رفتن به محتوای اصلی
اقتصادیرسانیوز6 دقیقه مطالعه

راهبرد انزوای ایران و چالش‌های فرسایشی برای تحریم‌‌های آمریکا

دولت آمریکا مدعی انزوای ایران از اقتصاد جهان است اما این راهبرد چالش‌هایی دارد که آن را فرسوده و بی‌اثرمی‌کند.

راهبرد انزوای ایران و چالش‌های فرسایشی برای تحریم‌‌های آمریکا

لحن عملیات اقتصادی واشنگتن هر روز تندتر و ابزارش در میدان کم‌اثرتر می‌شود؛ محاصره نفت ایران کرایه حمل دریایی جهان را به رکورد بی‌سابقه‌ای رسانده و بهای سوخت در خود آمریکا بالا رفته است؛ یعنی هزینه فشار، به حساب طراحش نوشته می‌شود؛ و پایان این بازی را نه شمارش تحریم‌ها، بلکه پاسخ واشنگتن به شروط هفت‌گانه تهران برای بازگشایی تنگه هرمز تعیین می‌کند. خزانه‌داری آمریکا در حال بررسی آن است که به بخشی از شناورهای تحریم‌شده اجازه دهد نفت غیرتحریمی حمل کنند؛ هدف، مهار کرایه‌های حمل دریایی است که در پی محاصره نفت ایران به رکورد رسیده است.

این تصمیم تازه‌ترین حلقه زنجیره‌ای است که در آن کاخ سفید یک‌جا لحن جنگ اقتصادی را تندتر کرده و جای دیگر از ابزارش کاسته است؛ از کنار گذاشتن بخشی از تحریم‌های روسیه برای تأمین گازوئیل مصرف داخلی آمریکا تا توقف حملات در آستانه انتخابات. عملیاتی که با وعده بریدن هر شریان اقتصادی ایران آغاز شد، دو ماه بعد در حال پرداخت صورتحساب خود طراح است. خواسته بزرگتر اما با ابزار قبلی این سیاست دوم شهریور با بیانیه رسمی کاخ سفید آغاز شد؛ قرار بود هر شریان اقتصادی ایران بریده شود و تهران به تنهایی و ورشکستگی برسد. وعده‌ها هم تاریخ مشخص داشتند؛

تا هشتم مهر، پروازهای ایران متوقف و فروش نفت آن تمام می‌شد. هشتم مهر گذشت و هیچ‌یک محقق نشد؛ پروازهای ایران به بسیاری از کشورهای جهان برقرار است و فروش نفت، اگرچه دشوارتر و گران‌تر، قطع نشده است. واشنگتن اما به جای بازبینی، خواسته را بلندتر کرد؛ ترامپ به روایت رسانه‌های آمریکایی گفته است: «لحظه‌ای می‌رسد که دیر است و نمی‌توانیم اجازه دهیم به‌عنوان یک ملت باقی بمانند.» معیار پیروزی دو بار جابه‌جا شده است؛ نخست از پرونده هسته‌ای به اقتصاد، و این‌بار از اقتصاد به هستی یک ملت. تغییر نام عملیات به «انزوای مطلق» در چنین وضعی اعلان فاز تازه نیست؛

اعترافی است به اینکه معیار پیشین به نتیجه نرسیده است. خواسته بزرگ‌تر شده و ابزار، همان ابزار ماه نخست است. موج دوم تحریم‌ها نیز از همین وضع می‌گوید. بیشتر نهادهایی که این‌بار تحریم شدند سال‌هاست زیر تحریم کار می‌کنند و هدف گرفتن دوباره آنان چیزی از ظرفیت اقتصادی ایران نمی‌کاهد. مقصد اصلی این اقدام اما بانک‌ها و شرکت‌های واسطه در سراسر جهان است؛ پیام، ترساندن آن‌ها از همکاری با ایران است. تجربه نشان داده چنین اقداماتی رابطه را از میان نمی‌برد؛ فقط گران‌تر می‌کند. سابقه نیز همین را می‌گوید؛

در دور پیشین فشار حداکثری، صادرات نفتی ایران عملاً به صفر رسید، اقتصاد منقبض شد و پیش‌بینی‌ها از فروپاشی سخن گفتند، اما ساختار دوام آورد و ظرف چند سال رشد به اقتصاد برگشت. امروز هم کم شدن بارگیری در بنادر معنای تسلیم نیست؛ فروش از محموله‌های انبارشده و مسیرهای خشکی ادامه دارد و شرکت ملی نفتکش ایران از دوبرابر شدن حمل نفت و فرآورده‌های نفتی در ماه‌های اخیر خبر داده است. آزمون عراق و چین عراق نخستین آزمون میدانی این فرمان‌ها بود. بستن فرودگاه‌های بغداد و نجف به روی پروازهای ایرانی در نخستین روزهای مهر دوام نیاورد؛

سفیر این کشور در تهران رسماً اعلام کرد چنین تصمیمی صادر نشده است. مذاکره جای فرمان را گرفت و نتیجه‌اش برقراری اکثر پروازها میان دو کشور شد؛ به گفته دفتر نخست‌وزیر عراق، اکنون روزانه چهل پرواز به نجف در جریان است. این نتیجه حاصل چانه‌زنی بغداد بود، نه فرمان واشنگتن. چانه‌زنی هم پایدارتر از فرمان است؛ زیارت و تجارت مرزی آن‌قدر در زندگی دو کشور ریشه دارد که بازگشت به ممنوعیت آسان نیست. به گفته وزیر خارجه عراق، این جنگ تا امروز حدود شصت میلیارد دلار به اقتصاد این کشور خسارت زده است.

