ترامپ و تیم او که در چند روز گذشته، دوباره به خط و نشان کشیدن علیه ایران و استفاده از مادر بمبها زبان گشودهاند و رسانههای شناختهشده اسرائیلی و صهیونی در امریکا هم اخبار حمله جدید به ایران را پمپاژ میکنند، در چهره واقعی آنچنان که نشان میدهند، نیستند.
آنچه موجب شد ترامپ در آخرین جنگ نظامی علیه ایران طی ۱۳ روز با سرعت عقبنشینی کرده و حملات خود را متوقف کند، پاسخهای شکننده و چند برابری ایران بود، بهویژه اینکه بحران ذخایر استراتژیک موشکی پیشرفته تاد و پاتریوت بیش از پیش خودنمایی کرد، به نحوی که امکان دفاع از پایگاههای امریکایی در اردن و بقیه اهداف بانک اطلاعاتی ایران را نداشتند.
جایگزینی این موشکها و آماده شدن برای یک مرحله جدید از جنگ، به جز این ابزارهای دفاعی و هجومی که بسیار زمانبر هستند و پنتاگون تا سال ۲۰۳۰ را برایش زمان گذاشته، نیاز به یک برنامه عملیاتی متمایز از سه مرحله حمله به ایران در شرایط جدید توانمندیهای ایرانی و دورتر از ایران مطرح است، چرا که نمیتوانند همان طراحی گذشته را که در تحقق اهداف ترامپ برای تسلیمپذیر کردن ایران ناتوان بود، تکرار کنند.
چنین برنامه عملیاتی حتماً باید متفاوتتر از طراحیهای گذشته باشد، ولی مشکلات ترامپ و امریکا یکی دوتا نیست و ذخایر نفت و اکنون ذخایر گازوئیل و پیامدهای اینها بر حوزههای معیشت اجتماعی و تورم و امور بانکی و نرخ بهره و اوراق بهادار نیز گریبان او را گرفته است. این چالشهای راهبردی ترامپ را سردرگم و سردرگریبان نموده است، چرا که اگر دست به هر اقدام جدیدی بزند، بر شاخصهای بحران در امریکا خواهد افزود و آن را عمیقتر میکند، که نزدیکترین خسارت آن در انتخابات میاندورهای کنگره است و عادی کردن شرایط بحران انرژی تا دو سال طول خواهد کشید.
به همین دلیل راهبرد روبیو، وزیر خارجه ترامپ برای فشار اقتصادی و محاصرههای گوناگون در اولویت قرار گرفت، ولی حتی اگر حمله جدیدی به ایران انجام ندهد باید برای بحران انرژی و آثار و پیامدهای اجتماعی و سیاسی انتخاباتی فکری بکند. راهبرد یمنیها در مقابل عربستان بر دامنه بحران انرژی دامن زده و ترامپ از اینکه نمیتواند برای امنیتسازی در عربستان کاری بکند، به عرصههای حمایتی در بانک اطلاعات و لجستیک اکتفا میکند.
حتی برای اسرائیل هم نمیتواند کارسازی کند تا نتانیاهو در انتخابات کنست از گرداب شکست خارج شود و از طریق سیستم فرماندهی سنتکام، اسرائیل را وارد چرخه برخی حمایتها از عربستان کردند که نه کارکرد عملیاتی داشته و نه بهرهای برای طرح آبراهام و نتایج سیاسی. انگلیس و فرانسه و ایتالیا را برای حمایتهای پشتیبانی حمایت از عربستان وارد کردهاند که حاصلی نداشته است.
امریکاییها اکنون دست به دامن پوتین شدهاند تا با کمی صادرات نفت و گازوئیل و پوشش تبلیغاتی گسترده و جنگ شناختی، مقداری از گرانی نرخ بنزین و گازوئیل را کنترل کنند که زلنسکی با حمایت انگلیس این توافق را برهم زده و باز هم ترامپ را دست خالی گذاشتهاند. حتی وقتی برای زلنسکی خط و نشان کشید که باید تغییر کند، به سرعت عقبنشینی کرد و حمایت اروپا از زلنسکی این تهدید را به حاشیه برد.
اکنون که دیگر برای کلاه ترامپ پشمی باقی نمانده، دوباره به روال تهدید بازگشته تا شاید بتواند با فرمول عربده و مادر بمبها و همدلی و سمفونی غربزدههای داخلی، مذاکره و توافق تحمیلی با ایران را شکل دهد. ترامپ بهخوبی آگاه است که در مقابل «مادر بمبها»، ایران قرار است از «پدر موشکهای ایرانی» رونمایی کند که شرایط را برای او جهنمی میکند و حتی در نقاط دوردستتر هم، در امان نخواهد بود؛ لذا نه تلاشهای غربزدههای داخلی و نه عربدههای ترامپ برای سه هفته پیش رو، نمیتواند ترامپ و خسارت در انتخابات و بحران اقتصادی پس از انتخابات را علاج کند.
منبع: جوان آنلاین



