روزنامهنگاری پیش از آنکه حرفهای برای تولید و انتشار خبر باشد، مسئولیتی اجتماعی در برابر حقیقت و افکار عمومی است. اعتبار خبرنگار نیز نه از جنجالآفرینی و انتشار مطالب پرحاشیه، بلکه از صداقت، دقت، انصاف و پایبندی به اصول حرفهای سرچشمه میگیرد. این اعتبار، سرمایهای اجتماعی است که با سالها تلاش به دست میآید، اما ممکن است در نتیجه رفتارهای غیرمسئولانه بهآسانی آسیب ببیند. در فضای رسانهای امروز، یکی از آسیبهای جدی، فاصله گرفتن از رسالت اطلاعرسانی و تبدیل رسانه به ابزاری برای تسویهحسابهای شخصی، منافع فردی و رقابتهای جناحی است؛
وضعیتی که در آن، گاه مرز میان نقد مسئولانه و تخریب هدفمند کمرنگ میشود و اتهامزنی، شایعهپراکنی و انتشار مطالب تأییدنشده جای بررسی مستند واقعیت را میگیرد. بیتردید، نقد مدیران و مسئولان نهتنها حق رسانهها و شهروندان، بلکه ضرورتی برای شفافیت، پاسخگویی و اصلاح امور است. هیچ مقام و مسئولی نباید از پرسشگری رسانهای مصون باشد. با این حال، حق نقد را نباید با مجوز تخریب اشتباه گرفت؛ همانگونه که نمیتوان هر ادعای منتشرشده در فضای مجازی را، صرفاً به دلیل انتشار آن از سوی فردی با عنوان خبرنگار، واقعیت تلقی کرد. مسئله اصلی، مخالفت با نقد نیست؛
مسئله، جایگزین شدن منافع شخصی به جای منافع عمومی و ادعا به جای سند است. استقلال رسانه در گرو تفکیک منافع عمومی از منافع شخصی یکی از بنیادیترین اصول اخلاق حرفهای روزنامهنگاری، استقلال در برابر قدرت، ثروت، مناسبات شخصی و فشارهای بیرونی است. خبرنگار میتواند منتقد یک مدیر باشد، درباره عملکرد او پرسش کند و حتی با صراحت از ضعفها و ناکارآمدیها سخن بگوید؛ اما اعتبار حرفهای و امکان دسترسی به افکار عمومی نباید به ابزار فشار برای دستیابی به امتیاز یا منفعتی خاص تبدیل شود.
اگر انتشار یا توقف انتشار مطالب به مناسبات شخصی گره بخورد، اگر معیار نقد یک مدیر نه عملکرد او، بلکه میزان نزدیکی یا فاصلهاش با منافع نویسنده باشد و اگر برخورد رسانهای با افراد بر اساس وابستگیهای جناحی تغییر کند، استقلال حرفهای با پرسشی جدی مواجه خواهد شد. البته لحن تند، مخالفت با یک مدیر یا پیگیری مستمر یک موضوع، بهتنهایی نشانه رفتار غیرحرفهای نیست. آنچه اهمیت دارد، شواهد، کیفیت مستندات، رعایت انصاف و پایبندی به معیارهای یکسان است. مطالبهگری واقعی، حتی در تندترین شکل خود، باید به روشن شدن حقیقت و تأمین منافع عمومی کمک کند؛
نه آنکه به پوششی برای منازعات شخصی تبدیل شود. روزنامهنگاری مستقل، نه در خدمت مدیران است و نه در خدمت مخالفان آنان؛ رسالت آن، نظارت بر قدرت و دفاع از حق مردم برای دسترسی به اطلاعات دقیق و قابل اعتماد است. از نقد مستند تا تخریب رسانهای تفاوت نقد و تخریب، بیش از آنکه به لحن و شدت بیان مربوط باشد، به شیوه مواجهه با واقعیت بازمیگردد. نقد حرفهای بر اطلاعات قابل بررسی استوار است، میان واقعیت و برداشت شخصی تمایز میگذارد، اسناد و شواهد را مبنای داوری قرار میدهد و به طرف مورد انتقاد فرصت پاسخگویی میدهد.
