رفتن به محتوای اصلی
سیاسیجام جم آنلاین18 دقیقه مطالعه

عملیات نفوذ علیه جمهوریت

پرسش این است، آیا امکان ظهور دیکتاتوری در جمهوری اسلامی وجود دارد؟ زهدان رشد و غلبه آن کجاست؟

عملیات نفوذ علیه جمهوریت

تا زمانی که جمهوری اسلامی جمهوری اسلامی است و بر آن ولی‌فقیه فصل‌الخطاب است نه! اما زمانی که طی عملیات پیچیده و ترکیبی سیاسی، فرهنگی، اقتصادی، نظامی، تروریستی، نفوذی، جاسوسی، عملیات تکمیلی به‌هم‌پیوسته خارجی و داخلی و… کار‌ها سازمان می‌یابد و شرایط استحاله خزنده و طرح قورباغه‌پزی با جوشان کردن تدریجی و نفی مرحله‌ای نظام الهی مردم‌سالاری اسلامی و قدرت اسلام و مردم تحقق بپذیرد، این امکان هست که پشت نام جمهوری اسلامی دیکتاتوری پدیدار شود.

پس از شهادت امام قده طرح‌ها و تمایل‌ها و اقدامات و سخن‌هایی کاملا مبین میل به حذف فرصت‌طلبانه ولایت فقیه و نفی مستبدانه قانون اساسی بود. اگر بخواهیم ریشه‌ای‌ترین امکان بازگشت دیکتاتوری ولو با نقاب دموکراسی آمریکایی را مطالعه کنیم در وهله اول، الگوی ایمان و شرک، الگوی خوبی برای و درک هزاران لغزش در جزئیات امور زندگی فردی و اجتماعی ماست. ما هر روز با یکی از جلوه‌های استواری یا برعکس لغزش در این و آن و گاه در یک فرد و یک جامعه روبه‌رو می‌شویم.

ما با احزابی روبه‌روییم که وقتی اداره کشور و رأس قوه‌ای قرار می‌گیرند، یک بار در حل مسائل قدرت خود، بدون تقوا و رستگاری، با سیاست ارزی‌شان نیمی دستمزد و حقوق ماهانه یا پس‌اندار ناچیز را از جیب مستضعفان می‌دزدند، یک بار با یک بازی به سود رانتخواران مقروض تریلیون‌ها پول ملت را به آنان هبه می‌کنند و با بازی‌های مختلف سیاسی زیان‌های بی‌حساب بر ملت وارد می‌آورند. در ارتباط با تولید و تجارت به حرام می‌غلتند و… چرا؟ چون اساس کارشان مخدوش است. باوری به مراعات اوامر الهی ندارند.

نفاق سبب می‌شود اعتنایی به شرع مقدس و تفقه و اجتهاد علمی نداشته و ژرف‌ساخت تصمیمات‌شان قرآن و عترت و عقل و شناخت دینی نباشد، آموزش و آموزه غرب باشد. در حوزه عمل ادامه همین سست‌ایمانی مایه ظهور رفتار استبدادی است.

یکی از این ناعادلانه‌ترین رفتار‌های ضدقرآنی مستبدانه در عرصه قدرت و عمل تعرض‌آلود، متجاوز نسبت به یک ملت آن است که مسئولان بر خلاف قوانین حکومت اصیل اسلامی با تدلیس سر ملت کلاه بگذارند و اداره مملکت به طور غیرقانونی به‌دست نیرو‌هایی صورت گیرد که اهل دورویی هستند و محق به اداره کشور نیستند یا بدتر از آن، قانونا حضورشان در قدرت ممنوع اعلام شده است.‌ نمی‌توان قانون را دور زد و از مردم خواست به قانون وفادار باشند.

