دو روز مانده به بازگشایی مدارس، در راسته فروشندگان نوشتافزار، چیزی بیش از رنگ و طرح دفترها و کولهپشتیها جلب توجه میکند: خانوادههایی که فهرست خرید مدرسه را در دست گرفتهاند و قیمت اقلامی که والدین را میهراساند. سال گذشته، جنگ، آلودگی هوا و ناترازی انرژی باعث شد بخش قابل توجهی از سال تحصیلی با تعطیلی مدارس و آموزش غیرحضوری سپری شود. امسال قرار است کلاسها دوباره به شکل حضوری برگزار شود و میلیونها دانشآموز به مدرسه بازگردند. اما برای بخشی از خانوادهها، بازگشت به مدرسه فقط به معنای بازگشت دانشآموزان به کلاس نیست؛
هزینهای تازه نیز به سبد مخارج آنها اضافه شده است بر اساس مشاهدات میدانی خبرنگار خبرگزاری میزان، هزینه یک سبد معمولی لوازم مورد نیاز یک دانشآموز دبستانی برای سال تحصیلی ۱۴۰۵ به حداقل ۱۱ میلیون تومان رسیده است. این رقم شامل حدود سه میلیون تومان برای روپوش مدرسه، چهار میلیون تومان برای کولهپشتی و جامدادی ساده، یک میلیون تومان برای پنج دفتر ۴۰ برگ فانتزی، یک میلیون و ۵۰۰ هزار تومان برای مداد رنگی، شمعی، دفتر نقاشی و شطرنجی، حدود ۵۰۰ هزار تومان برای دفترهای ساده، مداد، پاککن، تراش، خطکش و خودکار و حدود ۵۰۰ هزار تومان برای جلد، چسب و لیبل است.
برای خانوادهای که درآمد محدودی دارد، مسئله دیگر فقط کیفیت دفتر یا کولهپشتی نیست، مسئله توانایی خرید است.
در یکی از غرفههای فروش لوازمالتحریر در نمایشگاه نوشت افزار تهران، مادری جوان با فرزند و همسر خود ایستاده و مدام با استعلام قیمتها از متصدی غرفه لیست خود را بروزرسانی میکند.
از او درباره قیمت لوازم التحریر میپرسم و میگوید: «سال گذشته برای خرید لوازم پسرش حدود شش میلیون تومان هزینه کرده، اما امسال همان فهرست، با حذف بخشی از اقلام غیرضروری، به حدود ۱۲ میلیون تومان رسیده است.» او که خرید دفترهای فانتزی و مداد رنگیهای ۲۴ رنگ با کیفیت خارجی را از مدار خرید خارج کرده، میگوید: «خرید فرزندم دیگر صرفاً بر اساس علاقه او نیست، حتی احتیاجات نیز الویت دوم است و الویت نخست توان و قدرت خرید خانواده است.» مادر جوان دانشآموز کلاس اولی به مسئله دیگری نیز اشاره میکند: «کودک، برخلاف والدین، بازار را فقط با قیمتها نمیبیند.
او دفتر شخصیتهای کارتونی، مداد رنگی ۲۴رنگ، جامدادیهای فانتزی و کولهپشتیهای برند را میبیند و آنچه دیگران دارند را میخواهد.» سه خانواده، سه نوع خرید در نمایشگاه نوشتافزار، تفاوت میان خانوادهها فقط در مقدار پولی که خرج میکنند دیده نمیشود؛ در نوع انتخاب آنها نیز دیده میشود. گروهی تنها ضروریترین اقلام را میخرند. دفتر ساده، مداد معمولی و کولهپشتی ارزانتر برای آنها کافی است و اگر وسیلهای از سال قبل قابل استفاده باشد، خرید جدیدی انجام نمیشود. گروه دوم تلاش میکنند میان قیمت و کیفیت تعادل ایجاد کنند.
فهرست خرید را مرحلهبندی میکنند، بعضی اقلام را به ماههای بعد موکول میکنند و میان خواسته کودک و توان مالی خانواده مرزی میگذارند. اما در بخش دیگری از بازار، ویترینهای کالاهای گرانتر مشتریان دیگری دارند. کولهپشتیهای چندمیلیونی، مدادرنگیهای خارجی و حتی پاککنهایی با قیمتهای چندصدهزار تومانی، بخشی از بازار نوشتافزار را تشکیل میدهند. مادری که برای دخترش کولهای حدود ۱۲ میلیون تومان را بررسی میکند، میگوید مدادرنگی دو میلیون تومانی و پاککن ۷۰۰ هزار تومانی نیز خریده است. برای این دسته از خانوادهها، کیفیت، برند و ظاهر کالا اهمیت بیشتری دارد.
