رفتن به محتوای اصلی
بهداشت و درماناقتصاد نیوز7 دقیقه مطالعه

از جنگ‌های مذهبی تا بحران همه‌گیری بیماری‌ها؛ آزمون تاریخی لیبرالیسم در روزگار آشوب | چگونه بحران‌های تاریخی به اندیشه لیبرال شکل دادند؟

به گزارش اقتصادنیوز به نقل از دنیای اقتصاد، جان مورفی، اقتصاددان، نوشت: نشریه آتلانتیک زمانی با افتخار تیتر زد: «در دوران اپیدمی، هیچ لیبرتارینی وجود ندارد!» این پیام که از آن زمان تاکنون بارها و بارها در رسانه‌ها تکرار شده، همواره یک معنای مشخص داشته است…

از جنگ‌های مذهبی تا بحران همه‌گیری بیماری‌ها؛ آزمون تاریخی لیبرالیسم در روزگار آشوب | چگونه بحران‌های تاریخی به اندیشه لیبرال شکل دادند؟

به گزارش اقتصادنیوز به نقل از دنیای اقتصاد، جان مورفی، اقتصاددان، نوشت: نشریه آتلانتیک زمانی با افتخار تیتر زد: «در دوران اپیدمی، هیچ لیبرتارینی وجود ندارد!» این پیام که از آن زمان تاکنون بارها و بارها در رسانه‌ها تکرار شده، همواره یک معنای مشخص داشته است: لیبرال‌های کلاسیک (که از این به بعد در این مقاله صرفاً «لیبرال» نامیده می‌شوند) هیچ جایی در دنیای امروز ندارند. استدلال منتقدان این است که مقابله با یک بیماری همه‌گیر جهانی نیازمند اقدامات یکپارچه جهانی است؛ اقداماتی که تنها از عهده دولت‌ها و حکومت‌ها برمی‌آید.

از این منظر، فردگرایی و تفکر لیبرالیستی به دلیل وجود پیامدهای جانبی یا حتی خودخواهی‌های فردی، ناتوان از حل چنین بحران‌های کلانی هستند. بر اساس این تفکر، سوسیالیسم، چه در شکل آشکار آن در جناح چپ و چه در شکل پنهان آن در جناح راست، تنها راه پیش روست. اگر این بحران همه‌گیر را با تحولات صحنه سیاست جهانی (مانند ظهور قدرتمند چین و تهاجم روزافزون روسیه) ترکیب کنیم، به این نتیجه می‌رسیم که لیبرالیسم باید برای همیشه به زباله‌دان تاریخ سپرده شود!

از این دیدگاه، لیبرالیسم فلسفه‌ای است که تاریخ مصرف آن مدت‌هاست به پایان رسیده و ما امروز به فلسفه‌های مدرن‌تر یا پسامدرن‌تری برای هدایت جوامع نیاز داریم. لیبرالیسم در بستر صلح گلخانه‌ای متولد نشد! با این حال، چنین انتقاداتی به‌شدت تاریخ و چگونگی شکل‌گیری لیبرالیسم را سوء تعبیر و کج‌فهمی می‌کنند. لیبرالیسم هرگز در آغوش امن صلح و آسایش متولد نشده است. درست است که در دهه‌های اخیر، صلح و رفاه نسبی بر جهان حکم‌فرما بوده است. از نیمه دهه ۱۹۴۰ به این سو هیچ جنگ جهانی بزرگی رخ نداده و آخرین تهدید جدی برای یک جنگ بزرگ به دهه ۱۹۵۰ بازمی‌گردد.

البته در این میان همچنان جنگ‌ها و درگیری‌های منطقه‌ای وجود داشته است؛ برخی از دانشجویان دانشگاه من پدران و مادرانی دارند که در جنگ افغانستان خدمت کرده‌اند. برخی دانش‌آموزان دبیرستانی و سال اول دانشگاه هرگز دنیایی را ندیده‌اند که در آن ایالات متحده درگیر جنگ و اشغال در عراق و افغانستان نباشد. اما در مقیاس کلان تاریخ، این درگیری‌ها بسیار کوچک بوده‌اند و هیچ شباهتی به جنگ‌های ویرانگر قرن نوزدهم و نیمه نخست قرن بیستم نداشته‌اند.

با وجود این حدود یک قرن صلح و رفاه نسبی که تا حد زیادی حاصل گسترش ایده‌های لیبرالیستی بوده است، منتقدان لیبرالیسم ادعا می‌کنند که این تفکر صرفا در یک دنیای آرام و صلح‌آمیز دوام می‌آورد و نمی‌تواند پاسخگوی آشفتگی‌های سیاسی و بیماری‌های همه‌گیر باشد. اما این استدلال، جای علت و معلول را با یکدیگر اشتباه می‌گیرد. کوران حوادث و طاعون‌های قرن هفدهم و هجدهم لیبرالیسم امروزی ما، در دوران صلح و آرامش اخیر متولد نشد، بلکه در کوران بحران‌های خونین قرن‌های هفدهم و هجدهم (۱۶۰۰ و ۱۷۰۰ میلادی) آبدیده شد و شکل گرفت.

