رفتن به محتوای اصلی
اجتماعیرسانیوز5 دقیقه مطالعه

تفکر انسان را نمی‌توان به تصویر ذهنی فروکاست

استاد دانشگاه باقرالعلوم(ع) با تأکید بر نقش تصویرسازی در فرایندهای شناختی گفت: تصویر ذهنی در یادگیری، حافظه و حل مسئله تأثیر مهمی دارد، اما همه ابعاد تفکر انسان به تصویرسازی محدود نمی‌شود.

تفکر انسان را نمی‌توان به تصویر ذهنی فروکاست

به گزارش خبرنگار سرویس فرهنگی اجتماعی خبرگزاری رسا، دکتر حسن عبدی، استاد دانشگاه باقرالعلوم(ع)، با بررسی جایگاه تصویر در فرایند شناخت، به تبیین تفاوت میان تصویر ذهنی، تصور، مفهوم و تفکر پرداخت و بر ضرورت تفکیک معنای فلسفی «صورت» از معنای رایج آن در زبان روزمره تأکید کرد. وی با اشاره به اینکه علوم شناختی از رویکردهای گوناگون فیزیولوژیک، روان‌شناختی، منطقی و فلسفی به مطالعه ذهن می‌پردازد، اظهار کرد: یکی از مسائل مهم در بررسی کارکردهای ذهن، نقش تصویر و تصویرسازی در شناخت انسان است؛

موضوعی که از مباحث فلسفی دوران باستان تا پژوهش‌های جدید علوم شناختی مورد توجه بوده است. تفاوت صورت فلسفی با شکل ظاهری اشیا عبدی در تبیین مفهوم «صورت» در فلسفه ارسطو، به مثال ساخت صندلی اشاره کرد و توضیح داد: برای ساخت یک صندلی، ماده اولیه، سازنده، هدف از ساخت و ساختار متناسب با کارکرد آن در نظر گرفته می‌شود. در این میان، صورت را نباید صرفاً با شکل ظاهری صندلی یکی دانست؛ بلکه صورت به ساختار و نظمی اشاره دارد که اجزا را به‌گونه‌ای معین کنار یکدیگر قرار می‌دهد تا آن شیء کارکرد مورد نظر را پیدا کند.

وی افزود: در مباحث فلسفی، اگر صورت به معنای تصویر یا ظاهر بیرونی تلقی شود، ممکن است در فهم نسبت میان شناخت و واقعیت اشتباه ایجاد شود. صورت در معنای فلسفی آن، لزوماً همان تصویری نیست که از یک شیء در ذهن شکل می‌گیرد. این استاد دانشگاه با تأکید بر اهمیت تمایز میان مفاهیم فلسفی و کاربردهای عرفی واژگان، خاطرنشان کرد: در بررسی معرفت و شناخت، باید میان ویژگی‌های ظاهری اشیا و حقیقت یا مفهوم آن‌ها تفاوت قائل شد؛ زیرا شناخت یک شیء صرفاً به معنای داشتن تصویری از ظاهر آن نیست. آیا همه تفکرها بر پایه تصویر شکل می‌گیرند؟

عبدی با اشاره به دیدگاه‌هایی که تصویرسازی را اساس تفکر می‌دانند، بیان کرد: ادراک حسی در شکل‌گیری شناخت انسان نقش مهمی دارد و بینایی نیز به دلیل ارتباط مستقیم با تصویر، جایگاه ویژه‌ای در این فرایند پیدا می‌کند؛ با این حال، نمی‌توان از نقش تصویر در شناخت نتیجه گرفت که تمام تفکر انسان به تصویرهای ذهنی وابسته است. وی با اشاره به تفاوت میان تصویر و مفهوم توضیح داد: انسان می‌تواند درباره موضوعاتی مانند نرمی، شیرینی، ترشی یا مفاهیم انتزاعی بیندیشد، در حالی که این معانی لزوماً شکل دیداری مشخصی ندارند.

ممکن است برای انتقال چنین مفاهیمی از تصویر، نقاشی یا نماد استفاده کنیم، اما تصویر به‌کاررفته عین آن مفهوم نیست؛ بلکه ابزاری برای نزدیک‌کردن مخاطب به معنای مورد نظر است. این استاد دانشگاه تصریح کرد: تصویرسازی می‌تواند در کنار مفهوم، قاعده و تمثیل به شکل‌گیری تفکر کمک کند، اما نباید ابزار انتقال یک معنا را با خود آن معنا یکسان گرفت. از همین رو، فروکاستن تفکر به تصویر ذهنی، نادیده‌گرفتن بخشی از ظرفیت‌های شناختی انسان است.

نقش تصویرسازی در یادگیری و حافظه عبدی با اشاره به کاربردهای عملی تصویرسازی در فرایندهای شناختی گفت: هرچند همه مفاهیم دارای شکل دیداری نیستند، همراه‌کردن برخی مطالب با تصویر می‌تواند به یادگیری و به‌خاطرسپاری آن‌ها کمک کند. وی افزود: در آموزش، استفاده از تصویر در کنار مطالب علمی، نمایش روابط میان مفاهیم و سازمان‌دهی مطالب در قالب نمودارهای درختی می‌تواند به یادگیرنده کمک کند تا ساختار کلی موضوع را بهتر به خاطر بسپارد و هنگام نیاز، مسیر بازیابی اطلاعات را آسان‌تر طی کند.

