بر خلاف تظاهر، احزاب گوش به فرمان غرب مطلقا شفاف نیستند؛ نهان روشند. آنان از زمان امام خمینی قده اغراض ونیات و حرف دلشان تفکری را که در گوشی نجوا میکردهاند، از عموم مخفی نگاه میداشتهاند.
ضمنا با وجودی که خود دشمن با صدای بلند فریاد میزند خواهان نابودی جمهوری اسلامی است و با کودتا، جنگ، تروریسم سیستماتیک، تحریم، امامکشی، مردمکشی، محاصره زمینی و هوایی و دریایی و خلاصه هرکاری از دستش برآید از براندازی و ویرانی ایران و کشتار مردم ابایی نکرده، باز این جریان کوشیده مردم را دست بسته تسلیم دشمن کند و در این راه هر کاری کرده که مردم را فشل و راضی به قبول بندگی طاغوت کند، ازجنگ شناختی، تا ایجاد رعب از ایستادگی و شکستناپذیری دشمن و تلاش برای حذف سپاه و سلاح و پایان دادن به حس مقاومت و کسب و تواناییهای رزمی، موشکی و تضعیف روحی و فشار اقتصادی و تا مردم همان شوند که آمریکا میخواهد، ملتی که آمریکا از نو بنا میکند: برده و بیاراده بیاختیار، در خصوص هر تصمیم سیاسی، اقتصادی و فرهنگی داخلی و خارجی و برنامه و روابط بینالمللی، ملت را خاکسار و فرمانپذیر کند.
در یک کلام شیطان فرمانفرمای ما در دین و دنیامان باشد. اسلام و اعتقادات و باور مردم چه وچه باشد خدایشان درباره چه موضوعاتی حق دخالت داشته باشد و چه حکمی صادر کند، توسعه چطور و برای چه اهدافی باشد، با مردم جهان چه ارتباطی داشته باشید، مرزتان روی که باز و بسته باشد واقعا پرسش مردم از غربگرایان آن است ما چگونه حداقل آدمیت مان را برابر دشمن بی همه چیز و خواهان بردگی، برابر این نظام شیطانی مقتدر و خواهان تسلط بر اداره داخلی و جهان برخورد کنیم؟ میگویند تسلیم شوید.
میگوییم، اما حتی متفکران خودشان اذعان میکنند این ابر قدرت رو به افول، غرق قرض و بحران و مشکلات است و مقاومت ما پیروز است، میگویند آن هم عملیات فریب است ما هیچیم، هیچ! و شیطان و فرعون طاغوت، همه کاره است. میپرسیم پس خدا و پیامبران و مقابله رسولان با قلدران وظالمان و کفار چی، آن هم دروغ و توطئه «خودشان» بود؟ ☆☆☆☆☆☆ اکنون تمرکزم واقعگرایانه برخورد به اساتید، رسانهها، تحلیلگران و دانشمندان و افراد سیاسی معتبر غرب است. آیا ممکن نیست از مردم و متفکران آمریکا از نظم وحشیانه و استکباری آمریکا منزجر باشند؟
یا اصلا بدون آن که طرفدار ایران باشند، واقعا بیاندیشند، درگیر شدن با یک انقلاب آرمانگرا به زیان آمریکاست؟ یا زیانهای آشکار و بحران حاصل از مقاومت و عدم تسلیم ایران را شکستی برای آمریکا تصور کنند؟ و برعکس غربگرایان ایرانی که از خود بیگانگی و بیخویشیشان سبب میشود مطلقا ایران را ناتوان بپندارند، متوجه وجوه مقتدر ایران مظلوم شده باشند؟ و نگرش زبون، سوبژکتیو و خدا انگارانه در خصوص آمریکا نداشته باشند؟
نگاهی، امثال نگاه آقای ظریف و آقای مرعشی و الیگارشهای بهرهمند از رانتهای حرام و اشخاصی غربپرست و سلطهخواهان بر مردم به پشتوانه ارباب و احزاب سیاسی اصلاحطلب و مدافع غربیسازی و رفقای رئیس جمهور و نافذ در حکمرانی! صحنه بازی را چنین ترسیم میکنند: دشمن از بالا تا پایین نیروهایش را، چون سربازان یک پادگان به خدمت گرفته و هریک فقط دارند نقششان را به سود آن طرح نهان داشته اصلی پیروزی «آمریکا» برای تغییر بزرگ پیش میبرند؛
و حتی تظاهرات مردم ضد ترامپ و مدافعان پایان جنگ آمریکا علیه ایران حتی شورش دانشآموزان فرانسه علیه بیعدالتی، در قالب یک طرح از پیش بوده و به سود پیروزی نهایی آمریکا، برنامهریزی شده است؛ و همه رسانههایی که مدام از شکست آمریکا در آمریکا حرف میزنند و همه اندیشمندان منتقد ترامپ طبق نقشه دارند ایران را دچار اشتباه محاسباتی میکنند و در همان مسیری میرانند که به سود آمریکاست.
