رفتن به محتوای اصلی
سیاسیشبکه شرق5 دقیقه مطالعه

مدیریت خردمندانه و ضرورت پذیرفتن «حرف درست»

رئیس‌جمهوری در آیین بازگشایی دانشگاه‌های کشور در سال تحصیلی جدید گفته‌اند: «مگر من دیوانه‌ام که حرف درستی به من بگویند و نپذیرم؟». این را باید به حساب صداقت ایشان گذاشت که باور دارد یک فرد، چه شهروند عادی جامعه باشد و چه عالی‌ترین مقام اجرائی کشور، باید نظرات…

رئیس‌جمهوری در آیین بازگشایی دانشگاه‌های کشور در سال تحصیلی جدید گفته‌اند: «مگر من دیوانه‌ام که حرف درستی به من بگویند و نپذیرم؟». این را باید به حساب صداقت ایشان گذاشت که باور دارد یک فرد، چه شهروند عادی جامعه باشد و چه عالی‌ترین مقام اجرائی کشور، باید نظرات درست را بپذیرد و اگر چنین نکرد، باید در سلامت عقل او تردید کرد. اما طبعا ایشان می‌داند که امروزه سیاست‌مداران دلایل خاص خود را برای نشنیدن و نپذیرفتن حرف‌های درست دارند؛ به‌ویژه در جامعه امروز ایران که سپهر سیاست به‌شدت از سوی برخی سخنوران به عنصر بی‌اخلاقی و بی‌اعتنایی به منافع ملی آلوده شده‌ است.

موارد فراوانی از موضع‌گیری‌های برخی سخنوران شاخص یک جریان سیاسی می‌توان بیان کرد که در همه آنها، فرد مدنظر ناگزیر از مخالفت با «حرف درست» می‌شود؛ زیرا منافع خودی‌ها به خطر خواهد افتاد. در زیر به چند نمونه از اینها اشاره می‌شود:

1- سال‌هاست که در ایام تنظیم لایحه بودجه، کارشناسان دلسوز به ضرورت بازنگری در بودجه تخصیصی به برخی مؤسسات غیردولتی که بازدهی ندارند، اشاره می‌کنند، اما طرف مقابل نه حاضر می‌شود به‌عنوان دفاعیه فهرستی از دستاوردهای این مؤسسات ارائه کند و نه اصل ضرورت قطع بودجه مؤسسات فاقد بازدهی را زیر سؤال می‌برد. آنها فقط با استفاده از تک‌ماده قدرت حرفشان را پیش می‌برند و اجازه نمی‌دهند سهم دوستانشان از خوان نعمت بودجه حذف شود. به بیان دقیق‌تر دیوانه نیستند، ولی حرف درست را هم نمی‌پذیرند.

2- رسانه ملی سال‌های سال با تبدیل‌شدن به تریبون یک جریان سیاسی کم‌طرفدار در مسیر ریزش مخاطب پیش رفته، اما هرگاه بحث بررسی عملکرد این نهاد و ضرورت بازنگری در بودجه عظیم آن مطرح می‌شود، همان سخنوران بدون ارائه مستندات، حرف درست را نمی‌پذیرند؛ چون اگر بپذیرند، باید در مقابل خواست عموم جامعه عقب‌نشینی کنند.

3- سال‌هاست که ناظران و تحلیلگران ایران‌دوست از ضرورت بازنگری در قوانین و رویه‌های انتخاباتی با هدف افزایش هرچه بیشتر درصد مشارکت مردم سخن گفته و کاهش درصد حضور مردم را یک خطر بزرگ امنیتی معرفی می‌کنند. اما طرف مقابل نه حاضر است دلایل اینان را با مستندات قوی علمی رد کند و نه حاضر به کوتاه‌آمدن است؛ زیرا خود بهتر از هرکسی می‌دانند با تغییر قواعد بازی در میدان انتخابات، محال است کسی با درصد آرای تک‌رقمی عنوان پرطمطراق نماینده مردم را یدک بکشد. اینان حرف درست را نمی‌پذیرند، دلیلی در رد آن ارائه نمی‌کنند و البته دیوانه هم نیستند.