در واقع، برخی صاحب‌نظران ریشه‌های آن را تا سقوط امپراتوری روم پی می‌گیرند (برای نمونه کتاب ابداع فرد نوشته لاری سیدنتوپ). قرن هفدهم شاهد برخی از هولناک‌ترین جنگ‌های مذهبی تاریخ بشر بود؛ روزگاری بسیار خطرناک که تضاد کاملی با دنیای نسبتا آرام امروزی ما داشت: جنگ‌های سی‌ساله، هجوم‌های مکرر امپراتوری عثمانی، حادثه پرتاب نافرجام مقامات از پنجره در پراگ، شورش بوهمیا، جنگ‌های داخلی و بازگردانی سلطنت در انگلستان، تنها مشتی از خروارند.

اینها به کنار، بلایای طبیعی و انسانی ویرانگری مانند «طاعون بزرگ سویل» (که حدود ۲۵درصد جمعیت را به کشتن داد) یا «آتش‌سوزی بزرگ لندن» را نیز باید به این فهرست افزود. دقیقا در دل همین وقایع تکان‌دهنده بود که هوگو گروسیوس کتاب معروف خود به نام «حقوق جنگ و صلح» را می‌نوشت که یکی از نخستین شاهکارهای لیبرالی در فلسفه سیاسی است. جان لاک رساله‌های معروف سیاسی‌اش را به رشته تحریر درمی‌آورد و ساموئل فون پافندورف مشغول تدوین نظریات حقوقی‌اش بود.

پایه‌ها و استدلال‌های بنیادین لیبرالیسم، به‌عنوان پاسخی به همین روزگار پرالتهاب و با هدف یافتن راهی برای «همزیستی مسالمت‌آمیز» پی‌ریزی می‌شد. قرن هجدهم نیز تکرار همین شرایط پرآشوب بود. قیام‌های مختلف و بحران‌های سیاسی انگلستان ذهن آدام اسمیت و دیوید هیوم را سخت درگیر کرده بود. انقلاب‌های آمریکا و فرانسه از راه رسیدند و بستر مناسبی برای شکل‌گیری نوشته‌ها و مناظرات عمیق لیبرالی، به‌ویژه میان ادموند برک و توماس پین فراهم کردند. متفکران برجسته لیبرال آن دوران به‌جای پنهان شدن در گوشه‌ای امن، فعالانه در متن این آشفتگی‌ها حضور داشتند.

درحالی‌که طاعون‌های مرگبار شهرهای بزرگ را درنوردیده بودند، این اندیشمندان به تفکر، تئوری‌پردازی و گسترش ایده‌های لیبرالی ادامه دادند؛ و ایده‌هایشان نیز درنهایت در جامعه ریشه دواند. از طاعون قرن نوزدهم تا مناظرات قرن بیستم قرن نوزدهم شاهد یکی از ویران‌کننده‌ترین بیماری‌های تاریخ بشر بود؛ زمانی که بیماری «وبا» بخش بزرگی از جهان را به چنگ خود درآورد. اما این بلایا نتوانست جلوی رشد لیبرالیسم را بگیرد، بلکه اتفاقا آن را قوی‌تر ساخت.

هنگامی که وبا در سال ۱۸۵۴محله «سوهو» در لندن را درنوردید، ریچارد کابدن در حال مبارزه و دفاع از تجارت آزاد برای کاهش فقر محرومان بود. درحالی‌که دولت‌ها در فرانسه یکی پس از دیگری ظهور می‌کردند و سقوط می‌نمودند (برخی فقط چند ماه دوام می‌آوردند)، فردریک باستیا برای ساختن یک فرانسه آزادتر و جهان‌وطن‌تر تلاش می‌کرد. تلاش‌ها و اندیشه‌های این دو مرد سرانجام منجر به انعقاد یکی از نخستین موافقت‌نامه‌های تجارت آزاد در دنیای مدرن میان انگلستان و فرانسه شد و زمینه را فراهم کرد تا این دو دشمن دیرینه در قرن پیش رو به متحدان سرسخت یکدیگر تبدیل شوند.

در روزگاری که بیماری از طریق سیستم فاضلاب معیوب لندن در حال گسترش بود، «ای‌وی دایسی» (AV Dicey) داشت کتاب «مقدمه‌ای بر مطالعه قانون اساسی» را می‌نوشت؛ کتابی که برای قرن‌های متمادی به کتاب مرجع و راهنمای مطالعه حاکمیت قانون در تفکر لیبرال تبدیل شد. دایسی، کابدن و باستیا هیچ‌کدام در بی‌خبری از رویدادهای پیرامون خود ننوشتند، بلکه عمیقا و فعالانه در متن آنها حضور داشتند. قرن بیستم دو جنگ جهانی ویرانگر و ظهور سوسیالیسم را به چشم دید.

