رفتن به محتوای اصلی
سیاسیآوش11 دقیقه مطالعه

از صندوق رأی تا میدان جنگ؛ ترامپ پشت نتانیاهو/ ایران در متن انتخابات اسرائیل

حمایت دونالد ترامپ از بنیامین نتانیاهو، تنها ۹ روز مانده به انتخابات پارلمانی اسرائیل، بار دیگر ایران را به یکی از موضوعات اصلی رقابت‌های انتخاباتی این کشور تبدیل کرده است. رئیس‌جمهور آمریکا در حالی آشکارا از ادامه نخست‌وزیری نتانیاهو حمایت کرده که نظرسنجی‌ها…

از صندوق رأی تا میدان جنگ؛ ترامپ پشت نتانیاهو/ ایران در متن انتخابات اسرائیل

حمایت دونالد ترامپ از بنیامین نتانیاهو، تنها ۹ روز مانده به انتخابات پارلمانی اسرائیل، بار دیگر ایران را به یکی از موضوعات اصلی رقابت‌های انتخاباتی این کشور تبدیل کرده است. رئیس‌جمهور آمریکا در حالی آشکارا از ادامه نخست‌وزیری نتانیاهو حمایت کرده که نظرسنجی‌ها همچنان از دشواری تشکیل دولت آینده برای ائتلاف حاکم حکایت دارند. اما اهمیت این حمایت فقط به صندوق‌های رأی محدود نمی‌شود. ترامپ در همان پیامی که از نتانیاهو حمایت کرد، تهدیدهای تازه‌ای علیه ایران مطرح کرد و آینده تقابل با تهران را به انتخاب دوباره نخست‌وزیر اسرائیل پیوند زد.

هم‌زمان، گزارش‌هایی نیز از گفت‌وگوهای دو طرف درباره احتمال ازسرگیری عملیات نظامی علیه ایران منتشر شده؛ گفت‌وگوهایی که نشان می‌دهد در روزهای منتهی به انتخابات اسرائیل و انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا، مرز میان رقابت سیاسی و محاسبات نظامی تا چه اندازه حساس شده است. نتانیاهو در آستانه انتخابات پنجم آبان، با مجموعه‌ای از چالش‌های سیاسی و امنیتی روبه‌روست. پرونده‌های فساد، اختلاف بر سر خدمت سربازی یهودیان فوق‌ارتدوکس یا حریدی‌ها، پیامدهای شکست امنیتی هفتم اکتبر ۲۰۲۳ و هزینه‌های جنگ‌های منطقه‌ای، موقعیت او را در داخل اسرائیل تحت فشار قرار داده‌اند.

در چنین شرایطی، حمایت رئیس‌جمهور آمریکا می‌تواند برای نخست‌وزیری که سال‌ها رابطه نزدیک با واشنگتن را یکی از مهم‌ترین امتیازات سیاسی خود معرفی کرده، فرصتی تبلیغاتی باشد. بااین‌حال، پرسش اصلی این است که آیا نتانیاهو می‌تواند با برجسته‌کردن تهدید ایران و نمایش حمایت ترامپ، توجه رأی‌دهندگان را از بحران‌های داخلی به مسئله امنیت ملی منتقل کند؟ و آیا این همراهی سیاسی می‌تواند زمینه‌ساز جنگ دیگری شود یا ملاحظات انتخاباتی واشنگتن مانعی در برابر چنین تصمیمی خواهد بود؟ حمایت واشنگتن؛ نجات انتخاباتی نتانیاهو؟

یکشنبه ۱۸ اکتبر، ترامپ با انتشار پیامی در شبکه اجتماعی تروث‌سوشال، حمایت کامل خود را از نتانیاهو اعلام کرد. او نخست‌وزیر اسرائیل را رهبری جنگجو و شریکی مهم در مقابله با ایران توصیف کرد و از رأی‌دهندگان اسرائیلی خواست بار دیگر به او اعتماد کنند. اهمیت این اقدام در زمان اعلام آن نهفته است. ترامپ در ماه‌های گذشته، با وجود روابط نزدیک با نتانیاهو، از اعلام حمایت رسمی خودداری کرده بود. اختلافات دو طرف درباره جنگ ایران و تحولات غزه و لبنان نیز به گمانه‌زنی‌هایی درباره فاصله‌گرفتن واشنگتن از نخست‌وزیر اسرائیل دامن زده بود.