در مقابل، هنگامی که نتیجهگیری پیش از بررسی شواهد شکل گرفته باشد، اطلاعات گزینشی برای تأیید یک پیشداوری به کار گرفته شوند یا ادعاهای اثباتنشده در قالب واقعیت قطعی عرضه شوند، زمینه برای تخریب رسانهای فراهم میشود. تکرار یک اتهام، جای اثبات آن را نمیگیرد؛ همانگونه که بازنشر گسترده یک خبر، صحت آن را تضمین نمیکند. در روزنامهنگاری مسئولانه، پرسش باید به کشف واقعیت کمک کند، نه آنکه در پوشش پرسشگری، حکمی از پیش صادرشده را به افکار عمومی القا کند. در این میان، رعایت حق پاسخگویی نیز اهمیتی اساسی دارد.
رسانهای که درباره عملکرد یک فرد یا نهاد ادعایی مطرح میکند، باید متناسب با اهمیت موضوع، امکان ارائه توضیح و پاسخ را فراهم آورد. این اصل به معنای چشمپوشی از تخلف یا ایجاد مصونیت برای مسئولان نیست؛ بلکه راهی برای افزایش دقت و اعتبار گزارش است. فیکنیوز و فرسایش اعتماد عمومی گسترش شبکههای اجتماعی، امکان انتشار سریع اطلاعات را فراهم کرده است؛ اما همین سرعت، در صورت فقدان راستیآزمایی، میتواند به گسترش اخبار جعلی و اطلاعات گمراهکننده منجر شود.
تیترهای هیجانی، نقلقولهای ناقص، تصاویر خارج از زمینه و ادعاهای فاقد پشتوانه، گاه پیش از آنکه فرصت بررسی صحت آنها فراهم شود، در مقیاسی گسترده بازنشر میشوند. در چنین شرایطی، مخاطب ممکن است میان خبر مستند، تحلیل شخصی و ادعای اثباتنشده دچار سردرگمی شود. البته هر خبر نادرستی الزاماً حاصل سوءنیت نیست؛ شتابزدگی و ضعف در بررسی منابع نیز میتوانند به انتشار اطلاعات غلط منجر شوند. معیار مهم، نحوه مواجهه با خطاست: رسانه مسئول، پس از آگاهی از نادرستی یک مطلب، آن را بهروشنی اصلاح میکند و مسئولیت انتشار آن را میپذیرد.
در مقابل، اصرار بر ادعاهای فاقد پشتوانه، بیاعتنایی به شواهد مخالف و خودداری از اصلاح اطلاعات نادرست، اعتبار حرفهای رسانه را در معرض آسیب قرار میدهد. در روزگار وفور اطلاعات، ارزش خبرنگار به سرعت انتشار خبر نیست؛ به دقت، صداقت و مسئولیتپذیری اوست. معیارهای دوگانه، آفت استقلال حرفهای روزنامهنگاری مستقل به معنای نداشتن دیدگاه یا گرایش سیاسی نیست؛ بلکه به معنای آن است که هیچ گرایش و منفعتی نتواند جای حقیقت را بگیرد. رسانهای که خطای یک مدیر را با حساسیت پیگیری میکند، اما در برابر خطای فردی همسو سکوت اختیار میکند، بهتدریج اعتبار خود را از دست میدهد.