نمی‌شود مردم کشوری مهم‌ترین نیروی مقاومت در عرصه واقعی، عمومی، خیابان و میادین باشند و به قیمت زندگی‌شان ایستادگی کنند و همه‌جوره فشار دشمن و ناکارآمدی دوست را تحمل کنند و دندان روی جگر بگذارند تا آزاد از سلطه زندگی کنند و تمام دنیا آنان را تحسین کنند ولی با این‌همه بالایی‌ها مثل عهد قجر جز سخن فریبا و ارادت در حرف، اعمال‌شان نهان‌روشانه باشد و آنچه خود خلاف عهد و پیمان و اصول انقلاب و قانون و عقل و دین می‌خواهند، عمل کنند و ملت را زیردست بشمارند و در حکومت دینی به زیردستان همان‌طور رفتار کنند که موجودات بی‌شرافتی، چون روبیو، ترامپ و مکرون تا عاصم منیر و علی‌اف و چاکرک‌های نفتی مفلوک و امیران جعلی برخورد می‌نمایند و راه سلطه را دیکتاتورانه باز کنند.

یا در سخنرانی‌ها مردم مردم کنند و از انقلاب و استقامت حرف بزنند، اما همه فکرو ذکرشان تسلیم به دشمن و دادن امتیاز و کسب خشنودی ظالم کافر به‌جای رضای حق متعال، خدای بزرگ به هر قیمت باشد. چگونه ممکن است دولتی اصلا قدر و مرتبه مردمش را درک نکند و با ملتی بزرگ، عاقل، دانا، آزاده، مقاوم رفتاری کودکانه، قیم‌مآبانه، خودسر و مغایر راه امام مجدد و نیز قائد برگزیده سزاوار و شایسته و شهیدشان مشی کند و رفتار نماید؟ به این رویداد‌ها دقت کنید.

چه معنی دارد، در خود کشوری مدام مسئولی علیه اصلی‌ترین مقتضیات و منافع کشور و خواست ملت مقاوم برابر دشمن و توقعات عقلایی و مشروع آنان رفتار کند! و در خارج پیش پای پست‌ترین همسایگان قاتل زعمای ملتش کرنش نماید؟ حضرات حتما قبول دارند، هیچ جای دنیا دسته «ویشی» و خواستاران خیانت به حیات و یکپارچگی و آزادی و استقلال یک کشور و گروه مشتاق تسلیم به دشمن، گروه صالح حکمرانی و مرجع انتخاب راه ومسیر عمل محسوب نشده و مهار کشور را به‌دست فیلیپ پتن‌ها و مارشال‌های خائن سیاست و دیپلماسی و ریاست دولت نمی‌دهند بلکه آنان را محاکمه می‌کنند.

الحمدلله ایران اشغال نشده که کار به اینجا بکشد.

اما این سبب نگشته بدترین سیاستمداران دوست غرب و کرنش کننده برابر دشمن و دو وطنی و دوستداران اوباما و کری و الیگارش‌های حراج کننده منافع ملی به سود ثروت باد آورده خود نکوشند بر ملت سوار شوند و هر کاری که علیه عزت ایران از دستان شا ن بر می‌آید در راه ذلت مملکت به سود چپاولگران و اشرافیت جعلی انجام ندهند.

☆☆☆☆ در ایران این روز‌ها اتفاقاتی می‌افتد که مردم خاطره جمعی منفی۴۷ساله از آن دارند. کسانی که قانون شکن‌های بزرگ هستند مردم را به مراعات قانون دعوت می‌کنند. کسانی که تفرقه اندازان عیان و اصلی هستند، مردم را به سکوت برابر عمل ناصواب خود و اتحاد با راه دفن انقلاب دعوت می‌کنند!

آنان که مدعی خدمت به مردم هستند، بیشرین سیاست فشار به معیشت مردم و عدم مهار گرانی و مداخله دولت در شرایط جنگی برای ممانعت از فروپاشی تاب آوری ملت را طراحی و اجرا می‌کنند وکسانی که مردم را برای شرف مقاومت جهت حفظ ایران می‌ستایند، پیشاپیش، مجری زبونی و تخریب فشار بر نیرو‌های خبیث منافق همسایه و علمداران تسلیم به وقیح‌ترین دشمنان آشتی ناپذیر ملت ایران و گدایی در آستان جنایتکاران دیوانه‌ای شده‌اند که در خط مقدم جنگ با ایران قرار دارند. همه می‌دانند دوستی عمیق ما با مردم عراق محصول جنگ و مقاومت برابرحکومت خائن صدام است.

