رفتن به محتوای اصلی
اجتماعیباشگاه خبرنگاران جوان9 دقیقه مطالعه

وقتی غر می‌زنید، مراقب مغزتان باشید

غر زدن و گلایه کردن بخش طبیعی از زندگی روزمره است، به‌طوری که شکایت از اتفاقات و شرایط مختلف به رفتاری همیشگی تبدیل می‌شود.

وقتی غر می‌زنید، مراقب مغزتان باشید

باشگاه خبرنگاران جوان – همه ما از شلوغی خیابان و گرانی گرفته تا کارهای خانه، رفتار همسر، درس بچه‌ها یا خستگی‌های روزمره، گاهی غر می‌زنیم. گلایه کردن در بسیاری از مواقع راهی برای بیان ناراحتی و سبک شدن است و به خودی خود اتفاق نگران‌کننده‌ای محسوب نمی‌شود. مسئله زمانی آغاز می‌شود که شکایت کردن به عادت همیشگی تبدیل شود و فرد تقریبا در هر اتفاقی فقط مشکل، کمبود و جنبه منفی ماجرا را ببیند.

جمله‌هایی مانند همیشه همین‌طور است، هیچ‌کس من را درک نمی‌کند، همه چیز خراب شده یا از این زندگی خسته شده‌ام، اگر مرتب تکرار شوند، فقط فضای گفت‌ و گوی خانواده را تغییر نمی‌دهند. تکرار الگوهای فکری می‌تواند به شکل‌ گیری عادت‌های ذهنی کمک کند. پژوهش‌های علوم اعصاب نیز نشان داده‌اند که تفکر منفی تکرارشونده با فعالیت و ارتباط میان برخی شبکه‌های مغزی ارتباط دارد. البته نباید این موضوع را این‌طور تعبیر کرد که چند بار غر زدن، مغز را تغییر می‌دهد یا انسان را به فردی منفی‌نگر تبدیل می‌کند. آنچه اهمیت دارد، تکرار و مداوم شدن یک الگوی فکری و رفتاری است.

مغز به چیزهایی که بیشتر تکرار می‌کنیم عادت می‌کند مغز انسان بسیاری از رفتارهای تکراری را به مرور خودکارتر می‌کند. پژوهش‌های مربوط به شکل‌گیری عادت نشان می‌دهند تکرار یک رفتار می‌تواند باعث شود انجام آن به تلاش شناختی کمتری نیاز داشته باشد و در شرایط مشابه، راحت‌تر دوباره اتفاق بیفتد. این موضوع را می‌توان در زندگی خانوادگی به‌خوبی دید. تصور کنید یکی از اعضای خانواده هر روز بعد از ورود به خانه از مشکلات روزش می‌گوید. یک روز از رییس ناراضی است، روز دیگر از همکار، روز بعد از ترافیک و روز دیگر از هزینه‌ها ابراز ناراحتی می‌کند.

اگر این الگو دائما تکرار شود، ممکن است گفتن یک جمله منفی به واکنشی تقریبا خودکار تبدیل شود. حتی ممکن است فرد پیش از آنکه به این فکر کند که امروز چه اتفاق خوبی افتاد؟، ذهنش به دنبال اتفاق آزاردهنده بگردد. آیا مغز غرغرو فقط نیمه خالی لیوان را می‌بیند؟ دقیقا اینطور نیست اما تکرار تفکر منفی می‌تواند توجه فرد را بیشتر درگیر محتوای منفی کند. وقتی افکار منفی بارها و به شکل دشوارکننده‌ای تکرار می‌شوند، فرد ممکن است سخت‌تر بتواند آنها را کنار بگذارد و توجه خود را به موضوع دیگری منتقل کند. برای خانواده این موضوع یک مثال ساده دارد.

