بهمن رضائی، کارگردان، نویسنده و تهیهکننده فیلم کوتاه «پاپا بندری» که در چهل و سومین جشنواره فیلم کوتاه حضور دارد در گفتوگو با میزان گفت: فیلم کوتاه «پاپا بندری» در مدتزمان هفت دقیقه، روایت رابطهای عاطفی میان یک پدربزرگ و نوهاش را دنبال میکند؛ قصهای که از دل یک واقعیت شکل گرفته است و تلاش دارد مفاهیمی همچون ترس از تاریکی، دلبستگی و امید به روشنایی را با زبانی ساده و متناسب با مخاطب کودک و نوجوان روایت کند.
وی که کارشناسی ارشد تهیهکنندگی تلویزیون دارد و حدود ده سال در حوزه تدوین و طراحی گرافیک فعالیت کرده است درباره کارهایش گفت: پیش از «پاپا بندری»، سه فیلم مستند کوتاه ساختهام و این فیلم، دومین تجربه من در کارگردانی فیلم داستانی است. سه سال پیش نیز در مقام تهیهکننده با فیلم کوتاه «خودکشی به سبک نیچه» در جشنواره بینالمللی فیلم کوتاه تهران حضور داشتم. این فیلم جوایز متعددی از جمله بهترین فیلم داستانی، بهترین فیلمنامه، بهترین تدوین و بهترین طراحی صحنه و لباس را از این جشنواره دریافت کرد.
رضائی درباره مسیر فیلمسازی خود گفت: تجربه فعالیت در حوزههای مختلف تصویری، از تدوین و طراحی گرافیک تا ساخت مستند، بهتدریج مرا به سمت فیلمسازی داستانی سوق داد. همیشه برایم جذاب بوده که چطور میتوان از یک اتفاق واقعی یا تصویری ساده، قصهای ساخت که مخاطب را درگیر کند و تا مدتها در ذهنش باقی بماند. حضور دوباره در جشنواره فیلم کوتاه تهران، این بار با فیلمی که خودم کارگردانی کردهام، برایم تجربه متفاوتی است. به نظرم اهمیت این جشنواره فقط به رقابت و جوایز محدود نمیشود؛ فرصتی است برای دیدهشدن فیلمها و مواجهه با نگاههای متفاوت در سینما.
در نهایت، برای من مهمترین اتفاق این است که فیلم از دایره سازندگانش فراتر برود و بتواند با مخاطب ارتباط برقرار کند. کارگردان «پاپا بندری» درباره شکلگیری ایده فیلم توضیح داد: ایده اولیه «پاپا بندری» از یک اتفاق واقعی شکل گرفت؛ تصویری که مدتها ذهن مرا درگیر کرده بود و در آن، یک پدربزرگ برای آرامش و دلبستگی، هر شب در کنار مزار عزیزش میماند و میخوابید. همین تصویر، نقطه شروعی شد برای ساخت قصهای درباره رابطه عمیق میان یک کودک و پدربزرگش و احساسی که حتی با تغییر شرایط هم از بین نمیرود.
ایده فیلم از واقعیت زندگی «پاپا بندری» حقیقی، پدربزرگ شهید میکائیل میردورقی، شکل گرفت؛ مردی که پس از شهادت نوهاش، شبها کنار مزار او میخوابید. وی درباره فضای فیلم توضیح داد: فیلم در یک شب بارانی میگذرد و قصه در فضایی میان واقعیت و خیال شکل میگیرد. در این فیلم تلاش کردهایم با استفاده از یک موقعیت ساده و آشنا برای کودکان، درباره ترسهایی صحبت کنیم که گاهی در تاریکی بزرگتر به نظر میرسند. برای ما مهم بود که با یک قصه تلخ و سنگین مواجه نباشیم. تلاش کردیم مفهوم فقدان را به شکلی غیرمستقیم و در قالب یک رابطه انسانی روایت کنیم؛
بهگونهای که مخاطب کودک بتواند با شخصیتها همراه شود و بدون اینکه با تلخی مستقیم یک اتفاق مواجه شود، مفهوم دلبستگی، جدایی و امید را درک کند. رضائی درباره استفاده از انیمیشن در فیلم گفت: با استفاده از انیمیشن تلاش کردیم فضای فیلم را تلطیف کنیم و به جهان ذهنی و روحیات کودکان و نوجوانان نزدیکتر شویم. انیمیشن در این فیلم صرفاً یک عنصر بصری نیست، بلکه بخشی از زبان روایت ماست؛ ابزاری برای بیان احساسات و تخیلاتی که در جهان کودک حضور دارند. به نظرم کودکان بیش از آنکه به توضیح مستقیم نیاز داشته باشند، با احساسات و تصویر ارتباط برقرار میکنند.
