حجت الاسلام مهدی احمدی پژوهشگر تاریخ اسلام در گفتگو با پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ اظهار داشت: ملت مسلمان، شیعه و سنی، با هم مشکلی ندارند. اینها سالهای سال کنار هم زندگی کردند. این اختلافات خلق شده، آفریده شده و روی آن تمرکز شده است که خوب این شکاف را ایجاد کرد. انقلاب اسلامی سالهاست که بر علیه این شکاف فعالیت میکند و کار میکند.
مبلغ – محمد عارف معزی: در آستانه هفته وحدت، اختلاف تاریخی درباره روز ولادت پیامبر(ص) بار دیگر مورد توجه قرار گرفته است؛ اختلافی که در منابع شیعه و اهل سنت روایتهای متفاوتی درباره آن وجود دارد. در سنت شیعی، ۱۷ ربیعالاول به عنوان روز میلاد پیامبر(ص) شناخته میشود، در حالی که ۱۲ ربیعالاول در میان اهل سنت شهرت بیشتری دارد.
با این حال، این تفاوت روایی میتواند به جای عامل اختلاف، زمینهای برای همگرایی باشد. هفته وحدت نیز با همین نگاه شکل گرفت؛ رویکردی که بر حفظ اختلافات اعتقادی در کنار تأکید بر مشترکات، همزیستی تاریخی شیعه و سنی و مقابله با جریانهای تفرقهافکن تأکید دارد.
حجت الاسلام مهدی احمدی پژوهشگر تاریخ اسلام و مدیرعامل موسسه آستان مبارک حسین بن موسی الکاظم علیه السلام و آرامگاه شهید مدرس در گفتگو با پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، به بررسی این موارد پرداخته است.
در ادامه مشروح گفتگوی حجت الاسلام مهدی احمدی با مبلغ را میخوانید؛
نسبت به اصل تولد پیامبر در ربیعالاول اتفاق نظر وجود دارد/ در زمان ولادت پیامبر، انگیزهای برای ثبت دقیق تاریخ وجود نداشت
*** اختلاف شیعه و اهل سنت درباره تاریخ ولادت پیامبر(ص) از کجا ناشی شده است؟ این اختلاف تا چه اندازه ریشه در تفاوت منابع و سنتهای روایی دو مذهب دارد؟
اختلاف شیعه و اهل سنت درباره تاریخ ولادت پیامبر گرامی اسلام صلیالله علیه و آله و سلم، طبیعتاً از اختلاف نقلهایی است که در منابع شیعه و سنی ذکر شده است. البته این اختلاف، بیشتر از آنکه مرتبط باشد به تفاوت منابع و سنتهای روایی که در دو مذهب جریان دارد، بیشتر برمیگردد به اینکه تاریخ ولادتها و وفاتها معمولاً با اختلاف همراه است.
اینطور نیست که این مسئله که عرض کردم مخصوص پیامبر گرامی اسلام صلیالله علیه و آله و سلم باشد، بلکه نسبت به شخصیتهای دیگر هم همینطور است و اختلافاتی در تاریخها ذکر شده است. مخصوصاً اینکه زمانی که پیامبر گرامی اسلام به دنیا آمدند، ایشان هنوز شخصیت مشهوری نبودند، شناختهشده که نبودند. نسبت به سال تولدشان همه اتفاق دارند که عامالفیل بوده است؛ چون آن حادثه عجیب رخ داده و در قرآن هم ذکر شده است و پیامبر در آن روز و در آن سال، به دنیا آمدند. این نکته در ذهنها باقی مانده بود.
اما نسبت به ماه تولد ایشان یا روز تولد ایشان، طبیعتاً انگیزهای در زمان ولادتشان وجود نداشته که بخواهند این را در کتبشان و در نوشتههایشان ذکر بکنند. بیشتر تکیه بر حافظه بوده است. بعدها که پیامبر گرامی اسلام شخصیت شناختهشدهای شدند، طبیعتاً آن چیزی که در ذهنها و حافظهها بود، ظهور و بروز پیدا کرد.