اگر منطقه‌ی صلح و دوستی می‌خواهیم، راه، دوستی با حکومت‌های خائن به اسلام که با ما با وقاحت می‌جنگند و اسیرشدن در دست سلاطین مفلوک نفتی مانند عربستان و امارات نیست، راه ذلت برابر این گاوان شیرده بی شخصیت نیست، راه رهاندن آنان از مشکلات و فشار و ضعف نیست. حتی اگر دیپلماسی دوست دارد ادای دوست جنایتکاران علیه ملت ایران را در آورد حق ندارد علیه نیرومتدترین متحدما در محور مقاومت به جهاد بر حق شان جهت در آمدن از محاصره نارو بزند و فشار شان را بر کشور ظالم با ۱۱ سال محاصره رفیق شفیق ما، یمن قهرمان خنثی سازد؛

و بجای دفاع از حق مسلم شکستن محاصره و ظلم عربستان با عربستان خائنانه لاس بزند و یمن را رها کند. این اخلاق اوباش و سیاست احمق‌ها و رفقای شیطان است نه بندگان خدا! لطفا به این سیاست‌های عجیب دولت توجه کنید: ۱_ساخت و پاخت فریبنده با اسرائیل دوم، بعنی امارات در اوج دشمنی او و طراحی متحدسیاست هلاک، با امریکا و اسرائیل علیه ایران و چشم پوشی به نشتی نفت به وسیله امارات و عدم برخورد به محاصره دریایی و هوایی و عدم پیگیری سیاست درست دولت سیزدهم.

بیاد داشته باشیم که البته دولت چهاردم واقعا با سختی‌های متعددی روبروست، اما پرسش مهم ان است چرا دولت در مسبر معقول مقاومت عمل نمی‌کند وسیاست موفق دولت سیزدهم را رها کرده است؛ و راهی در پیش گرفته که استقامت با استقلال و آزادی ایران منافات دارد و به فشار معیشتی روز افزون در شرایط دشوار جنگی و عدم اجرای اقتصاد جنگی منجر می‌گردد نظیر سیاست فروش ده هزار دلار به هر نفر در حالی که خرید دارو‌های حیاتی به دلار احتیاج دارد؛ و بخشیدن میلیارد‌ها دلار قروض رانتخواران و باز پس گیری به ریال با مدام نرخ؟ و چه زیانی بزرگ به حق مستضعفان؟

باز پس گیری بجای دلار پر ارزش با ریال‌های بی ارزش شده؟ چرا راه موفق دولت سیزدهم با رفع اشتباهات پی گیری نمی‌شود؟ شرایطی که شهید رئیسی دولت را تحویل گرفت همه می‌دانندخزانه خالی بود؟ تورم ۶٠ درصدی، نرخ رشد منفی، ناتوانی در فروش نفت، عدم استفاده از امکانات تحریم شکن بلوک شرق، به قیمت مرگ ومیر روزی ۷٠٠ نفر، وانهادن عضویت در بریکس وشانگ‌های و چشم انتظاری تسلیم به آمریکا و وادار کردن ولی فقیه به پذیرش سیاست بدیم بره. همه می‌دانند سباست شهید رئیسی در موارد زیادی موفق بود. پس چرا با استبداد رأی و تفکر جناحی سیاست هلاکتبار دولت روحانی ادامه داده شده است؟