ترامپ در گفت‌وگو با اکسیوس توضیح داد که از ابتدا قصد حمایت از نتانیاهو را داشته، اما نمی‌خواسته این حمایت را زودتر اعلام کند. او همچنین در پاسخ به این پرسش که آیا می‌تواند با نخست‌وزیری غیر از نتانیاهو همکاری کند، پاسخی مبهم داد و عملاً ترجیح خود را برای ادامه همکاری با رهبر کنونی اسرائیل آشکار ساخت. این موضع‌گیری از آن جهت اهمیت دارد که رئیس‌جمهور آمریکا مستقیماً وارد رقابت انتخاباتی کشوری شده که از نزدیک‌ترین متحدان واشنگتن محسوب می‌شود. بااین‌حال، در میان مشاوران ترامپ نیز درباره پیامدهای این حمایت اتفاق‌نظر وجود نداشته است.

براساس گزارش اکسیوس، برخی از نزدیکان رئیس‌جمهور آمریکا معتقد بودند تغییر دولت در اسرائیل ممکن است اجرای سیاست‌های منطقه‌ای واشنگتن را آسان‌تر کند. نتانیاهو اما از حمایت ترامپ استقبال کرد و در پیامی اعلام کرد که دو طرف مأموریت مشترک خود را به پایان خواهند رساند. عبارتی که با توجه به ادامه تنش‌ها با ایران، فراتر از یک تشکر انتخاباتی تفسیر شد. بااین‌همه، حمایت ترامپ برای نتانیاهو یک فرصت سیاسی است، نه تضمین پیروزی.

نخست‌وزیر اسرائیل همچنان باید با رأی‌دهندگانی روبه‌رو شود که علاوه بر مسائل امنیتی، درباره عملکرد دولت در مدیریت جنگ، اقتصاد و بحران‌های داخلی نیز قضاوت خواهند کرد. نظرسنجی‌ها به نفع نتانیاهو تغییر نکردند نخستین نظرسنجی کانال ۱۲ اسرائیل پس از اعلام حمایت ترامپ نشان داد که این موضع‌گیری، دست‌کم در کوتاه‌مدت، تغییر محسوسی در آرایش انتخاباتی ایجاد نکرده است. براساس نتایج نظرسنجی ۱۹ اکتبر، حزب «یاشار» به رهبری گادی آیزنکوت، رئیس پیشین ستاد کل ارتش اسرائیل، با ۲۴ کرسی در جایگاه نخست قرار می‌گیرد و حزب لیکود به رهبری نتانیاهو ۲۱ کرسی به دست می‌آورد.

حزب «با هم» به رهبری نفتالی بنت نیز با ۱۴ کرسی در جایگاه بعدی قرار دارد. در مجموع، احزاب مخالف نتانیاهو ۵۵ کرسی و ائتلاف حامی او ۵۱ کرسی به دست می‌آورند. هیچ‌یک از دو بلوک به اکثریت ۶۱ کرسی مورد نیاز برای تشکیل دولت در کنست ۱۲۰ نفره نمی‌رسند. ۱۴ کرسی دیگر نیز به دو حزب عربی اختصاص می‌یابد که نقش آنها در محاسبات مربوط به تشکیل دولت آینده می‌تواند تعیین‌کننده باشد. نتایج بخش دیگری از نظرسنجی نیز برای نتانیاهو قابل توجه است. در پاسخ به پرسش درباره فرد مناسب‌تر برای نخست‌وزیری، ۴۵ درصد آیزنکوت و ۳۳ درصد نتانیاهو را انتخاب کرده‌اند.

فاصله دو سیاستمدار نسبت به نظرسنجی قبلی دو واحد درصد افزایش یافته است. این اعداد نباید با آرای حزبی اشتباه گرفته شوند؛ زیرا در نظام پارلمانی اسرائیل، نخست‌وزیر مستقیماً با رأی عمومی انتخاب نمی‌شود و توانایی تشکیل ائتلاف پارلمانی اهمیت اساسی دارد. همچنین ۸۱ درصد از حامیان احزاب مخالف نتانیاهو گفته‌اند قصد شرکت در انتخابات را دارند، درحالی‌که این میزان در میان حامیان ائتلاف حاکم ۷۴ درصد است. این اختلاف می‌تواند نشانه‌ای از انگیزه بالاتر رأی‌دهندگان مخالف دولت باشد، هرچند به‌تنهایی نتیجه انتخابات را مشخص نمی‌کند.