در همین دوران بود که نویسندگان و اقتصاددانان لیبرال مدرنی همچون فریدریش‌هایک و لودویگ فون میزس با سوسیالیست‌هایی چون آبا لرنر و اسکار لانگه» درباره امکان‌پذیری و کارآیی سوسیالیسم به مناظره پرداختند. «مناظره بزرگ محاسبه سوسیالیستی» چنان با پیروزی قاطع لیبرال‌ها به پایان رسید که سوسیالیست‌ها مجبور شدند تعریف کلمات را تغییر دهند!

در همان حالی که بیماری آنفلوآنزا در اطرافش بیداد می‌کرد، حقوقدان و پژوهشگر برجسته اما کمتر شناخته‌شده آمریکایی، جیمز کارتر، در حال آماده‌سازی سخنرانی‌های خود با عنوان «قانون: منشا، رشد و کارکرد آن» بود (کارتر متاسفانه پیش از آنکه بتواند این سخنرانی‌ها را ارائه دهد، درگذشت). طی این چهار قرن پرالتهاب و متلاطم، لیبرالیسم رشد کرد و با مسائل زمانه خود درگیر شد. ایده‌هایی که روزی تنها در محافل بسته و محدود حقوقدانان و اقتصاددانان سیاسی بحث می‌شد، به‌تدریج به باورهای عمومی و رایج جامعه تبدیل شد.

همان‌طور که «دایسی» در کتاب خود با عنوان «رابطه میان قانون و افکار عمومی در قرن نوزدهم» اشاره می‌کند، در اوایل قرن نوزدهم، لیبرالیسم نیروی فکری غالب در حقوق انگلستان بود و بخش عمده‌ای از این موفقیت مرهون افکار عمومی شکل‌گرفته بود. کووید-۱۹ و ریشه‌های جان‌سخت لیبرالیسم بیماری کووید-۱۹ بار دیگر چالش‌های منحصربه‌فردی را پیش روی تفکر لیبرال قرار داده است. اما کووید-۱۹ نخستین طاعون و بیماری همه‌گیری نیست که بشر با آن روبه‌رو است.

لیبرالیسم با وجود طاعون بزرگ سویل، فاجعه وبای خیابان براد، آنفلوآنزای اسپانیایی و بی‌شمار بلایا و روزهای سخت دیگر، زنده ماند و شکوفا شد. بیماری‌های همه‌گیر به شکلی اندوه‌بار در تاریخ بشر رایج بوده‌اند. آنچه برخی از اپیدمی‌های گذشته را غیرعادی می‌ساخت، نه میزان نادر بودن آن‌ها، بلکه شدت ویرانگری یا بازه زمانی‌شان بود. برای مثال، فاجعه خیابان براد از آن‌رو مرگبار نبود که وبا بود (لندن تقریبا هر سال شاهد شیوع وبا بود) یا حتی به خاطر شمار قربانیانش نبود (طاعون‌های دیگر تلفات سنگین‌تری به لندن وارد کرده بودند)، بلکه به خاطر شدت مرگبار و سرعت کشندگی آن بود.

کووید-۱۹ نیز بر اساس نشانه‌های اولیه، مرگبارترین طاعون تاریخ نیست؛ حتی شاید در بین ۱۰ بیماری مرگبار تاریخ نیز قرار نگیرد. آنچه این ویروس را منحصربه‌فرد و ترسناک می‌کند، «جدید و نوظهور» بودن آن است. اما لیبرالیسم پیش از این نیز با پدیده‌های نوظهور و ناشناخته دست‌وپنجه نرم کرده است. لیبرالیسم یک فلسفه فانتزی و زودگذر نیست که در حبابی دور از جنگ، بیماری و ناآرامی رشد کرده باشد. این مکتب در کوران حوادث قرن هفدهم و هجدهم آبدیده شده است. لیبرالیسم از طاعون‌های متعدد، شیوع بیماری‌ها، جنگ‌های جهانی، درگیری‌های آکادمیک و آشفتگی‌های سیاسی جان سالم به در برده است.

اگر بخواهیم عبارتی را از دیوید هندرسون وام بگیریم و آن را کمی تغییر دهیم: لیبرالیسم نه یک گل نازک و گلخانه‌ای، بلکه یک گیاه خودرو و جان‌سخت است!

منبع: اقتصاد نیوز

منبع خبراقتصاد نیوز
نمای زنده فرهاببه‌روزرسانی 16:22
122,500مطلب نمایه‌شده
91,393موضوع و برچسب
30منبع خبری
14حوزه موضوعی