محور مقاومت و لبنان تضعیف شده است؟ سیاست کیک بری عاشقانه در اوج عمل خائنانه و خصمانه و تخریب سیاسی و زبانی و همدستی نظامی عربستان علیه ایران و کشتار مردم یمن معنایش چیست؟ آیا با سکه یک پول کردن حیثیت ایران و ملت ایران بوسیله نفوذی‌های اغتشاش گر و اساتید و افراد بی شخصیت و فاسدالفکر و از پیش ضد انقلاب و نالایق برای نمایندگی انقلاب و عمل دلخواه و دون مایه‌ی نفوذی ها‌ی بی اصل و ضد سیاست دو ولی فقیه بزرگوار و شاهد و شهید، می‌توان از اسلام و استقلال و آزادی و عدالت و حق پیشرفت ایران دفاع کرد؟

۲_کار ناصادقانه و غیر قانونی سپردن بیان سیاست خارجی به دست آقای ظریف در خصوص ابراز مواضع در مهمترین سازمان بین‌المللی در پشت پرده آشکارا عملی مستبدانه و ضدقانون و اراده مقاومت ملی و عدم راستی با مردم است. با این وصف علیرغم بر هم زدن این بازی ناصادقانه، به تدبیر الهی، اصرار در بیان همان مواضع ظریف خلاف مشی رهبر معظم در مصاحبه با فاکس نیوز، و آن گاه با کله شقی بیان این ارتباط غیر قانونی را در جلسه عمومی به اسم صداقت ابراز کردن بدون هیچ واکنش نهاد‌های قانونی ناظر خود عملی معکوس تکالیف و صدق قواست.

۲_ دیپلماسی ضد مقاومت در سفر به عربستان به سود پایین کشیدن قیمت نفت علیرغم تلاش متحد مظلوم مقتدر یمن، برای بالا بردن قیمت نفت در این برهه حیات و ممات برای ترامپ معنایش چیست؟ دهن کجی به منافع امریکا یا ایران؟ این فجیع‌ترین دهن کجی به سیاست خارجی مقاومت مبتنی برقانون اساسی، سیاست کلی ولی فقیه، سیاست انقلاب اسلامی، سیاست امام خمینی و امام راحل است.

۳_رفتار زبون برابر شخصیتی فاسد، قمار باز، رسوا در دنیا و نوکر اسرائیل و قاتل شهید رئیسی که آقای پزشکیان جانشین آن وجود پاک وترور شده برابرش خاشعانه می‌نشیند و می‌خندد و این دلقک ورم کرده ادای فرعونک را در عکس در می‌آورد معنایش چیست؟ نوکران نتانیاهو با این بازی‌های بچگانه و تبریکات صبیه به آق بانو دست از ارباب شان نمی‌کشند. تفکر سطحی ملتی را بباد می‌دهد. قرآن می‌گوید باخصم خدا چنین رفتار کنید؟

پزشکیان برابر علییوف، گویی نزد ولینعمت خود نشسته و آن نوکر، با تکبر، فخر جنایت و ضد اسلام بودنش را می‌فروشد، آن هم زمانی که چشم معلمان و دانش آموزان مسلمان کشور آذربایجان از سرکوب حجاب خونبار است و رئیس جمهور ایران با رفتارش دل رفیق اسراییل را شاد و قلب مردم مومن آذربایجان را خون می‌کند؛ و کلمه‌ای درباره رفتار و سیاست اسراییلی جنون بار کشور آذربایجان نمی‌گوید؛ و نسبت به دیکتاتور صهیونیست ضد اسلام سکوت می‌کند؟ ۴_ دیکتاتور مآبانه سیاست غلط را ادامه دادن و مدام دروغ گفتن در باره مهار قیمت دلار و راه بی ارزش کردن پول ملی را طی کردن بخشودنی نیست.

پرش ارزش دلار نه به طور طبیعی و قانون واقعی قرن هیجدهمی نظام اقتصاد لیبرال مابعد مرکانتیلیسم، یعنی قانون عرضه و تقاضای آدام اسمیتی صورت می‌گیرد، بلکه به سبب تصمیمات غلط دولتی و توطئه امریکا و خواست و عمل قاچاقچیان ارز در هرات و دوبی و کابل و استانبول و باکو و. تحقق میپذیرد. دادن مهار پول ملی به دشمنان خیانت است و سیاست دولت را اسیر این بازار مافیایی کردن باید پاسخ داده شود. این رفتار مستبدانه است.

