جنگ امروز دیگر تنها در میدان نظامی اتفاق نمیافتد. پیش از شلیک نخستین گلوله، میدان دیگری در ذهن و افکار عمومی شکل میگیرد؛ میدانی که در آن خبر، تصویر، روایت، شبکههای اجتماعی و حتی موضعگیری مستقیم سیاستمداران به ابزارهای اثرگذاری تبدیل میشوند. تجربه جنگ ۱۲ روزه نیز بار دیگر نشان داد که رسانه بخشی جداییناپذیر از میدان نبرد است؛ ابزاری که میتواند برای ایجاد ترس، بزرگنمایی قدرت نظامی، تغییر محاسبات افکار عمومی و اثرگذاری بر روحیه جامعه مورد استفاده قرار گیرد.
علیرضا زادبر، پژوهشگر تاریخ معاصر و مجری و کارشناس برنامه تلویزیونی جریان، در گفتوگو با میزان با اشاره به تغییر ماهیت جنگ، گفت: جنگ رسانهای علیه ایران سالها پیش از آغاز درگیری نظامی شروع شده بود و امروز رسانه را باید یکی از سلاحهای اصلی جنگ شناختی دانست.جنگ، پیش از میدان نظامی در رسانه آغاز میشود پژوهشگر تاریخ معاصر با اشاره به مفهوم جنگ شناختی، رسانه را یکی از ابزارهای اصلی اثرگذاری بر ذهن و افکار عمومی دانست و افزود: جنگ رسانهای علیه ایران محدود به روزهای آغاز درگیری نظامی نبوده است بلکه سالها پیش از شروع جنگ فیزیکی، تلاشهایی برای ایجاد شبهه، تردید و تزلزل در جامعه و همچنین برجسته کردن نقاط منفی و کوچک جلوه دادن دستاوردها انجام شده است و این روند بخشی از یک استراتژی گستردهتر برای تأثیرگذاری بر ذهن و قلوب مردم بوده که از ابزارهای مختلف رسانهای، از رسانه مکتوب و فضای مجازی گرفته تا سینما و تلویزیون، استفاده کرده است.
وی ادامه داد: جنگ نظامی را نمیتوان نقطه آغاز مواجهه دانست؛ بلکه باید آن را مرحلهای از یک نبرد طولانیتر در عرصه روایت و ادراک عمومی تلقی کرد. رسانه؛ سلاحی در کنار تحریم و محاصره این پژوهشگر تاریخ معاصر در ادامه به استفاده گسترده قدرتهای غربی از ابزار رسانه در کنار سایر ابزارهای سیاسی و اقتصادی اشاره کرد و گفت: آمریکاییها هر ابزاری را که بتواند آنها را به منافعشان برساند، به نوعی سلاح تبدیل میکنند و همانطور که تحریم، محاصره و فشار اقتصادی میتوانند در یک منازعه به ابزار فشار تبدیل شوند، رسانه نیز در جنگ شناختی چنین نقشی دارد.
مجری برنامه تلویزیونی جریان با اشاره به مواضع دونالد ترامپ در جریان جنگ تاکید کرد: رئیسجمهور وقت آمریکا بهخوبی جایگاه قدرت رسانهای را در میدان نبرد درک کرده بود و از این ظرفیت برای بزرگنمایی عملیاتها و ایجاد ترس در جامعه استفاده میکرد. زادبر افزود: تکرار ادبیات تهدید و تلاش برای القای این تصور که ایران باید بدون قید و شرط تسلیم شود، صرفاً یک موضع سیاسی نبود؛ بلکه بخشی از عملیات روانی و رسانهای در کنار اقدامات نظامی بود. عملکرد رسانه داخلی؛
دفاع از صداوسیما در کنار پذیرش ضعفها زادبر در ارزیابی عملکرد رسانههای داخلی در روزهای جنگ، ضمن تأکید بر وجود ضعفهای جدی، عملکرد صداوسیما را در حفظ آنتن و ادامه فعالیت رسانهای قابل دفاع دانست و گفت: باید توجه داشت که رسانه ملی در شرایطی به فعالیت خود ادامه داد که ساختمان اصلی و برخی مراکز دیگر هدف حمله قرار گرفتند و حتی پیش از جنگ ۳۸ روزه نیز در جریان حوادث مربوط به ۱۸ و ۱۹ دی، برخی مراکز استانی آسیبهای جدی دیدند و در بعضی موارد با شرایط بسیار دشواری مواجه شدند.