نظرسنجی با مشارکت ۵۰۷ نفر و حاشیه خطای ۴.۴ درصد انجام شده است. بنابراین باید نتایج آن را تصویری از وضعیت افکار عمومی در زمان انجام نظرسنجی دانست، نه پیش‌بینی قطعی نتیجه انتخابات. با وجود این محدودیت‌ها، یک نکته روشن است: حمایت علنی ترامپ هنوز به افزایش قابل مشاهده حمایت انتخاباتی از نتانیاهو منجر نشده است. نخست‌وزیر اسرائیل همچنان برای حفظ قدرت به چیزی فراتر از حمایت رئیس‌جمهور آمریکا نیاز دارد. ایران؛ برگ انتخاباتی نخست‌وزیر اسرائیل؟

نتانیاهو در سال‌های گذشته بارها موضوع ایران را در مرکز گفتمان امنیتی خود قرار داده و برنامه هسته‌ای و توان نظامی جمهوری اسلامی را تهدیدی اساسی برای اسرائیل معرفی کرده و مقابله با تهران را از مهم‌ترین اولویت‌های دولت خود دانسته است. جنگ‌هایی که از سال ۱۴۰۴ میان ایران، اسرائیل و آمریکا رخ داد، این موضوع را از سطح تهدیدهای سیاسی به تقابل مستقیم نظامی کشاند. اکنون، در آستانه انتخابات، نخست‌وزیر اسرائیل تلاش می‌کند عملکرد خود در این تقابل را به‌عنوان بخشی از کارنامه امنیتی دولتش ارائه کند.

اما همین نیز می‌تواند دو پیامد متفاوت داشته باشد و از یک سو، برجسته‌کردن تهدید خارجی ممکن است برای بخشی از رأی‌دهندگان که امنیت را مهم‌ترین اولویت می‌دانند، جذاب باشد. از سوی دیگر، هزینه‌های انسانی، اقتصادی و امنیتی جنگ می‌تواند پرسش‌هایی درباره تصمیمات دولت و دستاوردهای واقعی آن ایجاد کند. در چنین فضایی، حمایت ترامپ به نتانیاهو امکان می‌دهد بر تداوم همکاری با واشنگتن تأکید کند و خود را شریکی معرفی کند که رئیس‌جمهور آمریکا برای ادامه سیاست منطقه‌ای خود ترجیح می‌دهد.

بااین‌حال، این راهبرد با یک محدودیت مهم روبه‌روست و نتانیاهو دیگر نمی‌تواند صرفاً با تکرار تهدید ایران، مسائل داخلی اسرائیل را از دستور کار رأی‌دهندگان خارج کند. پرونده‌های فساد او نیز همچنان مطرح‌ هستند و اختلاف بر سر خدمت سربازی حریدی‌ها، روابط احزاب مذهبی با دولت را پیچیده کرده و مسئولیت سیاسی و امنیتی شکست هفتم اکتبر نیز همچنان یکی از موضوعات رقابت انتخاباتی است. از همین رو، شاید می‌توان برجسته‌شدن دوباره ایران را تلاشی احتمالی برای انتقال بخشی از رقابت انتخاباتی به زمین امنیت ملی دانست؛

زمینی که نتانیاهو سال‌ها کوشیده در آن تصویر یک رهبر باتجربه را از خود ارائه کند. اما اینکه چنین رویکردی تا چه اندازه بر رأی‌دهندگان اثر بگذارد، هنوز روشن نیست. ترامپ از نتانیاهو حمایت کرد؛ از جنگ هم حمایت می‌کند؟ مهم‌ترین بخش ماجرا، ارتباط میان حمایت انتخاباتی ترامپ و احتمال ازسرگیری حملات نظامی علیه ایران است. ترامپ در پیام حمایت از نتانیاهو، مدعی شد ایران از نظر نظامی و اقتصادی آسیب‌های گسترده‌ای دیده و هشدار داد اگر تهران مسیر خود را تغییر ندهد، آمریکا و اسرائیل اقدامات بیشتری انجام خواهند داد.