۵_چرا مدام با خود رأیی به دشمن فرصت پیشروی، تنفس مصنوعی، امکان متحد شدن، و بیرون آمدن از مشکلات و قاچاق نفت با حجم باور نکردنی و پایان دادن به بحران‌های حاد را می‌دهید؟ چرا با بالا رفتن قیمت بنزین آمریکا را علیه ترامپ نمی‌شورانید؟ ۶_ مدام فکر می‌کنید مردم بیسوادند و و با تفسیر‌ها و اطلاعات فیک خرشان می‌کنید، این رفتار دیکتاتورهاست. این مرخرفات خنده دار در باره چین و مائو و مذاکره و آشتی با آمریکا چیست که نشان یا بیسوادی مفرط ظریف است یا دروغگویی بی دریغ او به مردم و شما لی لی به لای ظریف می‌گذارید؟

مائو دیکتاتور بود، اما چین اتمی که در مقام یک قدرت مستقل و گرفتن امتیاز‌های بزرگ با آمریکا در شرایط برابر مذاکره کرد چه ربطی به مذاکره مذبوخانه و پر از توهین و تحقیر ناشرافتمندانه دارد؟ این نوشته حوصله واردشدن به ماجرای چین را ندارد. در آن زمان اختلاف بزرگ بین چین سه جهانی و شوروی شبه سوسیال امپریالیسم توتالیتر، برای آمریکا وحشی یک اکازیون بود و جذب چین به هر قیمت و مانع نزدیکی مجددش به شوروی شدن به دادن هر امتیاز می‌ارزید.

آمریکا طی جنگ سرد و سپس بازی تشنج زدایی نقشه و گیم فروپاشی تدریجی شوروی را پیش می‌برد و این همه سبب تعظیم برابر چین با بازار نیروی کار مفت میلیاردی و ربودنش از بلوک شرق می‌گشت. واقعا بعید است یک وزیر خارجه و یک سیاستمداری که سرنوشت ایران را بدستش می‌دهند تا این مرتبه نادان باشد! ادعای عربستان در مورد پیام از طرف ایران برای کاهش تنش، در شرایطی که مقاومت، ایران و لبنان و یمن، نیازمند افزایش تنش است اسمش چیست؟ جریانی درون حاکمیت علیه منافع حاکمیت؟ خوب این اسمش چیست؟ ۷_چرا… و ده هاچرای دیگر!

همه این چرا‌ها برای این معمایی است که هنوز باور نمی‌کنیم پشت پرده دولت را ظریف‌ها و مرعشی‌ها و روحانی‌ها و مشاوران همسو باآنان اداره می‌کنند. اما اکر دولت چنین ناصادقانه عمل کند، چنین رفتاری بیان روشن راه است که چگونه دیکتاتوری درون حکومت جمهوری اسلامی با نهانکاری و تدلیس می‌تواند رشد کند. ☆☆☆☆☆ یک پرسش آیا ممکن است جمهوری اسلامی با اتحاد الیکارشی وتکنوکراسی به یک دیکتاتوری با نقاب دینی وضد مردمسالاری حقیقی بدل شود؟

حالا م‌یشود با ذهنی روشنتر و نقد پذیر‌تر پرسید: آیا از درون جمهوری اسلامی امکان رویش دیکتاتوری وجود دارد؟ و می‌توان با قوت جواب داد: آری ونه! وهم دانست چرا آری و در صورت وفاداری به پیمان با قانون اساسی و ولایت فقیه نه! جمهوری اسلامی نوعی حکومت اسلامی بر اساس انتخاب مردم و نقش مستمر مردم در اداره و حکمرانی بر اساس اسلام است. پس اگر مردم انقلابی که با فدای جان استقلال و آزادی و مردمسالاری اسلامی و ولایت فقیه را حفاظت کردند، نقش شان محوشود و یا اساس اسلامی اداره جامعه به هر دلیل ولو تغییر خواست مردم منحل گردد آن نظام دیگر جمهوری اسلامی نیست.

