به گزارش اقتصادنیوز، ابهام بر سر برگزاری انتخابات شوراهای شهر و روستا همچنان پابرجاست. بر اساس اصلاحیه قانون انتخابات شوراها که در اسفند ۱۴۰۳ به تصویب مجلس رسید، دوره ششم به مدت ۱۰ ماه تمدید شد و قرار بود با برگزاری انتخابات در اردیبهشت ماه، دوره هفتم از ۲۸ خرداد ۱۴۰۵ آغاز شود اما شرایط جنگی امکان برگزاری انتخابات را گرفت و تا امروز فعالیت شوراها ادامه یافته است. برخی فعالان سیاسی و کارشناسان معتقدند شرایط اضطراری که مبنای این تمدید قرار گرفت، دیگر نمیتواند توجیهکننده استمرار این وضعیت باشد.
طی چند روز گذشته نیز زینیوند سخنگوی وزارت کشور درباره زمان قطعی انتخابات شوراها گفت: «کمیته مشترک مجلس، وزارت کشور و دبیرخانه شعام برای مسائل امنیتی تشکیل شده و طبق سیاستهای ابلاغی رهبر شهید باید هر دو سال یک انتخابات انجام دهیم و قاعدتاً تا پایان سال ۱۴۰۵ انتخابات شوراها را باید برگزار کنیم. راهکارهایی را تدبیر کردیم و قانون شوراهای فعلی این اجازه را به ما داده است که در چند مرحله انتخابات شوراها را برگزار کنیم.
اگر وارد جنگ شدیم و در برخی حوزهها هم نتوانستیم انتخابات را برگزار کنیم، طبق قانون در شهرها استانداران جانشین قائم مقام شورا هستند در تهران وزیر کشور قائم مقام شورا است و در روستاها، شورای بخش قائم مقام است و خلاء قانونی در این زمینه نداریم.» در همین راستا، حجت نظری، نماینده پیشین شورای شهر تهران و فعال سیاسی اصلاحطلب، در گفتوگو با «اقتصادنیوز» با تأکید بر اینکه تمدید قانونی دوره شوراها در شرایط اضطراری قابل خدشه نیست، معتقد است ادامه این وضعیت نیازمند تصمیمگیری جدی است.
او همچنین درباره عملکرد مدیریت شهری تهران، نگرانیها نسبت به استفاده از ظرفیتهای شهر برای اهداف سیاسی و ضرورت تعیین تکلیف آینده شوراها و شهرداریها توضیح میدهد. گفتگوی اقتصادنیوز با حجت نظری، فعال سیاسی اصلاحطلب را بخوانید. **** *آقای نظری! با توجه به اینکه انتخابات شوراهای اسلامی شهر و روستا به دلیل شرایط جنگی و نیمه جنگی ایران برگزار نشد و دوره فعالیت شوراهای فعلی نیز تمدید شده است، پرسش اصلی این است که این استمرار فعالیت از منظر قانونی تا چه اندازه قابل دفاع است؟ و ادامه این شرایط توجیه دارد؟
وقتی از قانون صحبت میکنیم، باید توجه داشته باشیم که قانون دارای مرجع تصویب است و زمانی که همان مرجع قانونگذار در مراحل بعدی، اقتضائات و الزاماتی را پیشبینی میکند و بر اساس آن شرایط، تغییراتی در اجرای قانون قبلی ایجاد میشود، نمیتوان گفت اقدامی غیرقانونی رخ داده است. به طور مشخص، درباره قانون انتخابات شوراها، مجلس شورای اسلامی تصویب کرده است که نهادی تحت عنوان شورای اسلامی شهر و روستا شکل بگیرد و این شوراها به مدت چهار سال و از طریق انتخابات تشکیل شوند.
اما در ادامه، همین مرجع قانونگذاری ممکن است به هر دلیلی، با توجه به اقتضائات شرایط و زمانه، مدت فعالیت این شوراها را برای مدتی مانند شش ماه، یک سال یا ۱۰ ماه تمدید کند. وقتی خود مرجع قانونگذاری چنین تمدیدی را انجام میدهد، طبیعتاً این تمدید قانونی است و به این معناست که اتفاقی خارج از قانون یا خلاف قانون رخ نداده است. همچنین زمانی که نهادی مانند شورای عالی امنیت ملی موضوعی را تصویب و ابلاغ میکند، تصمیم آن نیز در حکم قانون است. بنابراین نمیتوانیم بگوییم در این موضوع اقدام غیرقانونی اتفاق افتاده است.