لذا شما در منابع مختلف شیعه و سنی نگاه میکنید، نسبت به اصل اینکه در ربیعالاول حضرت به دنیا آمدند، اتفاق نظر وجود دارد، اما نسبت به روز آن اختلاف نظر هست. برخی از گزارشها نشانگر این است که حضرت در دوم ربیع، برخی دهم ربیع، برخی دوازدهم، برخی هفدهم و برخی بیستوهشتم ربیع ذکر کردهاند.
بنابراین، بیشتر از آنکه به تفاوت منابع و سنتهای روایی برگردد، اصل تولدها و وفاتها یا شهادتها، به غیر از موارد خاصی، با اختلاف همراه است و این چیز طبیعی است و اصلاً چیز عجیبی نیست که بخواهد اختلاف وجود داشته باشد.
برخی منابع شیعی هم دوازدهم را روز ولادت پیامبر میدانند/تاریخ تولدها معمولاً با اختلافاتی همراه است
*** چگونه «۱۷ ربیعالاول» در سنت شیعی به عنوان روز ولادت پیامبر(ص) تثبیت شده و چه تفاوتی با روایت مشهور اهل سنت درباره تاریخ ولادت ایشان دارد؟ آیا میتوان بدون حل این اختلاف تاریخی، آن را به فرصتی برای همگرایی تبدیل کرد؟
در ولادت پیامبر گرامی اسلام میبینیم که ابناسحاق به عنوان یکی از منابع اهل سنت روز تولد حضرت پیامبر را دوازدهم گزارش میکند و جالب اینکه شیخ کلینی، از علما و از محدثان بزرگ شیعی، هم دوازدهم را روز میلاد پیامبر گرامی اسلام میداند؛ منتهی اینکه ابناسحاق، دوازدهم ربیعالاول را روز دوشنبه از ایام هفته معرفی میکند اما شیخ کلینی روز جمعه را معرفی میکند.
البته شیخ طوسی و شیخ مفید و علامه مجلسی و بزرگان دیگر از شیعه، هفدهم را روز میلاد پیامبر معرفی میکنند.
ملاحظه میفرمایید که برخی از منابع شیعی هم دوازدهم را تأیید کردند ولی اصل این مسئله به خاطر تفاوت منابع و سنتهای روایی نیست و تاریخ تولدها معمولاً با اختلافاتی همراه است.
هفته وحدت از ابتکارات امام خمینی است/ حضرت آقا ارتباط بسیار خوب و صمیمی با اهل سنت برقرار کردند
*** نامگذاری فاصله میان دو روایت تاریخی به عنوان «هفته وحدت» چه مبنای تاریخی و فکری دارد؟ آیا این ابتکار صرفاً یک اقدام معاصر است یا میتوان برای آن ریشههایی در اندیشه عالمان شیعه و اهل سنت پیدا کرد؟
خوب، همانطور که عرض شد، دوازدهم و هفدهم ربیعالاول مهمترین و مشهورترین تاریخهایی است که برای میلاد پیامبر گرامی اسلام نقل شده است و افرادی که دغدغه وحدت را همواره داشتند و در حقیقت نقشهای استکبار را به خوبی متوجه شدند، تلاش کردند که همین بهظاهر اختلاف را، که عرض کردم یک امر طبیعی در تاریخ است، تبدیل کنند به یک فرصت مغتنم و این ایام را به نام ایام وحدت بین شیعه و اهل سنت نامگذاری کنند و احیا بکنند. در حقیقت، این اختلاف نظر و این اختلاف نقل را یک فرصتی کردند برای همگرایی بیشتر بین شیعه و اهل سنت.
البته اینکه مبنای تاریخی و فکری هفته وحدت چیست را هم من یک اشارهای بکنم در این فرصت؛
مشهور است که هفته وحدت از ابتکارات حضرت امام است. به پیشنهاد برخی از افراد و متنفذین در کشور، این هفته را به نام هفته وحدت نامیدند و اعلام رسمی شد. اگرچه قبل از آن هم هفته وحدت مختصراً در برخی از مناطق توسط برخی از مبارزین انجام شده بود.
