هرمز؛ از گلوگاه انرژی تا ابزار فشار نظامی تنگه هرمز در ورودی خلیج فارس، یکی از حساسترین گذرگاههای انرژی جهان است که تا پیشاز جنگ 40 روزه، روزانه نزدیک به 21 میلیون بشکه نفت از آن خارج و راهی بازارهای عمدتا آسیایی میشد. تشدید حملات ایران به نفتکشها و کشتیهای تجاری در این منطقه، حجم صادرات نفت از خلیج فارس را محدود کرده و بین 4 تا 14 میلیون بشکه در طول 7 ماه گذشته در نوسان بودهاست. این وضعیت همچنین هزینه و خطر عبور دریایی را نیز افزایش داده است.
بر اساس گزارش سیانان، سازمان عملیات تجارت دریایی بریتانیا در هفته منتهی به ۱۶ اکتبر، ۱۲ حمله به کشتیها در داخل یا اطراف تنگه هرمز را ثبت کرده است. غرقشدن دو کشتی باری در حملاتی جداگانه نیز نشان میدهد که تهدیدها از سطح هشدارهای امنیتی فراتر رفتهاند. بااینحال، تصویر موجود صرفا روایت انسداد کامل مسیر نیست. ارتش آمریکا با کمک به انتقال نفتکشها از مسیرهای موسوم به «عبور تاریک» تلاش کرده است جریان صادرات را حفظ کند؛ عملیاتی که در آن کشتیها با خاموشکردن فرستندههای شناسایی خود حرکت میکنند و نفت را به شناورهای منتظر در خلیج عمان منتقل میکنند.
در مقابل، محاصره دریایی آمریکا توانایی ایران برای عبور دادن نفتکشهای خود از این آبراه را محدود کرده است. این وضعیت یک تناقض راهبردی ایجاد کرده است: واشنگتن میکوشد جریان انرژی متحدان و بازار جهانی را حفظ کند و همزمان صادرات ایران را مهار کند؛ تهران نیز با افزایش فشار بر کشتیرانی تلاش میکند هزینه اقتصادی و سیاسی جنگ را برای طرف مقابل و مصرفکنندگان جهانی بالا ببرد. بهاینترتیب، امنیت کشتیرانی، خود به بخشی از معادله بازدارندگی تبدیل شده است. بابالمندب؛
گسترش بحران به دریای سرخ اهمیت بحران زمانی افزایش یافت که درگیریها به تنگه بابالمندب، در ورودی جنوبی دریای سرخ، کشیده شد. این گذرگاه از طریق دریای سرخ و کانال سوئز، مسیر ارتباطی مهمی میان آسیا و اروپا فراهم میکند و برای انتقال نفت عربستان از بنادر دریای سرخ نیز اهمیت دارد. طبق گزارش سیانان، درگیری عربستان با حوثیها در یمن تشدید شده و این گروه به نفتکشهای سعودی عبوری از بابالمندب حمله کرده است. حملات مرگبار اخیر به فرودگاه اصلی بینالمللی ریاض نیز از گسترش دامنه رویارویی حکایت دارد.
پیش از تشدید تهدیدهای حوثیها، بندر ینبع عربستان در اوج فعالیت خود روزانه حدود ۴.۵میلیون بشکه نفت خام صادر میکرد که تقریبا سهمیلیون بشکه آن از بابالمندب عبور میکرد. به گفته ریچارد برونز، از موسسه انرژی اسپکتس، این جریان پس از افزایش تهدیدها در تابستان بهشدت سقوط کرده است. در نتیجه، عربستان با وضعیتی دشوار روبهرو شد: مسیر اصلی صادرات نفتش در خلیج فارس تحت فشار جنگ قرار داشت و مسیر جایگزین آن در دریای سرخ نیز با تهدید حملات مواجه شد.
حمله پهپادی ماه سپتامبر به خط لوله شرق به غرب عربستان، که نفت را به سمت بنادر دریای سرخ منتقل میکند، این آسیبپذیری را آشکارتر کرد. هزینه بحران کشورهای آسیایی، بهعنوان بزرگترین خریداران نفت عربستان، بیشترین فشار مستقیم این بحران را تحمل کردهاند. برخی دولتها با کاهش مصرف سوخت و چین با استفاده از ذخایر راهبردی خود تلاش کردهاند آثار اختلال عرضه را مهار کنند. اما این اقدامات بیشتر نقش ضربهگیر دارند و بهتنهایی مشکل ناامنی مسیرهای انتقال را حل نمیکنند.
یوهانس راوبال، تحلیلگر ارشد نفت خام در شرکت کپلر، هشدار داده است که چنین تحولی میتواند بازار را بیشازپیش محدود و قیمتها را دوباره افزایش دهد. در این شرایط، حتی کشورهایی که مستقیما در جنگ حضور ندارند، از طریق افزایش هزینه حملونقل، سوخت و تولید صنعتی متحمل خسارت خواهند شد. پیامد مهمتر، تغییر نگاه دولتها به امنیت انرژی است. گئورگ زاخمان، پژوهشگر ارشد اندیشکده بروگل، به سیانان گفته است کشورهای واردکننده نفت بیشازپیش به ضرورت کاهش ساختاری مصرف نفت پی بردهاند.
سرمایهگذاری در انرژیهای جایگزین، تنوعبخشی به منابع تامین و ایجاد خطوط لوله جدید میتواند وابستگی به گلوگاههای دریایی را کاهش دهد. سرنوشت جنگ فقط در میدانهای نبرد تعیین نمیشود. تنگه هرمز و بابالمندب اکنون به دو نقطهای تبدیل شدهاند که امنیت انرژی، محاسبات نظامی و آینده تجارت جهانی در آنها به یکدیگر گره خورده است. برنده نهایی ممکن است کشوری نباشد که بیشترین توانایی را برای مختلکردن تجارت دارد، بلکه کشوری باشد که بتواند با کمترین هزینه، خود را از وابستگی به این مسیرهای آسیبپذیر رها کند.
منبع: دنیای اقتصاد