نابودی جمهوری اسلامی و ویرانی و احیانا تجزیه ایران و یک عالم سود و سفارشهای سودآور بازسازی برای آینده به آمریکا در آسیای غربی به سود شرکتهای آمریکایی و تداوم سروری و اقتدار آینده آمریکا! آنان، ادعا میکنند این همان نقشهای است که آمریکاو اسراییل با بازیسازی وکارگردانی عملیات جاهلانه تندروها در غزه به اجرا در آورده و در فحوای طوفانی از همدردی و ترانههای انقلابی و اخبار کشتار کودکان و مرگ از گرسنگی و اعتراض به جنایات جنگی اسراییل.
عکسها، پاکسازی قومی و ژئو پلیتیکی و ژئواستراتژیکی و جفرافیایی خود را تحقق بخشیده و مسیر کریدور حکمروایی اسراییل بر آسیای غربی را هموار کرده است. حالا نوبت لبنان و ایران و یمن و تثبیت سروری و اقتدار آتی آمریکاست. آنان فضایی را که معرفی میکنند دال بر آن است که نقشه آمریکا به پشتوانه کور عمل خام تندروها و انقلابیون، قدم به قدم پیش رفته و کاری را به سرانجام رسانده که اسرائیل نیاز داشته است. یعنی حتی خود طوفانالاقصی پروژه اسرائیل بوده که بهدست حماس برای اجرای پاکسازی قومی صهیونی در مسیر اسرائیل بزرگ با نسلکشی لازمی که نیازمند بود رخ داد.
وحالا هم عدم تسلیم ایران خواست آمریکاست تا نقشه شخم زدن ایران و افلاس و خواری و از دست دادن همه امکاناتش را پیش ببرد و ویرانی و زیان کشورهای نفتی هم به سود آمریکا و رونق آتی برای بازسازی است و هم به سود اسراییل و پیمان ابراهیم که مشتی کشورهای مفلوک به سروری صهیونیسم یاری میرساند و بزرگترین سود را نصیب آمریکا خواهد کرد. پس این آمریکاست که سرنخ همه وقایع و مقاومت را در دست دارد و عاقلانهترین راه تقدیم دودستی ایران، چون عراق به آمریکا و همان گاوشیرده شدن، چون عربستان است.
نتیجه میگیریم که خود سی ان ان و ان بی اس و رسانههای دموکراتها و نیویورک تایمز و شامر وشایمر و جفری ساکس و. در بازی آمریکا شریکند که یکسرش ترامپ است و جمهوری خواهها و فیلها و یکسرش خرها و دموکراتها و هریس ـ البته جریان غربگرا و الیگارش ایران در وهله اول برای حفط قدرت و ثروت خود خواهان تسلیم است.
اما جهلش در آنجاست که بر فرض درست بودن این خدا انگاری آمریکا و حذف خدا در تعیین تکلیف ما برابر کفار حربی، و ندیدن این عظمت بی شریک و این قرآن و این امام عصر عج و این حشر و این حساب و کتاب و این راه روشن تکلیف در هر وضع وحال، بار همان عقل ناقص شان هم باید روشن میکرد طبق خط شیطانی، آمریکا اگر هم کسی مثل روحانی را بخواهد به عنوان کاتالیزور است و نوکر مطلوبش نه حتی خیانت اصلاح طلبان و نه حتی منافقان، بلکه کسی است، چون رضا پهلوی تا فاقد هر ناموسی باشد، و آماده حراج همه چیز خوذ که وطن برایش هدیهای به اجنبی شمرده میشود از باب نومری مسلوب الاراده تا هر چه بخواهند با او بکنند.
