رفتن به محتوای اصلی
سیاسینورنیوز6 دقیقه مطالعه

معامله جنگی ترامپ و نتانیاهو؛ انتخابات اسرائیل با حمله به ایران گره می‌خورد؟

نورنیوز_گروه بین الملل: حمایت علنی دونالد ترامپ از بنیامین نتانیاهو در آستانه انتخابات اسرائیل، در شرایطی که رئیس‌جمهور آمریکا با پیامدهای سیاسی و اقتصادی جنگ با ایران و فشارهای انتخاباتی در داخل کشورش مواجه است، پرسشی فراتر از روابط نزدیک واشنگتن و تل‌آویو…

معامله جنگی ترامپ و نتانیاهو؛ انتخابات اسرائیل با حمله به ایران گره می‌خورد؟

نورنیوز_گروه بین الملل: حمایت علنی دونالد ترامپ از بنیامین نتانیاهو در آستانه انتخابات اسرائیل، در شرایطی که رئیس‌جمهور آمریکا با پیامدهای سیاسی و اقتصادی جنگ با ایران و فشارهای انتخاباتی در داخل کشورش مواجه است، پرسشی فراتر از روابط نزدیک واشنگتن و تل‌آویو ایجاد می‌کند: آیا ممکن است حمایت ترامپ از پیروزی انتخاباتی نتانیاهو، با انتظار دستیابی به یک دستاورد نظامی تازه علیه ایران همراه باشد؛ دستاوردی که بتواند پیش از انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا، فضای سیاسی را به سود رئیس‌جمهور آمریکا تغییر دهد؟

این پرسش، محور فرضیه‌ای است که دنی سیترینوویچ، رئیس پیشین بخش ایران در اطلاعات نظامی ارتش اسرائیل، با ابراز نگرانی از اظهارات اخیر ترامپ مطرح کرده است. او احتمال داده که نتانیاهو برای جلب حمایت سیاسی رئیس‌جمهور آمریکا، وعده اجرای عملیات نظامی مشترک دیگری علیه ایران را داده باشد. هرچند این احتمال تاکنون به‌عنوان یک توافق واقعی اثبات نشده، بررسی منطق سیاسی و راهبردی آن می‌تواند ابعاد تازه‌ای از تحولات جاری را آشکار کند.

دو انتخابات، یک محاسبه احتمالی ترامپ در پیام اخیر خود، نتانیاهو را رهبری شجاع و شریکی بزرگ در مقابله با جمهوری اسلامی معرفی کرده و بر ضرورت تکمیل عملیات علیه ایران تأکید کرده است. این موضع‌گیری در آستانه انتخابات اسرائیل، صرفاً حمایت از یک متحد خارجی نیست؛ بلکه می‌تواند به تقویت روایتی کمک کند که در آن، نتانیاهو ضامن مقابله با تهدید ایران و برخوردار از حمایت مستقیم واشنگتن معرفی می‌شود. اما اهمیت این حمایت برای ترامپ ممکن است فراتر از نتیجه انتخابات اسرائیل باشد. رئیس‌جمهور آمریکا در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای سوم نوامبر قرار دارد؛

انتخاباتی که نتیجه آن می‌تواند بر توازن قدرت در کنگره و توانایی دولت برای پیشبرد برنامه‌هایش اثر بگذارد. در این شرایط، جنگ با ایران به یکی از پرونده‌های مهم ارزیابی عملکرد دولت آمریکا تبدیل شده است. هزینه‌های اقتصادی، فشار بر معیشت خانوارها و نگرانی از طولانی شدن درگیری، این پرسش را در افکار عمومی مطرح می‌کند که دستاورد نهایی جنگ چیست و آیا نتایج آن با هزینه‌های پرداخت‌شده تناسب دارد؟ در چنین فضایی، دستیابی به نتیجه‌ای که ترامپ بتواند آن را به‌عنوان پیروزی قاطع معرفی کند، می‌تواند برای او ارزش سیاسی داشته باشد.