وی افزود: ادامه فعالیت رسانهای در چنین شرایطی، بهویژه حفظ آنتن، موضوعی قابل توجه است و نباید در ارزیابی عملکرد صداوسیما نادیده گرفته شود، با این حال، دفاع از عملکرد رسانه ملی به معنای نادیده گرفتن ضعفها نیست. بزرگترین ضعف؛ عقبماندن از سرعت تحولات زادبر در پاسخ به اینکه نقاط ضعف رسانههای داخل در جنگهای اخیر چه بود تاکید کرد: رسانههای داخلی در بخشهایی نتوانستند همپای سرعت تحولات جدید جنگ حرکت کنند و بخشی از شیوههای اطلاعرسانی همچنان متأثر از الگوهایی بود که به دهههای شصت و هفتاد تعلق داشت.
وی تصریح کرد: مهمترین ضعف رسانه در جنگ، صرفاً کمبود امکانات یا تجهیزات نبود؛ بلکه مسئله اصلی به فهم جدید از رسانه بازمیگشت، رسانه امروز با رسانه چند دهه قبل تفاوت اساسی دارد. در گذشته، یک مقام سیاسی موضعی اتخاذ میکرد و رسانه رسمی آن را در قالب خبر منتشر میکرد، اما امروز این معادله تغییر کرده است و در جهان جدید رسانهای، بسیاری از سیاستمداران خود به رسانه تبدیل شدهاند. رئیسجمهور، نخستوزیر یا چهره سیاسی میتواند مستقیماً و بدون واسطه با میلیونها نفر ارتباط برقرار کند و روایت خود را منتشر کند و این تغییر، تعریف نقش رسانه رسمی را نیز دگرگون کرده است.
وقتی سیاستمدار خودش رسانه میشود زادبر با اشاره به مفهوم انسانرسانه توضیح داد: امروز شخصیتهای سیاسی خود به تولیدکننده و توزیعکننده پیام تبدیل شدهاند و از این منظر، رسانه رسمی دیگر صرفاً وظیفه بازتاب سخنان مقامات را بر عهده ندارد؛ بلکه باید بتواند در برابر روایتهایی که مستقیماً از سوی سیاستمداران و چهرههای تأثیرگذار تولید میشوند، واکنش سریع و مؤثر داشته باشد. وی با اشاره به فعالیتهای رسانهای دونالد ترامپ گفت: بخشی از مواجهه با ترامپ در فضای توییتری و شبکههای اجتماعی شکل گرفت و اینجا همان جایی است که ضرورت بازتعریف نقش رسانه رسمی آشکار میشود؛
زیرا رسانهای که تنها منتظر اظهارنظر مسئول داخلی بماند تا آن را منتشر کند، در مقابل رسانهای که طرف مقابل خود مستقیماً پیام تولید و منتشر میکند، با محدودیت زمانی مواجه خواهد شد.
رسانه رسمی دیگر تنها کانال انتقال خبر نیست زادبر افزود: یکی از مشکلات ساختار اطلاعرسانی این است که بخشهایی از تولید خبر همچنان به مواضع و اظهارات مقامات وابسته است، در چنین شرایطی، رسانه خود به تنهایی امکان تولید روایت را ندارد و منتظر میماند تا مسئولان سخن بگویند و سپس آن را بازتاب دهد، این در حالی است که در فضای رسانهای جدید، سرعت، تحلیل، تولید محتوای مستقل و توانایی پاسخگویی به روایت رقیب اهمیت بیشتری پیدا کرده است، بنابراین مسئله فقط این نیست که چه کسی خبر را منتشر میکند؛
مسئله این است که چه کسی زودتر روایت خود را شکل میدهد و آن را در ذهن مخاطب تثبیت میکند. ضرورت تغییر فهم از رسانه این پژوهشگر تاریخ معاصر بر ضرورت تغییر نگاه به رسانه تأکید و اظهار کرد: تجربه جنگ نشان داد که نمیتوان با ساختارها و الگوهای رسانهای گذشته به مواجهه با میدان جدید جنگ شناختی رفت. رسانه امروز باید سرعت تحولات را بشناسد، زبان شبکههای اجتماعی را درک کند، نقش انسانرسانهها را بپذیرد و برای روایتسازی در لحظه آماده باشد. انتهای پیام/
منبع: خبرگزاری میزان