سیره پیامبر اکرم(ص) نشان میدهد که ایجاد همبستگی اجتماعی، حل اختلافها و مقابله با تفرقهافکنی از اصول بنیادین جامعه اسلامی است؛ اصلی که از ماجرای داوری درباره نصب حجرالاسود پیش از بعثت تا تأکید بر برادری میان مسلمانان و برخورد قاطع با اختلافافکنان، در رفتار و گفتار ایشان جلوهگر شد.
به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، پیامبر اکرم(ص) پیش از بعثت با تدبیری هوشمندانه مانع درگیری قبایل قریش شدند و پس از بعثت نیز با تقویت پیمان برادری و نکوهش تعصبات جاهلی، برای تحکیم همبستگی مسلمانان تلاش کردند؛ سیرهای که ضرورت مقابله با اختلافافکنی را بهعنوان یک مسئولیت اجتماعی برجسته میکند.
بنابر روایت ایکنا، حجتالاسلام علیرضا قبادی، جامعهشناس و کارشناس دینی، در مجموعه «درسهایی از زندگی پیامبر(ص)» با موضوع «نکوهش اختلافافکنان»، به بررسی ابعاد کمتر مورد توجه سیره پیامبر اکرم(ص) در ایجاد همگرایی و مقابله با اختلافافکنی پرداخته است. آنچه در ادامه میآید، بازخوانی این آموزه نبوی و اهمیت آن در مناسبات اجتماعی امروز است.
یکی از ویژگیهای برجسته پیامبر اکرم(ص)، توانایی ایشان در ایجاد همگرایی، برطرف کردن تعارضها و جلوگیری از گسترش اختلاف بود؛ ویژگی مهمی که مسلمانان، با وجود تأکیدهای فراوان بر آن در سیره نبوی، همواره در عمل به آن پایبند نبودهاند. این رویکرد حتی پیش از بعثت نیز در رفتار پیامبر(ص) آشکار بود و ماجرای حل اختلاف قبایل قریش بر سر نصب حجرالاسود، نمونهای روشن از آن به شمار میرود.
هنگامی که قبایل قریش تصمیم گرفتند دیوارهای آسیبدیده کعبه را بازسازی کنند، عملیات تعمیر بنا با موفقیت به پایان رسید؛ اما اختلاف بر سر اینکه افتخار نصب حجرالاسود نصیب کدام قبیله شود، به بحرانی جدی تبدیل شد. شدت اختلاف به اندازهای بود که یکی از قبایل، تشتی پر از خون آورد تا مانع واگذاری این افتخار به دیگران شود؛ اقدامی که خطر درگیری و خونریزی را افزایش میداد.
در چنین شرایطی، یکی از بزرگان قریش برای جلوگیری از نزاع پیشنهاد کرد که قبایل، نخستین فردی را که وارد مسجدالحرام میشود، به داوری بپذیرند. این پیشنهاد با موافقت آنان روبهرو شد و محمد(ص) نخستین فردی بود که وارد مسجدالحرام شد. پس از آگاهی از موضوع اختلاف، ایشان پارچهای طلب کردند و حجرالاسود را در میان آن قرار دادند. سپس از سران قبایل خواستند هر یک گوشهای از پارچه را بگیرند و آن را بلند کنند. در مرحله پایانی، خود پیامبر(ص) حجرالاسود را در جایگاهش قرار دادند. این تدبیر، ضمن فراهم کردن زمینه مشارکت قبایل در این افتخار، به اختلاف پایان داد و مانع بحرانی شد که میتوانست به درگیری خونین بینجامد.
برادری؛ بنیان همبستگی در جامعه اسلامی
پس از بعثت نیز پیامبر اکرم(ص) با تکیه بر آموزههای قرآن کریم، برای ایجاد پیوندی عمیق میان مسلمانان و گسترش فرهنگ برادری در جامعه تلاش کردند. آیه ۱۰۳ سوره آلعمران به این تحول اشاره دارد؛ آنجا که خداوند، الفت میان دلها را نعمتی الهی معرفی میکند که دشمنیهای گذشته را به برادری تبدیل کرد.
ایجاد پیمان برادری میان قبایل اوس و خزرج، از نمونههای برجسته این رویکرد بود. این دو قبیله، بنا بر گزارشهای تاریخی، سالیان طولانی با یکدیگر دشمنی داشتند؛ اما با گسترش اسلام و تلاش پیامبر(ص)، زمینه همزیستی و همبستگی میان آنان فراهم شد. همچنین برقراری پیمان اخوت میان مهاجران و انصار، نمونه دیگری از اقدامات پیامبر(ص) برای تقویت پیوندهای اجتماعی و عبور از مرزبندیهای پیشین بود.