از همین‌جا، امکان بررسی پیوند میان دو انتخابات شکل می‌گیرد: ترامپ به تقویت موقعیت انتخاباتی نتانیاهو کمک کند و نتانیاهو نیز با فراهم شدن زمینه یک دستاورد نظامی علیه ایران، به ترامپ برای بازسازی موقعیت سیاسی‌اش در آمریکا یاری برساند. این همان منطق احتمالی یک معامله برد ـ برد است؛ سناریویی که در آن، هر دو نفر که با وعده پیروزی بر ایران جنگ را شروع کردند و اکنون ناکام مانده اند،می‌توانند از یک تحول احتمالی‌ مشترک، منافع سیاسی متفاوتی به دست آورند. نتانیاهو چه چیزی می‌تواند به ترامپ بدهد؟

در این فرضیه، نتانیاهو صرفاً دریافت‌کننده حمایت ترامپ نیست، بلکه می‌تواند نقشی فعال در محاسبات سیاسی رئیس‌جمهور آمریکا داشته باشد. اگر نتانیاهو در انتخابات اسرائیل پیروز شود، ترامپ می‌تواند این نتیجه را نشانه‌ای از موفقیت روابط خود با متحد اصلی واشنگتن در منطقه معرفی کند. اما دستاورد مهم‌تر برای او ممکن است در حوزه نظامی شکل بگیرد: دستیابی به نتیجه‌ای علیه ایران که بتوان آن را به‌عنوان تحقق اهداف جنگ و نشانه برتری راهبرد آمریکا عرضه کرد.

چنین نتیجه‌ای، در صورت تحقق، می‌تواند به ترامپ امکان دهد در برابر منتقدانی که جنگ را پرهزینه و فاقد دستاورد روشن می‌دانند، استدلال کند که هزینه‌های پرداخت‌شده سرانجام به نتیجه‌ای ملموس منتهی شده است. برای نتانیاهو نیز عملیات نظامی جدید می‌تواند در چارچوب روایت امنیتی دولتش تعریف شود؛ روایتی که بر ضرورت مقابله مستمر با ایران و اهمیت رهبری او در این مسیر تأکید دارد. بااین‌حال، باید میان این منطق احتمالی و وجود یک توافق واقعی تمایز گذاشت.

اظهارات ترامپ و فرضیه سیترینوویچ، به‌تنهایی اثبات نمی‌کنند که نتانیاهو تعهدی برای آغاز عملیات نظامی جدید داده یا حمایت انتخاباتی ترامپ مشروط به چنین تعهدی بوده است. تناقض ترامپ؛ خروج از بحران با تشدید همان بحران؟ مهم‌ترین مسئله در این سناریو، تناقضی است که در محاسبات احتمالی ترامپ وجود دارد. اگر جنگ با ایران به دلیل هزینه‌های اقتصادی و معیشتی به یک نقطه آسیب‌پذیر برای دولت آمریکا تبدیل شده باشد، منطقی است که کاهش تنش و دستیابی به توافقی پایدار بتواند از فشارهای سیاسی بکاهد.

اما اگر دولت ترامپ نتواند نتایج عملیات‌های قبلی را به‌عنوان پیروزی معرفی کند، ممکن است وسوسه دستیابی به یک دستاورد نظامی تازه افزایش یابد. در این وضعیت، جنگی که هزینه‌های آن به یک مشکل انتخاباتی تبدیل شده، ممکن است به ابزاری برای تلاش در جهت حل همان مشکل تبدیل شود؛ چرخه‌ای که می‌تواند به‌جای پایان دادن به بحران، آن را تشدید کند. البته دستاورد موردنیاز ترامپ الزاماً نظامی نیست. او می‌تواند یک توافق دیپلماتیک، کاهش تنش یا نتیجه‌ای محدود را نیز به‌عنوان موفقیت معرفی کند.

