ساره پیمان، روانشناس و عضو هیأت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران غرب، در گفتوگو با آناتک معتقد است مسئله فقط استفاده زیاد از ابزارهای AI نیست؛ بلکه زمانی باید نگران شد که فرد بدون ابزار هوشمند نتواند با موقعیتهای مبهم، دشوار یا اضطرابآور مواجه شود. به گفته او، حفظ توانایی مواجهه با ابهام و پریشانی برای سلامت روان ضروری است. استفاده از ابزارهای هوش مصنوعی اضطراب انسان را کاهش میدهد یا افزایش؟ در بسیاری از موارد استرس را کاهش میدهد. وقتی فرد با یک مسئله پیچیده مواجه است، دریافت اطلاعات و پیدا کردن مسیرهای مختلف احساس سردرگمی او را کم میکند.
ابزارهای AI به کاربر کمک میکند مسئله را بهتر ببیند و گزینههای مختلف را بررسی کند. البته اینجا یک مرز مهم وجود دارد. اگر کاربر همیشه برای کاهش اضطراب خود به ابزار مراجعه کند، ممکن است بهجای اینکه توانایی مواجهه با آن احساس را در خودش تقویت کند، فقط اضطراب را به صورت موقت خاموش کند. آیا خود راهحل ممکن است به بخشی از مشکل تبدیل شود؟ بله، اگر استفاده از آن به یک الگوی اجباری تبدیل شود. یکی از مفاهیم مهم در روانشناسی، تحمل پریشانی (Distress Tolerance) است؛
یعنی فرد بتواند در شرایط دشوار، مبهم یا ناخوشایند، بدون اینکه فورا از آن موقعیت فرار کند، شرایط را تحمل و مدیریت کند. پیمان: مشکل از جایی آغاز میشود که فرد دیگر نتواند بدون ابزار با موقعیتهای مبهم و اضطرابآور مواجه شود مشکل از جایی آغاز میشود که فرد دیگر نتواند بدون ابزار با موقعیتهای مبهم و اضطرابآور مواجه شود و اگر هوش مصنوعی همیشه قبل از اینکه فرد با یک موقعیت دشوار مواجه شود، راهحل آماده در اختیارش قرار دهد، فرصت تمرین این توانایی کمتر میشود. آیا ممکن است انسان به دریافت اطمینان از AI وابسته شود؟
بله، برای مثال کاربر ممکن است برای یک تصمیم ساده چند بار از AI سوال بپرسد، پاسخ بگیرد و دوباره برای اطمینان بیشتر همان موضوع را بررسی کند. در این حالت، مسئله دیگر فقط استفاده از فناوری نیست و فرد به دنبال اطمینان روانی است. هنچنین اگر نبود ابزار باعث آشفتگی شدید شود یا کاربر احساس کند بدون آن نمیتواند کاری را انجام دهد، باید به این الگو توجه کرد.
به نظر شما آیا زیاد شدن گزینهها هم میتواند اضطراب ایجاد کند؟ بله، زیرا انسان با کمبود اطلاعات مواجه نیست و گاهی مشکل، زیادی اطلاعات و گزینههاست. وقتی برای هر تصمیم دهها پیشنهاد و سناریو در اختیار کاربر قرار میگیرد، ممکن است بهجای رسیدن به آرامش، دائم به دنبال گزینه بهتر باشد. در این شرایط، فرد ممکن است تصور کند همیشه یک انتخاب بهتر وجود دارد و اگر آن را پیدا نکند، تصمیمش اشتباه است. این مسئله میتواند اضطراب انتخاب را افزایش دهد. پس آیا هوش مصنوعی میتواند میل کاربر به «بهترین انتخاب» را بیشتر کند؟ این احتمال وجود دارد.
AI گزینهها را مقایسه و حتی آنها را براساس معیارهای مشخص رتبهبندی میکند، اما زندگی انسان همیشه قابل تبدیل به یک مسئله بهینهسازی نیست. بعضی تصمیمها باید با شرایط واقعی زندگی، ارزشهای شخصی و میزان پذیرش ریسک هماهنگ شوند. اگر فرد تصور کند برای هر مسئله یک پاسخ بهینه وجود دارد، ممکن است از تصمیمهایی که همراه با عدم قطعیت هستند بیشتر بترسد.
چگونه میتوان از ابزارهای مبتنی بر AI استفاده کرد، بدون اینکه به آن برای آرام کردن اضطراب وابسته شویم؟ باید بین استفاده از ابزار برای حل مسئله و استفاده از آن برای فرار از احساسات تفاوت بگذاریم. اگر برای فهمیدن یک موضوع از AI کمک میگیریم، یک استفاده طبیعی است؛ اما اگر برای هر نگرانی، کوچک یا بزرگ، سریع به آن مراجعه میکنیم تا احساس اطمینان پیدا کنیم، بهتر است در این رفتار تجدیدنظر کنیم. گاهی لازم است فرد اجازه دهد مقداری ابهام باقی بماند و بدون دریافت پاسخ فوری، با آن مواجه شود. هدف عدم استفاده از رباتهای گفتگو مبتنی بر AI نیست؛ بلکه هدف این است که توانایی آرام ماندن و فکر کردن در شرایطی که پاسخ قطعی نداریم، همچنان در انسان باقی بماند.
منبع: آنا