رفتن به محتوای اصلی
سیاسیباشگاه خبرنگاران جوان6 دقیقه مطالعه

جنگ روانی آمریکا علیه ایران؛ از تهدیدهای سیاسی تا عملیات‌های صرفا رسانه‌ای

واشنگتن در کنار تحریم و تهدید نظامی، از ابزارهای رسانه‌ای برای فشار بر ایران و اثرگذاری بر محاسبات سیاسی و افکار عمومی استفاده می‌کند.

جنگ روانی آمریکا علیه ایران؛ از تهدیدهای سیاسی تا عملیات‌های صرفا رسانه‌ای

باشگاه خبرنگاران جوان؛ آرزو رئوفی‌راد – تهدید‌های ترامپ علیه ایران، تنها به اعلام آمادگی برای اقدام نظامی محدود نمانده و در مقاطعی زیرساخت‌های حیاتی کشور را نیز هدف اظهارات تهدیدآمیز قرار داده است. ترامپ در هفتم آوریل ۲۰۲۶ تهدید کرد که در صورت تحقق نیافتن خواسته‌های واشنگتن، تمدن ایران ممکن است نابود شود؛ اظهاراتی که واکنش‌هایی درباره پیامد‌های حقوقی و انسانی تهدید به حمله به زیرساخت‌های غیرنظامی برانگیخت؛ خبرگزاری آکسیوس در گزارشی به همین تهدید‌ها و نگرانی کارشناسان حقوق جنگ پرداخت. چنین مواضعی را نمی‌توان صرفاً در چارچوب ادبیات تند سیاسی بررسی کرد.

تهدید‌های علنی، به‌ویژه هنگامی که با تحریم‌های اقتصادی و تحرکات نظامی همراه می‌شوند، می‌توانند با هدف افزایش هزینه مقاومت و تحت فشار قرار دادن طرف مقابل برای پذیرش خواسته‌های مطرح‌شده به کار گرفته شوند. با این حال، میان تهدید رسانه‌ای و تصمیم قطعی برای اجرای آن تفاوت وجود دارد. شناخت این تفاوت برای ارزیابی واقع‌بینانه شرایط ضروری است؛ زیرا نادیده گرفتن تهدید‌ها می‌تواند خطرآفرین باشد و قطعی دانستن هر سناریوی اعلام‌شده نیز ممکن است به تشدید نگرانی عمومی و خطای محاسباتی منجر شود.

مذاکره در سایه تهدید؛ دو مسیر هم‌زمان واشنگتن یکی از ویژگی‌های سیاست آمریکا در قبال ایران، هم‌زمانی پیام‌های دیپلماتیک با تهدید به تشدید درگیری است. واشنگتن در مقاطعی از امکان توافق سخن گفته و هم‌زمان گزینه ازسرگیری عملیات نظامی را مطرح کرده است. آکسیوس در هفتم اکتبر ۲۰۲۶ گزارش داد که فرماندهی مرکزی آمریکا برای احتمال ازسرگیری عملیات گسترده علیه ایران، مأمور آماده‌سازی شده است. این گزارش تصریح می‌کرد که دستور آماده‌سازی به معنای تعیین زمان حمله یا اتخاذ تصمیم نهایی از سوی رئیس‌جمهور آمریکا نیست.

در همان گزارش، منابع آمریکایی و اسرائیلی از بررسی پیامد‌های احتمالی عملیات نظامی پیش از انتخابات سخن گفته بودند. انتشار چنین گزارش‌هایی، حتی پیش از مشخص شدن تصمیم نهایی، می‌تواند فضای مذاکرات را تحت تأثیر قرار دهد. طرفی که از یک سو پیشنهاد مذاکره ارائه می‌کند و از سوی دیگر احتمال حمله را برجسته نگه می‌دارد، عملاً می‌کوشد بر محاسبات طرف مقابل اثر بگذارد. از این منظر، ارزیابی دیپلماسی آمریکا باید بر اساس مجموعه رفتار‌ها و اقدامات آن انجام شود، نه صرفاً اظهارات مقام‌های این کشور درباره آمادگی برای توافق؛

برای ایران، تجربه تقابل با واشنگتن ضرورت تفکیک میان پیشنهاد واقعی دیپلماتیک و استفاده از مذاکره به‌عنوان ابزار فشار را برجسته می‌کند.

