هویت‌زدایی از فلسطینی‌ها با تخریب عبادتگاه 4هزارساله و 1076مسجد در غزه

04 شهریور 1405 – 13:29

اخبار فرهنگ حماسه و مقاومت

خواستند کمر مقاومت غزه را بشکنند،مساجد را بمباران کردند؛ 1076مسجد را، اما غزه‌ای‌ها مقاوم‌تر شدند؛ ایستاده‌تر!

خبرگزاری تسنیم؛ گروه فرهنگی؛ فاطمه مرادزاده ــ پیرمرد عمری را در سرزمین باستانی فلسطین گذرانده بود…

پیرمرد که می‌گویم فکرتان نرود سمت یک پیرمرد 80، 90 یا 120 ساله!…، خیال‌تان را پرواز بدهید سمت پیرمردی با حدود 4 هزار و اندی سال عمر…

پیرمرد از آن دورانِ باستانِ خیلی دور، در فلسطین به دنیا آمده بود و هزاران سال زخم‌خورده‌ی ده‌ها بلای طبیعی و غیرطبیعی و شاهد تلخ و شیرین‌های فراوان در زادگاهش بود، درست مثل «مادر زیتون» یا «پیرزن» یا همان درخت پیر 5500ساله زیتونِ روستای الولجه در استان بیت‌لحمِ کرانه باختری…

خانه پیرمردِ 4هزارساله اما در تهِ نقشه فلسطین بود؛ در شهر تاریخی غزه؛ در شلوغی شهر، در هیاهوی بازار…

عمر هزاران‌ساله‌اش که بیش از عمر آفرینشِ قلم و دفتر بود، باعث شد تاریخ دقیق میلادش در هیچ دفتر و کتابی ثبت نشود، اما در تاریخ، این روایت جاری است که چند هزار سال پیش به‌عنوان یک معبد دیوارهایش بالا رفت و جان گرفت.

معبد را چه‌کسانی پایه‌گذاری کردند و برای پرستش چه‌خدایی! خدا می‌داند، اما تاریخ برایش از مقطعی نوشته است که معبدِ بت‌پرستان بود؛ از بیش از دو هزار سال پیش…

پیرمرد قصه ما یک معبد بود با قلعه‌های مستحکم با مساحتی بیش از 70 هزار مترمربع، و یک مجسمه‌ بزرگ در دل آن، که خدای زئوسِ بت‌پرستان بود.

بت‌پرستانِ آن روزگار در سرزمین فلسطین و شهر تاریخی غزه، سرخوشیِ بت‌پرستی زیر دلشان زده بود و رو آورده بودند به آزار و اذیت و حتی اعدام‌های وحشیانه مسیحیان شهرشان. خبر این آزار و اذیت‌ها (که با کمک فرماندار رومی غزه و به‌ازای دریافت رشوه انجام می‌شد)، به گوش پایتخت امپراتوری رم (قسطنطنیه سابق، استانبول امروزی) رسید و پس از مدتی یک ارتش رومی برای آزادسازی غزه از دست بت‌پرستانِ وحشی و فرماندار رومی فاسد، راهی غزه شد و قتل‌عام بزرگی صورت گرفت و غزه از دست بت‌پرستان نجات یافت. آن حادثه در تقویم تاریخ، قرن پنجم میلادی ثبت شده است.

همان ایام اودوکسیا (همسر تئودوسیوس اول) که دستور حمله به غزه را برای نبرد با بت‌پرستان صادر کرده بود، دستور داد که بُت زئوس در زیر زمین دفن شود و معبد بت‌پرستان به کلیسایی به نام خودش ( اودوکسیا) تبدیل شود. از آن زمان مسیحیت، دین رسمی شهر تاریخی غزه شد؛ آخرین شهری که در مناطق تحت سیطره امپراتوری روم، دین مسیحیت را پذیرفت.

دین اسلام که آمد و مسلمانان برای فتح سرزمین‌های ایران و روم، پا را از منطقه حجاز فراتر گذاشتند، غزه شد یکی از اولین مناطقی که در زمان خلافت عمر در قرن هفتم میلادی (سال 635م) فتح شد و بیشتر ساکنان آن مسلمان شدند. بزرگترین کلیسای منطقه غزه یا همان کلیسای اودوکسیا، نیز به‌درخواست مردم تازه‌مسلمان‌شده، به مسجد تبدیل شد و نام «عُمَری» روی آن نشست.

