشه‌های ضرورت اصلاحات نظامی را در شوک ناشی از شکست‌های مکرر ایران در جنگ‌های دوره اول و دوم ایران و روس (۱۲۱۸- ۱۲۴۳ق) جست‌و‌جو می‌کند. به باور او، ایجاد یک نیروی نظامی مدرن و منسجم، آرزوی دیرینه حکام و نخبگان ایرانی بود تا بتوانند از موجودیت کشور در برابر تهاجمات خارجی دفاع کنند. تلاش‌های عباس میرزا، اعزام جوانان به اروپا و استخدام مستشاران، همگی گام‌هایی در این مسیر بود که با موانع جدی همچون فشار قدرت‌های خارجی (روسیه و انگلستان) و مقاومت نیرو‌های سنتی در داخل روبه‌رو شد.

کتاب با نقد جدی به تأسیس بریگاد قزاق در عصر ناصری، آن را یک نقطه عطف منفی در تاریخ نظامی ایران می‌داند. در حالی که انتظار می‌رفت نوسازی ارتش به استقلال ملی بینجامد، قزاقخانه به ابزاری برای تثبیت اقتدار پادشاه و حراست از تاج‌وتخت تبدیل شد و وابستگی ساختاری به روسیه را تشدید کرد. در مقابل، نویسنده بر ظهور ژاندارمری پس از انقلاب مشروطه تأکید می‌کند؛ نهادی که برخلاف قزاقخانه، به دولت و مجلس پاسخگو بود و برای نخستین‌بار مفهوم نیروی نظامی تابع دولت مشروطه را در ایران معنا بخشید.

بخش‌های میانی و پایانی کتاب، به یکی از پنهان‌ترین زوایای تاریخ پهلوی اول می‌پردازد: چگونه رضاخان ژاندارمری را از میان برد؟ مولایی با تحلیل اسناد محرمانه، از ترفند‌های رضاخان برای بی‌اعتبارسازی این نهاد پرده برمی‌دارد. ایجاد تبعیض‌های مالی ساختاری برای ارتقای قزاق‌ها و تسهیل روند شکست‌های ژاندارمری در وقایع مهمی چون: قیام محمدتقی خان پسیان، قیام لاهوتی و مواجهه با سمیتقو، همگی قطعاتی از پازل رضاخان برای انحلال این رقیب قدرتمند و جانشینی آن با نهاد امنیه بود.

واکاوی این روند در کتاب ژاندارمری، نه‌تنها به شناخت دقیق‌تری از سیمای واقعی رضاخان یاری می‌رساند، بلکه درک تازه‌ای از نسبت میان اقتدارگرایی و نظامی‌گری در ایران را فراهم می‌آورد. نویسنده نشان می‌دهد چگونه با حذف ژاندارمری، آرمان‌های نظامی‌گری مسئولیت‌پذیر و مشروطه‌خواه، فدای نظم متمرکز و فردمحور شد….»

منبع: جوان آنلاین

منبع خبرفرهاب سامانه تحلیل اخبار