او همچنین نوشت که اگر فردی غیر از نتانیاهو رهبری اسرائیل را بر عهده بگیرد، ممکن است آمریکا ناچار شود ادامه اقدامات علیه ایران را به‌تنهایی انجام دهد؛ هرچند تصریح کرد که تمایلی به چنین اقدامی ندارد. این بخش از سخنان ترامپ اهمیت ویژه‌ای دارد. رئیس‌جمهور آمریکا از یک سو ادامه همکاری با نتانیاهو را به سیاست مقابله با ایران پیوند می‌زند و از سوی دیگر، نسبت به اقدام یک‌جانبه واشنگتن ابراز بی‌میلی می‌کند. بنابراین نمی‌توان حمایت انتخاباتی او را به‌سادگی به معنای موافقت قطعی با جنگ تازه دانست.

گزارش اکسیوس در ۱۳ و ۱۸ اکتبر نیز همین پیچیدگی را نشان می‌دهد و براساس این گزارش‌ها، ترامپ و نتانیاهو در هفته‌های اخیر درباره احتمال آغاز عملیات نظامی گسترده دیگری علیه ایران گفت‌وگو کرده‌اند؛ عملیاتی که می‌توانست پیش از انتخابات اسرائیل در ۲۷ اکتبر و انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا در سوم نوامبر انجام شود. چنان که به گفته منابع این رسانه، ترامپ در ابتدا نسبت به پیشنهاد ازسرگیری حملات نظر مساعدتری داشته، اما سپس محتاط‌تر شده و ترجیح داده تصمیم‌گیری را به بعد از انتخابات موکول کند.

البته کاخ سفید اصل گفت‌وگو درباره ازسرگیری جنگ را رد کرده و دفتر نتانیاهو نیز از اظهارنظر درباره محتوای تماس‌های دو طرف خودداری کرده است. بنابراین این گزارش‌ها را باید اطلاعات منتسب به منابع مطلع دانست، نه لزوما تأیید رسمی تصمیم برای عملیات نظامی گرفته شده. اما بااین‌حال، همین اختلاف روایت‌ها نشان می‌دهد مسئله حمله دوباره به ایران در محاسبات امنیتی و سیاسی واشنگتن و تل‌آویو مطرح بوده است. در این میان، انتخابات آمریکا نیز اهمیت دارد.

جنگ پیشین با ایران هزینه‌های اقتصادی و سیاسی قابل توجهی برای واشنگتن داشته و افزایش قیمت انرژی و نگرانی درباره ادامه درگیری‌ها، بر فضای داخلی آمریکا اثر گذاشته است. آغاز عملیات نظامی تازه در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای می‌تواند این مسائل را دوباره در مرکز توجه رأی‌دهندگان آمریکایی قرار دهد. از سوی دیگر، پاسخ احتمالی ایران نیز ممکن است دامنه درگیری را گسترش دهد و محاسبات اولیه طرفین را تغییر دهد. بنابراین آنچه برای نتانیاهو می‌تواند فرصتی برای نمایش قدرت باشد، لزوماً برای ترامپ منفعت انتخاباتی مشابهی ندارد.

همین تفاوت منافع، یکی از عوامل مهم در ارزیابی احتمال ازسرگیری جنگ است. تهران در برابر تهدیدهای انتخاباتی تهدیدهای تازه ترامپ و نتانیاهو با واکنش مقام‌های ایرانی روبه‌رو شده است. سیدعباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، در پاسخ به تهدیدهای مطرح‌شده هشدار داد که تهران در برابر حمله احتمالی تازه واکنش نشان خواهد داد و تأکید کرد ایران نیز حساب‌های ناتمام خود را دارد. عراقچی همچنین این احتمال را مطرح کرد که نتانیاهو در پی کشاندن دوباره آمریکا به جنگ با ایران برای تأمین منافع سیاسی داخلی خود باشد.

این برداشت، یکی از محورهای مهم اختلاف بر سر آینده تقابل نظامی است. از نگاه تهران، پیوندزدن مسئله ایران به رقابت انتخاباتی اسرائیل می‌تواند خطر تصمیمات پرهزینه نظامی را افزایش دهد. در مقابل، مقام‌های اسرائیلی اقدامات خود را با ضرورت مقابله با تهدیدهای امنیتی و هسته‌ای ایران توجیه می‌کنند. اما فراتر از این مواضع، مسئله اصلی به محاسبات بازدارندگی مربوط است. جنگ‌های گذشته نشان داده‌اند که حمله نظامی به ایران لزوماً به یک عملیات محدود و بدون پاسخ ختم نمی‌شود.

