پریسا رقمی/ در قانون مجازات اسلامی ایران، پدر و جد پدری در صورت قتل عمد فرزند از قصاص معافاند. این استثنای قانونی، فراتر از یک تفاوت در تعیین مجازات، پرسشهایی جدی درباره حمایت کیفری از جان فرزندان و بازدارندگی قوانین در برابر خشونت خانوادگی ایجاد کرده است. مسئله اصلی، تناسب جرم و مجازات و وجود تبعیضی است که بر اساس آن، رابطه خانوادگی میان قاتل و مقتول میتواند به تفاوتی اساسی در پیامدهای کیفری قتل عمد منجر شود. استثنایی که قاتل میسازد ماده ۳۰۱ قانون مجازات اسلامی، در بیان شرایط قصاص، رابطه پدری را بهعنوان یکی از موانع اجرای آن ذکر کرده است.
به موجب این ماده، پدر یا جد پدری که فرزند خود را به قتل برساند، از قصاص معاف است و در صورت تحقق شرایط مقرر در ماده ۶۱۲ قانون تعزیرات، ممکن است به پرداخت دیه و حبس تعزیری از سه تا ده سال محکوم شود. این حکم نه به دلیل شرایط خاص ارتکاب جرم، نه به دلیل کاهش شدت عمد و نه به دلیل وجود عاملی تخفیفدهنده در قصد مرتکب، بلکه صرفاً بر پایه نسبت خانوادگی میان قاتل و مقتول استوار است. مبنای فقهی این حکم به روایات و استدلالهایی بازمیگردد که برای رابطه پدر و فرزند جایگاه ویژهای قائل شدهاند.
در برخی تبیینهای فقهی، پدر بهعنوان سبب پیدایش فرزند شناخته میشود و بر همین اساس، قصاص او در برابر قتل فرزند منتفی دانسته شده است. با این حال، چنین استثنایی در نظام حقوق کیفری امروز، پرسشهایی درباره اصل برابری انسانها در برابر قانون و تناسب مجازات با شدت جرم ایجاد میکند. مساله زمانی جدیتر میشود که ارتکاب قتل عمد، فارغ از رابطه خانوادگی، از شدیدترین جرایم علیه اشخاص به شمار میرود؛ اما در این مورد خاص، نسبت پدری به عاملی تعیینکننده در سرنوشت کیفری قاتل تبدیل میشود. قتلهای ناموسی؛
جایی که این معافیت اهمیت پیدا میکند ارتباط میان معافیت قانونی پدر از قصاص و قتلهای موسوم به ناموسی، یکی از موضوعات مهم در بررسی خشونت خانوادگی در ایران است. گزارشهای منتشرشده از سوی نهادهای حقوق بشری و پژوهشگران اجتماعی، بارها به وقوع قتل زنان و دختران با انگیزههای ناموسی و مشکلات موجود در حمایت قانونی از قربانیان اشاره کردهاند. برخی برآوردها شمار قتلهای ناموسی در ایران را سالانه بین ۳۷۵ تا ۴۵۰ مورد اعلام کردهاند. با این حال، به دلیل نبود آمار رسمی جامع و یکپارچه، تعیین تعداد دقیق این قتلها و سهم آنها از مجموع قتلهای کشور با دشواری همراه است.
در این پروندهها، مرتکبان ممکن است پدر، برادر، همسر یا دیگر بستگان قربانی باشند. با این تفاوت که اگر قاتل پدر یا جد پدری باشد، معافیت مقرر در ماده ۳۰۱ قانون مجازات اسلامی نیز در تعیین مجازات او نقش پیدا میکند. یکی از نگرانیهای مطرحشده از منظر جرمشناسی، تأثیر آگاهی مرتکبان از مجازات احتمالی بر تصمیم آنان برای ارتکاب جرم است. در شرایطی که فرد از معافیت قانونی خود از قصاص اطلاع داشته باشد، این احتمال مطرح میشود که شدت مجازات پیشبینیشده، بازدارندگی کافی در برابر تصمیم به قتل ایجاد نکند.
