این فیلم در روزهای جنگ و زیر سایه محدودیتهای مالی و دشواریهای تولید ساخته شد تا روایتی از ایستادگی، نفوذ و تلاش برای حفظ استقلال علمی کشور باشد. منشیزاده ۲۷ سال سابقه فیلمسازی دارد و بیش از ۱۲۰ عنوان فیلم ساخته است. او میگوید گروه تولید با وجود نگرانی بازیگران از حملههای موشکی، کار را متوقف نکرد و فیلم را در هشت روز و با بودجه چهارمیلیارد تومان به سرانجام رساند. بخشی از فیلمبرداری نیز در محدوده رسالت تهران انجام شد؛ جایی که هدف حملههای موشکی بسیار مخربی بود و موجب شهادت چندین نفر از یک خانواده شد.
داستان آنسوی آوار در کنار پرداختن به ترور دانشمندان هستهای و مسأله نفوذ، بر اهمیت دستاوردهای علمی و ضرورت ایستادگی برای توان داخلی تأکید دارد. این فیلم البته با توجه به محدودیت بودجه شاید اثری مورد توجه از لحاظ محتوا نباشد، اما دغدغه کارگردان و حساسیتش نسبت به موضوع جنگ موجب شد که با او درباره ساخت این فیلم به گفتوگو بنشینیم و در ادامه از نظر میگذرانید.
چه انگیزهای باعث شد فیلم آنسوی آوار را بسازید و نگاه شما به جنگی که بر کشورمان تحمیل شد، چیست؟در مدتی که جنگ جریان داشت، میدیدیم مردم در میدان حضور دارند و مسئولان و خانوادهها نیز عزیزان خود را از دست میدهند. بههرحال، قصد ما بهعنوان هنرمند این بود که به سهم خود ادای دین کنیم. بهترین شکلی که میتوانستیم این کار را انجام دهیم، پرداختن به قصه آنسوی آوار بود. این قصه را بسط دادیم و کوشیدیم آن را به تصویری جذاب برای مخاطب تبدیل کنیم. مردم، امروز به داستانهایی با موضوعات امنیتی نیز علاقهمندند و ما هم تلاش کردیم چنین موضوعی را در بستر جنگ روایت کنیم.
در آن روزها میدیدیم که دشمن دانشمندان هستهای ما را تعقیب و ترور میکرد. به همین دلیل، تصمیم گرفتیم یکی از دانشمندان هستهای را در داستانمان به تصویر بکشیم و نشان دهیم که هدف دشمن این است که ایران همواره وابسته بماند.هدف آنها کمک به پیشرفت کشور ما نیست، بلکه تأمین منافع خودشان است. میخواستیم به مخاطب نشان دهیم که اسرائیل و آمریکا نهتنها به فکر مردم ایران نیستند، بلکه میخواهند دستاوردهای کشور را از ما بگیرند و ایران را همواره به خود وابسته نگه دارند.
تلاش کردیم این موضوع را در قالب داستان فیلم نشان دهیم و امیدوارم مردم از فیلم خوششان بیاید و دستکم آن را ببینند. چرا عنوان آنسوی آوار را برای فیلم انتخاب کردید و چه نسبتی با نگاه شما به جنگ دارد؟من بیشتر به آینده کشور نگاه میکنم و بالاخره این جنگ روزی به پایان میرسد و حتی یکی از شخصیتهای من که ازجمله فرماندهان ارشد است، میگوید: «این ما هستیم که باید کشور را بسازیم و پای کار باشیم.» هدف از نامگذاری آنسوی آوار این است که باید بدانیم بعد از جنگ میخواهیم چه کاری انجام دهیم.
در فیلم نشان دادهاید که انرژی هستهای لزوما برای اهداف نظامی استفاده نمیشود. با توجه به پیچیدگی این موضوع برای نگارش فیلمنامه چه تحقیقاتی انجام دادید و چطور به این مسأله نزدیک شدید؟پیشتر قرار بود در سازمان انرژی اتمی ایران مجموعهای با همکاری آقای دکتر علیاکبر صالحی، رئیس وقت سازمان انرژی اتمی، بسازیم. ایشان با دکتر خادمی، مسئول وقت روابط عمومی سازمان، ارتباط و همکاری داشتند.