هرگونه اقدام تازه می‌تواند با واکنش نظامی تهران همراه شود و دامنه درگیری را به پایگاه‌ها، مسیرهای دریایی و زیرساخت‌های منطقه‌ای گسترش دهد. از همین رو، حتی اگر هدف اولیه یک عملیات، واردکردن ضربه‌ای محدود به تأسیسات نظامی یا هسته‌ای باشد، تضمینی وجود ندارد که درگیری در همان سطح باقی بماند. در این شرایط، تنگه هرمز و زیرساخت‌های انرژی منطقه نیز بخشی از محاسبات راهبردی طرفین هستند. اختلال در مسیرهای صادرات انرژی می‌تواند پیامدهایی فراتر از ایران و اسرائیل داشته باشد و اقتصاد جهانی را نیز تحت تأثیر قرار دهد.

برای واشنگتن، چنین احتمالی در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. برای تهران نیز مسئله اصلی، جلوگیری از تکرار حملات و حفظ توان بازدارندگی در برابر تهدیدهای تازه است. به همین دلیل، میان ادبیات تند سیاسی و تصمیم واقعی برای آغاز جنگ فاصله‌ای وجود دارد که نباید در تحلیل تحولات منطقه نادیده گرفته شود. انتخابات تمام می‌شود، خطر جنگ چه؟ حمایت ترامپ از نتانیاهو در آستانه انتخابات اسرائیل، بیش از آنکه پاسخی قطعی درباره آینده سیاسی نخست‌وزیر باشد، نشانه‌ای از پیوند عمیق رقابت‌های داخلی اسرائیل با سیاست منطقه‌ای آمریکا است.

ترامپ با این حمایت، ترجیح سیاسی خود را آشکار کرده و نتانیاهو نیز کوشیده آن را به بخشی از کارزار انتخاباتی خود تبدیل کند. اما نخستین نظرسنجی پس از اعلام حمایت نشان می‌دهد که این اقدام هنوز نتوانسته موقعیت انتخاباتی ائتلاف حاکم را به‌طور محسوسی تغییر دهد. از سوی دیگر، گزارش‌های مربوط به گفت‌وگو درباره حمله احتمالی به ایران نشان می‌دهد موضوع جنگ همچنان در محاسبات دو طرف حضور دارد، هرچند میان طرح یک گزینه نظامی، آمادگی برای اجرای آن و تصمیم نهایی تفاوت اساسی وجود دارد.

برای نتانیاهو، ایران می‌تواند موضوعی باشد که رقابت انتخاباتی را به مسائل امنیتی پیوند می‌زند. برای ترامپ، همین موضوع با هزینه‌های احتمالی جنگ، افکار عمومی آمریکا و آینده سیاسی حزب جمهوری‌خواه گره خورده است. این دو مجموعه ملاحظات الزاماً به یک تصمیم مشترک منتهی نمی‌شوند. اما خطر اصلی آنجاست که تهدیدهای انتخاباتی، به‌تدریج انتظارات سیاسی و نظامی ایجاد کنند؛ انتظاراتی که عقب‌نشینی از آنها برای رهبران دشوارتر شود و امکان محاسبه اشتباه را افزایش دهد.

انتخابات اسرائیل در پنجم آبان برگزار می‌شود و یک هفته بعد، رأی‌دهندگان آمریکایی به پای صندوق‌های انتخابات میان‌دوره‌ای خواهند رفت. نتیجه این دو انتخابات می‌تواند بر مناسبات سیاسی واشنگتن و تل‌آویو اثر بگذارد، اما اختلافات امنیتی منطقه با پایان شمارش آرا از میان نخواهد رفت. پرسش اصلی دیگر فقط این نیست که حمایت ترامپ چند کرسی به موقعیت نتانیاهو اضافه می‌کند؛

مسئله مهم‌تر آن است که آیا ایران به ابزاری برای رقابت انتخاباتی دو متحد تبدیل می‌شود یا ملاحظات سیاسی و هزینه‌های یک جنگ تازه، مانع تبدیل تهدیدها به عملیات نظامی خواهد شد و در منطقه‌ای که هنوز پیامدهای جنگ‌های گذشته پایان نیافته، فاصله میان این دو مسیر می‌تواند سرنوشت‌ساز باشد.

منبع: آوش

منبع خبرآوش
نمای زنده فرهاببه‌روزرسانی 12:27
130,642مطلب نمایه‌شده
100,108موضوع و برچسب
30منبع خبری
14حوزه موضوعی