تصویر یکی از ورودی‌های مسجد تاریخی عمری در غزه

پیرکهنِ روایتِ ما یا همان «مسجد بزرگ عمری» اما در هیاهوی جنگ‌های صلیبی ویران شد و سال 1149 میلادی (544ه‌ق) روی ویرانه‌های آن کلیسای دیگری با نام «سنت‌جان» بنا شد. این کلیسا فقط 38 سال عمر کرد و در سال 1187 (583ه‌ق) و پس از پیروزی صلاح‌الدین ایوبی بر صلیبی‌های اروپایی دوباره به مسجد (و همان مسجد بزرگ عمری) تبدیل شد.

دو سه قرن گذشت و مسجد بارها بازسازی و مرمت شد تا مغولان از گرد راه رسیدند و آن را دوباره ویران کردند.

پیش از آنکه پای ویرانگرِ مغولان به فلسطین و غزه و مسجد عمری برسد، در سال 1277 میلادی، شخصی به‌نام سلطان ظاهر بیبرس، کتابخانه‌ای در مسجد تأسیس کرده بود که حدود 20 هزار کتاب در زمینه‌های علوم و ادبیات و همچنین نسخه‌های خطی داشت، گرچه آن کتابخانه هم مثل بنای مسجد در آتش وحشی‌گری و جهالت مغولان زغال و خاکستر شد.

مملوکیان (سربازان بردهٔ آزادشده) که در مصر و شام و حجاز روی کار آمدند، مسجد عمری را دوباره بنا کردند و یک مناره بلند و زیبا برایش ساختند، که تا پیش از آن وجود نداشت.

ساخت مناره برای مسجد باستانی عمری در غزه

کمی بعد زلزله از راه رسید و غزه را به‌شدت تکان داد و مسجد دوباره ویران شد.

عثمانی‌ها که آمدند، دوباره مسجد را مرمت کردند و آن را گسترش داده ایوان‌های بیشتری برایش ساختند.

پیرکهنِ آجریِ حکایت ما، جانی دوباره گرفته بود که جنگ جهانی اول شروع شد و سروکله جنگنده‌های بریتانیایی روی آسمان غرب آسیا ظاهر شد و یکی از جنگنده‌ها بمب‌هایش را روی مسجد عمری رها کرد. بخش‌هایی از مسجد دوباره تخریب شد و مناره آن کامل فروریخت.

هنوز دو سه سالی تا پایان عمر امپراتوری عثمانی باقی مانده بود. عثمانی‌ها که برای مساجد به‌ویژه مسجد عمری ارزش زیادی قائل بودند، طرح بازسازی آن را تهیه کردند و با همت شورای‌عالی مسلمانان در سال 1926 میلادی (1345ه‌ق) مسجد عمری بازسازی شد؛ مسجدی باشکوه در محله الدراج؛ جنوب شرقی میدان فلسطین، کنار بازار قیصریه (بازار طلا) و بازار تاریخی الزاویه.

یکی از ورودی‌های مسجد عمری در محله الدراج و بازار تاریخی الزاویه

«مسجد بزرگ عمری» گنجایش 3هزار نمازگزار را داشت و با احتساب حیاطِ 1190مترمربعی آن، تقریباً 4100 مترمربع وسعت داشت و از یک مناره بلند با تزیینات خاص، 38 ستون مرمری با سبک معماری باستانی، طاق‌های دایره‌ای با گنبدهای بلندی بر فراز آنها و 5 دروازه برخوردار بود که به خیابان‌ها و کوچه‌های باستانی گرداگرد مسجد باز می‌شدند و تاریخ و تمدن‌های متوالی حاکم بر غزه را به نمایش می‌گزاردند.

مسجد عمری با احتساب تمام پیشینه و تاریخی که پشت‌سر گذاشته، قدیمی‌ترین و بزرگترین مسجد باریکه غزه بود و همین قدمت و بزرگی، جایگاه «مسجد جامع»ی را هم به آن بخشیده بود.

این مسجد به‌لحاظ وسعت و بزرگی سومین مسجد فلسطین؛ پس از مسجدالاقصی و مسجد جامع پاشا در شهر عکا بود و یک کتابخانه بزرگ با کتاب‌های قدیمی داشت که 187 نسخه آن خطی بود.