به همین دلیل، در ساختار بصری فیلم نیز تلاش کردیم با استفاده از انیمیشن، فضای قصه را تلطیف کنیم و آن را به جهان ذهنی و روحیات کودکان و نوجوانان نزدیکتر کنیم. انیمیشن برای ما صرفاً یک عنصر تزئینی نبود، بلکه ابزاری بود برای اینکه بتوانیم بخشی از فضای ذهنی شخصیت و حالوهوای قصه را با زبانی نزدیکتر به مخاطب کودک و نوجوان بیان کنیم. وی درباره انتخاب بازیگر کودک اظهار کرد: برای انتخاب بازیگر، هفتاد بازیگر کودک را مورد بررسی قرار دادیم و از تعدادی از آنها تست بازیگری گرفتیم.
یکی از مهمترین معیارهای ما این بود که کودک بتواند با کمترین دیالوگ، احساسات و فضای موردنظر فیلم را منتقل کند. در نهایت به بازیگری رسیدیم که علاوه بر توانایی بازی، ویژگیهای ظاهری و حسی مناسبی برای این نقش داشت و توانست به شخصیت فیلم نزدیک شود. کارگردان «پاپا بندری» درباره مخاطب موردنظر خود گفت: بیش از هر کسی دوست دارم پاپا بندری حقیقی، پدربزرگ شهید میکائیل میردورقی، فیلم را ببیند. این قصه از دل واقعیت زندگی او شکل گرفته و امیدوارم تماشای آن بتواند برای لحظاتی به او آرامش بدهد.
میدانم هیچ فیلمی نمیتواند جای خالی یک عزیز را پر کند، اما شاید هنر بتواند بخشی از دلتنگی انسانها را تسکین دهد. همچنین دوست دارم همکلاسیهای شهدای مدرسه شجره طیبه میناب این فیلم را ببینند. دلم میخواهد این بچهها در مواجهه با فقدان دوستانشان، از طریق قصه و خیال، اندکی آرامش پیدا کنند و احساس کنند دوستانشان در آرامش هستند و جایگاهشان خوب است. اگر فیلم بتواند برای این پدربزرگ یا حتی یکی از این کودکان لحظهای تسکین و امید ایجاد کند، برای من ارزشی فراتر از هر جایزهای خواهد داشت.
رضائی درباره اهمیت بخش «وطن به روایت من» و ظرفیت فیلم کوتاه در پرداختن به جنگهای اخیر بیان کرد: به نظرم اهمیت این بخش در فراهمکردن فرصتی برای روایت تجربههای انسانی جنگ است؛ تجربههایی که فراتر از آمار و تصاویر خبریاند و زندگی خانوادهها، کودکان و بازماندگان را برای همیشه تغییر میدهند. سینما میتواند به لایههایی از این تجربهها نزدیک شود که شاید در گزارشهای خبری مجال چندانی برای بیانشان وجود نداشته باشد. فیلم کوتاه نیز به دلیل امکان تمرکز بر یک موقعیت یا رابطه انسانی، ظرفیت بالایی برای روایت چنین موضوعاتی دارد؛
البته به شرط آنکه فیلمساز بهجای تکرار تصاویر آشنا، زاویه دیدی صادقانه و مستقل پیدا کند. در «پاپا بندری» تلاش کردم بهجای بازنمایی مستقیم خشونت، به تأثیر فقدان بر جهان کودک بپردازم. فکر میکنم برای درک ابعاد انسانی جنگ، باید به ترسها، خاطرات و دلبستگیهای کودکانی هم توجه کنیم که زندگیشان تحت تأثیر این اتفاقات قرار گرفته است. درباره آثار ساختهشده در این زمینه نیز معتقدم فیلمهایی تأثیرگذارترند که بتوانند از سطح واقعه عبور کنند و مخاطب را با انسانهای درون آن مواجه سازند.
امیدوارم بخش وطن به روایت من زمینه دیدهشدن چنین روایتهایی را فراهم کند و به ماندگاری خاطرات و تجربههای انسانی این روزها کمک کند. انتهای پیام/
منبع: خبرگزاری میزان



