هاشم سوداگر، در گفتوگو با خبرنگار اقتصادی خبرگزاری آنا، با تشریح ظرفیتهای هوش مصنوعی و فناوریهای نوین در بخش کشاورزی اظهار کرد: بحث استفاده از هوش مصنوعی در فضای کشاورزی عمدتاً در سطح فنی کشاورزی مطرح است؛ یعنی فناوریهایی که بتوانند بهرهوری مصرف آب را افزایش دهند یا در حوزههایی مانند اصلاح نژاد، سیستمهای کنترلی گلخانهها و سایر فناوریهایی که با رویکردهای فنی و فناورانه به دنبال ارتقای بهرهوری تولید در سطح مزرعه هستند، مورد استفاده قرار گیرند.
پژوهشگر سیاست کشاورزی و منابع طبیعی مرکز رشد دانشگاه امام صادق (ع) افزود: اطلاعات دقیق و عدد مشخصی در مجموعه مرکز رشد دانشگاه امام صادق (ع) در این زمینه نداریم که بتوانیم میزان اثرگذاری هوش مصنوعی بر بهرهوری کشاورزی را با یک عدد مشخص اعلام کنیم، اما این موضوع کاملاً انکارناپذیر است که در همه جای دنیا هوش مصنوعی در حوزههای مختلف کشاورزی در حال ورود است و کاربردهای متعددی برای آن تعریف شده است.
ظرفیت مغفول هوش مصنوعی در سیاستگذاری امنیت غذایی پژوهشگر سیاست کشاورزی و منابع طبیعی مرکز رشد دانشگاه امام صادق (ع) ادامه داد: به نظرم یک بخش مغفول در کاربرد هوش مصنوعی در کشاورزی و امنیت غذایی، مباحث مربوط به سیاستگذاری این حوزه است؛ موضوعی که مطمئن هستم کشورهای دیگر استفاده زیادی از آن دارند. سوداگر گفت: هوش مصنوعی میتواند برای سیاستگذاری در حوزه امنیت غذایی، پیدا کردن بانکهای زنجیرههای تولید، طراحی الگوی کشت و همچنین بررسی این موضوع که چگونه میتوان الگوی کشت را با منافع کشاورزان در سطح کلان همراستا کرد، مورد استفاده قرار گیرد.
وی ادامه داد: اینها موضوعاتی نیستند که کار سادهای باشند و نیازمند تحلیلهای پیچیده هستند؛ بنابراین هوش مصنوعی طبیعتاً میتواند در این حوزه بسیار کمککننده باشد، اما متأسفانه در کشور ما اکنون کمتر کسی روی این موضوع تمرکز کرده و به آن پرداخته است. پهپاد و هوش مصنوعی ابزار کاهش مصرف آب و سم این پژوهشگر، درباره نقش سنسورها، پهپادها و هوش مصنوعی در فرآیند تولید کشاورزی اظهار کرد: این فناوریها میتوانند در بخشهای مختلف تولید اثرگذار باشند و در کاهش مصرف آب و سموم نیز قابلیت اجرایی دارند.
سوداگر تأکید کرد: قابلیت اجرای فناوریهای نوین در کشاورزی ایران قطعی است و نباید درباره این موضوع تردید داشت. برخی تصور میکنند فناوریهای نوین فقط زمانی میتوانند موجب ارتقای بهرهوری شوند که به سراغ مزارع بزرگمقیاس برویم، در حالی که واقعاً اینطور نیست. وی با اشاره به کوچک و پراکنده بودن زمینهای کشاورزی در ایران گفت: کشاورزی ما با زمینهایی مواجه است که هم کوچک و هم چندتکه هستند. البته نباید وضعیت موجود را بپذیریم و باید به سمت اصلاح این وضعیت برویم؛
به این معنا که اگر یک کشاورز پنج یا شش قطعه زمین دارد، بتواند زمینهای دورتر را بفروشد، زمینهای نزدیکتر خریداری کند، زمین خود را یکپارچه کند و در مجموع مساحت زمینش را نیز افزایش دهد. پژوهشگر سیاست کشاورزی و منابع طبیعی مرکز رشد دانشگاه امام صادق (ع) افزود: مسئله این است که حتی در همین مقیاسهای موجود نیز میتوان با استفاده از فناوری، تولید را افزایش داد و بهرهوری تولید را بالا برد. وی ادامه داد: برای مثال، پهپادها در شناسایی مسائل مختلف موجود در مزرعه به ما کمک میکنند.
