راجر دیکینز، فیلمبرداری که تصاویرش به شکلگیری زبان بصری سینمای معاصر کمک کردهاند، از «جایی برای پیرمردها نیست» تا «بلید رانر ۲۰۴۹» و «۱۹۱۷»، همچنان در توضیح ماهیت کارش با دشواری روبهروست.
همشهری آنلاین: راجر دیکینز همراه با همسرش و شریک خلاقش، جیمز الیس دیکینز، در خیابانهای تورین قدم میزد که به یاد جورجو دِ کیریکو افتاد، نقاش ایتالیایی، که از هنرمندان محبوب دیکینز است، از میدانهای وسیع، گذرگاههای طولانی و ترکیبهای نامتعارف نور و سایه در این شهر الهام میگرفت. دیکینز هنگام قدمزدن، خودش نیز داشت این ارتباط را کشف میکرد. این تجربه با روحیه مردی سازگار است که بخش بزرگی از زندگیاش را صرف تماشای جهان کرده، اما هنوز نمیتواند بهروشنی توضیح دهد که دقیقاً چگونه به آن نگاه میکند.
دیکینز، فیلمبرداری که تصاویرش به شکلگیری زبان بصری سینمای معاصر کمک کردهاند، از «جایی برای پیرمردها نیست» تا «بلید رانر ۲۰۴۹» و «۱۹۱۷»، همچنان در توضیح ماهیت کارش با دشواری روبهروست. او میگوید: «چند روز پیش کسی از من پرسید فیلمبردار چیست. راستش، هنوز هم نمیتوانم به این سؤال جواب بدهم.» این اعتراف از سوی کسی که آثارش بارها تحسین و تحلیل شدهاند، غیرمعمول به نظر میرسد. اما از نگاه دیکینز، فیلمبرداری بیش از آنکه تابع یک روش مشخص باشد، به شرایط هر داستان و افرادی بستگی دارد که آن را روایت میکنند.
او میگوید: «آنچه اهمیت دارد، واکنش عاطفی شما به چیزهاست.» میتوان درباره جنبههای فنی صحبت کرد، اما تصمیمهایی که در نهایت شکل یک تصویر را تعیین میکنند، از چیزی سرچشمه میگیرند که توضیحدادنش آسان نیست.
شاید رابطه دیکینز با نگاهکردن، در ابتدا ریشهای شخصی داشته است. او که در شهر ساحلی تورکی در جنوب انگلستان به دنیا آمده، در جوانی دریافت که دوربین میتواند به او اعتمادبهنفس بدهد؛ راهی برای نزدیکشدن به جهانی که همیشه در آن احساس راحتی نمیکرد. او به یاد میآورد: «تا حدی پشت دوربین پنهان میشدم. اعتمادبهنفس داشتم، چون چیزی بین من و واقعیت قرار گرفته بود.» آن زمان بهسختی میتوانست تصور کند که دوربین او را به کجا خواهد رساند. تنها سالها بعد بود که توانست اهمیت تجربههایی را درک کند که هنگام وقوع، معنای چندانی برایش نداشتند. او میپرسد: «اگر چیزی را تجربه نکرده باشید، اصلاً چه چیزی برای ارائه دارید؟»
این باور را با همسرش، الیس دیکینز، شریک خلاق همیشگیاش، نیز سهیم است؛ کسی که از زمان آشناییشان در جریان ساخت فیلم «تندر دل» به کارگردانی مایکل آپتد، در پروژههای او حضور داشته است. از نظر الیس، تجربه صرفاً مجموعهای از تصاویر و ارجاعات بصری در اختیار فیلمساز نمیگذارد، بلکه راههای متفاوتی برای درک شخصیتها و جزئیات داستان فراهم میکند. او میگوید: «اگر قرار است داستانی تعریف کنید، تجربههای گوناگون به شما دیدگاههای متفاوتی میدهند. در نتیجه میتوانید چیزهای بیشتری به داستان اضافه کنید.»
دیکینز نگران است که سینما بیش از اندازه به درون خودش نگاه کند و فیلمسازان عمدتاً از فیلمهای دیگر الهام بگیرند. او درباره ارجاع به آثار سینمایی پیشین میگوید: «بهندرت، اگر اصلاً چنین کاری بکنم، از این روش استفاده میکنم. شما همه چیزهایی را که در زندگی تجربه کردهاید، با خود به یک اثر میآورید.»
پادکست «تیم دیکینز» که این زوج اجرا میکنند، اغلب به مسیرهای متنوعی میپردازد که افراد را به فیلمسازی رساندهاند. همانطور که برای ساخت یک تصویر خوب فرمولی قطعی وجود ندارد، مسیر واحدی هم برای ورود به این حرفه در کار نیست.
منبع: همشهری