اما اینکه بگوییم این اتفاق با منطق و ساختارهای جاری ما در ایران همخوانی دارد یا خیر، تازه محل بحث و گفتوگو خواهد بود. به نظر من، اقدام اولیه مجلس شورای اسلامی یا شورای عالی امنیت ملی با توجه به وجود شرایط اضطراری در کشور و درگیری نهادهای ناظر، بهویژه نهادهای نظامی و انتظامی، در موضوعات مختلف از جمله درگیریهای داخلی و اینکه این نیروها امکان درگیر شدن همزمان در موضوع انتخابات را نداشتند، یک اقدام مقطعی درست بود. اما اینکه تصور کنیم این اقدام مقطعی و موقت میتواند همچنان ادامه داشته باشد، دستکم با منطق من همخوانی ندارد.
استمرار وضع موجود به صلاح شهرها و روستاها نیست من معتقدم شرایط امروز با زمانی که تصمیم گرفته شد تا عمر شوراهای دوره ششم چند ماه یا چند سال افزایش پیدا کند تا کشور از شرایط اضطراری خارج شود، متفاوت است. به نظر من، امروز آن وضعیت اضطراری کنار رفته و شرایط نسبتاً عادی شده است. البته معتقدم علیرغم اینکه شرایط هنوز به طور کامل عادی نشده، اما دیگر باید برای ادامه وضع موجود فکری کرد. حتماً باید یک تصمیم جدی برای تعیین تکلیف وضعیت شوراهای اسلامی شهر دوره ششم گرفته شود.
شخصاً معتقدم استمرار وضع موجود به صلاح شهرها و روستاها نیست و وزارت کشور باید موضوع را از طریق شورای عالی امنیت ملی و مجلس شورای اسلامی دنبال کند تا اگر امکان برگزاری انتخابات وجود دارد، در نیمه دوم سال ۱۴۰۵ این انتخابات برگزار شود. اگر هم به هر دلیلی امکان برگزاری انتخابات توسط نهاد مجری و ناظر وجود نداشت، به نظر من بهترین اتفاقی که میتواند رخ دهد این است که پایان دوره شوراهای ششم اعلام شود و وزارت کشور به جانشینی شوراها نسبت به تعیین تکلیف موضوع اقدام کند؛
یعنی به طور مشخص درباره ابقا یا انتخاب فرد جدید برای تصدی مسئولیت شهرداریها و دهیاریها تصمیمگیری شود. *با توجه به اینکه در ماههای اخیر نگرانیهای مختلفی درباره عملکرد شوراها و شهرداریها مطرح شده و برخی معتقدند باید هرچه سریعتر وضعیت مدیریت شهری تعیین تکلیف شود، شما چه نگرانیهایی را در این زمینه جدی میدانید؟ بهطور مشخص درباره تهران که بهعنوان پایتخت و یک ابرشهر، نقش ویژهای در ساختار اداری، فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی کشور دارد، ارزیابی شما از وضعیت موجود چیست؟
با توجه به اینکه تهران ابرشهر ایران است و در کنار وسعت جغرافیایی و سطح جمعیتی که دارد، بهعنوان پایتخت ایران، مرکز تجمع حوزههای مختلف اداری، نظامی، فرهنگی، ورزشی و بخشهای متنوع دیگر در کشور محسوب میشود، عمدتاً وقتی افراد میخواهند درباره شهر در ایران اظهار نظر کنند، اولین چیزی که به ذهنشان میرسد و نخستین مصداقی که به آن توجه میکنند، شهر تهران است. بخش عمدهای از این نگرانیها مربوط به اقداماتی است که شهردار محترم تهران طی شش سال اخیر و در واقع در حدود پنج سال و چند ماه گذشته انجام داده است.
نگرانی موجود این است که با توجه به اینکه آقای شهردار تهران بارها تمایل خود را برای رسیدن به جایگاه ریاستجمهوری نشان داده و چند بار نیز نامزد انتخابات ریاستجمهوری بوده است، از ظرفیتهای موجود در شهر تهران برای ماجراجوییهای بعدی استفاده شود. اکنون که این امکان وجود دارد و دوره مدیریتی فعلی نیز همچنان در حال تمدید شدن است، این نگرانی وجود دارد که از این فرصت برای هموار کردن مسیر دستیابی به آن هدف یا رویای دیرینه استفاده شود.
نباید منابع شهر تهران برای آینده پیشخور شود به نظر میرسد شرایط جنگی و مجموعه اقداماتی که در شهر تهران نیز رقم خورده، به نوعی به این نگرانیها دامن زده است. برای مثال، در موضوع جبران خسارت افرادی که در جریان جنگ آسیب دیدهاند، بازسازی منازل آنها و جبران خسارتهای واردشده، شهرداری تهران پیشقدم شده و اعلام کرده است که آمادگی دارد بدون دریافت بودجه از دولت، نسبت به بازسازی منازل اقدام کند.