4- اقتصاد کشورمان سال‌های طولانی درگیر آثار مخرب تحریم از سوی دشمنان بوده و لطمات سنگینی را تحمل کرده‌ است. برآورد سخنوران وابسته به جریان سیاسی خاص از آثار تحریم همواره بسیار اندک بوده و البته هرگز دلایل و مستندات قابل‌ ارزیابی برای این ادعایشان ارائه نکرده‌اند. در انتخابات خرداد 1400 نامزدهای وابسته به این جریان سهم تحریم در شکل‌گیری دشواری‌های اقتصادی را در حد ۲۰ درصد و کمتر اعلام کرده و بقیه را به حساب بی‌عرضگی و ناتوانی مسئولان دولت دوازدهم می‌گذاشتند.

حتی مدتی بعد علیرضا زاکانی، یکی از همین نامزدها، این سهم را به پنج درصد کاهش داد و مسئولان وقت را به بی‌غیرتی متهم کرد. گذشت زمان نشان داد که این ادعاها بسیار بی‌پایه‌ بودند؛ زیرا دولت سیزدهم که طبعا با کارنابلدی و بی‌غیرتی فاصله‌ای نجومی داشت‌ هم نتوانست بهبودی جدی در شرایط اقتصادی کشور ایجاد کند. در این حوزه هم مدعیان بی‌اثر یا کم‌اثر‌بودن تحریم‌های ظالمانه که ادعا می‌کردند تلاش برای اصلاح فضای تعامل با جهان و کاهش فشار تحریم غیرضروری است، دیوانه نبودند؛

آنها فقط منافع جریان سیاسی خود را در گرو قبولاندن چنین ادعاهایی به افکار عمومی یا حداقل جمع اندک طرفداران خود می‌دیدند.

5- محدودکردن دسترسی شهروندان به فضای مجازی از طریق فیلترینگ یکی از حوزه‌های مهم بحث و جدل بین سخنوران بوده‌ است. سخنوران وابسته به جریان سیاسی خاص به‌شدت از این سیاست دفاع می‌کنند و هرگز استدلال طرف مقابل در مورد بی‌فایده‌بودن و پرهزینه و به‌ویژه پرمخاطره‌بودن آن را نمی‌پذیرند. آنان هم هیچ‌گونه مستندات آماری و اطلاعات قابل ارزیابی ارائه نمی‌کنند که سیاست فیلترینگ در ‌ چند دهه گذشته چه دستاوردی داشته و کدام مشکل امنیتی یا فرهنگی کشور را حل کرده‌ است.

همچنین هرگز توجهی به این نکته نمی‌کنند که برندگان این بازی که از طریق فروش فیلترشکن درآمدهای میلیاردی به جیب زده‌اند، چه کسانی هستند. اینان را هم که حرف درست منتقدان را نمی‌پذیرند و به‌اصطلاح از خر شیطان پیاده نمی‌شوند، هرگز نمی‌توان متهم به دیوانگی کرد.

موارد فراوانی از این اظهارنظرهای عجیب و البته خسارت‌بار را می‌توان برشمرد که بیان آنها دستاوردی جز افزایش ملال و اندوه برای دلسوزان کشور همراه ندارد. فقط باید به مسئولان اجرائی دلسوز کشور و در رأس آنها رئیس محترم جمهوری توصیه کرد یکی از مهم‌ترین گام‌ها برای اصلاح امور کشور و رفع مشکلات موجود، پالایش و اصلاح سپهر سیاسی کشور است. با هر گامی که در این مسیر مقدس برداشته‌ شود، ابتلای فعالان سیاسی به بیماری «مقاومت در مقابل حرف درست» کاهش خواهد یافت.

البته باید در نظر داشت «حرف درست» همان نظر کارشناسان و خردمندان جامعه است که گاه آنچنان مورد بی‌مهری قرار می‌گیرند که ترجیح می‌دهند زبان در کام بگیرند تا به دستور فلان فرد متنفذ با پرتاب مهر و پاره‌آجر مورد حمله قرار نگیرند. اما نکته پایانی اینکه در سال 1359 شهید رجایی با اشاره به شرایط دشوار سیاسی آن زمان گفت در چنین فضایی اگر کسی مسئولیت می‌پذیرد، یا باید دیوانه باشد یا عاشق. و اینک در سال 1405 باید گفت اگر کسی حرف درست را نمی‌پذیرد، دیوانه نیست، ولی منافع حزبی و گروهی‌اش چنین ایجاب می‌کند.

منبع: شبکه شرق

منبع خبرشبکه شرق
نمای زنده فرهاببه‌روزرسانی 00:16
117,416مطلب نمایه‌شده
85,642موضوع و برچسب
30منبع خبری
14حوزه موضوعی