نوزدهمین دوره لیگ برتر فوتبال زنان، دستکم از نظر توجه عمومی، شرایط متفاوتی با سالهای گذشته دارد. حضور همزمان استقلال و پرسپولیس برای نخستینبار در کنار باشگاههایی چون خاتون بم، گلگهر سیرجان، سپاهان اصفهان و ملوان بندرانزلی، توجه رسانهها را به این رقابتها افزایش داده و به فوتبال زنان فرصتی داده است تا از حاشیه فوتبال ایران فاصله بگیرد و بیشتر دیده شود. این اتفاق حاصل سالها تلاش بازیکنانی است که با محدودیت امکانات، مشکلات مالی و کمبود توجه رسانهای به فوتبال ادامه دادهاند.
حالا که باشگاههای بزرگ وارد میدان شدهاند و امکان جلب مخاطب بیشتر فراهم شده، سازمان لیگ چه تصمیمی میگیرد؟ ممنوعیت حضور مردان در ورزشگاههای محل برگزاری مسابقات و تهدید باشگاههای میزبان به ارجاع پرونده تخلف به ارکان قضایی فدراسیون فوتبال! این چه رویکردی است؟ فوتبالی که سالها برای دیدهشدنش تلاش شده، حالا به فرصتی برای رشد رسیده است؛ فرصتی که میتواند به جذب سرمایهگذار، افزایش توجه عمومی و بهبود شرایط بازیکنان منجر شود. اما به جای آنکه متولیان فوتبال برای حفظ و تقویت این موقعیت تلاش کنند، تصمیمی میگیرند که خودش به مانعی تازه تبدیل شده است.
نامهای که حتی داور VAR را هم به دردسر انداخت محمدرضا کشوریفرد، دبیر سازمان لیگ، در نامهای خطاب به مدیران عامل باشگاههای لیگ برتری و رؤسای هیئتهای فوتبال، حضور آقایان در ورزشگاههای محل برگزاری مسابقات فوتبال زنان را ممنوع اعلام کرده و مسئولیت اجرای این دستور را بر عهده باشگاه میزبان گذاشته است. در این نامه تأکید شده که در صورت تخلف، گزارش مربوطه برای رسیدگی به ارکان قضایی فدراسیون فوتبال ارجاع خواهد شد. محدودیت اعلامشده نیز صرفاً به تماشاگران محدود نیست و مدیران باشگاهها، مربیان و اصحاب رسانه را هم در بر میگیرد.
ماجرا زمانی عجیبتر میشود که پای تیم داوری نخستین داربی زنان به میان میآید. دانیال مرادی، رئیس دپارتمان داوری فدراسیون فوتبال، پیشتر موعود بنیادیفر را بهعنوان داور VAR مسابقه پرسپولیس و استقلال معرفی کرده بود؛ اما بر اساس اطلاعات منتشرشده درباره نامه سازمان لیگ، برای حضور او در ورزشگاه شهید کاظمی محدودیت ایجاد شده و باید داور دیگری برای این مسئولیت تعیین شود. وقتی اجرای یک محدودیت تا جایی پیش میرود که حتی حضور داور تعیینشده برای یک مسابقه رسمی را تحت تأثیر قرار میدهد، دیگر نمیتوان آن را مسئلهای حاشیهای دانست.
پرسش روشن است: آیا پیش از ابلاغ این نامه، پیامدهای اجرایی آن برای برگزاری مسابقات بررسی شده است؟ اگر چنین تصمیمی بر حضور عوامل تخصصی، مدیران و رسانهها اثر میگذارد، چرا باید در آستانه یکی از مهمترین مسابقات فصل با چنین ابهاماتی مواجه شویم؟ سازمان لیگ باید درباره مبنای این ممنوعیت و نحوه اجرای آن توضیح روشن بدهد. صدور یک بخشنامه بهخودیخود پاسخگوی پرسشهایی نیست که درباره ضرورت، تناسب و آثار آن مطرح میشود. اسپانسر را با مسابقهای که دیده نمیشود، جذب میکنید؟ فوتبال زنان برای حرفهایشدن به چیزی فراتر از برگزاری مسابقه نیاز دارد.