این استاد دانشگاه همچنین به نقش تصویرسازی در یادگیری زبان اشاره کرد و گفت: در آموزش زبان، تصویر می‌تواند موقعیت‌های ارتباطی را برای زبان‌آموز روشن‌تر کند؛ برای مثال، نمایش دو نفر در حال احوال‌پرسی یا فردی که نشانی می‌پرسد، به پیوند میان واژگان و موقعیت کاربرد آن‌ها کمک می‌کند. وی با بیان اینکه تصویرسازی در انتقال مفاهیم غیر دیداری نیز کاربرد دارد، اظهار کرد: در هنر، داستان‌نویسی، نمایشنامه و فیلم‌نامه، گاهی از عناصر دیداری برای انتقال مفاهیمی مانند شادی، ناراحتی یا ناامیدی استفاده می‌شود.

در این موارد، تصویر لزوماً خود آن حالت یا مفهوم نیست، بلکه زمینه‌ای فراهم می‌کند تا مخاطب معنای مورد نظر را دریابد. تصویرسازی؛ ابزاری برای حل مسئله و خلاقیت عبدی با اشاره به توانایی ذهن در تکمیل و بازسازی تصاویر گفت: ذهن انسان تنها دریافت‌کننده منفعل تصاویر نیست، بلکه می‌تواند بر اساس اطلاعات موجود، بخش‌های نادیده یک شیء را بازسازی کند یا تصویری را در ذهن تغییر دهد. وی افزود: این توانایی در حل مسئله نیز کاربرد دارد؛ به‌گونه‌ای که فرد می‌تواند با ترسیم ذهنی موقعیت‌ها، امکانات مختلف را بررسی و پیامدهای احتمالی هر گزینه را ارزیابی کند.

برای نمونه، در بررسی مسائل مربوط به انتقال آب، تصور مسیرها، ارتفاعات و شیب زمین می‌تواند به فهم بهتر مسئله و ارزیابی راه‌حل‌های مختلف کمک کند. این استاد دانشگاه با اشاره به نقش تصویرسازی در خلاقیت علمی و فنی، به نمونه‌هایی از تصور ذهنی سازوکارها و بررسی روابط میان اجزا اشاره کرد و گفت: تصویرسازی می‌تواند به ابداع، توضیح نظریه‌ها و فهم روابط پیچیده کمک کند؛ با این حال، این نقش را باید در کنار دیگر توانایی‌های ذهن، از جمله استدلال و مفهوم‌سازی، در نظر گرفت.

بررسی جایگاه تصویر در فلسفه اسلامی عبدی در بخش دیگری از سخنان خود به دیدگاه‌های فلسفه اسلامی درباره ادراک پرداخت و با اشاره به تفاوت رویکرد حکمت مشاء و حکمت اشراق گفت: در بررسی ادراک بصری، یکی از پرسش‌های مهم این است که نقش انسان و واقعیت خارجی در فرایند ادراک چیست. وی توضیح داد: در تقریری از دیدگاه مشائی، بر نقش دریافت صورت از شیء خارجی تأکید می‌شود؛ در مقابل، در حکمت اشراق، نقش فعال نفس و مفهوم اشراق در تبیین ادراک مورد توجه قرار می‌گیرد. در این چارچوب، نور مورد بحث در حکمت اشراق را نباید بدون توضیح با نور فیزیکی یکسان دانست؛

زیرا نور در این دستگاه فلسفی دارای مراتب و معنایی فراتر از معنای متعارف فیزیکی است. این استاد دانشگاه با اشاره به اختلاف‌نظر شارحان حکمت اشراق درباره گستره این دیدگاه، خاطرنشان کرد: یکی از پرسش‌های قابل بررسی این است که آیا تبیین اشراقی صرفاً ناظر به ادراک بصری است یا می‌توان آن را به دیگر حواس نیز تعمیم داد؛ مسئله‌ای که در تفسیر دیدگاه‌های فلسفی در این زمینه نیازمند دقت و تفکیک است.

عبدی در جمع‌بندی مباحث خود بر ضرورت توجه هم‌زمان به تصویر، مفهوم، قاعده و استدلال در مطالعه شناخت تأکید کرد و یادآور شد: تصویرسازی یکی از ظرفیت‌های مهم ذهن انسان است و در یادگیری، حافظه، حل مسئله و خلاقیت نقش دارد، اما شناخت دقیق کارکرد ذهن مستلزم آن است که تصویر را با همه ابعاد تفکر و معرفت یکسان نگیریم.

منبع: رسانیوز

منبع خبررسانیوز
نمای زنده فرهاببه‌روزرسانی 21:51
131,962مطلب نمایه‌شده
101,492موضوع و برچسب
30منبع خبری
14حوزه موضوعی