اگر بخشی از زمین کمتر آب دریافت کند و بخش دیگری بیشتر آب دریافت کند، تصاویر هوایی منظم میتواند این موضوع را مشخص کند. همچنین پهپادها میتوانند آفتها را در مناطق مختلف زمین کشاورزی یا حتی در زمینهای یک روستا که متعلق به کشاورزان متعدد است، شناسایی و نسبت به آن هشدار دهند و گزارش تهیه کنند. سوداگر تصریح کرد: از پهپادها میتوان برای سمپاشی نیز استفاده کرد؛ بهویژه در مناطقی که به دلیل کوچک بودن زمینها، پراکندگی قطعات، ناهموار بودن زمین یا صعبالعبور بودن مناطق، حضور نیروی انسانی برای سمپاشی، سرکشی و نظارت دشوار یا پرهزینه است.
شناسایی نقطهای آفات و کاهش مصرف سم وی با بیان اینکه ترکیب پهپاد و هوش مصنوعی میتواند دقت عملیات کشاورزی را افزایش دهد، گفت: فرض کنید در یک مزرعه بزرگ گندم، آفت سنزدگی از یک نقطه شروع شده و در حال توسعه است. با تصاویر هوایی میتوان خیلی سریع آن نقطه را پیشبینی و تشخیص داد، الگوی حرکت آفت در مزرعه را پیشبینی کرد و سمپاشی را بهصورت نقطهای انجام داد. پژوهشگر مرکز رشد دانشگاه امام صادق (ع) افزود: به جای اینکه کل مزرعه سمپاشی شود، میتوان از همان نقطهای که آفت شروع شده عملیات را آغاز کرد؛
در این صورت هم مصرف سم برای کل مزرعه کاهش پیدا میکند، هم بهداشت محصول افزایش مییابد، هم آفت در زمان مناسب کنترل میشود و هم عملیات در زمان مناسب انجام خواهد شد. وی درباره کاربرد این فناوریها در آبیاری نیز اظهار کرد: در حوزه آبیاری نیز میتوان آب را دقیقاً در زمانی که گیاه به آن نیاز دارد، مصرف کرد. مسئله مهم این است که وقتی همه این فناوریها به یکدیگر متصل شوند، کاربرد هوش مصنوعی معنا پیدا میکند.
سوداگر گفت: هوش مصنوعی میتواند همه تصاویر و دادهها و اطلاعاتی را که از سنسورهای مربوط به رطوبت، حرارت، آفت، دمای هوا، میزان و شدت تبخیر و تعرق در ساعات مختلف و فصلهای مختلف به دست میآید، جمعآوری و تحلیل کند و در زمان لازم، عملیات سمپاشی را در نقطه مناسب یا آبیاری را در زمان و نقطه مناسب انجام دهد. وی افزود: در چنین شرایطی در جایی که نیاز به آبیاری نیست، آبیاری انجام نمیشود. برای مثال، یک مزرعه ممکن است دارای شیب، پستی و بلندی باشد و در برخی نقاط نیاز بیشتری به آب داشته باشد. فناوری میتواند تشخیص دهد که هر بخش چه میزان آب نیاز دارد.
این پژوهشگر ادامه داد: بنابراین میتوانیم هر نهاده را در زمان مناسب خودش استفاده کنیم؛ در نتیجه هم در نیروی انسانی صرفهجویی میشود، هم مصرف کود کاهش مییابد و هم گیاه میتواند به بهترین رشد و بهرهوری خود برسد.