تیمها باید بتوانند هزینههای تمرین، سفر، تجهیزات، کادر فنی و قرارداد بازیکنان را تأمین کنند. برای رسیدن به این هدف نیز جذب حامی مالی و ایجاد انگیزه برای سرمایهگذاری اهمیت اساسی دارد. اما چرا یک شرکت باید برای سرمایهگذاری در رشتهای هزینه کند که فرصت دیدهشدن آن محدودتر میشود؟ اسپانسر به دنبال ارتباط با مخاطب است و پوشش رسانهای یکی از مهمترین مسیرهای رسیدن به این هدف محسوب میشود. گزارشهای تصویری، مصاحبه با بازیکنان، تصاویر مسابقات و تحلیل فنی، هم به معرفی ورزشکاران کمک میکند و هم میتواند ارزش تجاری حضور یک برند در فوتبال زنان را افزایش دهد.
وقتی حضور اصحاب رسانه با محدودیت مواجه میشود، این نگرانی شکل میگیرد که دسترسی به مسابقات و کیفیت پوشش آنها تحت تأثیر قرار بگیرد. در چنین شرایطی، فوتبال زنان بخشی از فرصت خود برای جذب مخاطب و سرمایه را از دست میدهد؛ آن هم درست زمانی که حضور استقلال و پرسپولیس میتواند توجه گروه تازهای از هواداران را به این رقابتها جلب کند. آیا مسئولان سازمان لیگ برای این پیامدها راهکاری دارند؟ آیا بررسی کردهاند که محدودیتهای احتمالی در پوشش مسابقات چه اثری بر برنامههای تجاری باشگاهها میگذارد؟
نمیتوان از باشگاهها انتظار داشت تیم زنان تشکیل دهند و برای آن هزینه کنند، اما همزمان نسبت به شرایطی که بازگشت این سرمایهگذاری را ممکن میکند، بیتفاوت بود. بازیکنانی که باید بجنگند تا دیده شوند؛ حتی بیرون از زمین! برای فوتبالیست زن، دیدهشدن صرفاً مسئله شهرت نیست. توجه رسانهای میتواند به معرفی تواناییهای فنی، پیدا کردن فرصتهای بهتر، افزایش اعتبار حرفهای و جلب حمایت مالی کمک کند. بازیکنی که سالها تمرین کرده و در سطح بالای رقابت میکند، باید بتواند امیدوار باشد که عملکردش فرصتی برای پیشرفت ایجاد میکند.
البته هیچ ورزشکاری صرفاً به دلیل کمبود پوشش رسانهای دست از فوتبال نمیکشد؛ اما نمیتوان اثر انباشته محدودیتها را هم نادیده گرفت. وقتی بازیکن با مشکلات مالی و امکاناتی دستوپنجه نرم میکند و در عین حال فرصت معرفی تواناییهایش نیز محدود میشود، مسیر حرفهایشدن دشوارتر خواهد شد. از این بازیکنان انتظار داریم کیفیت لیگ را بالا ببرند، در رقابتهای ملی موفق باشند و نسل تازهای را به فوتبال زنان علاقهمند کنند. اما آیا مسئولان هم به همان اندازه برای فراهمکردن شرایط پیشرفت آنها مسئولیتپذیرند؟
یا قرار است بازیکنان همه دشواریها را تحمل کنند و هر بار که فرصتی برای تغییر شرایط به وجود میآید، با محدودیت تازهای روبهرو شوند؟ ورود باشگاههای بزرگ به فوتبال زنان باید نقطه شروع حمایت جدیتر از بازیکنان باشد، نه اتفاقی که زیر سایه تصمیمهای محدودکننده، بخشی از ظرفیت خود را از دست بدهد. چرا درست در آستانه تاریخیترین داربی؟
بر اساس گزارش منتشرشده درباره این ماجرا، پس از برگزاری مسابقات هفته نخست لیگ برتر زنان و حضور تماشاگران مرد در ورزشگاهها، مسئولان سازمان لیگ و فدراسیون فوتبال نسبت به این موضوع اعتراض داشتند و بحث ابلاغ نامه ممنوعیت نیز مطرح شده بود. با رایزنی مدیران برخی تیمها، نامه در آن مقطع ابلاغ نشد؛ اما حالا، حدود ۲۰ روز بعد، این تصمیم در آستانه هفته پنجم و نخستین داربی تاریخ فوتبال باشگاهی زنان میان استقلال و پرسپولیس ابلاغ شده است. همین زمانبندی پرسشبرانگیز است. داربی استقلال و پرسپولیس میتواند یکی از مهمترین فرصتهای معرفی فوتبال زنان به مخاطبان تازه باشد؛
مسابقهای که توجه هواداران دو باشگاه و رسانههای مختلف را به خود جلب میکند. در چنین شرایطی، انتظار میرود تمام برنامهریزیها در جهت برگزاری هرچه بهتر مسابقه و استفاده از ظرفیت رسانهای آن باشد. در گزارش منتشرشده، از مداخله نهادهای غیرفوتبالی نیز بهعنوان یکی از عوامل احتمالی ابلاغ دیرهنگام نامه یاد شده است؛ موضوعی که بدون مستندات بیشتر نمیتوان درباره آن نتیجهگیری قطعی کرد. با این حال، فارغ از اینکه این تصمیم با چه ملاحظاتی گرفته شده، مسئولان فوتبال باید درباره ضرورت و پیامدهای آن پاسخگو باشند.