اگر مادر یا پدر بعد از یک اشتباه کودک مرتب با خود بگوید این بچه هیچ‌وقت درست نمی‌شود، احتمال دارد همان اشتباه بیشتر از رفتارهای درست کودک در ذهن او باقی بماند. در حالی که اگر اشتباه را به یک اتفاق مشخص محدود کند، امکان دیدن رفتارهای مثبت کودک نیز بیشتر می‌شود. سه اتفاقی که ممکن است با غر زدن مداوم همراه شود – توجه بیشتر به مشکلات:وقتی بیشتر گفت‌ و گوهای درونی و بیرونی فرد حول مشکلات می‌چرخد، طبیعی است که مشکلات سهم بیشتری از توجه او را به خود اختصاص دهند.

این به معنای آن نیست که مغز دیگر توان دیدن اتفاقات خوب را ندارد، بلکه یعنی فرد ممکن است بیشتر به دنبال چیزهایی بگردد که با انتظار منفی او هماهنگ هستند. مثلا کسی که از مهمانی خانوادگی با این تصور وارد می‌شود که باز هم همه چیز خراب می‌شود، ممکن است بیشتر متوجه یک جمله ناخوشایند شود و ده‌ها رفتار محبت‌آمیز دیگران را نادیده بگیرد. – گرفتار شدن در تکرار یک فکر: غر زدن با نشخوار فکری یکی نیست اما می‌توانند به هم نزدیک شوند. نشخوار فکری زمانی اتفاق می‌افتد که فرد بارها و بارها درباره یک موضوع منفی فکر می‌کند، بدون اینکه به نتیجه یا راه‌حل مشخصی برسد.

به زبان ساده ذهن فرد ممکن است بارها به همان موضوع برگردد، حتی زمانی که دیگر نیازی به فکر کردن درباره آن وجود ندارد. – تبدیل شکایت به یک عادت: اگر شکایت کردن همیشه اولین واکنش فرد به مشکلات باشد، ممکن است به مرور به بخشی از الگوی رفتاری او تبدیل شود. در چنین شرایطی فرد لزوما تصمیم نمی‌گیرد که منفی‌نگر باشد. ممکن است فقط به همان شیوه‌ای واکنش نشان دهد که بارها در گذشته تمرین کرده است. وقتی غر زدن وارد فضای خانه می‌شود غر زدن فقط روی خود فرد اثر نمی‌گذارد.

خانواده محیطی است که اعضای آن دائما با یکدیگر در ارتباط هستند و شیوه صحبت کردن یک نفر می‌تواند روی حال و هوای دیگران هم اثر بگذارد. بعنوان مثال اگر یکی از والدین دائما از وضعیت زندگی، مدرسه، همسر، اقوام یا شرایط اقتصادی شکایت کند، کودک نیز ممکن است خانه را محیطی پر از نگرانی و نارضایتی تجربه کند. از طرف دیگر همسر فرد غرغرو ممکن است به مرور از شنیدن شکایت‌های تکراری خسته شود و به جای همدلی، حالت دفاعی پیدا کند. البته این به معنای مقصر دانستن فردی که زیاد گلایه می‌کند نیست.

گاهی پشت شکایت‌های مکرر، خستگی، فشار کاری، مشکلات اقتصادی، احساس دیده نشدن یا نیاز به حمایت قرار دارد. بنابراین بهتر است پیش از برچسب زدن به یک عضو خانواده، علت ناراحتی او را نیز جدی بگیریم. هر گلایه‌ای غر زدن نیست یکی از مهم‌ترین نکات این است که نباید گلایه کردن سالم را با غر زدن بی‌نتیجه یکی دانست. اگر همسر از تقسیم نشدن کارهای خانه ناراحت است و درباره آن صحبت می‌کند، این الزاما غر زدن نیست. اگر کودک از رفتار نامناسب یکی از همکلاسی‌هایش حرف می‌زند، او نیز صرفا در حال شکایت کردن نیست.