مثلاً در خاطرات امام شهید حضرت آیتالله العظمی امام سید علی خامنهای ذکر شده که ایشان در ایامی که در ایرانشهر و در مناطق جنوب شرقی کشور تبعید بودند که آنجا مناطق اهل سنت بود. خب عمداً ایشان را ساواک تبعید کرد به مناطق اهل سنت که ابتکار عمل را از او بگیرد و او را در محدودیت قرار بدهد تا نتواند به مبارزاتش ادامه بدهد.
حضرت آقا آن تهدید را تبدیل کردند به فرصت و ارتباط بسیار خوب و نزدیک و صمیمی با اهل سنت برقرار کردند، به این جهت که آنها را برادران ایمانی و مسلمان خودشان میدانستند. و اتفاقاً در خاطراتشان خودشان ذکر کردند که ما به دنبال بهانهای میگشتیم که این وحدت را و همگرایی را تقویت بکنیم و اختلافی که در منابع وجود دارد نسبت به میلاد پیامبر و قول مشهوری که بین اهل سنت و شیعه هست را به عنوان هفته وحدت نامگذاری کردیم و در همان ایام گرامی داشتیم و به آن پرداختیم.
این نشان میدهد که سابقه نامگذاری این هفته به عنوان هفته وحدت، به قبل از انقلاب اسلامی برمیگردد. حتی اگر بخواهیم دقیقتر نگاه بکنیم، ریشههای این وحدت و اصرار به وحدت بین شیعه و سنی به سالها دورتر هم برمیگردد.
اگر بخواهیم دقت بیشتری بکنیم، میبینیم که در زمان آیتالله العظمی بروجردی رحمتاللهعلیه و شیخ شلتوت در مصر، باز سابقه این وحدت و همگرایی را ما ملاحظه میکنیم و میبینیم قبلتر همینجا در دل تاریخ هست تا عصر خود نبی مکرم اسلام و ائمه علیهمالسلام که مرتباً تأکید میکردند به اتحاد و همگرایی بین مسلمین و پرهیز از اختلاف در برابر دشمنان واحد و این مکرر هم در آیات قرآن و هم در ۳۰ روز سنت پیامبر گرامی اسلام ذکر شده.
آیات مشهوری که در سوره مبارکه آلعمران ذکر شده، نشانگر همین مسئله هست که که آمده است: «واعتصموا بحبلالله جمیعاً و لا تفرقوا» که همه مسلمانها این آیه را حفظ هستند، نشانگر ضرورت اتحاد است. و «لا تکونوا کالذین تفرقوا»؛ این را باز ما در آیات قرآن داریم.
در سنت و سیره پیامبر گرامی اسلام هم مکرر نسبت به این موضوع تأکید شده و توصیه به حفظ وحدت شده، پرهیز از اختلاف، پرهیز از بگومگو شده است؛ ما در سنت و سیره پیامبر گرامی اسلام از این موارد فراوان داریم.
وحدت اسلامی به معنای کنار گذاشتن اختلافات اعتقادی و تاریخی نیست/ اختلافات اعتقادی و تاریخی واقعی، یقینی و قطعی است
*** آیا وحدت اسلامی به معنای کنار گذاشتن اختلافات اعتقادی و تاریخی است یا میتوان در عین حفظ این اختلافات، بر مشترکات میان مذاهب تأکید کرد؟ مرز میان «وحدت» و «یکسانسازی مذاهب» کجاست؟
البته وحدت اسلامی که اینهمه بر آن تأکید شده است، به معنای کنار گذاشتن اختلافات اعتقادی و تاریخی نیست. هیچکدام از کسانی که داعیهدار وحدت بودهاند، قائل به این نبودند که باید دست از اعتقادات برداشت، چون ممکن نیست. طبیعی است که در بستر تاریخ و حوادثی که رخ داده، اختلافاتی به وجود آمده است. این اختلافات واقعی است، یقینی است، قطعی است و نمیشود آنها را حذف کرد و از دل و جان مردم پاک کرد. نه اینجور کاری امکان دارد و نه صحیح است.
