رویداد۲۴| مسعود پزشکیان فردا برای شرکت و سخنرانی در هشتاد و یکمین نشست مجمع عمومی سازمان ملل متحد راهی نیویورک میشود؛ سفری که این بار، برخلاف بسیاری از سفرهای سالانه روسای جمهور ایران به نیویورک، تنها یک حضور دیپلماتیک معمولی نیست. در شرایطی که روابط ایران و آمریکا همچنان پرتنش است و سایه بحرانهای امنیتی و اقتصادی بر سیاست خارجی ایران سنگینی میکند، حضور رئیسجمهور در مقر سازمان ملل به موضوعی بحثبرانگیز در داخل ایران تبدیل شده است.
از یک سو، حامیان دیپلماسی آن را فرصتی برای انتقال مستقیم پیام تهران و استفاده از ظرفیت دیدارهای حاشیهای میدانند و از سوی دیگر، برخی چهرههای اصولگرا و حتی شماری از فعالان سیاسی نزدیک به جریان اصلاحطلب درباره ضرورت و دستاورد چنین سفری تردید کردهاند. این اختلاف نظرها حتی پیش از آغاز سفر به فضای مجازی کشیده شده است؛ چنان که مثل سالهای قبل پرسش این نیست که پزشکیان در سازمان ملل چه خواهد گفت، بلکه این است که در چنین شرایطی اساساً رفتن به نیویورک چه دستاوردی میتواند برای ایران داشته باشد؟
پزشکیان میرود، اما تیم رسانهایاش نه یکی از نخستین حاشیههای سفر امسال، به ترکیب هیات ایرانی مربوط است. بر اساس گزارش ایسنا، امسال به اعضای تیم رسانهای رئیسجمهور ویزای ورود به آمریکا داده نشده است؛ موضوعی که عملاً سفر پزشکیان را از نظر پوشش رسانهای نیز متفاوت کرده است. این اتفاق در شرایطی رخ میدهد که هشتاد و یکمین دوره مجمع عمومی سازمان ملل از ۲۲ سپتامبر ۲۰۲۶ آغاز میشود و تا ۷ سپتامبر ۲۰۲۷ ادامه خواهد داشت و بخش مهمی از برنامههای سیاسی سران کشورها در روزهای آغازین این نشست برگزار میشود.
در نتیجه، پزشکیان در حالی به نیویورک میرود که از یک طرف باید از مهمترین تریبون بینالمللی برای بیان مواضع ایران استفاده کند و از طرف دیگر، حتی امکان حضور تیم رسانهای همراه او با محدودیت روبهرو شده است. همین مسئله به یکی از موضوعات مورد بحث در فضای سیاسی ایران تبدیل شده است. نگرانی مخالفان چیست؟ یکی از صریحترین انتقادها در فضای مجازی را فواد ایزدی، تحلیلگر اصولگرا، مطرح کرد و با اشاره به شرایط امنیتی و سیاسی ایران، از جمله کشتهشدن شماری از غیرنظامیان و فرماندهان نظامی و تخریب زیرساختها، ضرورت سفر رئیسجمهور به نیویورک را زیر سؤال برده است.
او این پرسش را مطرح کرده که سفرهای قبلی پزشکیان به نیویورک چه دستاوردی داشته که سفر جدید در شرایط فعلی قابل توجیه باشد. فواد ایزدی برداشت احتمالی طرف مقابل از این سفر را مورد انتقاد قرار داده و نوشته است که ممکن است واشنگتن آن را نشانه آمادگی ایران برای دادن امتیاز بیشتر تلقی کند. وی حتی همزمانی صدور ویزا برای رئیسجمهور ایران و رد ویزای محمود عباس را نیز مورد توجه قرار داده است. این بخش از اظهارات او، بیش از آنکه صرفاً نقد یک سفر باشد، نشاندهنده نگرانی بخشی از جریان اصولگرا از پیام سیاسی حضور پزشکیان در آمریکا است.