اگر پدر یا مادر از یک مشکل مالی صحبت می‌کنند، ممکن است در حال تلاش برای پیدا کردن راه‌حل باشند. تفاوت اصلی در این است که گفت‌وگوی سالم معمولا به سمت شناخت مسئله، بیان احساس، درخواست کمک یا پیدا کردن راه‌حل حرکت می‌کند. اما غر زدن بی‌نتیجه معمولا در یک چرخه تکراری "مشکل، شکایت، تکرار شکایت و دوباره همان مشکل" باقی می‌ماند. فرض کنید یکی از اعضای خانواده از شلوغی خانه ناراحت است. در حالت اول می‌گوید که هیچ‌کس در این خانه به فکر من نیست. همیشه همه چیز را باید خودم انجام بدهم. این جمله احساس ناراحتی را بیان می‌کند اما راهی برای حل مسئله نشان نمی‌دهد.

در حالت دوم می‌گوید که امروز خیلی خسته‌ام و از اینکه بیشتر کارهای خانه روی دوش من افتاده ناراحتم. می‌شود امشب شما ظرف‌ها را بشویید تا من کمی استراحت کنم؟در هر دو حالت فرد ناراحت است اما گفت‌وگوی دوم احساس را به یک درخواست مشخص تبدیل می‌کند. این همان تفاوت مهم میان بیان احساس و گیر افتادن در احساس است. قبل از غر زدن یک سؤال از خودتان بپرسید گاهی یک سؤال ساده می‌تواند مسیر گفت‌وگو را عوض کند.

"من الان می‌خواهم فقط ناراحتی‌ام را بیان کنم یا می‌خواهم این مسئله را حل کنم؟" اگر هدف فقط تخلیه احساس است، می‌توان چند دقیقه درباره ناراحتی صحبت کرد و از طرف مقابل نیز انتظار شنیدن و همدلی داشت. اما اگر مسئله قابل حل است، بهتر است بعد از بیان احساس به سراغ یک اقدام مشخص رفت. مثلا به جای بچه‌های من اصلا مسئولیت‌پذیر نیستند، می‌توان گفت که "می‌خواهم از این هفته هرکدام از بچه‌ها یک مسئولیت مشخص در خانه داشته باشند." این تغییر کوچک، گفت‌وگو را از شکایت به حل مسئله می‌برد. چگونه فضای خانه را از چرخه غر زدن دور کنیم؟

لازم نیست خانواده برای جلوگیری از غر زدن، همه اعضا را مجبور کند همیشه مثبت باشند. مثبت‌نگری اجباری نیز می‌تواند احساسات واقعی افراد را نادیده بگیرد. بهتر است اعضای خانواده اجازه داشته باشند ناراحت باشند، اعتراض کنند و درباره مشکلات حرف بزنند. اما می‌توان یک قانون ساده داشت؛ هر شکایت مهم، در صورت امکان یک قدم برای حل مسئله هم داشته باشد. مثلا اگر کسی از شلوغی خانه ناراضی است، می‌توان درباره تقسیم کار صحبت کرد. اگر نوجوان از حجم درس‌ها شکایت دارد، می‌توان برنامه‌ریزی کرد.

اگر یکی از زوجین از کمبود وقت مشترک ناراحت است، می‌توان زمانی مشخص برای باهم بودن تعیین کرد. هدف حذف احساسات منفی نیست، بلکه هدف این است که احساسات منفی در یک چرخه بی‌پایان تکرار نشوند. از همیشه و هیچ‌ وقت کمتر استفاده کنیم دو کلمه همیشه و هیچ‌ وقت در گفت‌ و گوهای خانوادگی می‌توانند مشکل‌ساز شوند. وقتی می‌گوییم "تو همیشه من را تنها می‌گذاری" یا "بچه‌ها هیچ‌ وقت به حرف من گوش نمی‌دهند"، درباره یک اتفاق مشخص صحبت نمی‌کنیم، بلکه تمام رفتارهای گذشته را در یک جمله جمع می‌کنیم. بهتر است جمله را دقیق‌تر کنیم؛