اما اگر تصمیم‌گیرندگان به این جمع‌بندی برسند که تنها یک دستاورد نظامی چشمگیر می‌تواند فضای سیاسی را تغییر دهد، خطر قرار گرفتن محاسبات انتخاباتی در کنار ملاحظات امنیتی افزایش می‌یابد. این مسئله از آن جهت اهمیت دارد که هیچ تضمینی وجود ندارد عملیات نظامی جدید به نتیجه‌ای محدود و قابل‌کنترل منتهی شود. واکنش ایران، گسترش دامنه درگیری و پیامدهای آن برای بازار انرژی می‌تواند هزینه‌های بیشتری بر اقتصاد آمریکا و منطقه تحمیل کند؛ یعنی همان پیامدهایی که ترامپ برای مدیریت آنها تحت فشار قرار دارد.

جنگ به‌مثابه ابزار انتخابات در این چارچوب، اظهارات ترامپ را باید در بستری گسترده‌تر بررسی کرد. او از یک سو به تقویت موقعیت انتخاباتی نتانیاهو کمک می‌کند و از سوی دیگر، در شرایطی بر ضرورت تکمیل عملیات علیه ایران تأکید دارد که دولتش با پرسش‌های جدی درباره نتایج جنگ مواجه است. هم‌زمانی انتخابات اسرائیل و آمریکا، به‌تنهایی وجود یک معامله را ثابت نمی‌کند؛ اما این پرسش را مطرح می‌سازد که آیا منافع انتخاباتی دو رهبر ممکن است در مسیری مشترک قرار گرفته باشد که پیامد آن، افزایش احتمال تقابل نظامی باشد؟

برای ارزیابی این فرضیه، باید تحولات نظامی بعدی، مواضع رسمی دو طرف و شواهد احتمالی از هماهنگی‌های تازه بررسی شود. تغییر در اهداف اعلام‌شده جنگ، نشانه‌های تصمیم‌گیری برای عملیات جدید یا اطلاعات مستقلی درباره تعهدات متقابل می‌تواند به روشن شدن موضوع کمک کند. آیا انتخابات می‌تواند به محرک جنگ تبدیل شود؟ فرضیه مطرح‌شده از سوی سیترینوویچ، اگرچه هنوز اثبات نشده، یک پرسش راهبردی مهم را پیش می‌کشد: آیا حمایت ترامپ از نتانیاهو و نیاز احتمالی او به دستاوردی پیش از انتخابات آمریکا، در قالب محاسبه‌ای مشترک به یکدیگر پیوند خورده‌اند؟

در این سناریو، نتانیاهو از حمایت سیاسی واشنگتن برای تقویت موقعیت خود در انتخابات اسرائیل بهره می‌برد و ترامپ نیز امیدوار است نتیجه‌ای نظامی علیه ایران به دست آورد که بتواند آن را به‌عنوان پیروزی دولت خود معرفی کند. خطر اصلی زمانی پدیدار می‌شود که جنگ، به‌جای آنکه بر اساس ارزیابی مستقل تهدیدها و اهداف امنیتی مدیریت شود، به ابزاری برای جبران ضعف‌های انتخاباتی رهبران تبدیل شود. در چنین شرایطی، آنچه برای یک طرف دستاورد سیاسی و برای طرف دیگر موفقیت انتخاباتی محسوب می‌شود، ممکن است برای منطقه به معنای ورود به دور تازه‌ای از بی‌ثباتی باشد.

اکنون مسئله فقط این نیست که ترامپ به پیروزی نتانیاهو کمک می‌کند یا نتانیاهو از حمایت ترامپ بهره می‌برد؛ مسئله این است که به احتمال قوی هر دو در صورت دست زدن به این اقدام، هزینه‌های یک جنگ تازه را نیز به معادلات موجود وارد خواهند کرد و موقعیت سیاسی خود را از وضعیت فعلی نیز بحرانی تر خواهند کرد.

منبع: نورنیوز

منبع خبرنورنیوز
نمای زنده فرهاببه‌روزرسانی 11:57
121,530مطلب نمایه‌شده
90,238موضوع و برچسب
30منبع خبری
14حوزه موضوعی