عملیات رسانه‌ای؛ وقتی جنگ به محتوای نمایشی تبدیل می‌شود بخش دیگری از تقابل، به نحوه بازتاب عملیات نظامی در رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی مربوط است. آکسیوس در گزارشی در چهاردهم مارس ۲۰۲۶ نوشت که دولت آمریکا ویدئو‌هایی از حملات به ایران را با استفاده از الگو‌های تصویری بازی‌های رایانه‌ای، فیلم‌های هالیوودی و محتوای طنزآمیز منتشر کرده است. این گزارش، شیوه بازنمایی جنگ در قالب محتوای سرگرم‌کننده را بررسی کرد؛ رویکردی که می‌تواند توجه مخاطب را از پیامد‌های انسانی جنگ به نمایش قدرت نظامی معطوف کند. در چنین فضایی، جنگ تنها در میدان نظامی جریان ندارد؛

تصاویر، ویدئوها، روایت‌های کوتاه و واکنش‌های کاربران نیز در شکل‌دهی به برداشت عمومی از تحولات نقش دارند. نمایش پی‌درپی انفجار‌ها و تجهیزات نظامی می‌تواند تصویری از برتری مطلق و یک‌طرفه ایجاد کند، درحالی‌که ارزیابی نتیجه یک درگیری به مجموعه‌ای از شاخص‌های میدانی، سیاسی و راهبردی نیاز دارد. همچنین، انتشار تصاویر واقعی از یک حمله لزوماً به معنای ارائه تصویری کامل از نتیجه آن نیست. انتخاب گزینشی تصاویر، حذف زمینه رویداد و برجسته‌سازی دستاورد‌های ادعایی یک طرف، ممکن است مخاطب را از ابعاد دیگر درگیری دور کند.

به همین دلیل، بررسی مستقل گزارش‌ها و مقایسه روایت‌های مختلف، در برابر بازنمایی تبلیغاتی جنگ اهمیت پیدا می‌کند. البته هر گزارش منتشرشده در رسانه‌های آمریکایی را نمی‌توان بخشی از یک عملیات هماهنگ دانست؛ همان‌طور که نمی‌توان همه اخبار مربوط به ایران را بدون بررسی رد کرد. آنچه اهمیت دارد، شناسایی الگو‌های تکرارشونده، بررسی منبع اطلاعات و تفکیک واقعیت مستند از تفسیر و تبلیغات است.

اقتصاد و افکار عمومی؛ دو میدان مکمل فشار فشار اقتصادی نیز می‌تواند در کنار تهدید نظامی و عملیات رسانه‌ای، بر فضای عمومی اثر بگذارد. تحریم‌ها، محدودیت‌های تجاری و فشار بر درآمد‌های کشور، پیامد‌های واقعی اقتصادی دارند؛ اما بازتاب رسانه‌ای این فشار‌ها نیز می‌تواند بر انتظارات مردم، بازار‌ها و برداشت عمومی از آینده اثرگذار باشد. در چنین شرایطی، انتشار پیش‌بینی‌های قطعی درباره فروپاشی اقتصادی، تشدید اختلافات داخلی یا اجتناب‌ناپذیر بودن شکست، بدون ارائه شواهد کافی، از تحلیل مستند فاصله می‌گیرد.

بررسی شرایط اقتصادی ایران مستلزم توجه هم‌زمان به آثار تحریم‌ها، مشکلات ساختاری داخلی، سیاست‌های اقتصادی و ظرفیت‌های موجود برای مدیریت بحران است. در مقابل، پاسخ مؤثر به فشار رسانه‌ای نیز با انکار مشکلات یا ارائه تصویر غیرواقعی از شرایط حاصل نمی‌شود. اطلاع‌رسانی شفاف، ارائه آمار قابل راستی‌آزمایی و توضیح روشن درباره تصمیم‌های اقتصادی و امنیتی، می‌تواند زمینه گسترش شایعات را کاهش دهد و اعتماد عمومی را تقویت کند.