اصلا متفکران غربی که دم از شکست ترامپ میزنند به کنار. اینان باید بدانند ممکن است آمریکا برای رها شدن از ولی فقیه اصل و نسب دار که اصالت علم و تزکیه نفس و استقامتش برابر کفر مسجل است موقتا روحانی و مرعشی و نه حتی خاتمی و میر حسین را بپذیرد، اما امریکا حتی اینکه روحانیها و ظریفها آخرش اسلام امریکایی را بپذیرند و مقام بن سلمان را قبول کنند به حکمرانی غیر موقت شان رضایت نمیدهد و مملکتی پاره پاره را به همان نوکرهای خودش میسپرد.
پس اینکه هر روز ظریف و روحانی و سریع القلم وقایم پناه و امثال اینان، یک قدم در حراج نوامیس پیش میگذارند تا ثروت باد آورده الیگارشها و قدرت را برای خود حفظ کنند و حرف خود را که حافظ منافع استکبار جهانی و طبقه فاسد است به کرسی بنشانند، امری عاقلانه و قابل فهم نیست و ظهور استدراج و سرنوشت شوم غش و تدلیس با خداست و از حماقت ماهوی چنین نفاقی برمیخیزد. من در مقالهای درباره این طرز فکر در خدمت اسرائیل سخن گفتم.
اما پرسش اصلی هنوز پاسخ داده نشده است. آیا حقیقت ماجرای وضع ما و آمریکا همین است که وانمود میشود؟ رها از آنکه اصلاحطلبان چه میگویند و دعوای خرها و فیلها و برنامه پشت پرده قدرت اصلی حاکم بر آمریکا چیست. ونقشه تکمیلی به پس از ترامپ و تسلیم به دموکراتها بوسیله غربگرایان ایرانی موکول است و..؟ آیا وضع همین است که ظاهرا میبینیم و واقعیت دارد؟ یکی از مسائلی که به دامنه شک و تردید وشبهات میافزاید، صحنهپردازی غربگرایان از طوفانالاقصی است.
این تحلیل که در فضای تشویق و تحریک و حماسه و تراژدی و همدردی جهانی و تظاهرات و شهادت و ترانهها و کنسرتها، وکف زدن و ستایش همین اساتید و متفکران نامدار دانش سیاست، پیش چشم همگان سرزمینی ویران شد و دود شدن یک سرزمین عادی سازی شد و بهانه هولناکترین پاکسازی قومی با ایفای نقش انقلابی اهل جنگ و مقاومت به اجرا در آمد. درست است، طوفان الاقصی در رسانههای غرب، چون یک حادثه شکوهمند ظهور پیداکرد، یک جهان، حماسه خوان مقاومت مردم غزه شد. آنان به ایستادگی تشویق شدند.
امیر عید و جولیا پطروس شکوهمندترین سرودهای ضد اسرائیلی و ضد آمریکایی را برایشان خواندند و با همین مقاومت، کشتار و تحریک و تخریب غزه همه زندگی غزه تا ته ادامه یافت و کوهی جسد و مشتی ترانه باقی ماند. پیروزی اسراییل و رهایی از «شرّ» مردم غزه و حماس و پیشروی در مسیر اسرائیل بزرگ تا اتمام کار حزبالله و تکرار سناریوی غزه در باره ایران و یمن نقشه دشمن است. باز تحریک و تشویق به مقاومت برای فراهم آمدن بهانه تخریب وویرانی و نابودی زیر ساختها و چهل سال عقب راندن و فرسایش و آمادگی برای تن دادن به تجزیه ایران. این است نقشه شوم.