اما این نگاه تنها به یک چهره اصولگرا محدود نمانده است. مجید شاکری، مشاور رئیس مجلس، نیز در واکنشی کوتاه نوشته است: «واقعا سفر رئیس جمهور محترم به نیویورک معقول نبود.» عبدالرضا داوری نیز در فضای مجازی موضعی مشابه، اما با ادبیاتی متفاوت اتخاذ کرده و نوشته است که سفر پزشکیان باید «فریاد مقاومت ملی ایران» باشد و نه فرصتی برای «دراز کردن دست دوستی به سمت آمریکای متجاوز». او تأکید کرده است که اگر در نیویورک سخن از مذاکره و توافق به میان میآید، این مذاکره باید از «موضع اقتدار» مطرح شود.
مجموع این واکنشها نشان میدهد که حتی در میان منتقدان دولت نیز مسئله اصلی صرفاً اصل حضور در سازمان ملل نیست؛ بلکه نگرانی درباره نوع پیام ایران، احتمال مذاکره و چگونگی مواجهه با دولت ترامپ بخش مهمی از این انتقادها را تشکیل میدهد. حامیان دیپلماسی چرا تردید دارند؟ در مقابل، نگاه به سفر پزشکیان در میان جریانهای اصلاحطلب و نزدیک به دولت یکدست نیست.
محمدجواد آذری جهرمی، وزیر ارتباطات دولت روحانی، پیش از قطعیشدن سفر در واکنشی معنادار نوشته بود: «کارکرد دیپلماسی گاه اقتضا میکند که در برخی اجلاسها و مجامع حضور نیافت.» او همچنین تأکید کرده بود که در شرایط خاص، ممکن است منفعت و دستاورد عدم حضور رئیسجمهور در نیویورک بیشتر از حضور در چنین سطحی باشد. این موضع نشان میدهد که تردید درباره سفر پزشکیان الزاماً به جریان اصولگرا محدود نیست.
مسئله برای بخشی از نیروهای سیاسی نزدیک به اصلاحات نیز این است که آیا حضور رئیسجمهور در نیویورک میتواند به یک دستاورد مشخص تبدیل شود یا صرفاً به یک سخنرانی دیگر در مجمع عمومی سازمان ملل محدود خواهد ماند. در سوی دیگر، رئیس کمیته روابط خارجی مجلس، حضور رئیسجمهور و هیات همراه در مجمع عمومی سازمان ملل را «فرصت بسیار ارزشمندی» توصیف کرده و گفته است که دیپلماسی کشور باید از این فرصت برای تأمین منافع و امنیت کشور استفاده کند.
او همچنین تأکید کرده است که پزشکیان تاکنون در نشستهای بینالمللی از موضع قدرت سخن گفته و این فرصت باید به بهترین شکل مورد استفاده قرار گیرد. بنابراین، حتی در داخل ساختار سیاسی نیز دو نگاه متفاوت شکل گرفته است؛ یک نگاه که هزینه و ریسک سفر را برجسته میکند و نگاه دیگر که تریبون سازمان ملل را فرصتی برای انتقال پیام ایران میداند. سایه ترامپ بر سفر پزشکیان در این میان، نام دونالد ترامپ بیش از هر موضوع دیگری به سفر پزشکیان گره خورده است.
گمانهزنی درباره احتمال دیدار روسای جمهور ایران و آمریکا، حتی بدون آنکه چنین دیداری قطعی شده باشد، به یکی از محورهای اصلی بحثهای رسانهای تبدیل شده است. امیرعلی ابوالفتح، تحلیلگر مسائل آمریکا، در واکنش به بحث آمادگی ترامپ برای دیدار با پزشکیان، به سابقه دیدارهای رئیسجمهور آمریکا با رهبران کره شمالی و روسیه اشاره کرده و نوشته است که این دیدارها لزوماً به تغییر رویکرد واشنگتن منجر نشدند، زیرا طرفین برای توافق آماده نبودند. او با همین استدلال درباره ایران نیز احتمال داده است که صرف انجام یک دیدار، به تغییر سیاست آمریکا منجر نشود.
