پدرام کمالی، کارشناس آموزش، در گفتوگو با برنا، گفت: برای بررسی میزان مشارکت کودکان در تصمیمگیریهای مرتبط با زندگی آنها، باید میان به رسمیت شناختن حق مشارکت کودک و فراهم کردن امکان مشارکت واقعی او تفاوت قائل شد؛ چراکه پذیرش این حق در قوانین و اسناد رسمی، لزوماً به معنای تحقق آن در زندگی روزمره کودکان نیست. وی با اشاره به جایگاه مشارکت کودکان در اسناد حقوقی و سیاستگذاریها اظهار کرد: در سطح قوانین و اسناد رسمی، اصل مشارکت کودکان پذیرفته شده است و در اسناد بینالمللی، از جمله کنوانسیون حقوق کودک، بر این حق تأکید شده است؛
اما مسئله اصلی، فاصله میان این اصول و تجربه واقعی کودکان در خانواده، مدرسه و جامعه است. این کارشناس آموزش افزود: ممکن است در مدرسه از کودکان نظرخواهی شود یا شوراهایی برای مشارکت آنها شکل بگیرد، اما پرسش اساسی این است که پس از شنیدن نظر کودکان، چه تغییری در تصمیم نهایی ایجاد میشود و آیا تصمیمگیرندگان موظف هستند دیدگاه آنها را بهطور جدی بررسی کنند یا خیر. کمالی با تأکید بر اینکه مشارکت کودکان نباید به اقدامی تشریفاتی محدود شود، تصریح کرد: صرف پرسیدن نظر کودک به معنای مشارکت واقعی نیست.
باید مشخص شود که دیدگاه او چگونه در تصمیمگیری اثر گذاشته و چه بازخوردی درباره نتیجه این مشارکت دریافت کرده است. وی ادامه داد: این موضوع درباره کودکانی که در شرایط دشوارتری زندگی میکنند، اهمیت بیشتری دارد. کودکان دارای معلولیت، کودکان مهاجر، کودکان در فقر و کودکانی که در شرایط بحران زندگی میکنند، ممکن است با موانع بیشتری برای بیان دیدگاههای خود مواجه باشند. بنابراین، باید بررسی کرد که آیا این کودکان نیز فرصت برابر برای مشارکت دارند یا صدای آنها در فرایند تصمیمگیری نادیده گرفته میشود.
این کارشناس آموزش با اشاره به ضرورت مشارکت کودکان در تصمیمگیریهای مرتبط با بحرانها گفت: هنگامی که درباره کودکان در شرایط بحرانی تصمیمگیری میشود، باید از خود آنها نیز پرسید که چه چیزی برایشان ترسناک است، چه عواملی به آنها احساس امنیت میدهد، چه مشکلاتی را تجربه میکنند و چه خدماتی میتواند به نیازهای واقعی آنها پاسخ دهد. کمالی خاطرنشان کرد: کودک صرفاً موضوع سیاستگذاری نیست، بلکه فردی است که پیامدهای تصمیمهای اتخاذشده را مستقیماً در زندگی خود تجربه میکند.
به همین دلیل، شناخت تجربه زیسته کودکان و شنیدن دیدگاههای آنها باید بخشی جداییناپذیر از تصمیمگیریهای مرتبط با این گروه سنی باشد. وی با بیان اینکه نادیده گرفتن صدای کودکان تنها بر آینده آنها اثر نمیگذارد، گفت: گاهی هنگام صحبت از مشارکت کودکان، توجه اصلی به این موضوع معطوف میشود که آنها در آینده چگونه شهروندانی خواهند بود؛ در حالی که کودک فقط شهروند آینده نیست، بلکه همین امروز نیز عضوی از جامعه و کنشگری اجتماعی است که در خانواده، مدرسه و محله زندگی میکند، بر محیط اطراف خود اثر میگذارد و از تصمیمهای اجتماعی تأثیر میپذیرد.
این کارشناس آموزش افزود: وقتی کودک بهطور مستمر تجربه میکند که نظرش شنیده نمیشود و تصمیمها همواره از سوی دیگران برای او گرفته میشوند، ممکن است به این نتیجه برسد که نقشی در شکل دادن به شرایط زندگی خود ندارد و صرفاً باید تصمیمهای دیگران را بپذیرد. چنین تجربهای میتواند فرصت یادگیری گفتوگو، حل مسئله، مسئولیتپذیری و مشارکت اجتماعی را از او بگیرد. کمالی با تأکید بر ضرورت شناخت درست مفهوم کودکی اظهار کرد: یکی از مهمترین نیازهای کودکان، فهم درست بزرگسالان از مفهوم کودک و کودکی است.
کودک نه صرفاً یک بزرگسال کوچک است و نه فقط فردی آسیبپذیر که باید از او مراقبت کرد؛ بلکه انسانی با حقوق، احساسات، روابط، تواناییها، تجربههای زیسته و دیدگاههای خاص خود است. وی ادامه داد: اگر خانواده، مدرسه و سیاستگذاران شناخت درستی از نیازها و شرایط زندگی کودکان نداشته باشند، ممکن است حتی با نیت خیر، برنامههایی طراحی کنند که بیشتر بر تصورات بزرگسالان از کودکی استوار باشد تا بر واقعیت زندگی خود کودکان.
این کارشناس آموزش با اشاره به مسئولیت رسانهها در بازتاب دیدگاههای کودکان گفت: رسانهها نباید کودکان را صرفاً به سوژههایی برای گزارشگری تبدیل کنند، بلکه باید زمینهای امن و اخلاقی برای بیان دیدگاههای آنها فراهم کنند. در شرایط بحران نیز لازم است از خود کودکان پرسیده شود که اتفاقات را چگونه تجربه کردهاند، چه مسائلی برایشان اهمیت داشته و چه انتظاری از بزرگسالان دارند. کمالی افزود: رسانهها علاوه بر اطلاعرسانی درباره وضعیت کودکان، باید تصمیمها و سیاستهایی را که بر زندگی آنها اثر میگذارند نیز بررسی و نقد کنند.
توجه به مسائل کودکان نباید به مناسبتهایی مانند روز کودک محدود شود، بلکه باید بهصورت مستمر در دستور کار رسانهها قرار گیرد. وی با تأکید بر اینکه مشارکت کودکان باید متناسب با سن و تواناییهای آنها باشد، خاطرنشان کرد: برای تحقق مشارکت واقعی، باید فرصت بیان نظر در اختیار کودک قرار گیرد، دیدگاه او جدی گرفته شود و درباره تأثیر نظرش بر تصمیم نهایی به او توضیح داده شود. این فرایند به کودک کمک میکند معنای واقعی مشارکت را تجربه کند.
این کارشناس آموزش در پایان تأکید کرد: کودکان را باید بهعنوان صاحبان حق به رسمیت شناخت، نه صرفاً افرادی که بزرگسالان درباره آنها تصمیم میگیرند. شنیدن صدای کودکان و فراهم کردن امکان مشارکت مؤثر آنها، نه فقط برای آینده جامعه، بلکه برای احترام به حقوق و جایگاه اجتماعی کودکان در زمان حاضر ضروری است. انتهای پیام/
منبع: خبرگزرای برنا