ما نیز قصد تولید این مجموعه را داشتیم، اما با خروج آقای صالحی از سازمان، پروژه به سرانجام نرسید.از آنجا که با بعضی از دوستان در سازمان انرژی اتمی آشنایی داشتم، برای شروع این کار با آقای دکتر خادمی تماس گرفتم. ایشان افرادی را معرفی کردند تا در زمینه موضوعات مورد نیاز از مشاوره آنها استفاده کنیم. به این دلیل که بخشی از موضوع فیلم به مسائل امنیتی مربوط میشد و این مسائل محرمانه بودند، امکان ورود به جزئیات همه موضوعات وجود نداشت.
بااینحال، با کمک دوستانی که در سازمان انرژی اتمی ایران حضور داشتند، تحقیق و پژوهش لازم را انجام دادیم و این اطلاعات را به فیلمنامه تبدیل کردیم. با توجه به موضوع فیلم و حساسیتهای آن، در روند تولید نهادهای ذیربط حمایتی از شما داشتند؟خیر. واقعیت این است که وقتی ساخت این فیلم را آغاز کردیم در شرایط جنگی بودیم، اما بسیاری از مسئولان ما در عمل حمایت چندانی از ما نکردند. ما خودمان در میدان بودیم و از ابتدا تا انتهای کار را با تلاش شخصی پیش بردیم. برایم عجیب بود که چرا در چنین شرایطی، با وجود اهمیت رسانه و فرهنگ، حمایت لازم صورت نمیگیرد.
رسانه یکی از مهمترین ابزارهایی است که میتوانیم به کمک آن خودمان را به دنیا معرفی کنیم؛ بااینحال، در این زمینه حمایت مؤثری از ما نشد. با توجه به اینکه فیلمبرداری در دوران جنگ انجام شد، انتخاب بازیگران و فراهمکردن شرایط تولید چطور بود؟ ما فیلم را در شرایط بسیار سختی ساختیم. بسیاری از بازیگران حاضر نمیشدند به گروه بپیوندند؛ چون نگران بودند که موشکباران ادامه پیدا کند و جانشان به خطر بیفتد. ما افرادی را برای بازی در فیلم مد نظر داشتیم، اما بهدلیل شرایط جنگ نتوانستیم به بعضی از آنها دسترسی پیدا کنیم.
خیلیها از شهر رفته بودند، اما ما تصمیم گرفتیم بمانیم و کار را ادامه دهیم. هنگام فیلمبرداری، گاهی حملات موشکی در فاصلهای بسیار نزدیک به محل ضبط رخ میداد. ما در محدوده رسالت تهران فیلمبرداری داشتیم و حتی همان محدودهای را که هدف حمله موشکی قرار گرفته بود، بهعنوان لوکیشن فیلم انتخاب کردیم. در واقع، در شرایطی کار میکردیم که خطر حمله موشکی وجود داشت. به همین دلیل، انتخاب بازیگران و پیشبرد تولید بسیار دشوار بود.
وقتی علیرضا جعفری پذیرفت با ما همکاری کند، فکر نمیکردم چنین جهانبینیای داشته باشد و در واقع او و بسیاری از بازیگران براساس اعتقادشان پای کار آمدند. ما فقط حاضران در میدان را میبینیم که پرچم تکان میدهند، اما کار عوامل این گروه ما دستکمی از آنها ندارد. ما ناراضی بودن خود را به دنیا نشان میدهیم. من این فیلم را در هشت روز با بودجه بسیار کمی ساختم. در بخشی از فیلم هم به موضوع نفوذ پرداختید.بله. همانطور که میدانید این جاسوسها بودند که محل دانشمندان هستهای و دیگر مقامات را فاش کردند.