اتصال سنسورها، دادهها و هوش مصنوعی در مزرعه سوداگر با تشریح سازوکار این فناوری گفت: ترکیب همه اینها در هوش مصنوعی به این معناست که یک نرمافزار مبتنی بر هوش مصنوعی، انواع سنسورها و دادهها را گردآوری میکند، آنها را تحلیل کرده و تجویز و دستور لازم را ارائه میدهد و سپس انواع رلهها در سیستم به کار میافتند و عملیات لازم، اعم از آبیاری، سمپاشی یا هر اقدام دیگر را انجام میدهند. وی تأکید کرد: نکته مهم این است که این فناوریها از نظر مقیاس و اندازه، قابلیت بومیسازی دارند.
اگر در مزارع آمریکا این فناوریها در مقیاسهای بزرگ استفاده میشوند، به این معنا نیست که در مقیاسهای کوچک قابل پیادهسازی نیستند. پژوهشگر مرکز رشد دانشگاه امام صادق (ع) افزود: برخی فناوریها برای سمپاشی با هواپیما طراحی شدهاند و طبیعتاً فقط برای مزارع چند هکتاری و بزرگ جواب میدهند، اما با پهپاد میتوان مزرعهای را که مثلاً هزار متر آن در یک نقطه، ۵ هزار متر در نقطهای دیگر و یک هکتار آن در نقطه دیگری قرار دارد، با مختصات جغرافیایی مشخص برنامهریزی کرد و پهپاد را برای سمپاشی دقیق به نقاط مورد نظر فرستاد.
سوداگر گفت: بنابراین اتفاقاً این نوع فناوریها در شرایط ما که زمینها کوچک و پراکنده هستند، نسبت به فناوریهای نسل قبل بهتر قابل بومیسازی و کاربرد هستند. ظرفیت بومیسازی فناوریهای نوین در ایران وجود دارد وی درباره ظرفیت کشور برای بومیسازی این فناوریها اظهار کرد: ظرفیت بومیسازی این فناوریها در کشور وجود دارد. بسیاری از فناوریهایی که در این حوزه مورد نیاز هستند، در بخشهای دیگر کشور توسعه پیدا کردهاند.
پژوهشگر سیاست کشاورزی و منابع طبیعی مرکز رشد دانشگاه امام صادق (ع) افزود: برای مثال، در حوزه موشکهای نقطهزن و پهپادها، فناوریهای لازم تا حد زیادی در کشور بومی شده است. مسئله این است که این فناوریها اکنون عمدتاً در صنایع نظامی وجود دارند و باید سرریز آنها به صنایع غیرنظامی نیز اتفاق بیفتد. سوداگر ادامه داد: این موضوع در مورد بسیاری از فناوریها نیز اتفاق افتاده است. بخش قابل توجهی از فناوریهای نوین در ابتدا از حوزه نظامی آغاز شدهاند و بعد از توسعه و اقتصادی شدن، وارد صنایع غیرنظامی شدهاند.
وی با اشاره به روند توسعه برخی فناوریهای ارتباطی و هوایی گفت: برای نمونه، اینترنت در ابتدا در قالب شبکه انتقال داده میان رایانههای پنتاگون آمریکا شکل گرفت و پس از فراگیر شدن و اقتصادی شدن، وارد صنایع غیرنظامی شد. همچنین توسعه فناوریهای هوایی و هواپیمایی نیز با سرمایهگذاریهای اولیه صنایع نظامی غرب سرعت گرفت و پس از تولید انبوه و اقتصادی شدن، استفاده از هواپیما در حوزههای باربری و مسافری توسعه پیدا کرد.
سرمایهگذاری حلقه مفقوده توسعه فناوری کشاورزی سوداگر با تأکید بر وجود ظرفیت بومی در کشور گفت: فناوریهای پهپادی، موشکی و پدافندی ما اکنون تا حد زیادی بومی هستند. این به معنای استفاده نکردن از فناوری خارجی نیست، اما بخش قابل توجهی از این فناوریها در داخل کشور توسعه یافته است.
