بحران بدهی آمریکا؛ وقتی نرخ بهره، هزینه بدهی دولت را به مرز خطر می‌رساند

بحران بدهی آمریکا؛ وقتی نرخ بهره، هزینه بدهی دولت را به مرز خطر می‌رساند

محمدحسین چشم براه تحلیلگر حوزه صنعت و تجارت، اقتصاد آمریکا در سال‌های اخیر درگیر یک ناترازی ساختاری و خطرناک شده است: هم‌زمانی کسری بودجه مزمن دولت فدرال با تغییر پارادایم پولی بانک مرکزی (فدرال رزرو). چاپ بی‌رویه پول در دوران بحران‌های متوالی (از بحران مالی ۲۰۰۸ تا پاندمی کرونا) ترازنامه فدرال رزرو را تا مرز ۹ تریلیون دلار متورم ساخت. این تزریق نقدینگی اگرچه در کوتاه‌مدت محرک رشد بود، اما به انفجار تورمی در سال‌های بعد انجامید و فدرال رزرو را وارد بزرگ‌ترین چرخه انقباض پولی و افزایش نرخ بهره طی دهه‌های اخیر کرد؛

اقدامی که به‌طور مستقیم آتش بدهی ملی را شعله‌ور ساخت. هنگامی که حجم بدهی ناخالص ملی آمریکا از مرز ۳۵ تریلیون دلار عبور می‌کند، هر واحد درصد افزایش در نرخ بهره فدرال رزرو به منزله صد‌ها میلیارد دلار بار مالی اضافی برای بودجه سالانه است. در دوران پول ارزان و بهره نزدیک به صفر، دولت واشنگتن با کمترین هزینه سود اوراق قرضه را تمدید می‌کرد. اما با جهش نرخ بهره سیاستی به بالای ۵ درصد، هزینه خالص بازپرداخت سود بدهی‌ها به بیش از ۱ تریلیون دلار در سال رسیده است؛ رقمی حیرت‌انگیز که حتی از بودجه نظامی و دفاعی سرسام‌آور پنتاگون نیز پیشی گرفته است.

بحران کنونی زمانی ماهیت ساختاری پیدا می‌کند که خزانه‌داری آمریکا برای پرداخت سود بدهی‌های قبلی، ناچار است اوراق قرضه جدیدی با نرخ‌های بهره به‌مراتب بالاتر منتشر کند. به عبارت دیگر، دولت برای تسویه اصل و فرع بدهی‌های گذشته، بدهی سنگین‌تری ایجاد می‌کند. این سازوکار موجب ایجاد «مارپیچ خودتغذیه‌کننده بدهی» شده که در آن بدهی بیشتر منجر به پرداخت سود بالاتر، سود بالاتر منجر به کسری بودجه عمیق‌تر، و کسری بودجه مجدداً منجر به انتشار اوراق بدهی جدید می‌شود. ناترازی‌ها تنها داخلی نیستند.

بدهی فزاینده در کنار ابزارسازی سیاسی و تحریمی از دلار، تمایل خریداران سنتی اوراق قرضه دولتی آمریکا (مانند چین و سایر بانک‌های مرکزی جهان) را به شدت کاهش داده است. این امر فدرال رزرو و خزانه‌داری را با چالش جذب سرمایه با نرخ‌های منطقی روبه‌رو کرده و ریسک سرایت بی‌ثباتی به بازار‌های مالی جهانی را دوچندان نموده است. فدرال رزرو اکنون بر سر یک دوراهی تاریخی قرار دارد: اگر نرخ بهره را برای مهار تورم بالا نگه دارد، هزینه خدمات بدهی، بودجه دولت را فلج و ورشکستگی ساختاری را تسریع می‌کند.

اما فدرال رزرو اگر نرخ بهره را به سرعت کاهش دهد، موج جدیدی از تورم دلار را بی‌اعتبار کرده و حباب‌های قیمتی را بازمی‌گرداند. این ناترازی نهادی نشان می‌دهد که مدل اقتصادی متکی بر استقراض بی‌پایان و هژمونی پولی به خطوط قرمز بقای خود نزدیک شده و بحران بدهی آمریکا دیگر یک شاخص آماری صرف نیست، بلکه تهدیدی بنیادین علیه ثبات نظام سرمایه‌داری و معماری مالی بین‌المللی است. انتهای پیام/

منبع: خبرگزاری میزان