همچنین، خبرنگاری که یک موضوع را تنها به دلیل تعلق مرتکب به جریان رقیب پیگیری میکند، اما در موارد مشابه معیارهای متفاوتی به کار میگیرد، از اصل انصاف حرفهای فاصله میگیرد. منافع عمومی زمانی تأمین میشود که معیار ارزیابی عملکردها، شواهد و واقعیتها باشند، نه روابط شخصی و وابستگیهای جناحی. تخلف با تغییر نام مرتکب آن ماهیت خود را از دست نمیدهد و حقیقت نیز با تغییر گرایش سیاسی افراد تغییر نمیکند. از این رو، استقلال رسانه تنها با فاصله گرفتن از قدرت رسمی محقق نمیشود؛
مقاومت در برابر فشارهای غیررسمی، مناسبات شخصی و وسوسه کسب امتیاز نیز بخشی از همین مسئولیت است. قربانی نهایی تخریب رسانهای کیست؟ پیامد رفتارهای غیرحرفهای رسانهای، تنها به اعتبار اشخاصی که موضوع انتقاد قرار میگیرند محدود نمیشود. آسیب اصلی زمانی شکل میگیرد که اعتماد عمومی به رسانهها فرسوده شود و مخاطب دیگر نتواند میان گزارش تحقیقی، نقد مستند و ادعای بیپشتوانه تمایز قائل شود. در چنین فضایی، حتی گزارشهای معتبر درباره تخلفات واقعی نیز ممکن است با تردید مواجه شوند.
بیاعتمادی به رسانههای غیرمسئول، گاه به همه فعالان این حرفه تعمیم پیدا میکند و روزنامهنگاران متعهد نیز هزینه رفتاری را میپردازند که خود در شکلگیری آن نقشی نداشتهاند. از سوی دیگر، تخریب بیضابطه مدیران و مسئولان میتواند گفتوگوی کارشناسی را به منازعهای فرسایشی تبدیل کند و توجه افکار عمومی را از مسائل اصلی به حاشیهها بکشاند. با این حال، نباید از این نگرانی برای محدود کردن نقد یا مصون ساختن صاحبان قدرت از پرسشگری استفاده کرد. راهحل، تقویت شفافیت، دسترسی به اطلاعات، پاسخگویی مسئولان و حمایت از روزنامهنگاری مستند و مستقل است.
جامعه به رسانهای نیاز دارد که بتواند خطاها را آشکار کند، درباره عملکرد مسئولان پرسشهای دشوار بپرسد و در برابر فشارها ایستادگی کند؛ اما همین رسانه باید در برابر صحت اطلاعات منتشرشده و پیامدهای رفتار حرفهای خود نیز مسئول باشد. قلم؛ امانت عمومی، نه ابزار معامله اخلاق حرفهای از خبرنگار نمیخواهد که در برابر خطا سکوت کند یا از نقد صاحبان قدرت بپرهیزد. برعکس، روزنامهنگاری مسئولانه به شجاعت در پرسشگری، پیگیری مستند تخلفات و دفاع از حق مردم برای دانستن نیاز دارد. اما این شجاعت زمانی ارزشمند است که با انصاف، دقت و صداقت همراه باشد.
هیچ مدیری نباید از نقد مستند مصون باشد و هیچکس نیز نباید صرفاً با اتکا به عنوان خبرنگار، خود را از الزام به ارائه شواهد، رعایت انصاف و پذیرش مسئولیت ادعاهایش معاف بداند. آزادی رسانه، حقی برای جستوجوی حقیقت است، نه امتیازی برای تسویهحساب شخصی. استقلال حرفهای نیز زمانی معنا پیدا میکند که خبرنگار بتواند در برابر قدرت و ثروت بایستد، بدون آنکه خود به ابزار منافع فردی یا جناحی تبدیل شود. در نهایت، جایگاه روزنامهنگاری را نه جنجال حفظ میکند و نه تعداد اتهامهایی که مطرح میشوند؛
آنچه این جایگاه را زنده نگه میدارد، صداقت در روایت، شجاعت در پرسشگری، انصاف در داوری و مسئولیتپذیری در برابر حقیقت است. قلمی که در خدمت حقیقت است، میتواند قدرتمندان را به پاسخگویی وادارد؛ اما قلمی که به ابزار منافع شخصی تبدیل شود، پیش از هر چیز اعتماد مردم را از دست خواهد داد.
منبع: جماران