بعضی حتی با مبالغ ناچیز ۲۰میلیون یا ۳۰میلیون تومانی خودفروخته و جاسوس شده بودند. در فیلم هم گفته میشود که «ما تکلیفمان با دشمن خارجی مشخص است، اما دشمن خودی نه». با توجه به اینکه فیلم آنسوی آوار در گروه سینمایی هنر و تجربه اکران میشود، مخاطب هدف خود را چگونه تعریف میکنید؟ من فکر میکنم همه مردم ایران میتوانند مخاطب فیلم من باشند. همه ما دوستانی با طرز فکرهای متفاوت داریم. اتفاقا در یکی از اکرانهای فیلم، یکی از دوستانم را که درباره مسائل مختلف دیدگاه متفاوتی داشت، دعوت کردم. وقتی فیلم را دید، به من گفت: «من فکر نمیکردم فیلم اینطور باشد.
خیلی خوشم آمد و در بعضی صحنهها غصه خوردم و ناراحت شدم. ما برای پیشرفت کشورمان زحمت میکشیم و اینهمه سختی را به جان میخریم، اما طرف مقابل نمیخواهد کشورمان روی پای خودش بایستد. آنها دوست دارند ما همیشه دستمان جلوی دیگران دراز باشد.» از این واکنش خوشحال شدم. او ازجمله کسانی است که فیلم را به دوستانش هم معرفی میکند و به آنها میگوید که به تماشای آن بروند. بنابراین، مخاطب من همه مردم ایران هستند و این فیلم را برای قشر خاصی نساختهام. بهطورطبیعی مخاطبان حزباللهی هم میتوانند فیلم را ببینند و با آن ارتباط برقرار کنند.
اما من احساس میکنم کسانی هم هستند که تصور میکنند نباید در کنار کشورشان بایستند و تا حدی تحت تأثیر تبلیغات قرار گرفتهاند؛ کسانی که فکر میکنند باید در کنار اسرائیل و آمریکا باشند. دوست دارم این افراد هم فیلم را ببینند و متوجه شوند که همهچیز آنطور نیست که تصور میکنند. آنها میخواهند همهچیز را از ما بگیرند و ما را به عروسک خیمهشببازی خودشان تبدیل کنند و ما نیز هر کاری را که آنها میگویند، انجام دهیم. در مقابل، هدف امروز ما این است که روی پای خودمان بایستیم و به خودکفایی برسیم.
با توجه به اینکه فیلم بهصورت مستقل و در بخش خصوصی تولید شده، محدودیتهای تولید تا چه اندازه بر انتخاب لوکیشن، طراحی صحنه، بازنمایی فضای جنگ و شعارزدگی تأثیر گذاشته است؟ وقتی سراغ چنین سوژههایی میرویم، حتی در هالیوود هم با موضوعی شبیه این، ممکن است محتوا به سمت شعارزدگی برود. بنابراین، وقتی ما درباره جنگ و اتفاقات آن فیلم میسازیم، ممکن است اثر به سمت شعاری شدن حرکت کند.
نمیتوانیم بگوییم که چنین اتفاقی نیفتاده و این ویژگی تا حدی از چنین فیلمهایی جداییناپذیر است.وقتی در برابر دشمن میایستیم یا دانشمند هستهای ما با وجود همه سختیها تلاش میکند ساخت دارویی را به سرانجام برساند، ممکن است گفته شود که فیلم دچار شعارزدگی شده است؛ درحالیکه هدف ما ایستادگی و همدلی است و میخواهیم بگوییم که تا پایان راه میایستیم و شانه خالی نمیکنیم. در فیلم نیز محمدحسین، شخصیت اصلی داستان، با وجود تمام زخمها همچنان ایستاده است؛ چون هدفی دارد و میخواهد به آن برسد.
در این نوع فیلمها، چه بخواهیم و چه نخواهیم، اثر ممکن است به سمت شعارزدگی برود. بااینحال، به نظر من باید دید هدف از طرح این موضوعات چیست و فیلم میخواهد چه چیزی را به مخاطب منتقل کند. اگر با این محدودیتها مواجه نبودید، چه انتخابهای دیگری میتوانستید داشته باشید؟شما بهتر میدانید که در سینما، ویترین کار یعنی بازیگران اهمیت زیادی دارد. وقتی بودجه خوبی در اختیار داشته باشم و بتوانم بازیگران مناسبی را به کار بگیرم، ویترین خوبی چیدهام و میتوانم از طریق آن، مخاطب را به سینما بکشانم و حرفم را بهتر بزنم.