پس آیا خواسته و ناخواسته همه رسانهها و اندیشمندان مشوق استقامت در اصل سربازان لشکر تخریب و بهانه برای ویرانی و تجزبه ایرانند؟ مرشایمر باشد یا پوتین یا جفری ساکس فرق نمیکند. اکنون هم همان سناریوی فریب و اغوای غزه در ایران تکرارمی شود. جواب چیست؟ آیا چنین است؟
هم به موضوع نسبت ما با تحلیل متفکران غرب باید بپردازیم و پاسخ گوییم و هم رها از آنان در باره تکلیف روشن ما از چشم قرآن و عترت و هدایت ولی فقیه! شیعه بنبست ندارد و تکلیف حکمرانی به عهده ولایت فقیه عالم ربانی متقی جامعالشرایط است. مومنان از منافقان میپرسند: جدا از خواست شیطان و بندگان مظلوم خدا و حق و باطل بشری وتوان و ناتوانی انسان، خدایی هست؟ خدا راهنما است؟ و قادر و عالم و شاهد و مرید و ناصر و صادق الوعد و دارای سنت الهی است؟ مفسران راسخ در دین چه میگویند؟ خدا گفته در این وضع ظلمانی برابر ظلم اگر توان مقاومت دارید چه کنید؟
تکلیف حراج ناموس و دین و وطن و انسانیتتان است و.. و حتی وقتی شکست نخوردهاید و به تاراج نرفتهاید، بزدلانه بدون مقاومت برای حفظ نوامیس، به استقبال نابودی و چپاول شدن بروید و به حیواناتی تسلیم بدل شوید که برای حفظ جانتان هر پستی و بیشرافتی و فساد و ذلت و دین فروشی و ناموسفروشی را بپذیرید؟ وقتی جنگیدید و شکست خوردید تکلیفی ندارید، اما نجنگیده، رها از آنکه این و آن چه میگویند، تن دادن به ذلت حرف خدا و دین و عقل است؟ در مقالهای به این شبهه تسلیم برای نجات و شرایط دست شستن ظاهری از مقاومت پاسخ دادم.
مجوز، زمانی است که قادر به ایستادگی نیستید و تکلیف ازشما ساقط است؛ اما در آن حال هم آیا انسان حق پذیرش عدم انسانیتش را دارد و هر چه را بپذیرد؟ یا در نقطهای دیگر امیدی به همگانش نیست و او را هم رها نمیکنند که انسانیتش را حفظ کند، و مختار است بین دفاع تا شهادت یا حراج آدمیت و همه چیز شرافتمندانه، یکی را انتخاب کند بی تردید باید شهادت را بپذیرد و هزینه مقاومت بس کمتر از تسلیم به شیطان است که دشمن آدمیت انسان است نه فقط جسم که همه چیزتان و روحتان را تصاحبو شما را روانه دوزخ میکند. امام بزرگ از سر هوا نام آمریکا را شیطان بزرگ نگذاشت.
کمترین توهم دوستی و تسلیم نتیجهاش نابودی انسانیت ایران است و هزینههای هولناک و نابودی ایران. بارها مفصلا به این شبهات پاسخ دادم راه حل برای مؤمنان خالی از اهوا و دور از دنیاپرستی و نوکری اجنبی، مبهم نیست. انان برابر شیطان راه آشتی ندارند و راه شهادت بسته نیست. اما عمر سعدها و غرب پرستان باسند و نقش خود را ایفا کنند!
گفتم: وقتی شیعیان بر اثر بندگی خالص، فرمان معبود هدایت عترت و عقل نوری را تا شهادت پیش میبرند، و باحساب وکتاب تخصصی و آمادگی عمل میکنند، نقشه میچینند و توکل میکنند هیچ اهمیتی به خصم نمیدهند که نقشه اش چیست و خود موافق مقاومت شان است و این نقش را میخواهد یا سجده به شیطان را. شیعه میداند نصرت به اهل انجام تکلیف ومقاومت تعلق دارد وپیروزی از خداست. خدا هرگز به مردم و رهبران اجازه انعطاف در برابر شیطان نداده است. انعطاف تاکتیکی برای تداوم موجودیت عبودیت و راه حق معیار خود را دارد.