اما این تفاوت فقط اقتصادی نیست. لوازمالتحریر در برخی موارد به بخشی از مناسبات مصرفی میان کودکان تبدیل شده است؛ جایی که برند یک کالا میتواند نشانهای از وضعیت اقتصادی خانواده تلقی شود.
در چنین شرایطی، مدرسه فقط محل آموزش نیست و میتواند محل مقایسه کودکان با یکدیگر نیز باشد. آنچه یک کودک در کیف خود دارد، برای دیگری به معیاری برای سنجش تبدیل میشود و فشار برای همسان شدن با گروه همسالان میتواند حتی خانوادهای با بودجه محدود را به خرید کالایی وادار کند که در فهرست نیازهای واقعی آنها جایی ندارد. چرا قیمتها بالا رفتهاند؟ افزایش قیمت لوازمالتحریر فقط به رفتار مصرفکننده مربوط نیست. فروشندگان بازار از کاهش قدرت خرید و افت تعداد مشتریان میگویند، در حالی که هزینه تأمین کالا نیز افزایش یافته است.
بررسیهای میدانی نشان میدهد قیمت برخی اقلام لوازمالتحریر نسبت به شهریور سال گذشته بین ۵۰ تا ۱۰۰ درصد افزایش یافته است. در میان برخی کالاهای کوچک، اما ضروری مانند تراش، پاککن و جامدادی، افزایش قیمت تا حدود ۱۰۶ درصد گزارش شده است. کولهپشتی نیز حدود ۹۶ درصد افزایش قیمت داشته و قیمت دفتر و کاغذ تحریر نیز در همین دوره تقریباً دو برابر شده است. یکی از عوامل اصلی، افزایش قیمت کاغذ است؛ مادهای که بخش مهمی از هزینه تولید دفتر و محصولات کاغذی را تشکیل میدهد.
افزایش نرخ ارز، وابستگی بخشی از تولید به مواد اولیه وارداتی و رشد هزینههای دستمزد و حملونقل نیز بر قیمت تمامشده اثر گذاشتهاند. در برخی محصولات پلاستیکی و شیمیایی مانند خودکار و ماژیک نیز تغییر قیمت مواد اولیه پتروشیمی و نوسانات بازار، بر هزینه تولید و واردات اثر گذاشته است. اما فروشندگان روایت دیگری از بازار دارند؛ به گفته آنها، کاهش قدرت خرید باعث شده بازار با رکود مواجه شود و تعداد مشتریان نسبت به گذشته کاهش محسوسی داشته باشد. از این منظر، قیمتها اگرچه افزایش یافتهاند، اما فروشندگان نمیتوانند همه افزایش هزینههای خود را به مصرفکننده منتقل کنند؛
زیرا در این صورت ممکن است مشتری اساساً خرید نکند. به همین دلیل، برخی فروشندگان معتقدند با نزدیک شدن به آغاز سال تحصیلی و افزایش تقاضا برای اقلام ضروری، فشار بیشتری بر بازار وارد خواهد شد. هزینه مدرسه و مسئلهای فراتر از یک دفتر و کاغذ ۱۱ میلیون سبد خرید پایه و حداقلی مهرماه دانش آموزان، وقتی غم انگیزتر میشود که با کل درآمد ماهیانه خانوار مقایسه شود. این مبلغ تقریباً معادل ۴۵ درصد حداقل حقوق ماهانه یک کارگر متأهل دارای یک فرزند است؛
بنابراین برای خانوادهای که همزمان باید هزینه مسکن، خوراک، درمان، حملونقل و سایر نیازهای روزمره را تأمین کند، خرید لوازم مدرسه میتواند به یک هزینه سنگین تبدیل شود.
مسئله البته تنها به لوازمالتحریر منحصر نمیشود، هزینه آموزش در ایران مجموعهای از هزینههای مستقیم و غیرمستقیم را شامل میشود؛ از لباس و کیف و کفش گرفته تا سرویس مدرسه، تغذیه، کلاسهای تقویتی و سایر خدمات آموزشی. هرچه سهم این هزینهها از درآمد خانوار بیشتر شود، احتمال تغییر رفتار خانواده نیز افزایش پیدا میکند: خرید کمتر، استفاده طولانیتر از وسایل، حذف کالاهای غیرضروری و در مواردی کاهش هزینههای آموزشی. چرا قدرت خرید مردم، کاهش یافت؟
اما چنانچه بخواهیم علل و عوامل کاهش قدرت خرید خانوادهها را بررسی کنیم و ایضا افزایش بیرویه اقلام آموزشی و نوشت افزار را، به چیزی جز جنگ و پیامدهای آن و نیز تحریمهای ظالمانه دولت متخاصم امریکا نخواهیم رسید. در حقیقت بررسیها گواه این مدعی است که آسیبهای تحریم و جنگ، خانوادهها و مردم غیرنظامی را بیش از هر قشر دیگری هدف قرار میدهد، که در این فقره به طور مشخص دسترسی به نوشت افزار را از طریق محاصر دریایی تحریمها و… هدف قرار داده است و این چیزی نیست جز جنگ علیه مردم ایران.