وقتی بودجه داشته باشم، میتوانم تولید بهتری انجام دهم. برای مثال، شما یکی از صحنههای انفجار را در نظر بگیرید؛ در حالت ایدهآل، ممکن است بخواهم ۳۰۰ ــ ۲۰۰ نیروی امدادی در محل حضور داشته باشند، فضا شلوغ شود، آتشنشانی برای مهار آتش بیاید و مردم نیز در صحنه حضور پیدا کنند و مشارکت داشته باشند. اما وقتی بودجه کافی ندارم، نمیتوانم چنین صحنهای را با این ابعاد اجرا کنم. تهیهکننده به من میگوید هزینه آوردن ۲۰۰ هنرور اینقدر است و هزینه حضور نیروهای آتشنشانی نیز مبلغ دیگری میشود. این اتفاقها تأسفبار است.
انتظار این بود که خودشان پیشقدم شوند و بگویند در کنار شما هستیم و برای انجام این کار کمک میکنیم. اما در نهایت، پرداخت این مبالغ بر عهده تهیهکننده است و من هم نمیتوانم بار مالی بیشتری به بودجه تحمیل کنم. در نتیجه، مجبور میشویم از بسیاری از ایدهها و خواستههای خودمان صرفنظر کنیم. اگر بودجه بیشتری در اختیار داشتیم، میتوانستیم اتفاقات بهتری را رقم بزنیم. فکر نمیکنم در شرایط فعلی، یک فیلم سینمایی با بودجهای کمتر از ۳۰ تا ۴۰میلیارد تومان ساخته شود؛ بهویژه با قیمت دلار و هزینههای تولید. اما ما این فیلم را با چهارمیلیارد تومان ساختیم.
اگر قرار باشد مخاطب پس از تماشای آنسوی آوار با پرسش یا تأملی درباره جنگ و تأثیر آن بر زندگیاش از سالن سینما بیرون بیاید، دوست دارید چه باشد؟دوست دارم مخاطبان با این احساس از سینما خارج شود که درست است جنگ وجود دارد و ما با مشکلات و تهدیدهای مختلفی مواجه هستیم، اما تا پایان راه در کنار کشورمان میایستیم و با هم آن را میسازیم. امیدوارم بتوانیم به بهترین دستاوردها برسیم؛ چون واقعا جوانان خوبی داریم. جوانان فعال ما در حوزه هستهای، لزوما به دنبال مسائل سیاسی یا بمب و موشک نیستند؛ آنها در حوزه تخصصی خودشان فعالیت میکنند و برای پیشرفت کشور زحمت میکشند.
این حوزه در تولید دارو و بسیاری از زمینههای دیگر نیز کاربرد دارد. درواقع، وقتی به فعالیتهای مختلف در کشور نگاه میکنید، میبینید که فناوری هستهای بهنوعی با بخشهای گوناگون پیشرفت علمی و صنعتی ارتباط پیدا میکند. گاهی میبینیم عدهای میگویند چرا غنیسازی انجام میدهید و چرا اورانیوم را در این سطح غنی میکنید؛ بهتر است این کارها را کنار بگذارید. اما اگر قرار باشد از تمام این ظرفیتها صرفنظر کنیم، چگونه میتوانیم به پیشرفت برسیم؟ در چنین شرایطی، ممکن است به کشوری وابسته و ناتوان تبدیل شویم که برای انجام کارهای مختلف به دیگران نیاز دارد.
دوست دارم مخاطب پس از تماشای فیلم به این نتیجه برسد که باید محکمتر از گذشته پای دانش و توانمندیهای کشورمان بایستیم و از تلاش جوانانمان حمایت کنیم.
منبع: جام جم آنلاین