وجود 187 نسخه خطی در کتابخانه مسجد عمری که نابود شد

سر و کله رژیمِ تازه‌تأسیسِ صهیونیست‌ها که پیدا شد، همزمان با اشغال غزه در سال 1967 (1346ه‌ش)، کتابخانه مسجد هم توسط اشغالگران به‌غارت رفت و برخی نسخه‌های گرانبهای خطی آن گم شد. گرچه برخی مورخان فلسطینی در سال‌های 1994 تا 1998، به‌منظور احیا و غنی‌سازی کتابخانه، تقریباً 1400 کتاب را مرمت و صحافی کردند و 3000 جلد کتاب جدید به آن اضافه کردند.

کتابخانه مسجد بزرگ عمری پس از احیا و غنی‌سازی

پیرکهنِ سنگ‌مرمریِ سرزمینِ فلسطین آن‌قدر عمر کرده بود که حالا شاهد اشغالگری و ویرانه‌سازی‌های بدتر از مغولِ یهودیانِ اشغالگر باشد، غافل از آنکه دست تعرض صهیون‌های درنده و وحشی، به‌زودی به پیکر پیر و فرسوده پیرمرد هم خواهد رسید.

یهودیان صهیونِ وحشی‌تر از مغول

غزه از زمان ورود اشغالگران یهودی صهیون به فلسطین، همواره مورد تعرض بود، کمااینکه در طول نبرد با غزه در سال 2014 بخشی از مسجد عمری فروریخته بود، اما پس از طوفان‌الاقصی، اشغالگران بهانه تازه‌ای برای تعرض به غزه، در ابعادی بسیار گسترده پیدا کرده بودند.

حملات هوایی آغاز شده بود و در شبانه‌روز دهها و شاید صدها بمب روی باریکه 360کیلومترمربعی غزه می‌بارید،

اهداف تصادفی نبود، حساب‌شده بود! آن‌قدر که مساجد جزو اولین اهداف باشند و «مسجد جامع عمری»ِ یکی از اولویت‌ها، طوری که 62 روز پس از طوفان‌الاقصی در 17 آذر 1402 (8 دسامبر 2023) جنگنده‌های رژیم اشغالگر بالای سر مسجد و منارهٔ سربه‌آسمان‌ساییده‌اش چرخ بزنند و بمب‌های‌شان را روی آن تاریخ هزاران‌ساله؛ آن پیرکهنِ گرم‌وسردچشیده سرزمین اهورایی فلسطین رها کنند و آن را با خاک یکسان کنند؛ همان‌کاری که بارها مغول‌ها و مغول‌سیرتان با مسجد عمری کردند.

تصویر هوایی از مسجد عمری؛ بزرگترین و قدیمی‌ترین مسجد غزه پس از بمباران توسط اشغالگران صهیونی

مغول‌های امروزی اگرچه قصدشان ویرانه‌سازی و تصاحب کامل غزه و کوچاندن مردم بومی آن به خارج از فلسطین است، اما مهمتر از آن، در تلاش برای نابودی تاریخ و فرهنگ و مذهب و هویت مردمان فلسطین هستند؛ یعنی هر آن چیزی که فلسطینی‌ها را به فلسطین و تاریخِ چندهزارساله‌شان پیوند بزند و روحیه مقاومت و ایستادگی در برابر اشغالگری را در آنها بیدار و تشدید کند، مثل درختان زیتون که تاکنون صدها هزار اصله از آن را در سراسر فلسطین از ریشه کنده و سوزانده و نابود کرده‌اند و هر لحظه که دست‌شان به هر درخت زیتونی برسد، آن را از ریشه در می‌آورند و آتش به جانش می‌اندازند.

مساجد در فلسطین و غزه نیز مثل درختان زیتون، هویت‌بخش هستند، برای همین در اندیشهٔ یهودِ افراطی محکوم به نابودی‌اند، به‌ویژه اگر مثل «مسجد عمری» هر تکه سنگ آن بوی یک قرن از تاریخ را بدهد و قدمتِ زیست و حیاتِ فلسطینی‌ها را به هزاران سال پیش در خاک فلسطین گره بزند.

