رفتن به محتوای اصلی
اجتماعیجام جم آنلاین7 دقیقه مطالعه

سفر خانوادگی؛ از مجیدیه تا بهشت

در دومین روز از جنگ تحمیلی سوم، حمله اسرائیل به یک خانه مسکونی در محله مجیدیه تهران، به شهادت چهار عضو یک خانواده انجامید: زینب تیموریان، حسین مرادی و دو فرزند خردسال‌شان، فاطمه شش‌ساله و مجتبای یک‌سال و چهارماهه.

سفر خانوادگی؛ از مجیدیه تا بهشت

حادثه‌ای که در یک لحظه، به زندگی خانواده‌ای پایان داد و خاطرات و روایت‌های بازماندگان را به یادگار گذاشت؛ روایت‌هایی از ایمان، ساده‌زیستی، مهربانی، مسئولیت‌پذیری و دلبستگی عمیق به خانواده و باورهای‌دینی.زینب تیموریان، دختر حجت‌الاسلام تیموریان، امام‌جماعت مسجد بزرگ قنات‌آباد در محله سنگلج، در میان این چهار شهید، برای خانواده و اطرافیان شخصیتی شناخته‌شده داشت.

پدر و مادرش او را زنی آرام، صبور و ساده‌زیست توصیف می‌کنند که بخش مهمی از زندگی خود را به انجام وظایف دینی و فعالیت‌های فرهنگی اختصاص داده بود.پدر زینب، صبوری را از مهم‌ترین ویژگی‌های اخلاقی دخترش می‌داند و می‌گوید او از دوران کودکی با آرامش و حوصله کارهایش را انجام می‌داد و به فرایض دینی پایبند بود. تلاوت قرآن با صدایی دلنشین نیز از علاقه‌های او به‌شمار می‌رفت. به گفته پدر، زینب هیچ‌گاه به تجملات و ظواهر زندگی وابستگی نداشت و حتی مراسم ازدواجش را بدون تشریفات و اجاره تالار برگزار کرد؛ چراکه باور داشت زیبایی بسیاری از امور، در سادگی آنهاست.

مادرش، بانو شریفانی نیز از خوش‌خلقی و فعالیت‌های دینی دخترش یاد می‌کند. زینب مدرک کارشناسی فلسفه را از دانشگاه الزهرا (س) دریافت کرده بود و در زمینه آموزش قرآن و فعالیت‌های فرهنگی و مذهبی در مدارس، مساجد و بسیج حضور داشت. او تلاش می‌کرد با لبخند و رفتاری صمیمانه، نوجوانان و دختران جوان را به آموزه‌های دینی علاقه‌مند کند. به گفته مادر، زینب در انجام تکالیف شرعی خود، ازجمله پرداخت خمس، دقت و نظم ویژه‌ای داشت و برای این کار برنامه‌ریزی می‌کرد. اطرافیان نیز او را به بردباری در مواجهه با دشواری‌های زندگی می‌شناختند؛

ویژگی‌ای که در خاطرات خانواده، بار‌ها تکرار می‌شود. از فعالیت‌های مسجد تا خدمت به مردمحجت‌الاسلام تیموریان، حسین مرادی را از نوجوانی می‌شناخت. به گفته او، حسین از ۱۲ ــ ۱۰ سالگی در برنامه‌های مسجد حضور داشت و در نماز‌های جماعت، مراسم اعتکاف و فعالیت‌های فرهنگی مشارکت می‌کرد. او مدتی نیز به تحصیل علوم حوزوی پرداخت و در زندگی فردی و اجتماعی خود، نسبت به رعایت احکام دینی حساسیت نشان می‌داد.تیموریان می‌گوید حسین در موضوعاتی مانند حجاب، باور‌های مشخصی داشت و می‌کوشید پیش از دعوت دیگران به رعایت ارزش‌های دینی، خود به آنها پایبند باشد.

فعالیت‌های فرهنگی او تنها به حضور در مسجد محدود نمی‌شد؛ بلکه ارتباط با نوجوانان و تلاش برای تقویت علاقه آنان به برنامه‌های مذهبی، بخش مهمی از زندگی‌اش را تشکیل می‌داد.احمد مرادی، پدر حسین نیز از روحیه ایثار و علاقه فرزندش به کمک به دیگران سخن می‌گوید. به یاد دارد که حسین در دوران دانش‌آموزی، کاپشن خود را به یکی از همکلاسی‌هایش بخشیده بود؛ زیرا دوستش لباس گرم نداشت و حسین حاضر شد با پوشیدن کاپشن کهنه خودش، نیاز او را برطرف کند.به گفته پدر، این روحیه بخشندگی با گذشت زمان در حسین پررنگ‌تر شد.