در نگاه نخست، این اقدام یک کار انساندوستانه به نظر میرسد و طبیعتاً شایسته تقدیر است.اما نگرانیها زمانی بیشتر میشود که میبینیم شهرداری برای تأمین منابع لازم برای این اقدام، به سمت تغییراتی در طرح تفصیلی شهر تهران حرکت میکند. مشخصاً تلاشهایی که از طریق تغییر کاربریها انجام میشود، بارگذاریهایی که بعضاً بیش از میزان پیشبینیشده صورت میگیرد و اقدامات مشابه، این نگرانی را ایجاد میکند که استمرار این دوره مدیریتی و طولانیتر شدن زمان فعالیت، باعث شود منابع شهر به نوعی پیشخور شود؛
به شکلی که دورههای بعدی مدیریت شهری ناچار باشند صرفاً درگیر حلوفصل و مدیریت پیامدهای تصمیماتی باشند که در این دوره ششساله رقم خورده است. به تعبیر دیگر، نگرانیای که وجود دارد این است که شهر تهران پیشفروش شود. منابعی که باید برای نسلهای مختلف در شهر تهران باقی بماند؛ از جمله ظرفیتهای مربوط به تراکم، هوایی که در شهر تهران جریان دارد، ظرفیت خیابانها و معابر و موضوعاتی مانند ترافیک، برای دستیابی به برخی اهداف از پیش، هزینه شود.طبیعتاً بخشی از نگرانیها به همین موضوع بازمیگردد.
بخش دیگری از نگرانیها نیز مربوط به کارکنان مدیریت شهری و برخی موضوعات جزئیتر است که شاید در شرایط فعلی چندان جای پرداختن به آنها نباشد. اما همینقدر میتوانم بگویم که شمار قابل توجهی از کارکنان شریف و زحمتکش شهرداری تهران در این روزها نگرانی جدی دارند که استمرار وضع موجود در مدیریت شهری پایتخت، میتواند مشکلات قابل توجهی هم برای آنها بهعنوان کارکنان این مجموعه و هم برای شهروندان تهرانی ایجاد کند. *اگر انتخابات شوراها برگزار شود و بار دیگر امکان رقابت برای تصدی کرسیهای شورا و مدیریت شهری فراهم شود، وضعیت جریان اصلاحات را چگونه ارزیابی میکنید؟
آیا این جریان امکان و ظرفیت دعوت مردم به مشارکت و حضور در انتخابات را خواهد داشت؟ واقعاً نمیتوانم در حال حاضر درباره میزان مشارکت مردم و میزان حضور آنها پای صندوقهای رأی اظهار نظر کنم. اما به طور کلی، آن چیزی که میتوانم از آرایش سیاسی گروههای مختلف سیاسی برداشت کنم و این برداشت را خدمت شما عرض کنم، این است که بخش قابل توجهی از جریان اصلاحات در انتخابات شرکت خواهد کرد. طبیعتاً ممکن است بخشی از جریان اصلاحات هم موافق شرکت در انتخابات نباشد و مسیر دیگری را بخواهد طی کند.
از این بابت طبیعی است که کلیت جریان اصلاحات یک رأی و نظر واحد ندارد.اما من فکر میکنم احزاب مختلف و شمار قابل توجهی از احزاب در جریان اصلاحات، در انتخابات پیشرو شرکت خواهند کرد. امیدوارم اصولگراها هم خیلی بیشتر از گذشته در این زمینه تلاش کنند و امیدوارم شرایط اقتصادی و فضای عمومی جامعه به شکلی باشد که هم مردم رغبت بیشتری برای حضور پای صندوقهای رأی داشته باشند و هم اصلاحطلبان بتوانند بیشتر از مردم دعوت کنند تا در انتخابات حضور پیدا کنند.
واقعیت این است که دولت آقای دکتر پزشکیان برآمده از جریان اصلاحات و کلیت اصلاحطلبان است و از این بابت، بسیاری در جامعه ممکن است مشکلات معیشتی موجود را به پای جریان اصلاحات هم بنویسند. به همین دلیل، ممکن است بخشی از اصلاحطلبان رغبت کمتری برای دعوت مجدد از مردم جهت حضور پای صندوقهای رأی داشته باشند. طبیعتاً این شرایط برای اصولگرایان وجود ندارد؛ چراکه اصولگرایان در شرایط فعلی به نوعی دولت را از خود نمیدانند و خود را در جایگاه منتقد دولت قرار دادهاند.در نتیجه، معمولاً تلاش آنها برای کسب کرسیهای انتخاباتی جدیتر و راحتتر خواهد بود.
منبع: اقتصاد نیوز