بر اساس این دیدگاه دیدار احتمالی پزشکیان و ترامپ، حتی اگر اتفاق بیفتد، به خودی خود نمیتواند معادل یک توافق یا گشایش سیاسی تلقی شود. نتیجه چنین دیداری بیش از آنکه به تصویر دو رئیسجمهور در یک قاب وابسته باشد، به دستور کار، اختیارات طرفین و امکان تبدیل گفتوگو به اقدام عملی بستگی خواهد داشت. از همین زاویه، بحث سفر پزشکیان را نمیتوان صرفاً به یک دیدار احتمالی با ترامپ تقلیل داد. حشمتالله فلاحتپیشه، رئیس پیشین کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس، نیز در واکنش به احتمال مذاکره پزشکیان و ترامپ، چارچوبی متفاوت را مطرح کرده است.
او گفته است که مذاکره ترامپ و پزشکیان تنها در صورتی ممکن میشود که دو طرف در چارچوب تفاهمنامه اسلامآباد مذاکره کنند. فلاحتپیشه همچنین بر مسئله «تفویض اختیار» به پزشکیان تأکید کرده و گفته است که در طرف مقابل، ترامپ با ذهنیتی همراه با فشار و گزینه جنگ وارد میدان شده است. این موضع در واقع به یکی از مسائل قدیمی در سیاست خارجی ایران اشاره دارد: رئیسجمهور میتواند در عرصه بینالمللی مذاکره کند، اما دامنه اختیارات او و میزان اجماعی که پشت هر توافق وجود دارد، تعیینکننده امکان تبدیل مذاکره به نتیجه خواهد بود.
دیپلماسی در شعاع چند بلوک از سوی دیگر، حضور پزشکیان در نیویورک با محدودیتهای عملی نیز همراه است. هیات ایرانی در سالهای گذشته نیز با محدودیتهای تردد در نیویورک مواجه بوده و دامنه رفتوآمد دیپلماتهای ایرانی در این شهر محدود بوده است. امسال، اما محدودیت ویزا برای تیم رسانهای، ابعاد دیگری به این مسئله داده است. با این حال، دیپلماسی الزاماً به معنای رفتوآمد آزاد در یک شهر نیست. بخش مهمی از مذاکرات سیاسی در حاشیه مجمع عمومی، در دیدارهای دوجانبه و چندجانبه و حتی در گفتوگوهای غیررسمی میان هیاتها شکل میگیرد.
به همین دلیل، محدودیت جغرافیایی به تنهایی نمیتواند تعیینکننده نتیجه سفر باشد. مسئله اصلی این است که هیات ایرانی تا چه اندازه بتواند از زمان حضور در نیویورک برای گفتوگو با کشورهای اروپایی، همسایگان، قدرتهای شرقی و دیگر بازیگران موثر استفاده کند. تریبون سازمان ملل؛ فرصت برای شکستن بنبست؟ در نهایت، اهمیت سفر پزشکیان را باید فراتر از یک سخنرانی سالانه دید. تریبون مجمع عمومی سازمان ملل فرصتی است که تقریباً هر سال در اختیار روسای جمهور ایران قرار میگیرد، اما شرایط سیاسی هر سال یکسان نیست.
این بار، پزشکیان باید درباره مجموعهای از مسائل صحبت کند که تنها مخاطب آن افکار عمومی داخلی نیست. جنگ و بحران امنیتی منطقه، تحریمها، وضعیت اقتصاد ایران، روابط تهران و واشنگتن و آینده مذاکرات احتمالی، همگی موضوعاتی هستند که سخنان رئیسجمهور ایران را برای دولتهای دیگر نیز مهم میکنند. در چنین شرایطی، پیام ایران در نیویورک میتواند صرفاً تکرار مواضع قبلی باشد یا به بستری برای انتقال یک پیام روشنتر درباره مسیر آینده سیاست خارجی تبدیل شود.
در همین چارچوب، نگاه موافقان سفر این است که غیبت ایران از چنین تریبونی، به معنای واگذاری میدان روایت به دیگران خواهد بود. مخالفان، اما معتقدند وقتی دستاورد مشخصی برای سفر تعریف نشده، حضور رئیسجمهور در نیویورک میتواند هزینه سیاسی بیشتری نسبت به فایده احتمالی آن داشته باشد.
منبع: رویداد 24