او از کودکی به آموزش و تدریس علاقه داشت، در فعالیت‌های آموزشی شرکت می‌کرد و در مواجهه با مشکلات دیگران، تا حد امکان برای کمک پیشقدم می‌شد. همچنین در دوره‌ای که در امور مجلس مسئولیت داشت، پیگیری درخواست‌های مردم را جدی می‌گرفت. احمد مرادی می‌گوید پسرش از دریافت روزانه حدود ۸۰۰ نامه سخن گفته بود؛ نامه‌هایی که بسیاری از آنها شامل شکایت‌ها و مشکلات مردم می‌شد. حسین آنها را مطالعه می‌کرد و برای پیگیری به نمایندگان و مسئولان مربوط ارجاع می‌داد. در روایت پدر، مسئولیت‌پذیری او ریشه در روحیه‌ای داشت که از دوران کودکی در وجودش شکل گرفته بود.

آرزوی شهادتاحمد مرادی می‌گوید پسرش همیشه از علاقه خود به شهادت سخن می‌گفت و از خانواده می‌خواست برای رسیدن به این آرزو دعا کنند. او خاطره‌ای را به یاد می‌آورد که تنها سه هفته پیش از شهادت حسین اتفاق افتاده بود؛ روزی که پسرش به دیدن او آمد و برای تسکین درد به پایش پماد مالید و کف پای پدر را بوسید. حسین در همان دیدار از پدر خواست برای شهادتش دعا کند. او در پاسخ گفته بود هنوز زمان آن نرسیده و بهتر است زنده بماند تا یار امام زمان (عج) باشد. بااین‌حال، به گفته او، در پس این گفت‌و‌گو احساس نگرانی عجیبی وجود داشت؛

احساسی که بعد‌ها با یادآوری آن دیدار، معنای دیگری پیدا کرد. پدر حسین همچنین از دوستی یاد می‌کند که پسرش با او عکس‌های یادگاری فراوانی داشت. هر دو به شهادت علاقه‌مند بودند و درباره این آرزو صحبت می‌کردند. پس از شهادت حسین، همسر آن دوست در معراج شهدا به خانواده مرادی گفت که این دو نفر بار‌ها در کنار یکدیگر عکس گرفته بودند و حتی تصاویری با حال‌وهوای شهادت داشتند. به گفته او، هر دو سرانجام به آرزوی خود رسیده بودند؛ هرچند آسیب‌های شدید واردشده به پیکر حسین، تحویل و خاکسپاری او را چند روز به تأخیر انداخت.

اما یکی از خواسته‌های همیشگی حسین، شهادت در کنار خانواده‌اش بود؛ آرزویی که پدرش می‌گوید بار‌ها درباره آن صحبت می‌کرد. احمد مرادی با یادآوری لحظات حمله به خانه پسرش توضیح می‌دهد که پس از اصابت موشک نخست، حسین می‌توانست برای نجات جان خود از خانه خارج شود، اما همسر و فرزندانش همچنان در خانه بودند. او به سوی آنان رفت و در نهایت هر چهار عضو خانواده در این حمله شهید شدند. پدر در میان وسایل به‌جامانده از پسرش، به دو کفنی اشاره می‌کند که حسین از کربلا آورده و در خودروی خود نگه می‌داشت؛ یکی برای خودش و دیگری برای همسرش.

این یادگار، بازتابی از باور‌ها و دلبستگی‌های حسین است که در زندگی‌اش جایگاه ویژه‌ای‌داشتند. ۲ کودک در دل خاطرات خانوادهدر میان روایت‌های خانواده، خاطرات فاطمه شش‌ساله جایگاه ویژه‌ای دارد. بانو شریفانی، مادربزرگ او، از علاقه نوه‌اش به شعر‌های بلند حماسی درباره شهدا و شهادت یاد می‌کند. فاطمه با وجود سن کم، شعر‌های بسیاری را از حفظ می‌خواند و به یادگیری آنها علاقه نشان می‌داد. مادربزرگ می‌گوید روزی از دخترش پرسیده بود که آیا این شعر‌ها در پیش‌دبستانی به فاطمه آموزش داده می‌شوند یا نه.