کشوری که چنین حسابی پیش چشمش است، بیش از آنکه فرمان انزوا را اجرا کند، در پی پایان تنش است. سقف واقعی این عملیات اما جایی است که فرمان واشنگتن به آن نمی‌رسد؛ چین، بزرگ‌ترین خریدار نفت ایران. ریچارد نفیو، مسئول سابق پرونده تحریم‌های ایران در مذاکرات هسته‌ای، معما را صریح گفته است: برای موفقیت، واشنگتن ناچار است بانک‌های بزرگ چین را تحریم کند؛ و اگر چنین کند، توافق تجاری با پکن را می‌بازد یا باید درباره ایران کوتاه بیاید. پکن هم در عمل همین مرز را نشان داده است. در بیانات رسمی، تحریم‌های ثانویه را نمی‌پذیرد؛

اما در رفتار بانکی خود محتاط است و از هر گامی که جنگ مالی را نزدیک کند فاصله می‌گیرد. پکن اجازه نمی‌دهد این عملیات به هدفش برسد، ولی خودش هم بازی را به رویارویی نمی‌کشد؛ همین احتیاط، خط پایان عملیات است. در سطح جهان نیز همین شکاف دیده می‌شود؛ ده‌ها کشور در مجمع عمومی سازمان ملل تحریم‌های یک‌جانبه را محکوم کردند و روسیه و چین سازوکار نظارتی شورای امنیت را وتو کردند. عملیاتی که برای تنها گذاشتن ایران طراحی شده بود، در سازمان ملل تنها ماند. فرصتی که همیشگی نیست سنجش منصفانه هر دو سوی ماجرا را می‌بیند. فشار واقعی است و انکارش تحلیل را بی‌اعتبار می‌کند؛

بر پایه داده‌های مرکز آمار ایران، تولید ناخالص داخلی در بهار امسال بیش از ده درصد کوچک‌تر شده، تجارت خارجی کشور در پنج‌ماهه امسال حدود 26 درصد کاهش یافته و هزینه حمل از بنادر ترکیه پنج برابر شده است. اما در همین دوره، تجارت با ترکیه 19 درصد رشد کرده، واردات از مرز بازرگان جهش کرده و درآمد نفتی دولت بیش از پیش‌بینی بودجه محقق شده است. اقتصاد ایران در برابر فشار نه تسلیم می‌شود و نه یخ می‌زند؛ مسیر عوض می‌کند و بارش را به راهی می‌برد که باز مانده است. انزوای اقتصادی اما یعنی هم فشار و هم حذف؛ آنچه تا امروز رخ داده، نیمه نخست این معادله است.

واشنگتن اما فرصت بی‌پایانی برای این آزمون ندارد. برآورد مؤسسات ردیابی نفت این است که اگر محاصره دریایی ادامه یابد، فشار بر اقتصاد ایران تا اواخر آذر به بالاترین حد خود می‌رسد؛ کاخ سفید این تاریخ را به تهران نشان می‌دهد. ساعت خود واشنگتن هم کار می‌کند؛ بهای سوخت پیش از انتخابات میان‌دوره در دوازدهم آبان به مسئله داخلی آمریکا تبدیل شده، به برآورد مؤسسات اقتصادی آمریکایی، جنگ تا امروز برای هر خانوار این کشور حدود دو هزار دلار هزینه در بر داشته و هر گامی به سوی تحریم بانک‌های بزرگ چین، ریسک جنگ مالی با پکن را سنگین‌تر می‌کند. نتیجه را می‌توان در رفتار دید؛

به روایت رسانه‌های آمریکایی، فرماندهی مرکزی این کشور حملات به بخشی از تجهیزات نظامی ایران را در آستانه انتخابات تقریباً متوقف کرده است. انزوای مطلق در حرف ماند و در میدان عمل نسبی شد؛ صورتحساب این عملیات به خود طراح رسیده و نخستین قسط‌هایش پرداخت شده است. در مجموع، تجربه سه دهه نشان داده چنین سیاست‌هایی مسیری سه‌مرحله‌ای دارند؛ همراهی در آغاز، استثنا در میانه و ضرورت در پایان. عملیات کنونی این مسیر را در دو ماه طی کرده است؛ از بستن فرودگاه‌ها تا مجوز پروازها و ترمزهای انتخاباتی. آنچه ماه‌های پیش رو را تعیین می‌کند نه شمارش تحریم‌هاست و نه بیانیه‌ها؛

دو شمارش دیگر در راه است: فشاری که تا اواخر آذر می‌تواند به اوج برسد و رأیی که در دوازدهم آبان به صندوق می‌رود. روی میز مذاکره هم، تهران شروط خود برای بازگشایی تنگه هرمز را گذاشته است؛ شروطی که پاسخ واشنگتن به آن‌ها شکل پایان این جنگ اقتصادی را تعیین می‌کند. کدام شمارش معادله را عوض می‌کند؟ پاسخ را نه کاخ سفید و نه تهران خواهند گفت؛ رفتار مرزها، نفتکش‌ها و اجرای شروط ایران نشان خواهد داد.

منبع: رسانیوز

منبع خبررسانیوز
نمای زنده فرهاببه‌روزرسانی 18:09
122,888مطلب نمایه‌شده
91,834موضوع و برچسب
30منبع خبری
14حوزه موضوعی