رفتن به محتوای اصلی
اجتماعیجام جم آنلاین3 دقیقه مطالعه

اهمیت اقتدار علمی در نبرد تمدنی

شهادت ۱۸۰ نفر از استادان و دانشجویان، صرفاً یک رخداد تلخ انسانی نیست؛ پدیده‌ای است که جایگاه دانشگاه را در معادلات امنیتی، سیاسی و تمدنی کشور آشکار می‌سازد. این فاجعه نشان می‌دهد که دانشگاه، در تصور دشمن، نه نهادی حاشیه‌ای، بلکه کانون تولید قدرت ملی و پیشران…

اهمیت اقتدار علمی در نبرد تمدنی

شهادت ۱۸۰ نفر از استادان و دانشجویان، صرفاً یک رخداد تلخ انسانی نیست؛ پدیده‌ای است که جایگاه دانشگاه را در معادلات امنیتی، سیاسی و تمدنی کشور آشکار می‌سازد. این فاجعه نشان می‌دهد که دانشگاه، در تصور دشمن، نه نهادی حاشیه‌ای، بلکه کانون تولید قدرت ملی و پیشران توسعه علمی است. در چنین شرایطی، پرسش بنیادین این است که دانشگاه در شرایطی وزیر خارجه آمریکا ایران را تهدید موجودیتی می کند و به تاریخ کهن برای توجیه جنایت علیه ملت ایران باز می گردد، چگونه می‌تواند ضمن پاسداشت میراث شهدای علمی، مسیر استقلال و پیشرفت ایران را پرقدرت‌تر ادامه دهد.

در این یادداشت، پنج محور تحلیل می‌شود. نخست: هدف‌گیری اقتدار علمی، راهبرد دشمن برای نابودی ایران است. دشمن به‌درستی دریافته که اقتدار ایران، بیش از آنکه بر منابع مادی استوار باشد، بر سرمایه انسانی، توان علمی و ظرفیت نوآوری تکیه دارد. از این‌رو، دانشگاه را به‌عنوان کانون زایش فناوری، تربیت نخبگان و تولید گفتمان مقاومت هدف گرفته است. ترور دانشمندان، تروریسم علمی و فشارهای هدفمند، همه در خدمت یک راهبرد کلان‌اند: فروپاشی ستون‌های علمی ایران. شهادت ۱۸۰ استاد و دانشجو، گواهی بر این خصومت ساختاری است. دوم: فشار اقتصادی، تحریم علمی و ترور، به بن‌بست رسیده است.

تجربه چهار دهه اخیر نشان می‌دهد که تحریم‌ها اگرچه هزینه‌آفرین بوده‌اند، اما به بومی‌سازی بسیاری از زنجیره‌های فناوری انجامیده‌اند. ترور دانشمندان نیز نتوانسته جریان علم را متوقف کند؛ زیرا نظام علمی ایران از ظرفیت جانشین‌سازی، بازتولید نخبگان و تداوم مکتب‌های پژوهشی برخوردار است. دشمن می‌کوشد آینده علمی ایران را هدف قرار دهد، اما هر شهید دانشگاهی، خود به منبعی برای انگیزه، همبستگی و جایگزینی نسل جدید تبدیل می‌شود. این توهم که ترور می‌تواند پیشرفت را متوقف کند، با واقعیت‌های میدانی علم در ایران ناسازگار است.

سوم: دانشگاه در وضعیت «نه جنگ، نه صلح» باید هم تبیین‌گر باشد و هم جهش‌آفرین. راهبرد دشمن در شرایط کنونی، فرسایش تدریجی قدرت ملی از طریق بحران‌های پیوسته است. در این وضعیت، دانشگاه دو وظیفه حیاتی دارد: نخست، تبیین دقیق و علمی وضعیت برای نخبگان و افکار عمومی، و دوم، اقدام جدی برای جهش علمی. انفعال، خیانت به خون شهداست. دانشگاه باید با پژوهش مسئله‌محور، ارتباط نظام‌مند با صنعت، تقویت دیپلماسی علمی و تمرکز بر فناوری‌های راهبردی، از بحران به فرصت عبور کند.

جهش علمی، مؤثرترین پاسخ به راهبرد فرسایشی دشمن است.چهارم: نقش‌آفرینی استادان و دانشجویان نیازمند بازآرایی ساختارهاست. بدون اصلاح نهادهای علمی، راهبردها به شعار فرو می‌کاهند. باید موانع بوروکراتیک کاهش یابد، بودجه پژوهش‌های راهبردی افزایش یابد، شبکه‌های میان‌رشته‌ای تقویت شود و حضور دانشگاهیان در تصمیم‌گیری‌های کلان علمی نهادینه گردد. استادان باید فرصت آزمون ایده‌های خود را در میدان عمل داشته باشند و دانشجویان در پروژه‌های ملی و واقعی مشارکت کنند. نظام ملی نوآوری تنها با مشارکت فعال این دو قشر می‌تواند کارآمد شود.

پنجم: پاسداشت میراث شهدای علمی، نیازمند راهبرد است، نه تنها یادبود. زنده نگه داشتن یاد ۱۸۰ شهید دانشگاهی با نام‌گذاری ساختمان‌ها محقق نمی‌شود؛ باید کرسی‌های پژوهشی به نام آنان ایجاد شود، پروژه‌های ناتمامشان ادامه یابد، آثار و اندیشه‌هایشان منتشر گردد و سبک زندگی علمی‌شان به الگویی برای نسل جوان تبدیل شود. دانشگاه باید اندوه را به انگیزه، و فقدان را به فرصت تبدیل کند. همچنین، به‌عنوان وجدان بیدار جامعه، استقلال علمی را حفظ کند، از تقلید صرف بپرهیزد و به تولید علم بومی و تمدن‌ساز روی آورد.

در پایان، دانشگاه ایرانی امروز بیش از هر زمان دیگری باید با تکیه بر میراث شهدای خود، مسیر پیشرفت علمی را پرقدرت‌تر ادامه دهد و نشان دهد که هیچ ترور و تحریمی نمی‌تواند چراغ علم را در این سرزمین خاموش کند. رسالت دانشگاه، صیانت از استقلال، جهش علمی و تربیت نسل متعهد و متخصص است؛ و این، بزرگ‌ترین پاسخ به دشمن و بهترین پاسداشت خون شهداست.

منبع: جام جم آنلاین

منبع خبرجام جم آنلاین
نمای زنده فرهاببه‌روزرسانی 13:27
121,886مطلب نمایه‌شده
90,687موضوع و برچسب
30منبع خبری
14حوزه موضوعی