البته اثبات اینکه یک استثنای قانونی مستقیماً به وقوع قتل منجر شده، نیازمند بررسی پروندههای قضایی و پژوهشهای مستقل است. با این حال، نمیتوان تأثیر احتمالی چنین مقرراتی بر محاسبه پیامدهای کیفری جرم را نادیده گرفت. در کنار این موضوع، ماده ۶۳۰ قانون تعزیرات نیز در بحث قتلهای ناموسی مورد توجه قرار میگیرد. این ماده در شرایط خاصی که در قانون تصریح شده، برای اقدام شوهر در صورت مشاهده همسر خود در حال زنا با مرد دیگر، حکم متفاوتی پیشبینی کرده است.
هرچند شرایط و موضوع این ماده با معافیت پدر از قصاص یکسان نیست، وجود چنین مقرراتی ضرورت بررسی دقیقتر نسبت میان قوانین کیفری و خشونتهای خانوادگی را نشان میدهد. پیامدهای روانی و اجتماعی؛ فراتر از یک جرم فردی قتل ناموسی، بهویژه زمانی که به دست یکی از نزدیکترین اعضای خانواده رخ میدهد، پیامدهایی فراتر از مرگ قربانی دارد. بازماندگان این قتلها، از جمله مادران، خواهران و برادران، علاوه بر سوگ از دست دادن یکی از اعضای خانواده، ممکن است با آسیبهای روانی عمیق و ماندگار مواجه شوند.
اختلال استرس پس از سانحه، کابوسهای مکرر، یادآوری ناخواسته حادثه، اضطراب و احساس گناه از جمله پیامدهایی است که میتواند در بازماندگان قتلهای خانوادگی بروز کند. این آسیبها زمانی پیچیدهتر میشوند که فرد مرتکب قتل، خود یکی از اعضای نزدیک خانواده باشد. در چنین شرایطی، بازماندگان با تعارضی دشوار روبهرو هستند؛ از یکسو قربانی را از دست دادهاند و از سوی دیگر، عامل این فقدان فردی است که پیشتر بخشی از روابط عاطفی و خانوادگی آنان بوده است. این وضعیت در برخی محیطهای اجتماعی با انگزنی و انزوای خانوادگی نیز تشدید میشود.
هنگامی که رفتار قربانی بهعنوان عاملی برای توجیه قتل مطرح میشود یا قاتل با عنوانهایی مانند «غیور» مورد حمایت قرار میگیرد، بازماندگان ممکن است علاوه بر تحمل سوگ، با فشار اجتماعی برای سکوت یا پذیرش جنایت مواجه شوند. عادیسازی خشونت یکی دیگر از پیامدهای مورد بحث درباره معافیت پدر از قصاص، تأثیر آن بر نگرش اجتماعی نسبت به خشونت خانوادگی است. قوانین کیفری تنها ابزار تعیین مجازات نیستند، بلکه در شکلگیری برداشت عمومی از حدود مسئولیت افراد و حمایت قانونی از قربانیان نیز نقش دارند.
زمانی که قانون برای قتل عمد فرزند به دست پدر، استثنایی در نظر میگیرد، این پرسش مطرح میشود که چنین تفاوتی چه تأثیری بر تصور جامعه از حمایت برابر قانون از جان انسانها دارد. این مسئله در بستر روابط خانوادگی مبتنی بر نابرابری قدرت، اهمیت بیشتری پیدا میکند. در برخی ساختارهای مردسالارانه، مفاهیمی مانند آبرو و ناموس میتوانند به ابزاری برای کنترل رفتار زنان و دختران تبدیل شوند و در مواردی، خشونت علیه آنان با همین مفاهیم توجیه شود. پژوهشهای اجتماعی درباره خشونت ناموسی نیز بر نقش هنجارهای جنسیتی، مناسبات نابرابر قدرت و ساختارهای پدرسالارانه تأکید دارند.
در چنین شرایطی، ضعف سازوکارهای حمایتی و بازدارنده میتواند خطر تداوم خشونت را افزایش دهد. تناسب جرم و مجازات؛ مساله اصلی چیست؟ یکی از مهمترین مسائل حقوقی در بررسی معافیت پدر از قصاص، تناسب میان شدت جرم و مجازات تعیینشده برای آن است. قتل عمد فرزند، از نظر نتیجه مجرمانه، تفاوتی با قتل عمد دیگر اشخاص ندارد؛ در هر دو حالت، حیات یک انسان بهصورت عمدی سلب شده است. با این حال، قانون در تعیین پیامدهای کیفری این دو وضعیت، تفاوت قائل میشود. این تفاوت، ضرورت بررسی چند موضوع اساسی را مطرح میکند. نخست، تناسب جرم و مجازات است.