وقتی که زندگی در صحن «مسجد بزرگ عمری» جاری بود

مساجد جدا از هویت‌بخشیِ تاریخی و فرهنگی و مذهبی، خطر بزرگ دیگری هم دارند، آنها ساختار معنوی و اجتماعی دارند و پایگاه فعالیت‌های اجتماعی و خدماتی به مردم و مهم‌تر از آن، پایگاه مقاومت هستند، آنها محل تلاوت قرآن و قرآن‌آموزی و تفسیر آیاتی هستند که به فلسطینی‌ها سفارش مبارزه با ظلم می‌کنند و جرئت مقاومت و ایستادگی می‌دهند، پس این پایگاه‌ها باید در صدر اهداف صهیون‌های اشغالگر باشند، کمااینکه بودند و هستند و خواهند بود!

باید این ساختارهای اجتماعی و معنوی و فرهنگی و تاریخی متلاشی و از هم گسسته شود، برای همین اشغالگران از 15 مهر 1402 (آغاز طوفان‌الاقصی) شروع کردند به بمباران مساجد باریکه غزه و تا امروز 1076 مسجد را تخریب و ویران کردند و 250 روحانی و مبلغ دینی و امام جماعت و استاد مراکز آموزش و حفظ قرآن کریم، همچون «شیخ یوسف سلامه»؛ وزیر پیشین اوقاف و خطیب سابق مسجدالاقصی، «وائل الزرد»؛ مبلغ و امام مساجد غزه، «ولید عویضه»؛ مبلغ فلسطینی و مدیرکل بخش حفظ قرآن وزارت اوقاف و عضو اتحادیه جهانی علمای مسلمان را به شهادت رساندند.

این آمار را وزارت اوقاف و امور دینی غزه در آخرین به‌روزرسانی خود منتشر کرده و گفته است پیش از شروع جنگ، 1275 مسجد در نوار غزه وجود داشت که با تخریب کامل 1076 و تخریب جزئی 165 مسجد، اکنون فقط 34 مسجد کاملاً سالم در سراسر باریکه باقی مانده است.

شاید اولین مسجدی که در شهر غزه بمباران و تخریب شد، مسجد «العباس» بود که دقیقاً 2 روز پس از «طوفان‌الاقصی»، در 17 مهر 1402 (9 اکتبر2023)، توسط جنگنده‌های رژیم اشغالگر هدف بمب و آتش قرار گرفت.

لحظه بمباران مسجدالعباس در غزه توسط اشغالگران

یکی دیگر از صدها مساجدِ تخریب‌شده، مسجد «العوده»؛ از قدیمی‌ترین و مشهورترین مساجد شهر رفح در جنوب نوار غزه بود که در بهمن 1403 (16 ماه پس از طوفان‌الاقصی) بمباران و به آتش کشیده شد.

بمباران و تخریب مسجد «العوده»؛ قدیمی‌ترین مسجد شهر رفح؛ بهمن 1403

مسجد «تمیم‌الداری» در بیت‌لاهیا در شمالِ نوار غزه نیز در 14 بهمن سال 1403 بمباران و تخریب شد.

ویرانی کامل مسجد اما زمانی صورت گرفت که یک نظامیِ ارتشِ اشغالگرِ صهیون (و اصالتاً اوکراینی)، ویدئویی از لحظه بمب‌گذاری و انفجار مسجد در فضای مجازی منتشر کرد، که نشان می‌داد نیروهای وحشیِ اشغالگر صرفاً به‌عنوان سرگرمی، بنای نیمه‌ویران تمیم‌الداری را بمب‌گذاری و منفجر و با خاک یکسان کردند.

منفجرکردن مسجد تمیم‌الداری در بیت‌لاهیا

شهریور 1404 هم مسجد تاریخی و باشکوه دیگری توسط جنگنده‌های اشغالگران یهودی بمباران شد؛ مسجد «الایبکی» در شهر غزه که بمب‌ها دقیقاً روی مناره آن فرود آمدند.

لحظه انفجار مسجد «الایبکی» در غزه/شهریور 1404

بر اساس اعلامیه وزارت اوقاف غزه، حتی به‌اصطلاح آتش‌بسی که از اکتبر 2025 (مهر 1404) در نوار غزه حاکم شده، نیز نتوانسته است جلوی بمباران مساجد را بگیرد، آن‌چنان که طی ماه‌های گذشته مسجد «المتقین» در شهر غزه، مسجد «حسن‌البنا» در محله الزیتونِ غزه، مسجد «الهدی» در خان‌یونس و مسجد «الفاروق» در اردوگاه النصیرات، بمباران و تخریب شده‌اند که نشان از عمدی‌بودن حملات اشغالگران برای نابودی مساجد و مراکز فرهنگی‌مذهبی دارد.