اگر دغدغهای درباره نحوه برگزاری مسابقات وجود دارد، آیا هیچ راهحل دیگری برای مدیریت آن قابل بررسی نبود؟ آیا لازم بود تصمیمی با این میزان اثر احتمالی بر باشگاهها و پوشش رسانهای، درست در آستانه مهمترین مسابقه فصل ابلاغ شود؟ و مهمتر از همه، چه کسی مسئولیت پیامدهای احتمالی آن برای توسعه فوتبال زنان را میپذیرد؟ عقبگرد را به نام قانونمداری توجیه نکنید بحث بر سر این نیست که مقررات نباید اجرا شوند؛ بحث این است که هر مقرراتی باید مبنای روشن داشته باشد و آثار آن بر فعالیت ورزشی بهدقت سنجیده شود.
نمیتوان صرف ابلاغ یک نامه را دلیل کافی برای کنارگذاشتن پرسشها درباره ضرورت، تناسب و پیامدهای آن دانست. فوتبال زنان در ایران با کمبودهای متعددی روبهروست و هنوز برای رسیدن به شرایط حرفهای مطلوب فاصله دارد. در چنین وضعیتی، وظیفه نهادهای متولی باید کاهش موانع، حمایت از باشگاهها و ایجاد فرصتهای بیشتر برای رشد باشد. اگر تصمیمی به محدودشدن دسترسی رسانهها، دشوارترشدن میزبانی یا کاهش فرصت دیدهشدن بازیکنان منجر شود، باید درباره آثار آن توضیح داده شود؛ نه اینکه تمام مسئولیت اجرا و عواقب احتمالی به گردن باشگاه میزبان انداخته شود.
استقلال و پرسپولیس به فوتبال زنان آمدهاند و این اتفاق میتواند برای آینده این رشته مهم باشد. اما حضور نامهای بزرگ، بهتنهایی توسعه نمیسازد. این فرصت زمانی به نتیجه میرسد که با برنامهریزی، حمایت مالی، پوشش رسانهای و سیاستگذاری درست همراه شود. اکنون در فاصله پنج روز تا نخستین داربی تاریخ فوتبال باشگاهی زنان، مدیران استقلال و پرسپولیس و دیگر باشگاههای لیگ برتری نسبت به ابلاغ ناگهانی این نامه معترضاند و احتمال موضعگیری علنی آنها مطرح شده است. باید دید این اعتراضها به بازنگری در تصمیم منجر میشود یا محدودیت اعلامشده بدون تغییر اجرا خواهد شد.
یک نکته اما روشن است: فوتبال زنان برای رشد به مانع تازه نیاز ندارد. سالها تلاش شده تا این مسابقات بیشتر دیده شوند، باشگاههای بزرگ وارد میدان شوند و بازیکنان فرصتهای حرفهای بیشتری پیدا کنند. حالا که چنین فرصتی شکل گرفته، تصمیمگیران باید توضیح دهند چرا بهجای تقویت این مسیر، محدودیتی را ابلاغ کردهاند که میتواند بخشی از دستاوردهای آن را تحت تأثیر قرار دهد. نمیشود از توسعه فوتبال زنان حرف زد و همزمان راههای دیدهشدنش را محدود کرد.
اگر هدف واقعاً پیشرفت این رشته است، وقت آن رسیده که سازمان لیگ بهجای تهدید باشگاهها، درباره ضرورت این تصمیم پاسخ بدهد و پیش از اجرای آن، پیامدهایش را جدی بگیرد.
منبع: آوش