با این حال، اهتمام پیامبر(ص) به وحدت و برادری، صرفاً به ایجاد پیوند میان مسلمانان محدود نمیشد؛ ایشان در برابر رفتارهایی که این همبستگی را تهدید میکرد نیز موضع میگرفتند و اختلافافکنی را ناسازگار با تعالیم اسلامی میدانستند.
هشدار پیامبر(ص) درباره بازگشت به تعصبات جاهلی
یکی از نمونههای مهم برخورد پیامبر(ص) با اختلافافکنی، به ماجرایی پس از غزوه بنیمصطلق بازمیگردد. در جریان این واقعه، دو نفر از مهاجران و انصار بر سر برداشت آب از چاهی کمآب با یکدیگر درگیر شدند. اختلاف آن دو بهسرعت از سطح یک مشاجره فردی فراتر رفت؛ هر یک، افراد قبیله خود را به حمایت فراخواند و در نتیجه، تنش میان مهاجران و انصار شدت گرفت.
با گسترش درگیری، برخی افراد و منافقان نیز بر آتش اختلاف دمیدند و نزاعی که میتوانست با گفتوگو و حلوفصل ساده پایان یابد، به تهدیدی برای همبستگی جامعه اسلامی تبدیل شد. این اتفاق، نهتنها خطر آسیب رساندن به افراد درگیر را در پی داشت، بلکه میتوانست دستاوردهای پیامبر(ص) در ایجاد برادری و همگرایی میان مسلمانان را نیز تضعیف کند.
پیامبر اکرم(ص) پس از اطلاع از ماجرا، برای پایان دادن به نزاع اقدام کردند. بنا بر گزارشهای تاریخی، ایشان از شدت ناراحتی، آن محل را به مقصد مدینه ترک کردند و در سخنانی، شیوه رفتار اختلافافکنان را نکوهش کردند. در برخی نقلها، این رفتار بهعنوان بازگشت به تعصبات دوران جاهلیت توصیف شده است؛ تعصباتی که افراد را به جای پایبندی به پیوند دینی و مصالح جمعی، به حمایت کورکورانه از گروه و قبیله خود فرامیخواند.
مضمون این هشدار آن بود که مسلمانان نباید اجازه دهند تعلقات قبیلهای و گروهی، برادری دینی آنان را تحتالشعاع قرار دهد. از این منظر، هر دعوت و رفتاری که به تشدید دشمنی و تفرقه میان مسلمانان بینجامد، با روح تعالیم توحیدی و اهداف جامعه اسلامی ناسازگار است.
ضرورت بازخوانی آموزه وحدت در جامعه امروز
آنچه از سیره و سخنان پیامبر اکرم(ص) درباره اختلافافکنی به دست میآید، به یک واقعه تاریخی یا نوع خاصی از نزاع محدود نیست؛ بلکه میتوان این آموزه را در مواجهه با شکلهای گوناگون اختلافافکنی در جامعه به کار گرفت. از این منظر، اختلافنظر بهخودیخود به معنای تفرقه نیست؛ مسئله زمانی شکل میگیرد که تعصبات گروهی، تحریک احساسات، تخریب متقابل و دامن زدن به دشمنی، امکان گفتوگو و همکاری اجتماعی را از میان ببرد.
با توجه به جایگاه وحدت در سیره پیامبر(ص) و پیامدهای مخرب تفرقهافکنی، ضروری است افراد، نهادها و سازمانهای اجتماعی برای تقویت همگرایی و پیشگیری از تشدید اختلافها، راهکارهای مؤثر و متناسبی در نظر بگیرند. ترویج فرهنگ گفتوگو، تقویت مسئولیتپذیری اجتماعی، پرهیز از دامن زدن به تعصبات و توجه به منافع مشترک، میتواند در تحقق این هدف نقش مؤثری داشته باشد.
بازخوانی سیره پیامبر اکرم(ص) در این زمینه یادآور آن است که حفظ همبستگی اجتماعی، تنها با دعوت زبانی به وحدت محقق نمیشود؛ بلکه به رفتار مسئولانه، مدیریت اختلافها و مقابله با جریانهایی نیاز دارد که از شکافهای اجتماعی برای گسترش دشمنی بهره میگیرند. عملیاتی شدن این آموزه نبوی میتواند زمینهساز تقویت اعتماد متقابل، تحکیم پیوندهای اجتماعی و گسترش برادری در جامعه اسلامی باشد.
منبع: خبرآنلاین