بالاخره شیعه اعتقاداتی دارد و بر اعتقادات خودش اصرار دارد؛ اهل سنت هم همینطور اعتقاداتی دارد و بر روی اعتقادات خودش مصر است. اینها برمیگردد به تاریخ ما که تاریخ را نمیتوانیم تغییر بدهیم یا حذف بکنیم یا پاکش بکنیم. بنابراین باید بپذیریم که اصل اختلافات اعتقادی و تاریخی وجود دارد و طبیعی و بدیهی است.
اما وحدت به چه معناست؟ به این معناست که ما اگرچه اختلافات اعتقادی و تاریخی داریم، اما مشترکاتی هم داریم. به جای تمرکز کردن روی اختلافات، اختلافات اعتقادی یا تاریخی، و به اصطلاح بروز دادن آن و پرداختن بیش از اندازه به آن و رسانهای کردن آن و تمرکز روی اختلافات اعتقادی و تاریخی، بر مشترکات بین مذاهب تکیه کنیم و تأکید کنیم و بیان کنیم و کار رسانهای انجام بدهیم.
اگر این اتفاق را رقم بزنیم، ضمن اینکه آن اختلافات اعتقادی و تاریخی حفظ خواهد شد که هر گروهی، هر تفکری برای خودش و هر جریانی برای خودش، اینها را حفظ بکند، در عین حال نسبت به ایجاد امت اسلامی و تمرکز بر دشمن مشترک، که مستکبران عالم هستند، که نه با شیعه سر سازگاری دارند و نه با اهل سنت، در برابر آنها این اتحاد به وجود میآید. یک اتحاد مقدس به وجود میآید.
وحدت به معنای یکسانسازی مذاهب نیست
این اتحاد مقدس، ضرورت برخورد با استکبار است. بالاخره در قرآن و در مفاهیمی که پیامبر گرامی اسلام و ائمه علیهمالسلام و اصحاب پیامبر نقل کردند، مقاومت در برابر شیطان، مقاومت در برابر استکبار، یک اصل قطعی و خدشهناپذیر است.
وقتی که اینگونه است، وقتی که ما نسبت به توحید اشتراک نظر داریم، وقتی که همه گروهها قرآن کتابشان است، وقتی که مفاهیم قرآن ما را فرامیخواند به مبارزه با استکبار و تأکید به وحدت میکند و تفرقه را حرام میشمارد و نکوهش کرده، طبیعی است که ما مسلمانها امت اسلامی واحد بشویم، کنار هم قرار بگیریم، اتحاد را شکل بدهیم و بتوانیم تا بتوانیم در برابر استکبار ایستادگی بکنیم. این بهاصطلاح کلید رمزگشای نجات جامعه اسلامی است که در کلام ائمه علیهمالسلام، نبی مکرم اسلام و در سیره عالمان بزرگ شیعه و سنی نمودار، نمایان و هویداست و این مورد طبیعتاً به معنای یکسانسازی مذاهب نیست.
هیچکس قائل به یکسانسازی مذاهب نیست، چون اصلاً شدنی نیست و امکانپذیر نیست. آن چیزی که ممکن است و میتواند راه نجات باشد، پرداختن به نقاط مشترک و حفظ اتحاد بین جوامع مسلمان و تشکیل امت اسلامی، به تعبیر امام شهید، در برابر استکبار جهانخوار است.
در طول تاریخ، نقاط تقابل شدید میان شیعه و اهل سنت کمتر بوده است/ شیعه و سنی قرنها در کنار هم با صلح زندگی کردند
*** میلاد پیامبر(ص) چگونه میتواند از یک مناسبت مشترک فراتر رود و به مبنایی برای گفتوگوی واقعی میان شیعه و اهل سنت تبدیل شود؟ بهویژه در شرایطی که اختلافات مذهبی گاهی به مسئلهای سیاسی و اجتماعی تبدیل میشوند.