افزایش قیمت لوازمالتحریر در شرایطی رخ داده است که پیامدهای اقتصادی جنگ، آسیب به زیرساختهای تولیدی و پتروشیمی، محدودیتهای ناشی از تحریمها و افزایش هزینههای تولید و توزیع، زنجیره تأمین این کالاها را تحت فشار قرار داده و بهرغم اقدامات حمایتی نهادهای دولتی، هزینه دسترسی خانوادهها به ملزومات آموزشی افزایش یافته است.
از منظر حقوقی، چنانچه حملات نظامی و اقدامات مرتبط با مخاصمه مسلحانه، بهطور مستقیم یا غیرمستقیم، دسترسی کودکان به آموزش و ملزومات ضروری آن را مختل کند، آثار آن باید در چارچوب قواعد حقوق بینالملل بشردوستانه، اصل حمایت ویژه از کودکان در مخاصمات مسلحانه و تعهدات دولتها در زمینه تضمین حق آموزش مورد بررسی قرار گیرد. بنابراین، محرومیت یا محدود شدن دسترسی کودکان به آموزش در نتیجه اقدامات غیرقانونی در جریان مخاصمه، صرفاً یک پیامد اقتصادی تلقی نمیشود و میتواند از منظر حقوق بینالملل نیز مستلزم بررسی و مسئولیت حقوقی باشد.
شکافی که از داخل کلاس شروع میشود لوازمالتحریر در ظاهر موضوع کوچکی است. یک دفتر، یک پاککن یا یک مداد رنگی به تنهایی نمیتواند تصویر کاملی از وضعیت آموزشی یک کشور ارائه دهد. اما وقتی همین کالاها در کنار درآمد خانوار، تورم، هزینههای زندگی و تفاوت قدرت خرید دهکهای مختلف قرار میگیرند، مسئله شکل دیگری پیدا میکند. یک دانشآموز ممکن است با کولهای چند میلیون تومانی و مجموعهای از لوازم برند وارد مدرسه شود و دانشآموز دیگری همان روز نخست مدرسه با کیف سال قبل و دفترهای سادهای که با دقت انتخاب شدهاند.
این تفاوت لزوماً به معنای تفاوت توانایی تحصیلی آنها نیست، اما میتواند بخشی از تجربه متفاوت آنها از مدرسه را شکل دهد. از سوی دیگر، خود لوازمالتحریر صرفاً کالاهای مصرفی نیستند. دفتر، مداد، مدادرنگی و سایر ابزارهای آموزشی بخشی از فرایند یادگیریاند و میتوانند بر تجربه دانشآموز از کلاس و میزان مشارکت و انگیزه او اثرگذار باشد. مهر امسال چه چیزی را نشان میدهد؟ چند روز مانده به بازگشایی مدارس، بازار لوازمالتحریر دو شکل متفاوت از رفتار خرید خانوار ایرانی را همزمان نشان میدهد.
از یک سو، خانوادههایی هستند که به دلیل کاهش قدرت خرید، فهرست مدرسه را کوتاه میکنند، خرید را به تعویق میاندازند یا از وسایل سال قبل استفاده میکنند و از سوی دیگر، بازاری وجود دارد که کالاهای گرانقیمت، برندهای خارجی و محصولات فانتزی در آن همچنان مشتری خود را دارند. این دو رفتار در بازار خرید نشان میدهند که مسئله فقط «گران شدن لوازمالتحریر» نیست. مسئله، فاصلهای است که میان توان خرید خانوادهها ایجاد میشود و ممکن است حتی در سادهترین وسایل مورد استفاده کودکان در مدرسه نیز دیده شود.
برای یک خانواده، خرید لوازم مدرسه بخشی از برنامه معمول آغاز سال تحصیلی است؛ برای خانوادهای دیگر، همان خرید میتواند به معنای حذف بخشی از مخارج ضروری ماه باشد. همه کندوکاو میدانی خبرنگار خبرگزاری میزان بیانگر یک پرسش است، اینکه امسال یک دفتر یا کولهپشتی چقدر گران شده مسئلهای اساسی نیست، پرسش اصلی این است که وقتی هزینه ورود به مدرسه و ادامه تحصیل به تدریج افزایش پیدا میکند، چه خانوادههایی هنوز میتوانند بدون حذف کردن بخشی از نیازهای فرزندشان، او را راهی مدرسه کنند؟ انتهای پیام/
منبع: خبرگزاری میزان