مسجد «حسن‌البنا» در محله الزیتونِ غزه پس از تخریب

آمار تخریب کامل 1076 مسجد مربوط به بازه زمانی 15 مهر 1402 یعنی آغاز نبرد «طوفان‌الاقصی» تا امروز است، اما نگاهی گذرا به پرونده اشغالگری در فلسطین نشان می‌دهد که یهودی‌صهیونیست‌های اشغالگر از همان ابتدای اشغالِ سرزمینِ پیامبران، در تلاش برای تخریب مساجد و اماکن مذهبیِ اسلامی و مسیحی و هویت‌زدایی در سراسر آن بودند، کمااینکه فروردین 1398 یعنی 4 سال پیش از «طوفان‌الاقصی» مفید حساینه؛ وزیر مسکن و مشاغل عمومی فلسطین وقتی در اطلاعیه‌ای به آمار آسیب‌های 50 حمله هوایی رژیم اشغالگر علیه غزه اشاره کرد، کنار تخریب کامل 30 واحد مسکونی و خسارت دیدن 500 واحد مسکونی و غیرمسکونی، به بمباران و تخریب کامل یک مسجد هم اشاره کرد.

یا در اردیبهشت 1400 یعنی 2 سال پیش از «طوفان‌الاقصی»، در حملات هواییِ 20روزهٔ اشغالگران علیه غزه، 3 مسجد از جمله مسجد عکلوک در شهر بیت‌لاهیا در شمال غزه،‌ به‌طور کامل تخریب شدند، 40 مسجد آسیب‌های زیادی دیدند و به‌گفته وزارت اوقاف غزه، 42 مسجد هم در نتیجه این بمباران‌ها به تعطیلی کشیده شد.

از 1275 مسجد در نوار غزه، 1076 مسجد به‌طورکامل تخریب شده و 165 مسجد به‌صورت جزئی آسیب دیده‌اند

صدای اذانِ مساجد غزه خاموش‌نشدنی است

از اواخر آبان 1402 یعنی گذشت بیش از یک ماه از «طوفان‌الاقصی» که «گرگ لوک»؛ کشیش مسیحی‌صهیونیستیِ حامی رژیم اشغالگر در ایالت تنسی آمریکا خواستار نابودی کامل نوار غزه و منفجر کردن قبهالصخره در حرم مسجدالاقصی در قدس اشغالی شد و گفت؛

"نوار غزه تا هفته آینده باید کاملاً تخریب و نابود و به پارکینگ تبدیل شود و قبهالصخره نیز با موشکی بزرگ منهدم شود تا هیکل سوم (معبد سوم) روی آن بنا شود و مقدمات ظهور مسیح فراهم شود."، نزدیک به 3 سال می‌گذرد، اما نه‌تنها قبهالصخره و مسجدالاقصی و غزه به‌طورکامل ویران نشدند، که مردم مقاوم غزه بدون تن‌دادن به کوچ اجباری ـ از غزه‌ای که دیگر قابل زیستن نیست ـ همچنان بر بلندای ویرانه‌های مساجد خود می‌ایستند و اذان می‌گویند و کنار همان ویرانه‌ها نماز می‌خوانند.

اقامه اذان روی ویرانه‌های مسجدی در بیت‌حانون/بهمن 1403

مسجد برای مردم مسلمان و مقاوم غزه همه‌چیز است؛ زندگی است، روح و جان است، سرپناه و مأمن و محل فراگیری و خدمت و انس با قرآن و الفت با یکدیگر است، برای همین سازه و بنای آجری و سنگی و سیمانیِ مسجد هم که تخریب شود، روح آن باقی می‌ماند و زندگی‌بخش و آرامش‌دهنده است، برای همین غزه‌ای‌ها در پاسخ به تخریب و نابودی گسترده مساجد خود، و در جای خالی آنها، صدها مسجد و نمازخانه موقت با استفاده از پارچه، نایلون و چادر برپا می‌کنند، و نماز جماعت را باوجود شرایط سخت زندگی، زیر سقف نازک و لرزانِ همان سازه‌های موقت به‌جای می‌آورند.

مثل نماز جمعه‌ای که هر هفته در مسجد نیمه‌مخروب الفاروق می‌خوانند.