غرب پرستان اساسا انعطاف اعتقادی وشرک و بی مقاومت تسلیم وجودی و حذف حکومت الهی و سرپرستی کفر را تبلیغ میکنند. باید به تکلیف وقتی قدرت و تا توان دارید عمل کنید. وقتی هم نمیتوانید وشکست خوردیم باید به تکالیف مقاومت متناسب با دوره شکست عمل کنیم. انسان در هیچ شرایطی محق به دست شستن از حق و تسلیم به باطل و نشاندن شیطان بجای خدا نیست. غربگرایان هیچ باوری به این عبودیت خالص و ایستادگی و توکل و یاری خدا ندارند. آنان تنها با پیروی و تسلیم به شیطان آرامش مییابند. چرا؟ چون شرک نابخشودنی در وجودشان است.
اصلاح طلبی دین گریز و غربزده ایرانی مشرک است، تکرار کمیک همان شکل کژمژ و تقلیدی و بی ربط و بی ریشهی پروتستانیزم مسیحیت در عهد رنسانس و مابعد است. درسیاست هم امروز رفرمیسمش، راه دیروز سرسپردگی استعماری به غرب است که به موحشترین بردگی تحت لوای دموکراسی عوامفریب نولیبرالی ختم شده است، این هم همآنقدر بی ربط و بی ریشه و سرمایه داری و تجارت و سیاست پولی شان یکی ازدیگری دست و پاچلفتی تر، تقلیدی، فاقد توان استقلال علمیی شناخت واقعیات ایران به نفع رشد ملی و مردمی و انقلابی است.
تا زمانی که صورتکها و مترسکهای دور از چالش با واقعیاتند، تیترهای دانشگاهی شان از غرب و اداو بازیهای فریبنده شان عوام را مرعوب میکند، اما همین که در باره دین، قرآن، نهج البلاغه، عدل، زندگی، مردم، نسل جوان جهان، آمریکا، چین، انقلاب، جنگ، صلح سیاست، انقلاب، راه مهار گرانی و تورم و تثبیت ارزش پول ملی و فرهنگ، فضای مجازی، سخن میگویند از فرط عامیگری، فقدان توان تفکر بر اساس رخداد عینی، سوء تفاهم در باره علم، هوش جدا از توان تعقل مستقل، و حتی بیسوادی، و نگاه ملانقطهای شان، انسان متحیر میشود.
نمونه اش در همین امسال بیانیه کمیته سیاسی جبهه اصلاحات و گردان اساتید غربگرا، و انواع افاضات بیشمار سران این حضرات بازندگی و اسرافات، امثال ظریف و روحانی و.. ـ…، جدا از عملکرد فجیع و آزمایش مردودی شان در فهم دین و عمل سیاسی طی حرفهای کودکانه عبدی هادر باره مردم برخاسته در خیابان، حرفهای خاتمی در باره مفاهمه با آمریکا و صلح از طریق گفتوگوی تمدن ها!
حرفهای خنده آور آقای روحانی در باره همه پرسی در خصوص دفاع کردن و نکردن و زمان بیست سالهی جنگ، و حرفهای رئیس جمهور دال بر همه چیر در حال نابودی است و ماضعفیم وچارهای نداریم جز مذاکره و سازش که الحمدلله اخیرا متوجه نادرستی این رفتارشان شدند. و.. معاونان و مشاورانشان که جای خود دارد. آنان از خدا میخواهند که فشار ترامپ به تسلیم و نابودی و بی آبرویی انقلاب ختم شود. وراه برای مغازله شان با دموکراتها باز شود. طرح کمیته سیاسی جبهه اصلاحات خواهان کشت در زمین جمهوری خواهان و برداشت در زمان دموکراتهاست. آنان تسلیم بازی فیلها و خرها هستند؛
و البته برای ما امروز تعیین تکلیف روشمند با بمباران راه نمایی رسانهها و دانشمندان آمریکایی چیست. حتی اگر آنان طبق نقشه و طرحی حکومتی ونهانی برای شکست ایران عمل نکنند بازما باید مستقلا بیاندیشیم و از تاثیر برده وار سخنان کسانی، چون مرشایمر و فنکلشتاین و جفری ساکس و. باید بپرهیزیم ـ یکی از ایرادات غرق شدن در متون رسانهها و دانشمندان غرب و تاثیر از انان است. است. چگونه؟
آنان عقده دارند پیروزی ایران توهمی است که آگاهانه بوسیله غربیان منتشر میشود. اگر دموکراتها در ابن بوق میدمند برای بهره رقابتی است تا رقیب را بکوبند. حتی پای یک پروژه نهان نی تواند در میان باشد. یک فریب برای مقاومت ایران جهت سناریوی وادار کردنکشورهای عرب به پذیرش رهبری اسراییل و نیز بهانه برای تضعیف و ویرانی و حذف ایران! آنان دارند همان سخن قبلی را تکرار میکنندو میگویند همه ستایشهای رسانهها و متفکران معتبر دانشگاهی غرب دامی است پیش پای ایران تا ما را تحریک به مقاومت و گرفتار توهم پیروزی کند و آمریکا نقشه اش را در آسیای غربی پیش ببرد.