در طول تاریخ، سالها، بلکه قرنها، شیعه و سنی در کنار هم با صلح زندگی کردند و با تفاهم امورشان را پیش بردند. میلاد پیامبر گرامی اسلام میتواند این سنت حسنه را احیا بکند و میتواند زمینه گفتوگوی بیش از پیش را میان شیعه و اهل سنت فراهم بکند؛
مخصوصاً در شرایط امروز، شرایطی که ما میدانیم اندیشکدههای مختلفی در جهان غرب و صهیونیسم بینالملل شکل گرفته و سالها نسبت به این مسئله مطالعه شده و تلاش شده که از منابع روایی استفاده بشود و اختلافات برجسته بشود و نقاط مشترک از بین برده بشود، برای اینکه بتوانند مسلمانها را به جان هم بیندازند و حکومت خودشان را گسترش بدهند و اجازه ندهند که در جوامع اسلامی اتحاد شکل بگیرد که موی دماغ آنها خواهد شد و مانع دستیابی به منافع سیاسی و اقتصادی آنها خواهد شد.
بنابراین، میتواند میلاد پیامبر با این نگاه به بازخوانی، در حقیقت، روابط بین شیعه و اهل سنت کمک بسزایی بکند. اختلافات مذهبی، بیش از آن چیزی که ریشه در واقعیت داشته باشد، برخاسته از کنشهای سیاسی جهان غرب است. آنها شناسایی کردند بسترهایی را که میتواند بین شیعه و سنی اختلاف را عمیق بکند و روی آن اختلافات تمرکز کردند و توانستند با ایجاد و خلق و تولد وهابیت و در حقیقت زمینه را برای قدرت گرفتن آنها فراهم کردند و باعث شدند که، عرضم به خدمت شما، این اختلافات گسترش پیدا بکند.
یعنی ما اگر نگاه بکنیم به دوره صفویه و دوره عثمانیها، آنجا هم رد پای انگلستان را میبینیم. ما بین شیعه و اهل سنت در طول تاریخ، بهاصطلاح، نقاط تقابل شدید، کمتر میبینیم. اتفاقاً بیشتر با سازگاری کنار هم حضور داشتند. هرگاه اختلاف جدی شد و به تقابل رودررو انجامید، پای افراد بیگانه در میان بود، برای اینکه بتوانند از اختلافات سوءاستفاده بکنند.
امروز هم همینگونه است. خب، اینها وهابیت را خلق کردند، داعش را آفریدند، برای اینکه در حقیقت شرایط سیاسی و اجتماعی را به سمتی ببرند که امت واحد اسلامی شکل نگیرد. در حقیقت، در حقیقت، در نقطه مقابل اندیشه امامین انقلاب، حضرت امام خمینی و امام خامنهای رحمتالله علیهما، اینها تلاش کردند که اختلافات را بین شیعه و سنی گسترش بدهند و نسبت به این مسئله تمرکز کردند.
نقشه معرفی جمهوری اسلامی به عنوان عامل اختلاف میان مسلمانان فرو ریخت
*** اگر هدف از هفته وحدت کاهش شکاف میان مسلمانان است، امروز مهمترین موانع تحقق این هدف چیست؟ آیا مسئله اصلی اختلافات تاریخی و کلامی است یا برداشتهای سیاسی و اجتماعی معاصر از این اختلافات؟
هفته وحدت یک زمینه بسیار مناسبی است برای اینکه اهداف آنها را ناکام بگذاریم؛ مخصوصاً در سال جاری که اتفاقاتی در عرصه سیاسی دنیا افتاده و این زمینه اتحاد و زمینه شکلگیری امت اسلامی را بیش از پیش فراهم کرده است.