اما اسلامی یعنی چه تا کجا نظام رها از یک نام، ماهوا اسلامی است. آیا یک دولت سراپا برده‌ی آمریکا که؟ ردمش را اسیر کرده واقعا اسلامی است؟ یا دولت ترکیه یا مصر یا اردن یا امارات یا عربستان یا پاکستان؟ آیا این اتفاق برای جمهوری اسلامی هم می‌تواند بیافتد؟ آیا اگر رئیس یک قوه یا سه قوه از اداره امور بر اساس اصول اسلام دست بشویند و اصول انقلاب را بپاشند نظام غیراسلامی می‌شود؟ این پرسش‌ها باید پاسخ یابد. اسلامیت نظام بدون رهبری حافظ علم دین وضامن اجرای فقه اعظم اهل البیتی در حد وسع، بدون ولایت فقیه ممکن نیست.

فرایند خزنده سکولاریسم در عمل، یعنی خودش را بیار، اسمش را نیار و نقاب طرفداری از دموکراسی غربی راه رندانه احیای دیکتاتوری زیر لوای جمهوری اسلامی است تا به وقتش آن نام تهی شده و بی مسمی را هم تغییر دهند. در واقع منادیان نولیبرال دموکراسی مجعول، خود سربازان شیطان برای غربی سازی، نظام وابستگی و دیکتاتوری ارتحاعیذبا نقاب ازادی و سکولاریسم محسوب می‌شوند. اجازه دهید نمونه‌های استبداد غربگرایان را از زمان بنی صدر بیاد آوریم تا آگاه شویم غربگرایی و شرقگرایی عر دو زهدان احیای دیکتاتوری پیرامونی خاضع برابر شیطان بزرگ یا هر قدرت توتالیتر هستند.

۱_در ایران ۱۳۵۷تا ۱۳۶٠ هم منافقان و هم بنی صدر پرچمدار آزادی بودند. آنان در پی ایستادن نهضت آزادی برابر خواست مردم آزاده ایران و انتخاب نود و هشت درصدی شان را به سود تجدید سلطه غرب رسمیت رسمیت بخشیدند و با خشن‌ترین روش محقق ساختند و کار را به تروریسم وسیع جهت سرنگونی آراد‌ترین حکومت کشاندند ـ زیر بار قانون اساسی وولایت فقیه و نطام چند وجهی اسلامی، ملی، مردمی نرفتن و له اشکال گوناگون عصبان و زیر پا نهادن قانون تا افدامات براندرانه مسلحانه حاصل ابن استبداد گروه غربگرا بود ۲_این رفتار بوسیله کمونیست‌های آمریکایی تجزیه طلب و شوروی چی حزب توده هم رخ داد.

هر دو مدافع دیکتاتوری پرولتاریا دو روش متغایر جاسوسی ونبرد مسلحانه و تجزیه طلبی را پیشه کردند که استبداد با بهانه احمقانه طبقه کارگر ویژگیشان بود داستان استبداد ساختاری و درونی این گرو‌های مدعی آزادی و روابط بیرحمانه فراکسیون‌ها و انشعابات باهم، نشان کامل آن بود که فراموشی ترک یا فقدان ایمان به خدای حقیقی در قلوب، انسان را به فرعون متکبری بدل میکند که هر کار از او بر می‌آید و دیکتاتورهاجز این سند عصیان نفس ومیل وشهوت منیت و غلبه خودپرستی بر خدا پرستی نبوده‌اند.

