به گزارش برنا ازایلام،هرچند انتقاد از عملکرد مدیران فعلی حق هر شهروندی است و بازنشستگی نیز به معنای پایان مسئولیت اجتماعی افراد نیست؛ اما پرسش اساسی اینجاست که مدیران منتقد امروز، در دوران مسئولیت خود برای حل همین مشکلات چه اقداماتی انجام دادهاند؟ اگر مشکلی طی ۲۰ یا ۳۰ سال گذشته حل نشده، آیا نمیتوان بخشی از مسئولیت تداوم آن را متوجه مدیرانی دانست که در این سالها سکان اداره امور را در دست داشتهاند؟
چگونه میتوان از مدیری که یک یا دو سال است مسئولیت پذیرفته، انتظار داشت تمام مشکلات انباشتهشده چند دهه را در مدت کوتاهی برطرف کند، اما از عملکرد مدیران پیشین و سهم آنان در شکلگیری وضع موجود سخنی به میان نیاورد؟ مدیریت اجرایی، مسئولیتی مقطعی و صرفاً مربوط به دوران حضور در یک صندلی اداری نیست؛ هر مدیری باید در برابر تصمیمها، اقدامات، فرصتهای ازدسترفته و نتایج دوران مسئولیت خود پاسخگو باشد. بنابراین، نقد منصفانه زمانی اعتبار بیشتری دارد که با ارائه مستندات، بیان واقعیتها و پذیرش سهم خود در مشکلات همراه باشد.
از مدیران بازنشسته انتظار میرود پیش از نقد مدیران فعلی، نگاهی نیز به کارنامه دوران مسئولیت خود داشته باشند و به این پرسش پاسخ دهند که چه طرحهایی را به سرانجام رساندهاند، کدام مشکلات را حل کردهاند و چه مطالباتی را با وجود فرصت و اختیار قانونی، بیپاسخ گذاشتهاند. نمیتوان هر انتقادی را به اختلاف شخصی یا تسویهحساب نسبت داد؛ همانطور که نمیتوان هر انتقادی را نیز صرفاً به دلیل سابقه مدیریتی منتقد، درست و منصفانه تلقی کرد. معیار قضاوت باید عملکرد، مستندات و میزان صداقت در بیان واقعیتها باشد.
مردم بیش از آنکه به جدال لفظی مدیران سابق و فعلی نیاز داشته باشند، خواهان پاسخگویی، شفافیت و حل مشکلات هستند. مدیران سابق اگر امروز حرفی برای گفتن دارند، بهتر است در کنار نقد وضع موجود، از کارنامه خود نیز سخن بگویند؛ زیرا نقد دیگران زمانی اثرگذارتر است که منتقد از پاسخگویی درباره عملکرد گذشته خود گریزان نباشد. انتهای پیام
منبع: خبرگزرای برنا