اقامه نماز روی ویرانه‌های مسجد الفاروق

یا نمازهای عید قربان و عید فطرِ چند سال اخیر که کنار، یا حتی روی آوار مساجدِ تخریب‌شده، یا زیر سایه همین مساجد موقت چادری و پلاستیکی برگزار کردند.

اقامه نماز عید فطر روی ویرانه‌های یک مسجد تخریب‌شده در اردوگاه جبالیا

یا مثل عید قربان همین امسال که مردم غزه باوجود شرایط بسیار سخت و زجرآوری که در آن غوطه‌ورند، صبح چهارشنبه 6 خرداد برای اقامه نماز عید، دور هم جمع شدند و جماعت بزرگی نماز را در فضای باز میدان السرایای غزه، جماعتی دیگر نماز را روی آوارهای «مسجدالهدی» در شهر خان‌یونس و دهها گروه دیگر نماز را در فضاهای باز، میان خرابه‌ها و روی آوار مساجد ویران‌شده شهر و محله‌شان به‌جای آوردند.

خواندن نماز عید قربانِ امسال؛ چهارشنبه 6 خرداد، در فضای باز میدان السرایای غزه، کنار آوارهای «مسجدالهدی» و…

زندگی فلسطینی‌ها و به‌ویژه مردم غزه به‌حدی با روح مساجد درهم تنیده شده است که حتی از ویرانه‌های آن هم آرامش می‌گیرند، آن‌قدر که چادرهای آوارگی خود را زیر سقف برخی از همین مساجد نیمه‌فروریخته برپا می‌کنند، مثل مسجد «الشافعی» در محله الزیتون شهر غزه که پس از تخریب به سرپناه صدها آواره تبدیل شده است.

مسجد «الشاطی» سرپناه آوارگان غزه‌ای

حالا هروقت میان تصاویر و فیلم‌های بی‌شمار از غزهٔ روبه احتضار، نگاه‌مان به تصاویری از هم‌زیستیِ صمیمانه مردمِ مقاومِ باریکه با مساجد و حتی آوار مساجدشان می‌افتد، جمله «تا وقتی صدای اذان از گلدسته‌های شهر می‌آید، ناامیدی گناه کبیره است»، نیز همزمان در گوش‌مان می‌پیچید و یادمان می‌آورد که راز ماندگاری و ایستادگیِ مردم غزه زیر 1050 روز بمباران شبانه‌روزی و تداوم زندگی در شرایط بسیار طاقت‌فرسا و حتی غیرقابل‌زیست، چیزی نیست جز تکیه دادن به روح بلند مساجدی که خود به آیات نورانی قرآن تکیه داده‌اند؛

مساجدی که از آنها نور، معنا و ملکوت می‌بارد و سرشار از روحیه مقاومت و لطافت زندگی و حیات طیّبه است؛ حتی خرابه‌های مساجد نیز در چشم مردم باریکه خرابه نیستند، که آواری از نور و متبرک‌به آیات نور هستند که قدر و قیمت دارند و می‌شود به آنها تکیه داد.

پخش صدای اذان از مسجد ویران‌شده الکتیبه

فلسطینی‌ها حتماً یک روز اشغالگران یهودی‌صهیونی‌اپستینی را از سراسر خاکشان بیرون خواهند انداخت و تمام ویرانه‌ها را دوباره خواهند ساخت.

میلیونها فلسطینی که در طول 80 سال گذشته دربه‌در و آوارهٔ کشورهای دور و نزدیک بیگانه شدند، حتماً بر خواهند گشت و مساجد دوباره بازسازی می‌شوند و به اوج شکوه سابق خود بازمی‌گردند،

حتی «مسجد بزرگ عمری»؛ آن سازه باستانی چندهزارساله که مغول‌های صهیونی ویرانش کردند، دوباره بازسازی خواهد شد، مثل تمام دفعاتی که در قرن‌های گذشته پس از هر ویرانی از نو بنا شد و جان گرفت و حیات‌بخش همسایگانش شد.

پیرمردِ باستانی غزه مرگ ندارد؛ مُردنی نیست و هر بار مثل ققنوسی از زیر خاکستر ویرانی سربلند خواهد کرد؛ کمااینکه مردم مقاوم غزه در میانه نبرد «طوفان‌الاقصی»، آجر به آجر شروع به بازسازی «عمری» کردند و این بازسازی حتماً دوباره یک روز با همت و دستان پرقوت تمام مردم غزه به سرانجام خواهد رسید.

منبع: خبرگزاری تسنیم