۳_نشان‌های دیکتاتوری در رفتار مرحوم هاشمی و مدیران او مثل کرباسچی کاملا عیان بوده و اعتراض افراد مستقل و حتی خود ولی فقیه و سپس کارگران ومعلمان را برانگیخت

۴_اما بدترین دیکتاتوری از سوی جبهه اصلاحات و خصوصا مشارکت در زمان آقای خاتمی رخ دادکه بازیچه وسوسه شیطای غربی سازی شدند و به بست نشینی در مجلس علیه قانون به اسم قانون دست اندازی به حقوق ولی فقیه علیه مقاومت تحت نام گفت‌وگوی تمدن‌ها که ضد سیاست مقابله با شرارت‌های امریک

ا بود و در ادامه به دورانی از تحمیل التهابات سیاسی تخت نام دفاع از دموکراسی، ضد مردمسالاری اسلامی و تحمیل اباحه گری و تحریک به ضدیت با قوانین اسلامی در مطبوعات زنجیریو جنگ با اسلام و در انتها پس از او به بدترین دیکتاتوری با طراحی سوروس وضربه به منافع ملی در جهان طی نمایش خشن دروغ تقلب در سال ۸۸شد. سوروس و جریان ضد انقلاب جهانی طرح یک کودتای رنگی با فریب انبوهی از ایرانیان را داشتند.

فاصله سال ۷۶ تا سال ۸۸ پاکاری اصلاح طلبی غربگرا برای آمریکا برای حرامکاری‌های غربی سازی و توسعه یک سبک زندگی ضد دینی در ایران و تعمیق شکاف زندگی ایرانی و غربگرا بود. این رفتار مستبد با صورتک دفاع از حقوق مردم و ازادی در جایی بود که ضربات بر معیشت مردم، تعطیل تولید چای به سود واردات تعمیق ساختار وابستگی و عدم درمان بیماری مزمن اقتصادی جهت حفظ منافع قدرت جناحی ادامه یافت. باز باید به رفتار‌های ضدولایت فقیه جریان‌های قوه مجریه که به زورگویی و قلدری ختم شد به ماجرای آقای احمدی نژاد اشاره کنم؛

و بدتر از همه عملیات گوناگون دولت روحانی در عرصه اقتصاد و سیاست و ترک فعل‌هایی که منجر به زیان‌ها و خسارات فراوان و اعمال سرخود و رشد قشر فاسد ممتاز و اشرافیت طفیلی و آشوب افکنی عمدی شد. این رفتار در سوء استفاده از شهادت امام شهید ره و تعطیل مجلس و تصمیمات پشت پرده و تعهدات اجرا نشده قوه مجریه و بستن دست نیروی مقاومت و نیروی نظامی وهمسو سازی‌های ضدسیاست مقاومت جست‌و‌جو کرد.

این سخن به معنی آن است که درجمهوری اسلامی هم امکان ظهور دیکتاتوری وجود دارد و هم دشمن خارجی و هم صاحبان تفکرو منافع مادی حرام متزصد استحاله مردم سالاری مردم و نفی حقوق مردم و نفی قانون اساسی و عدالت خواهی تعهدا ت جمهوری اسلامی هستند. ☆☆☆☆☆ علت وجود زمینه برای استحاله مردمسالاری و زایش وگسترش دیکتاتوری نامعلوم نیست.

نفس فریب قدرت، وساوس نفس حریص، ضعف عبودیت حق و تزکیه جان، ساختار اقتصادی و نیرو‌های صاحب منافع و رشد الیگارشی و اشرافیت نوکیسه و سلطه جو، کانون جهانی سلطه و تحریکات نظام اقتصادی و سیاسی طاغوت به دیکتاتوری حکام در خدمت منافع آنان و توسعه بیعدالتی مجموعا در کنار ضربه به ولایت‌فقیه و پدید آوردن وضعیت ویژه به سود دیکتاتوری از علل فاعلی اعمال استبداد است. مهمتر از آن تربیت استبدادطلبی اقشار ضد ولایت فقیه غربگرا چه خواص و چه توده‌های اسیر دست شیاطین از هواداران سلطنت تا منافقین و تجزیه طلبان و کمونیست‌ها و…