شما و ما میدانید که خیلی از کسانی که امروز در رأس حکومتهای کشورهای عربی و مسلمان حضور دارند، وابستگان به استکبار و جبهه غرباند. برخی از اینها پدرانشان درس خواندهاند در بهاصطلاح دانشگاهها یا در مجموعههای علمی غرب، پرورشیافته آنها هستند و آمدهاند عنان این کشورهای مسلمان را به دست گرفتهاند و در راستای اهداف غرب عمل میکنند.
ملت مسلمان، شیعه و سنی، با هم مشکلی ندارند. اینها سالهای سال کنار هم زندگی کردند. این اختلافات خلق شده، آفریده شده و روی آن تمرکز شده است که خوب این شکاف را ایجاد کرد. انقلاب اسلامی سالهاست که بر علیه این شکاف فعالیت میکند و کار میکند. در ایامی که داریم گفتوگو میکنیم، نقش جمهوری اسلامی ایران در دفاع از فلسطین مظلوم، که عموماً اهل سنت هستند، و در دفاع از اسلام و دفاع از آرمانهای بشریت، باعث شد که نقشههایی که آنها سالهای سال روی آن تمرکز کرده بودند، که جمهوری اسلامی را باعث و بانی اختلاف و هجمه علیه مسلمانها معرفی بکنند، فرو بریزد.
و امروز ملتهای مسلمان این حقیقت را به خوبی درک کردند که کسانی که به دنبال اختلاف بین شیعه و سنی هستند، جمهوری اسلامی نیست. کسانی که به دنبال فشار به اهل سنت هستند، شیعه حاضر در جمهوری اسلامی نیست؛ بلکه جمهوری اسلامی با افتخار پرچم حمایت از مسلمانها را، اگرچه اهل سنت باشند، بلند کرده و بیش از کشورهایی که داعیهدار اسلام و مسلمانی هستند، به مسلمانان کمک کرده است.
و همین نقش بیبدیل جمهوری اسلامی و مواضع قاطعش در برابر استکبار، در برابر آمریکا، یک دستاورد بسیار بزرگی است که میتواند به حل مسئله اختلافات بین شیعه و سنی کمک شایانی بکند. چه اینکه شما حمایت اهل سنت را امروز در کشورهای مختلف از جمهوری اسلامی و از شیعیان میبینید و کشف حقیقت که شیعه به دنبال نجات مسلمانان است و برایش شیعه و سنی فرقی نمیکند، این در جوامع مسلمان در حال تکثیر است.
خطر جریانهای افراطی شیعی کمتر از افراطیون اهل سنتی نیست
الحمدالله بیشترین موانع نسبت به تحقق وحدت بین مسلمانها از بین رفته است. اگر ما مقاومت کنیم در مسیری که به آن اعتقاد داریم، مراقب گروههایی که به اسم شیعه، به اسم مرجعیت، ولی در حقیقت خطگرفته از انگلستان و کشورهای غربی، دارند تلاش میکنند قرائت خشنی از شیعه ارائه بکنند، در برابر آنها باید بایستیم؛ که خطر آنها کمتر از افراطیون اهل سنتی نیست که ما به اسم وهابیت آنها را میشناسیم و داعشیها. این هم آن طرف سکه هستند؛ کسانی که خط میگیرند از انگلستان و به مقدسات اهل سنت توهین میکنند تا بتوانند شکاف را کم و فیسابق حفظ بکنند.
مهمترین مانع اینها هستند که انشاءالله تعالی به لطف خدا و با یکپارچگی امت اسلام از بین خواهد رفت. الحمدالله جنگی که به وجود آوردند، خود دنیای غرب، در رأسش آمریکا و صهیونیسم جهانخوار، کمک زیادی کرد برای معرفی آرمان شیعی و اهل سنت که تقابل با استکبار است.
امیدواریم که خداوند کمک کند با پیروزی نهایی جبهه اسلام در برابر کفر، نقشههای آنها نقش بر آب بشود و برادران اهل سنت و شیعه در کنار هم زندگی مسالمتآمیزی را داشته باشند.
منبع: خبرآنلاین