جنگ با ایران اولین باری نیست که سیاستگذاران آمریکایی محدودیتهای قدرت آمریکا را درک نکردهاند. به گزارش فارن افرز، اما استفاده دولت ترامپ از نیروی نظامی علیه ایران، نمونهای آشکار از اشتباهی است که اغلب در دهههای اخیر، استراتژی آمریکا را مشخص کرده است. این جنگ بدون منطق روشن و با مجموعهای از اهداف دائما در حال تغییر آغاز شد؛ از متوقف کردن موضوع هستهای گرفته تا اخیرا بازگشایی تنگه هرمز که تا زمان شروع جنگ بسته نشده بود. نتایج این جنگ، جای تعجب نیست که هم برای منافع آمریکا و هم برای غرب آسیا بد بوده است.
با این حال، تمرکز صرف بر اشتباهات در ایران، نادیده گرفتن یک مشکل عمیقتر در سیاست خارجی آمریکا است؛ مشکلی که پیش از ریاست جمهوری دونالد ترامپ وجود داشته و پس از آن نیز ادامه خواهد داشت. اگرچه اشتباهات خاص درباره ایران ممکن است ناشی از کاستیهای ترامپ و تیم اطراف او باشد، اما بیش از حد ارزیابی کردن پتانسیل نیروی نظامی، دستکم از پایان جنگ جهانی دوم، به یک ویژگی رو به رشد در استراتژی آمریکا تبدیل شده است.
بیشتر بخوانید: کارشناس مسائل بینالملل: وضعیت ترامپ و نتانیاهو در آستانه انتخابات بحرانی است تنگه هرمز؛ جایی که کارزار فشار آمریکا به بنبست میرسد
تمایل به کنار گذاشتن محدودیتهای قدرت، برخی از بزرگترین اشتباهات سیاستمداری آمریکا را در طول جنگ سرد رقم زد که ویتنام بارزترین و مهمترین نمونه آن بود. دلیل خوبی برای نگرانی وجود دارد که این توهم در سالهای آینده عمیقتر شود؛ قدرت ریاستجمهوری آمریکا بهطور فزایندهای شخصی میشود، زیرا محدودیتهای آن همچنان در حال فرسایش است.
سیاسی شدن ارتش آمریکا احتمال دریافت بهترین توصیهها، از جمله هشدارهای صریح در مورد خطرات و هزینهها توسط سیاستگذاران را کاهش میدهد و پیدایش هوش مصنوعی و فناوریهای جدید تسلیحاتی، حس آگاهی و تسلط کامل بر میدان نبرد را تقویت میکند و به غرور ابرقدرتها دامن میزند؛ خطر زیادهروی هرگز تا این حد زیاد نبوده است، در زمانی که جبران خسارات ناشی از زیادهروی دشوارتر میشود. انتهای پیام/
منبع: خبرگزاری میزان