او به این نقش جنگنده و انقلابی ایران نیاز دارد. این شبهات بر واقعیتها و مقدماتی درست جهت نتایجی غلط تکیه میکنند. البته ما هم حقیقت را تکرار میکنیم: اینکه ما باید به تکلیف خود عمل کنیم و اعتمادی به تحسین و تقبیح دشمن و دیگران نکنیم و دین و عقل خود را اصل قرار دهیم درست است. اینکه شیعه دقیقا سلاح تشخیص تکلیف بنا به قرآن و عترت و فقه جعفری و استنباط و اجتهاد علمی بر اساس مبانی صحیح را داراست، مهمترین ابزار کشف احکام و وظایف است و در اینجاست که ما عمیقا نیازمند نظام ولایت فقیه هستیم.
ولایت فقیه است که همه قدرت پژوهشی همه نیروها را گرد میآورد و برای شناخت جریانهای درون دشمن و یا بازیهای دشمن مطالعه دشمن ضروری نیز سرجایش محفوظ و سخن مهمی است که باز ولی فقیه از همه این جهاد جمعی بهره میگیرد و بنا به قرآن و تفقه علمی در برابر بازی غرب باید بین وانمودهها و حقایق فرق گذاشته و اسیر انواع گیم و بازی آمریکا وجوسازی شیطان و اغوایش نمیشود. چنان که امام راحل و امام شهید نشدند و در ازمایشگاه ایران همه گروههای راست و چپ بدام افتادند. شناخت ماهیت فضای رسانههای منتقد ترامپ و انواع دانشمندانی که مدام از پیروزی ایران حرف میزنند دانشی مهم است.
تحقیق میخواهد. تشخیص آنکه این تحلیلها یک بازی است یا آنان برحسب موازین و مواضع خود تحلیل مینمایند و شیطان هم طبق نقشه خود پیش میرود وما ناگزیریم حقیقت وکذب، اصل و نمایش دروغین را درست تشخیص دهیم به چیزی نیاز دارد که عقل نورانی متصل به قرآن و امام معصوم عج است؛ و برای همین مبنا قراردادن دعوای دشمن میان خودشان و آرای رسانههای خرها و فیلها و حتی متفکران خواهان سربلندی آمریکا و حتی دانشمندان مستقل و پیروی و تقلید از نظراتشان جاهلانه است. ما با تلاش جمعی و کسب شناخت درست در نهایت به تجمیع آرا در عقل امام الهی و متکی به فتوای ولی فقیه عالم متقی هستیم.
پس سیاست نهایی مطمئن نه به وسیله احزاب چپ و راست و نه دانشمندان مستقل غربی و یا متفکران حزب خرها و فیلها و اساتید امریکایی و غربزدگان ما که بوسیله ولی فقیه حقیقی و معتمد ملت انقلابی، رقم میخورد. پس اینکه متفکران غربی چه میگویند و سناریوی فریب ایران و تحریک برای مقاومت جهت نابودی ایران، چون غزه و اساسا مقاومتی طراحی شده ازطرف شیطان سخن پوچی است ما متکی به منبع وحیانی و علمی و عقلی اسلامی و مرجعیت مستقل شیعی و الهی هستیم و این منبع چه پیروز شویم چه شهید، از دسترس شیطان دور و در ید و هدایت امام زمان عج خداست.
منبع: جام جم آنلاین