وی افزود: بنابراین دانشبنیانها، قطعهسازان، برنامهنویسان و افرادی که باید هوش مصنوعی مورد نیاز این حوزه را توسعه دهند، ظرفیت فعالیت در کشور را دارند، اما یک مسئله اساسی وجود دارد و آن اینکه ساختار اقتصادی ما به اندازه کافی مقوم تولید نیست و برای سرمایهگذاران توجیه اقتصادی لازم برای ورود به بخش کشاورزی و توسعه فناوریهای این بخش وجود ندارد. پژوهشگر مرکز رشد دانشگاه امام صادق (ع) ادامه داد: نشانه این مسئله این است که در سالهای اخیر حدود زیر ۳ درصد کل تسهیلات نظام بانکی کشور به بخش کشاورزی اختصاص پیدا کرده است.
وقتی سرمایهگذاری در این سطح پایین باشد، طبیعتاً سهم بسیار کمی از آن به فناوریهای نوین بخش کشاورزی خواهد رسید. وی تأکید کرد: این موضوع نیازمند حمایت دولت و سرمایهگذاری است و مسئولیت اصلی آن نیز بر عهده معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری و کل زیستبوم فناوری کشور است که باید با حمایت دولت پشتیبانی شود. سوداگر گفت: نمیتوان این موضوع را صرفاً به سازوکار بازار واگذار کرد، زیرا همه جای دنیا امنیت غذایی خود را به بازار موکول نمیکنند. امنیت غذایی یک مقوله امنیت ملی است؛
همانطور که نمیتوانیم تولید موشک و پهپاد نظامی را صرفاً به سازوکار بازار واگذار کنیم، در حوزه امنیت غذایی نیز باید نگاه امنیتی و ملی وجود داشته باشد. وی افزود: بنابراین قابلیت بومیسازی وجود دارد و حتی بخشهایی از آن همین حالا نیز وجود دارد، اما سرمایهگذاری لازم است و این سرمایهگذاری صرفاً با سازوکار بازار محقق نمیشود؛ بلکه دولت باید با رویکرد امنیت غذایی که جزئی از امنیت ملی و از ارکان اصلی امنیت کشور است، بهصورت مستقیم وارد شود.
دو مانع اصلی توسعه کشاورزی هوشمند در ایران این پژوهشگر درباره مهمترین موانع توسعه کشاورزی هوشمند در ایران اظهار کرد: به نظر من دو چالش اصلی وجود دارد. نخست، بحث سرمایهگذاری است. افزایش توسعه فناوری نیازمند سرمایهگذاری است و سرمایهگذاری نیز باید ابتدا از سوی دولت انجام شود تا جذابیت لازم برای سرمایهگذاریهای خصوصی و مردمی ایجاد شود. سوداگر افزود: دولت باید این چرخ را به حرکت درآورد تا بعد سایر سرمایهگذاران نیز وارد شوند.
اگر بخواهیم یک گام عقبتر برویم، باید بگوییم افزایش بهرهوری نیازمند فناوری است، افزایش فناوری نیازمند سرمایهگذاری است و در سرمایهگذاری نیز دولت باید پیشقدم باشد، نه بخش خصوصی. وی دومین مسئله را به نظام تولید و بهرهبرداری در کشاورزی مرتبط دانست و گفت: باید بررسی کنیم که آیا کشاورزان خرد و کوچک برای استفاده از این فناوریها انگیزه و صرفه اقتصادی دارند یا خیر.
مگا فارمها راهحل کشاورزی ایران نیستند پژوهشگر سیاست کشاورزی و منابع طبیعی مرکز رشد دانشگاه امام صادق (ع) با تأکید بر ضرورت تشکلیابی کشاورزان اظهار کرد: برخی معتقدند کشاورزان باید تبدیل به مگا فارمهای بسیار عظیم شوند، اما من معتقدم نه این کار شدنی است و نه لزوماً مطلوب؛ زیرا ما را از بافت اقتصاد مردمی در فضای کشاورزی خارج میکند. سوداگر ادامه داد: در همه بخشهای اقتصاد بر مردمی شدن اقتصاد تأکید میکنیم و کشاورزی واقعاً مردمی است. مسئله کشاورزی ما کوچک و خرد شدن است و این مسئله باید با تشکل حل شود.
