رفتن به محتوای اصلی
فرهنگی هنریفرهاب سامانه تحلیل اخبار5 دقیقه مطالعه

علیرضا داوودنژاد: وقتی رابطه سینما با زندگی قطع شود، احساس مسئولیت جای خود را به انگیزه‌های تجاری می‌دهد/ رابطه سینما با زندگی قطع شده است

علیرضا داوودنژاد، فیلمساز پیشکسوت سینمای ایران، با تأکید بر اینکه رابطه سینما با زندگی قطع شده است، گفت: اگر می‌خواهیم سینمای ایرانی دوباره وارد زندگی مردم شود، باید زندگی ایرانی وارد سینمای ایران شود و رابطه میان هنرمند و جامعه به یک رابطه متقابل و زنده…

علیرضا داوودنژاد: وقتی رابطه سینما با زندگی قطع شود، احساس مسئولیت جای خود را به انگیزه‌های تجاری می‌دهد/ رابطه سینما با زندگی قطع شده است

علیرضا داوودنژاد در گفت‌وگو با میزان با اشاره به دغدغه‌های اجتماعی مطرح‌شده در آثارش گفت: یکی از مهم‌ترین دغدغه‌هایی که همچنان برای من زنده است، احترام به انسان و طبیعت و باور داشتن به کرامت انسانی است. ما باید به طبیعت احترام بگذاریم؛ چراکه منابع، زمین و طبیعت در حال از بین رفتن است و با انقراض نسل جانوران و برهم خوردن تعادل طبیعی مواجه هستیم. وی افزود: بشر واقعاً به شکل جنون‌آمیزی با طبیعت رفتار می‌کند و ملت‌ها و جوامع را درگیر سرمایه، تولید و توزیع و مسابقه‌ای کرده‌اند که نتیجه آن بیشتر تولید کردن، بیشتر مصرف کردن و بیشتر تاراج کردن طبیعت است.

به نظر من احترام به کرامت انسانی و مراقبت از طبیعت دو موضوع بسیار مهمی هستند که باید همچنان مورد توجه قرار گیرند. وقتی دغدغه‌های اجتماعی به ضد خود تبدیل می‌شوند این فیلمساز درباره اینکه چرا بخشی از دغدغه‌های اجتماعی که زمانی در سینما مطرح می‌شدند، امروز گاه به ضد خود تبدیل شده‌اند، اظهار کرد: یکی از دلایل این اتفاق این است که رابطه سینما و هنر با زندگی قطع می‌شود و سینما بیش از اندازه درگیر سرمایه می‌شود. داوودنژاد ادامه داد: وقتی رابطه سینما با زندگی قطع شود، احساس مسئولیت هم ممکن است جای خود را به انگیزه‌های تجاری و مسائل دیگر بدهد.

برای جلوگیری از این وضعیت، باید رابطه سینما با زندگی یک رابطه متقابل، زنده و سیال باشد. وی گفت: اگر کسی از بیرون به سینما بگوید این را بساز و آن را نساز، در واقع همین رابطه زنده و متقابل میان هنرمند و زندگی از بین می‌رود. این مسئله باعث می‌شود غلبه سرمایه هم بیشتر شود و در نهایت سینما از وضعیت طبیعی و متعادل خود فاصله بگیرد. تا زندگی ایرانی وارد سینما نشود، سینما وارد زندگی ایرانی نمی‌شود این کارگردان درباره وضعیت امروز سینما و رابطه آن با مخاطب، بیان کرد: اگر سینما بتواند پاسخگوی مخاطب باشد، رونق پیدا می‌کند.

وقتی سینما به سمت ورشکستگی می‌رود، معنایش این است که نتوانسته پاسخ مناسبی به مخاطب بدهد. وی افزود: ممکن است چند فیلم بیایند و مردم برای تفریح به تماشای آن‌ها بروند؛ مردم به تفریح نیاز دارند و ممکن است ۱۰ یا ۱۵ فیلم را ببینند، اما مسئله این است که با بقیه فیلم‌ها چه باید کرد. داوودنژاد در پاسخ به اینکه چگونه باید مخاطب را به سیمنما بگرداند تأکید کرد: تا زندگی ایرانی وارد سینما نشود، سینما هم وارد زندگی ایرانی نمی‌شود، اگر می‌خواهیم سینمای ایرانی وارد زندگی ایرانی شود، باید زندگی ایرانی وارد سینمای ایران شود.