ضرورت مقابله با جنگ روانی با تکیه بر واقعیت جنگ روانی زمانی می‌تواند بر محاسبات یک جامعه اثر بگذارد که تهدید‌های خارجی با نگرانی‌های واقعی مردم پیوند بخورد و اخبار تأییدنشده جای تحلیل مستند را بگیرد. از همین رو، مقابله با این فضا صرفاً به پاسخ‌گویی تبلیغاتی یا تکذیب خبر‌های منتشرشده محدود نمی‌شود. ایران برای مواجهه با فشار‌های سیاسی و رسانه‌ای، به اطلاع‌رسانی سریع و دقیق، تقویت سواد رسانه‌ای و ارزیابی مستمر تهدید‌های واقعی نیاز دارد. در این چارچوب، حفظ آرامش جامعه به معنای نادیده گرفتن خطر نیست؛

بلکه به معنای شناخت دقیق تهدید، پرهیز از واکنش هیجانی و جلوگیری از تبدیل سناریو‌های احتمالی به واقعیت‌های قطعی در افکار عمومی است. در برابر سیاست فشار واشنگتن، اتکا به اطلاعات معتبر، حفظ انسجام اجتماعی و پرهیز از بزرگ‌نمایی یا کوچک‌نمایی واقعیت‌ها، از مؤلفه‌های مهم تصمیم‌گیری آگاهانه و دفاع از منافع ملی ایران به شمار می‌رود.

مادر بمب‌ها؛ آخرین نمونه جنگ روانی ترامپ علیه کشورمان در روز‌های اخیر شماری از مقام‌های آمریکایی از جمله دونالد ترامپ رئیس جمهور این کشور، در موضع‌گیری‌های خود تهدید کرده‌اند که بنا دارند سایت هسته‌ای کوه کلنگ ایران را با سلاح موسوم به "مادر بمب ها" هدف قرار دهند. در رسانه‌های مختلف نیز شاهد بوده‌ایم که گزارش‌های متنوعی در مورد ویژگی‌های بمب مذکور که ظاهرا قوی‌ترین بمب غیرهسته‌ای دنیا است، منتشر شده. با این حال، در رابطه با بازی تبلیغاتی جدید کاخ سفید علیه ایران، توجه به چند نکته ضروری است.

به عنوان مثال، آمریکایی‌ها در شرایطی از استفاده قریب‌الوقوع خود از سلاح مادر بمب‌ها علیه ایران حرف می‌زنند که خوب می‌دانند ایران نیز ظرفیت‌های تسلیحاتی زیادی دارد که هنوز از آن‌ها رونمایی نکرده است. حتی برخی منابع فاش کرده‌اند که ترامپ به ایران پیشنهاد داده تا حمله به سایت هسته‌ای کوه کلنگ را انجام دهد و ایران پاسخ ندهد. موضوعی که ایران تاکید کرده حتما به این تجاوز آمریکایی‌ها با قدرت و به شیوه‌ای که طرف آمریکایی فکرش را هم نمی‌کند، پاسخ خواهد داد. این همان چیزی است که سرلشگر رضایی دبیر شورای عالی امنیت ملی کشران به صراحت به آن اشاره داشته است.

از این رو، اگر آمریکا بخواهد از سلاحی قوی علیه ایران استفاده کند و به کشورمان تجاوزی جدید بکند، پاسخ سنگین و غیرمنتظره علیه وی صادرخواهد شد. اساسا ترس از همین سناریو بوده که کاخ سفید را در تجاوز جدیدش به تردید انداخته است. بازگرداندن به عصر حجر و استفاده از مادر بمب‌ها، تنها سرفصل تهدیدات فصلی رئیس‌جمهور آمریکا علیه ایران نیست؛ کلیدواژه‌های روندی است که می‌تواند به سنت نظام بین‌الملل تبدیل شده و جهان را بیش از همیشه با بحران روبرو سازد.

روندی که در آن مرزهای ادبیات سیاسی و رسانه‌ای درباره جنگ به تدریج تغییر می‌کند، بی‌آنکه اعتراضی به این بدعت در جامعه جهانی صورت گیرد.

منبع: باشگاه خبرنگاران جوان

منبع خبرباشگاه خبرنگاران جوان
نمای زنده فرهاببه‌روزرسانی 10:57
124,380مطلب نمایه‌شده
93,308موضوع و برچسب
30منبع خبری
14حوزه موضوعی