وی توضیح داد: برای مثال، به جای اینکه یک کشاورز ۵ هکتار زمین داشته باشد و بخواهیم آن را به ۵۰۰ هکتار تبدیل کنیم، میتوانیم ۱۰۰ کشاورز ۵ هکتاری را در کنار یکدیگر قرار دهیم تا تشکلی ایجاد کنند؛ بهگونهای که هر فرد زمین خودش را مدیریت کند، اما در حلقههای قبل و بعد زنجیره تولید و تأمین با یکدیگر همکاری داشته باشند. سوداگر تأکید کرد: این موضوع با یکی کردن زمینها متفاوت است. برخی میگویند مثلاً ۱۰ کشاورز زمینهای خود را یکی کنند، مرزها را بردارند و یکجا کشت کنند؛
این اقدام به دلایل اجتماعی و اقتصادی شدنی نیست و نسخهای انحرافی است که از دهه ۴۰ متأسفانه در کشاورزی ما دنبال شده و نتیجه لازم را نیز نگرفته است. وی گفت: راه درست این است که هر کشاورز روی زمین خودش کار کند. البته میتواند زمین خودش را بزرگتر و قطعاتش را کمتر کند، اما در همان اندازههای عرفی موجود، کشاورزان باید در کنار یکدیگر متشکل شوند. تشکل کشاورزان مسیر ورود فناوری به مزارع خرد این پژوهشگر افزود: اگر ۵۰ کشاورز با یکدیگر همکاری و تشکل ایجاد کنند، میتوانند فناوریهایی مانند پهپاد، هوش مصنوعی و سنسورها را در یک روستا بهصورت مشترک پیاده کنند؛
در حالی که هر فرد زمین خودش را با سرمایه خودش مدیریت میکند. سوداگر ادامه داد: برای تأمین مالی نیز میتوانند به جای اینکه هرکدام جداگانه از نظام بانکی وام بگیرند، اعتبارات خود را تجمیع کنند، با بانک مذاکره کنند و یک اعتبار کلان برای کل روستا بگیرند. در نهایت هر کشاورز سهم وام خودش را دریافت میکند و متعهد به پرداخت اقساط مربوط به خودش است، اما به دلیل تجمیع اعتبارها، امکان دریافت تسهیلات مناسبتر و استفاده از فناوریهای بزرگتر فراهم میشود. وی گفت: همین سازوکار میتواند برای ایجاد واحدهای فرآوری محصولات نیز مورد استفاده قرار گیرد.
برای مثال، اگر در یک منطقه همه کشاورزان گوجهکار باشند، میتوانند بذر یکسان تهیه کنند، خدمات مشاوره مهندسی کشاورزی را بهصورت مشترک دریافت کنند و با یک شرکت برای سمپاشی قرارداد ببندند. سوداگر افزود: آن شرکت میتواند با استفاده از پهپاد، همه زمینهای اهالی روستا را سمپاشی کند، بهطور منظم آفات را از بالا شناسایی کند، حرکت آفات را پیشبینی کند و در زمان مناسب پیشنهادهای لازم برای سمپاشی را ارائه دهد و عملیات سمپاشی را نیز انجام دهد. وی ادامه داد: هر کشاورز نیز متناسب با سهم زمین خود هزینه خدمات این شرکت را پرداخت میکند.
پس از تولید نیز میتوانند محصول را فرآوری کنند؛ مثلاً گوجه را به رب تبدیل کنند یا محصول را در سردخانه نگهداری کنند و بهتدریج وارد بازار کنند. پژوهشگر مرکز رشد دانشگاه امام صادق (ع) گفت: سردخانه یا واحد فرآوری رب گوجه نیز میتواند بهصورت تعاونی متعلق به خود کشاورزان باشد و محصول با یک برند مشترک عرضه شود. البته برای محصولاتی مانند پسته، سازوکار میتواند متفاوت باشد و هر کشاورز ممکن است محصول خشکشده خود را تحویل بگیرد و بهصورت مستقل به فروش برساند.
منبع: آنا