بستر‌های خطر دیکتاتوری ضد ولایت فقیه با انواع نقاب ازجمله نقاب غربی سازی و دموکراسی دروغین سرمایه سالاری وابسته نوکر فرعون بزرگ است. آقتی زمینه و علل و شرایط غلبه دیکتاتوری در یک حکمرانی انقلابی، مردمسالار و اسلامی روشن است، بدیهی تکالیف الهی امام و امت نهان نیست. چنآن‌که هم امام بنیانگذار و هم رهبر شهید با عقل و درایت و شجاعت و وعظ، دور اندیشی و صبر و تفقه درست همواره مردم رابیدار و هدایت کردند. وتا حد ممکن تلاش کردند جریانات گرفتار شیطان را نجات دهند و به همراهی با انقلاب، فرا خوانند و آن دسته عنود، اما در بزنگاه با مردم مومن رو در روشده و فرو پاشیدند.

ومردم به فرمان رهبر عادل شان علیه هر حمله جریان دنیاپرست محارب، به دفاع پرداختند. ولی فقیه مردم را بسیج و مستبدان معاند را به سزای اعمالشان رساندند. در این مسیر همه می‌دانند مردم اهل ایثار، سپاه و نیرو‌های وفادار امنیتی، رسانه‌ملی و هنرمندان انقلابی و هنرمندان ملی برای نگاهی درست به واقعیات زندگی ما، در سطح زندگی مردم در واقعیت به نقش خلاق مشارکت مردم و بیان خواست هایشان اهمیت دادند و بازتاب فعالیت‌های آگاهی بخش در رسانه در پیچ‌های تاریخی انکارناپذیر بوده است وهمین نشر اگاهی و امید مایه خشم دشمنان انقلاب شده است.

حکومت و مردم نمی‌توانند منفعل با شند و توقع یاری خدا و ممانعت از حاکم شدن دیکتاتور‌ها را داشته باشند. نیرو‌هایی که منافع مادی، دیدگاهی، تربیت نفسانی دارند، بیگانه با مهریانی الهی و روح مردم دوستی پیامبر نازنین و اهل البیت بزرگوار صلوات اله علیهم، بیگانه با باور و قلب غمگسار محمد و علی و فاطمه و حسین و ائمه هدایت و حقیقت مهدی موعود عج هستند، آنان که از برائت ازظلم وکفردورند و رؤیا‌های خودپرستانه ومتفرعن ومتکبر در سردارند و از ظلمات منزجر نیستند، آنان زهدان دیکتاتوری و نابودگر انقلاب اسلامی و استقلال و آزادی و عدالتخواهی و استقامت ملت انقلابی ایرانند.

اما خدا هست، و خدا، خداست و قادر است و عالم و شاهد ناصر است و یاریگر مومنانی است که جز او پناهی ندارند. خدا یار منافقان و مشرکان و کافران و دیکتاتور‌های بیدادگر ضد مردم و همدست شیطان بزرگ نیست. این را باور داریم و حرف آخر را خدا می‌زند و اراده او عالی‌ترین تجلی حقیقت متعال است، هرچه باشد ولو مشیت سخت طول انتظار تا تحقق حق! وما امیدمان تنها به اوست و انجام تکلیف. تمام مسأله همین تشخیص درست تکلیف در هر برهه خاص است مدارا و مروت و انصاف تا مرز خطر جدی است و عدم تعلل و تند روی و کند روی اصل است.

پیداست که این امام است که فرمان نهایی را علیه دیکتاتوری و براندازی و استحاله صادر میکند و لاغیر. مدارا شامل تحمل ظلم سیستماتیک به مردم و اسلام نمی‌شود.

منبع: جام جم آنلاین

منبع خبرجام جم آنلاین
نمای زنده فرهاببه‌روزرسانی 00:39
129,654مطلب نمایه‌شده
99,102موضوع و برچسب
30منبع خبری
14حوزه موضوعی