"این هفته چند بار احساس کردم تنها مانده‌ام" یا "امروز وقتی از تو خواستم کمکم کنی، ناراحت شدم." این شیوه هم احساس را بهتر منتقل می‌کند و هم احتمال اینکه طرف مقابل حالت دفاعی بگیرد کمتر می‌شود. مغز و ذهن قابل تمرین دوباره هستند اگر فردی سال‌ها عادت کرده باشد بیشتر شکایت کند، این به معنای آن نیست که دیگر نمی‌تواند شیوه دیگری را انتخاب کند. بنابراین می‌توان از تغییرهای کوچک شروع کرد.

مثلا هر بار که جمله "همه چیز خراب است" به ذهن آمد، فرد از خود بپرسد: "دقیقا چه چیزی خراب است؟" یا "الان چه کاری از دست من برمی‌آید؟" این کار قرار نیست مشکل را جادویی حل کند اما کمک می‌کند ذهن از یک قضاوت کلی به سمت یک مسئله مشخص حرکت کند. خانواده‌ای که فقط مثبت نیست، سالم‌تر گفت‌وگو می‌کند قرار نیست اعضای یک خانواده همیشه خوشحال باشند یا هیچ‌وقت از چیزی شکایت نکنند. زندگی واقعی پر از خستگی، اختلاف، نگرانی و اتفاقات ناخوشایند است.

خانواده سالم جایی نیست که در آن هیچ گلایه‌ای وجود ندارد، بلکه جایی است که اعضای آن بتوانند ناراحتی خود را بیان کنند، شنیده شوند و در صورت امکان برای تغییر شرایط قدمی بردارند. پس اگر یکی از اعضای خانواده زیاد غر می‌زند، شاید بهتر باشد به جای گفتن "تو خیلی غرغرو هستی"، از او بپرسیم که "واقعاً چه چیزی این روزها بیشتر از همه اذیتت می‌کند؟" گاهی پشت یک غر زدن مداوم، مسئله‌ای وجود دارد که مدت‌ها شنیده نشده است. از طرف دیگر، اگر خودمان متوجه شدیم بیشتر گفت‌ و گوهایمان با شکایت شروع می‌شود و با شکایت تمام می‌شود، می‌توانیم از یک تغییر کوچک شروع کنیم.

مشکل را دقیق بگوییم، احساسمان را بیان کنیم و اگر امکانش وجود دارد، یک قدم برای حل آن برداریم. مغز انسان با چند جمله منفی خراب نمی‌شود اما تکرار الگوهای فکری می‌تواند به شکل‌گیری عادت‌ها و سبک‌های مشخص توجه و فکر کردن کمک کند. پژوهش‌ها درباره نشخوار فکری نیز نشان می‌دهند تفکر منفی تکرارشونده با شبکه‌های مختلف مغزی در ارتباط است، هرچند هنوز نمی‌توان گفت یک بخش مشخص از مغز مسئول غر زدن است.

بنابراین شاید بهتر باشد به جای اینکه از خودمان یا اعضای خانواده بپرسیم "چرا این‌قدر غر می‌زنی؟"، سؤال دقیق‌تری بپرسیم، اینکه "این شکایت قرار است ما را به کجا برساند؟" اگر پاسخ، شناخت احساس و پیدا کردن راه‌ حل باشد، گفت‌ و گو می‌تواند مفید باشد اما اگر قرار باشد فقط همان ناراحتی بارها و بارها تکرار شود، شاید وقت آن رسیده باشد که مسیر گفت‌ و گو را تغییر دهیم.

منبع: ایرنا

منبع: باشگاه خبرنگاران جوان

منبع خبرباشگاه خبرنگاران جوان
نمای زنده فرهاببه‌روزرسانی 21:54
123,395مطلب نمایه‌شده
92,333موضوع و برچسب
30منبع خبری
14حوزه موضوعی