پاسخ شنیده بود که حسین در خانه شعر‌ها را برای دخترش می‌خواند و او نیز با اشتیاق آنها را حفظ می‌کند. حسین برای تشویق فاطمه، گاهی برایش روسری یا مقنعه می‌خرید و این هدیه‌ها دختر خردسال را خوشحال می‌کرد. به گفته شریفانی، فاطمه در بخشندگی نیز به پدرش شباهت داشت. او معمولا پاکتی حاوی مقداری پول همراه خود می‌برد و در موقعیت‌های مختلف آن را به دیگران هدیه می‌داد. مادرش نیز این رفتار را تشویق می‌کرد. این خاطرات، از محیطی خانوادگی حکایت دارد که در آن، توجه به دیگران و آموزش ارزش‌های اخلاقی از همان سال‌های نخست کودکی اهمیت داشت.

مجتبی، کوچک‌ترین عضو خانواده، تنها یک‌سال و چهارماه داشت. از او در روایت‌های بازماندگان، خاطراتی به گستردگی خاطرات خواهرش نقل نشده است؛ اما نام و یاد او در کنار سه عضو دیگر خانواده، بخشی جدایی‌ناپذیر از این حادثه تلخ است. چهار زندگی با سن‌وسال‌ها و تجربه‌های متفاوت، در یک حمله به خانه مسکونی‌شان پایان یافت. مواجهه خانواده با خبر شهادتاحمد مرادی در بخش دیگری از خاطرات خود، از علاقه پسرش به رهبر شهید و ماجرای انتخاب نام فرزند او سخن می‌گوید. به گفته پدر، زمانی که پسر حسین به دنیا آمد، خانواده برای انتخاب نام با بیت رهبری ارتباط گرفتند.

پس از مطرح شدن نام پدر و مادر کودک، پیشنهاد شد نام مجتبی برای نوزاد انتخاب شود. حسین از شنیدن این خبر بسیار خوشحال شد و با پدرش تماس گرفت تا این موضوع را با او در میان‌بگذارد.احمد مرادی همچنین به واکنش پسرش پس از شنیدن خبر شهادت رهبر اشاره می‌کند و می‌گوید حسین تا صبح نماز خواند و اندوه عمیقی داشت. او معتقد است دلبستگی پسرش به این باورها، در بخش‌های مختلف زندگی او نمود پیدا کرده بود.در روز دوم جنگ، خانواده قصد داشتند برای شرکت در اجتماع مردمی به میدان انقلاب بروند؛ اما تأخیر زینب و پاسخ ندادن او و همسرش به تماس‌های تلفنی، باعث نگرانی نزدیکان شد.

خانواده که به پاسخگویی سریع آن دو عادت داشتند، بار‌ها تماس گرفتند، اما خبری دریافت نکردند. سرانجام مشخص شد خانه زینب در محله مجیدیه هدف حمله قرار گرفته است.بانو شریفانی، مادر زینب، از دشواری لحظات نخست پس از اطلاع از حادثه می‌گوید. او نمی‌دانست چگونه خبر را به همسرش بدهد، هرچند بعد‌ها فهمید که حاج‌آقا تیموریان در محل کار از ماجرا باخبر شده بود.هنگامی که او به خانه بازگشت و فهمید خانواده تلاش کرده‌اند خبر را از او پنهان کنند، گفت: «این خبر دردناک‌تر از شهادت رهبری نیست.

قسمت عزیزانم شهادت بود.»این جمله، در روایت خانواده، بیانگر تلاش آنان برای مواجهه با اندوهی سنگین در چارچوب باور‌های اعتقادی‌شان است؛ اندوه از دست دادن دختر، داماد و دو نوه خردسال، در کنار کوششی دشوار برای پذیرش واقعیتی که زندگی‌شان را برای همیشه تغییر داد.روایت زندگی زینب تیموریان و حسین مرادی و شهادت آنان به همراه دو فرزندشان، تنها شرح یک حادثه نیست؛ مجموعه‌ای از خاطرات درباره ساده‌زیستی، خدمت به مردم، آموزش آموزه‌های دینی، مهربانی با کودکان و دلبستگی به خانواده است.

خاطراتی که بازماندگان از رفتار‌های روزمره آنان نقل می‌کنند و به این ترتیب، تصویر چهار عضو خانواده را فراتر از لحظه شهادت، در ذهن نزدیکان زنده نگه می‌دارند.

منبع: جام جم آنلاین

منبع خبرجام جم آنلاین
نمای زنده فرهاببه‌روزرسانی 14:20
127,913مطلب نمایه‌شده
97,226موضوع و برچسب
30منبع خبری
14حوزه موضوعی