اقتصاد۲۴- تحولات ماههای اخیر بار دیگر تفاوت نگاه ایران و چین به نظم بینالملل و مواجهه با آمریکا را آشکار کرده است. هرچند تهران و پکن در مخالفت با یکجانبهگرایی واشنگتن اشتراک دارند، اما چین برخلاف ایران، همچنان به دنبال برهم زدن کامل نظم بینالمللی موجود نیست و تلاش میکند در همان ساختار، جایگاه خود را تقویت کند. تنگه هرمز نیز به یکی از نقاط مهم اختلاف رویکرد دو کشور تبدیل شده است. چین نمیخواهد ایران در برابر فشار آمریکا شکست بخورد، اما در عین حال با هر اقدامی که تجارت و جریان انرژی بینالمللی را تهدید کند، مخالف است.
رفتار پکن در موضوع تحریمها و حمایت از ایران نیز در همین چارچوب قابل ارزیابی است؛ چین از تضعیف کامل ایران استقبال نمیکند، اما حاضر نیست هزینه یک رویارویی مستقیم و گسترده با آمریکا را نیز بپردازد. در همین راستا، خبرگزاری خبرآنلاین، برای بررسی دقیقتر این موضوع به گفتوگو با داود غرایاق زندی، استاد علوم سیاسی دانشگاه شهید بهشتی پرداخته است. ایران قرار نیست نیروی نیابتی چین در مبارزه با آمریکا باشد *** در روزهای اخیر جنجالهای زیادی در مورد روابط تهران و پکن مطرح شده است.
صحبتهای یک شخصیت سیاسی در مورد شرطهای پکن برای استمرار رابطه با ایران، با تکذیب مقامهای رسمی مواجه شد. به نظر شما وضعیت روابط ایران و چین ۶ ماه پس از تجاوز نظامی آمریکا و اسرائیل به ایران و انسداد تنگه هرمز در چه شرایطی قرار دارد؟ بر خلاف گروهی در ایران، چین قائل نیست که در حال حاضر نظم بینالملل به سمت دوقطبی شدن یا فروپاشی آمریکا و جابجایی قدرت از غرب به سوی آسیا و شرق در حال حرکت است به نظرم این موضوع به رویکرد از یک منظر مشابه و از منظر دیگر متفاوت دو کشور باز میگردد.
رویکرد مشابه دو کشور ایران و چین این است که رفتار یکجانبهگرایی آمریکا پس از فروپاشی شوروی باید در نظام بینالملل تغییر کند. این موضوع در شرایط افزایش رقابت بین دو کشور چین و آمریکا بیشتر مورد توجه قرار میگیرد. اما به رغم این تشابه، میان رویکرد ایران و چین تفاوتهایی وجود دارد. برای مثال بر خلاف گروهی در ایران، چین قائل نیست که در حال حاضر نظم بینالملل به سمت دوقطبی شدن یا فروپاشی آمریکا و جابجایی قدرت از غرب به سوی آسیا و شرق در حال حرکت است.
برآورد ساختار چین بر این است علیرغم افزایش حیرتانگیز توان چین در اقتصاد بینالملل، توان بازآرایی توازن مشابه دوران جنگ سرد و جایگزین شدن به جای شوروی در مقابل آمریکا را ندارد، زیرا هنوز ساختار نظم بینالملل در سه وجه اقتصادی، فرهنگی و سیاسی جایگزین آنچه غرب در این چند سده اخیر در جهان مستقر کرده و مورد پذیرش قرار گرفته ندارد. چین اگر قرار بود که در نظام اقتصادی سوسیالیستی ادامه دهد، ممکن بود به سرنوشت شوروی گرفتار میشد. اما چین در ساختار لیبرالی اقتصاد بینالملل برآمده است؛
لذا چین این ساختار اقتصادی را کارآمد و قابل قبول میداند و با مشارکت در آن به توان فوقالعادهای دست یافته است. اما در عین حال سعی دارد برای کاهش فشار آمریکا و ایجاد چندجانبهگرایی نه قطب جدید در نظام بینالملل ائتلافها و سازمانهای بینالمللی نظیر شانگهای و بریکس را ایجاد کند.
گذار از نظم غربی را غیرممکن میداند و اگر در این مرحله دچار خطای محاسباتی شود ممکن است تمام راهی را که برای پیشرفت طی کرده، از دست دهد در مقابلایران خواستار دنیایی بدون آمریکای قدرتمند، امپریالیستی و استکباری است و آن را بزرگترین تهدید برای خود میداند و هرگونه ارتباط با این کشور را نوعی گذار از سازه معنایی جمهوری اسلامی میداند.
در حالی که چین به دنبال مشارکت در نظم بینالملل برای مقابله با یکجانبهگرایی آمریکا است و در حال حاضر ایجاد نظم بینالملل جدید و گذار از نظم غربی را غیرممکن میداند و اگر در این مرحله دچار خطای محاسباتی شود ممکن است تمام راهی را که برای پیشرفت طی کرده، از دست دهد؛ لذا تا جایی که در این نظام اقتصادی بینالملل بتوان کار کرد و چندجانبهگرایی ترویج کرد، موافق است و در عین حال توان این مسیر را باید خود کشورها متحمل شوند و چین قرار نیست حامی قدرتهای منطقهای و فرامنطقهای برای ایجاد یک نظم بینالملل باشد.
پس اگر ایران تمایل دارد چین وارد درگیری مقدر و محتوم و موعود با آمریکا شود تا نظم بینالملل تغییر کند، اینجا همان نقطهای است که دو کشور را به شدت از هم دور میکند. تنگه هرمز یکی از این نقاط مهم است.
منبع: اقتصاد24