وی ادامه داد: برای این اتفاق، ممیزی و سانسور باید به خود بیایند. در کنار آن، مسئله امنیت و امنیت بازار هم اهمیت دارد. ما این دو مشکل را از گذشته داشته‌ایم و همچنان با آن‌ها مواجه هستیم. فیلم‌های زیرزمینی؛ واکنشی به سانسور داوودنژاد در پاسخ به پرسشی درباره فیلم‌های زیرزمینی و چرایی شکل‌گیری آن‌ها، گفت: فیلم‌های زیرزمینی در واقع واکنشی به سانسور هستند، وقتی هنر و سینما فقط وظیفه خود را ارائه خدمت به سیاست و اقتصاد بداند، طبیعی است که عده‌ای نخواهند صرفاً در استخدام سیاست و سرمایه باشند و بخواهند کار هنری خودشان را انجام دهند.

وی در پاسخ به اینکه این فیلم‌ها خیلی هم هنری نیستند و گویی فقط می‌خواهند جنبه‌های ممنوعه را در فیلم‌های خود نمایش دهند، افزود: البته همه این فیلم‌ها لزوماً آثار هنری موفقی نیستند چون وقتی فیلم به شکل زیرزمینی ساخته می‌شود، مسائل دیگری مانند کاسبی و بازی‌های مختلف هم ممکن است وارد این حوزه شود.

انحصار سرمایه و سیاست باید از سینما خارج شود این فیلمساز اظهار کرد: اگر مردم بتوانند به راحتی فیلم بسازند، پروانه بگیرند و فیلمشان را نمایش دهند، اگر اثری اشکال داشته باشد، مردم می‌توانند اعتراض کنند و مدعی وجود داشته باشد و موضوع از مسیر قانونی پیگیری شود، بنابراین من با اصل پروانه نمایش مسئله زیادی ندارم بلکه مسئله من با پروانه ساخت است.

وی ادامه داد: درحالی که همه ابزار از انحصار سرمایه و سیاست بیرون آمده و همه می‌تواند با موبایل یا دوربین عکاسی فیلم بسازند، مونتاژ کنند، آماده کنند، تکثیر کنند و نمایش دهند، در چنین شرایطی نمی‌توان با مراقبت و محدودیت گفت این را نگو و آن را نگاه نکن، اگر جلوی ساخت فیلم در داخل گرفته شود، فیلمساز می‌تواند جای دیگری فیلمش را بسازد. این کارگردان خاطرنشان کرد: وقتی چنین اتفاقی می‌افتد، ممکن است کاسبان و آدم‌های نامناسب هم وارد این فضا شوند و مسائل دیگری را به وجود بیاورند، اما منشأ اصلی این وضعیت این است که سینما در شرایط متعادل و طبیعی خودش قرار ندارد.

ناامنی؛ مسئله‌ای که همچنان سینما را تهدید می‌کند داوودنژاد در ادامه با اشاره به تجربه خود از تولید و نمایش فیلم‌ها گفت: من نمی‌توانم از زندگی اطراف خودم آن‌طور که می‌فهمم، الهام بگیرم و بعد همان را در فیلمم بیان کنم. من ۲۰ فیلم ساخته‌ام که بعد از اکران آن‌ها هیچ درآمدی از آن‌ها ندارم، در حالی که بسیاری از این فیلم‌ها همچنان در حال نمایش هستند.

وی افزود: اینکه فیلم ساخته شود اما امکان اکران مناسب نداشته باشد، به معنای ناامنی است، سینما زمانی می‌تواند به وضعیت طبیعی خودش برگردد که فیلمساز بتواند از زندگی پیرامونش الهام بگیرد، آن را روایت کند و در یک فضای امن و طبیعی فیلمش را به مخاطب برساند. انتهای پیام/

منبع: خبرگزاری میزان

منبع خبرفرهاب سامانه تحلیل اخبار