جوان آنلاین: یک طلای جهانی، آن هم در نخستین حضور، اتفاق کمی نیست، بهویژه آنکه میدان رقابت، یکی از تازهترین و پرشتابترین عرصههای علم و فناوری جهان باشد. تیم ایران در المپیاد جهانی هوش مصنوعی با کسب یک مدال طلا و چند مدال دیگر نشان داد که در میان نسل جدید دانشآموزان ایرانی، استعدادهایی وجود دارند که میتوانند در مرزهای دانش با بهترینهای جهان رقابت کنند. موفقیتی که بیش از اینکه فقط یک قاب افتخارآمیز برای امروز باشد، میتواند تصویری از ظرفیت علمی نسلی باشد که قرار است آینده فناوری کشور را بسازد. اما داستان به همینجا ختم نمیشود.
مدالآوران امروز برای ادامه مسیر، به آموزش جدیتر، امکانات پژوهشی، زیرساخت مناسب و فرصتهای واقعی برای کار و فعالیت نیاز دارند. اگر این مسیر از مدرسه تا دانشگاه و از دانشگاه تا صنعت بهدرستی شکل نگیرد، استعدادهایی که امروز روی سکوی افتخار ایستادهاند، ممکن است فردا از مسیر علمی کشور فاصله بگیرند. حفظ و پرورش این سرمایه انسانی، دیگر مهمتر از خود مدالهاست.
پرواضح است که هوش مصنوعی، بیش از هر حوزه دیگری به چنین زنجیرهای نیاز دارد، دانشی که با سرعتی کمسابقه در حال تغییر جهان است و کشورها برای ساختن آینده آن، از همین امروز روی نیروی انسانی خود سرمایهگذاری میکنند. هرچند طلای ایران در این میدان میتواند یک اتفاق درخشان و ماندگار باشد، اما به شرط آنکه در همان نقطه متوقف نشود.
دکتر مهدی طریقت، رئیس اندیشکده و پردیس هوش مصنوعی در گفتوگو با «جوان»، از معنای این موفقیت برای ظرفیت علمی نسل جدید ایران میگوید و بدان اشاره میکند که برای تبدیل این استعدادها به یک جریان پایدار علمی و فناورانه، چه زیرساختها و سیاستهایی نیاز است.
ایران برای نخستینبار در المپیاد جهانی هوش مصنوعی به مدال طلا رسیده، این موفقیت دقیقاً چه چیزی درباره ظرفیت علمی و استعدادهای نسل جدید کشور به ما میگوید و آیا میتوان آن را نشانهای از شکلگیری یک جریان جدی در حوزه هوش مصنوعی دانست؟ بله. این موفقیت را باید فراتر از یک مدال دید. این اتفاق نشان میدهد که در ایران، بهرغم همه محدودیتهای ساختاری، هنوز ذخیرهای واقعی از استعدادهای نخبهپرور وجود دارد.
رسیدن به طلای جهانی در حوزهای مثل هوش مصنوعی، یعنی بخشی از نسل جدید کشور توانسته به زبان علم روز دنیا فکر کند، مسئله حل کند و در سطح رقابت بینالمللی ظاهر شود. این، یک نشانه مهم از زنده بودن ظرفیت انسانی ایران است. اما از نظر علمی و راهبردی، نباید در سطح هیجان خبری متوقف ماند. یک مدال طلا، بهتنهایی، به معنای شکلگیری یک جریان پایدار نیست. جریان زمانی شکل میگیرد که این استعدادها به یک مسیر نهادمند وصل شوند یعنی آموزش عمیقتر، پژوهش هدفمند، دسترسی به زیرساخت، مربیگری علمی، و مهمتر از همه، پیوند با نیازهای واقعی جامعه و صنعت.
اگر این زنجیره ساخته نشود، موفقیتها ارزشمند میمانند، اما پراکنده خواهند بود. با این حال، اهمیت این خبر کم نیست. بر اساس گزارشهای رسمی المپیاد جهانی هوش مصنوعی، ایران در این دوره با کسب مدال طلا و چند مدال دیگر، در جمع کشورهای اثرگذار دیده شد و این یعنی پایه انسانی لازم وجود دارد. حالا پرسش اصلی این است که آیا نظام آموزشی و پژوهشی کشور میتواند این استعداد را حفظ کند یا نه. اگر پاسخ مثبت باشد، این اتفاق میتواند آغاز یک مسیر باشد، نه فقط یک خبر خوب کوتاهمدت.
بعد از کسب این طلا، سؤال مهمتر این است که آیا ما بلدیم این استعدادها را حفظ و شکوفا کنیم؟ چه زیرساخت، امکانات و سیاستی لازم است تا این موفقیت از یک افتخار مقطعی به یک مسیر پایدار برای تربیت و پرورش نسل آینده متخصصان هوش مصنوعی تبدیل شود؟ اگر بخواهیم خیلی صریح بگوییم، حفظ این استعدادها از خودِ کشف آنها مهمتر است. ایران مشکلِ استعداد ندارد، مشکل تبدیل استعداد به مسیر پایدار است. برای این کار، باید از مدرسه شروع کرد، به دانشگاه رسید و در صنعت نگهش داشت. بدون این پیوستگی، طلاها در حد افتخارهای کوتاهمدت میمانند. دو چیز فوری لازم است: زیرساخت و سیاست.
زیرساخت یعنی آزمایشگاه، دسترسی به داده، توان محاسباتی و استادان توانمند. سیاست یعنی بورسیه، مسیر شغلی روشن، حمایت از پژوهش و اتصال واقعی به نیازهای کشور. اگر این دو نباشد، نخبه میدرخشد، اما نمیماند. نکته مهم این است که هوش مصنوعی با شعار رشد نمیکند. با برنامه رشد میکند. اگر این موفقیت به برنامه ملی تبدیل شود، میتواند نسل تازهای از متخصصان را بسازد. اگر نه، فقط یک خبر خوب دیگر خواهد بود.
منبع: جوان آنلاین