اگر قتل عمد فرزند از نظر شدت آسیب واردشده به قربانی و جامعه، جرمی همسنگ دیگر موارد قتل عمد محسوب میشود، باید بررسی کرد که مجازات قانونی پیشبینیشده تا چه اندازه با سنگینی آن تناسب دارد. نسبت خانوادگی میان قاتل و مقتول نباید موجب نادیده گرفتن شدت جرم و پیامدهای آن شود. دوم، بازدارندگی مجازات است. حبس تعزیری سه تا ده سال که ماده ۶۱۲ قانون تعزیرات در شرایط مقرر پیشبینی کرده، از منظر تناسب و بازدارندگی نیازمند ارزیابی است. در این زمینه، بررسی امکان اصلاح مجازاتهای تعزیری و پیشبینی ضمانتاجراهای متناسبتر برای قتل عمد فرزند اهمیت دارد.
سوم، تفاوت قانونی میان پدر و مادر است. معافیت از قصاص صرفاً شامل پدر و جد پدری میشود و مادر در صورت قتل عمد فرزند، به اعتبار رابطه مادری از چنین معافیتی برخوردار نیست. این تفاوت، پرسشهایی جدی درباره مبنای حقوقی برخورد متفاوت با والدین و اصل برابری در برابر قانون ایجاد میکند. چهارم، ضرورت توجه ویژه به قتلهای ناموسی است. در برخی کشورها، از جمله پاکستان، اصلاحاتی برای محدود کردن امکان فرار مرتکبان قتلهای ناموسی از مجازات صورت گرفته است.
اصلاحات قانونی پاکستان پس از قتل قندیل بلوچ در سال ۲۰۱۶، نمونهای از تلاش برای مقابله با سوءاستفاده از سازوکارهای گذشت خانوادگی در این پروندهها بود. بررسی چنین تجربههایی میتواند در بحث اصلاح قوانین کیفری و توجه به انگیزههای ناموسی بهعنوان یکی از شرایط مشدده جرم مورد استفاده قرار گیرد. از تبعیض تا عدالت معافیت پدر از قصاص در قتل فرزند، حکمی است که ریشه در مبانی فقهی دارد و در نظام حقوق کیفری ایران نیز به رسمیت شناخته شده است.
با این حال، پیامدهای اجتماعی و حقوقی این استثنا، بهویژه در مواجهه با پروندههای قتلهای خانوادگی و ناموسی، همچنان محل بحث است. در جامعهای که وقوع قتل زنان و دختران به دست اعضای خانواده بارها خبرساز شده، بررسی کارآمدی مقررات کیفری در حمایت از افراد در معرض خشونت ضرورتی جدی دارد. مسئله تنها مجازات مرتکب پس از وقوع جنایت نیست، بلکه نقش قانون در پیشگیری از خشونت و ایجاد احساس امنیت برای اعضای خانواده نیز اهمیت دارد.
از سوی دیگر، تفاوت میان پدر و مادر در برخورداری از معافیت قانونی، بحث را از یک مسئله صرفاً کیفری فراتر میبرد و به موضوع برابری اشخاص در برابر قانون پیوند میزند. قانونی که مسئولیت کیفری قتل عمد را بر اساس نسبت خانوادگی مرتکب با قربانی متفاوت تعیین میکند، ناگزیر با پرسشهایی درباره تناسب مجازات، بازدارندگی و حمایت برابر از حق حیات مواجه میشود.
در نهایت، مسئله اصلی این است که آیا سازوکارهای موجود میتوانند حمایت مؤثری از جان فرزندان در برابر خشونت خانوادگی فراهم کنند و در شرایطی که پدر خود مرتکب قتل شده است، قانون چگونه میتواند میان جایگاه خانوادگی او و مسئولیت کیفری ناشی از سلب حیات فرزند تعادل برقرار کند؟
منبع: آوش


