رفتن به محتوای اصلی
اجتماعیرویداد 248 دقیقه مطالعه

از ضعف نظام آموزشی تا نگرانی‌های تربیتی؛ چرا بعضی خانواده‌ها هوم اسکول‌ها را به مدارس ترجیح می‌دهند؟

مدیر روابط عمومی شورای عالی آموزش و پرورش ضمن هشدار به خانواده‌ها، فعالیت «هوم اسکول‌ها» را غیرقانونی اعلام کرد. به گفته او دانش آموزانی که در مراکز غیرمجاز تحصیل کرده‌اند، تعیین پایه نخواهند شد.

از ضعف نظام آموزشی تا نگرانی‌های تربیتی؛ چرا بعضی خانواده‌ها هوم اسکول‌ها را به مدارس ترجیح می‌دهند؟

رویداد۲۴| مجید پارسا، مدیرکل آموزش‌وپرورش شهر تهران، فعالیت مراکز موسوم به هوم‌اسکول را غیرقانونی خوانده و از برخورد با آنها، ارجاع پرونده‌ها به مراجع مربوط و پلمب برخی مراکز خبر داده است. این موضع‌گیری در شرایطی مطرح می‌شود که آموزش خانگی، هرچند هنوز در ایران چارچوب رسمی و روشنی ندارد، به یکی از گزینه‌های مورد توجه بخشی از خانواده‌ها تبدیل شده است. هوم اسکول چیست؟ هوم‌اسکول یا آموزش خانگی، در معنای اصلی خود، روشی است که در آن کودک به‌جای حضور تمام‌وقت در مدرسه، بخش اصلی آموزش را در خانه و تحت مسئولیت والدین دریافت می‌کند.

خانواده ممکن است از معلم خصوصی، دوره‌های آنلاین، کتاب‌ها و منابع آموزشی یا گروه‌های کوچک یادگیری کمک بگیرد. بنابراین، هوم‌اسکول لزوماً به معنای نشستن کودک در اتاق و درس خواندن به‌تنهایی نیست؛ تفاوت اصلی آن با مدرسه متعارف، انتقال بخش مهمی از اختیار برنامه‌ریزی و هدایت آموزش از نهاد مدرسه به خانواده است. در سال‌های اخیر شاهد تمایل بیشتر خانواده‌ها به استفاده از هوم اسکول‌ها بوده‌ایم.

محمدرضا نیک‌نژاد، کارشناس آموزش پیش از این به «خبرآنلاین» گفته بود که برخی خانواده‌ها فرزندانشان را در مدرسه ثبت‌نام می‌کنند، اما آنها در طول سال در کلاس‌ها حاضر نمی‌شوند و آموزش را در خانه یا مراکز دیگر دریافت می‌کنند. به گفته او، این دانش‌آموزان ممکن است در پایان سال در امتحانات مدرسه شرکت کنند. این شیوه با آموزش خانگی برخوردار از چارچوب قانونی و نظارت آموزشی تفاوت دارد و می‌تواند درباره اعتبار مدارک و مسئولیت مدرسه و خانواده ابهام ایجاد کند. چرا خانواده‌ها حاضرند مدرسه را کنار بگذارند؟

ترجیح هوم اسکول‌ها به مدارس رسمی دلایل متعددی دارد و مهم‌ترین آن نیز ایراداتی است که به نظام آموزش وارد است. مسئله حتی جدی‌تر از کیفیت مدارس، سطح آموزش و امکانات موجود است. شاید پذیرش و سخن گفتن از این واقعیت خاصه در فضای رسانه هنوز راحت نباشد، اما حقیقت این است که یکی از این دلایل، شکاف میان ارزش‌ها و سبک زندگی بخشی از خانواده‌ها با محتوای رسمی مدارس است. برخی والدین نمی‌خواهند فرزندانشان در محیطی آموزش ببینند که به اعتقاد آنها، در کنار انتقال دانش، در پی شکل دادن به باور‌های سیاسی، مذهبی و اجتماعی مشخصی است.

این نگرانی به‌ویژه در موضوعاتی که با اعتقادات، سبک زندگی و انتخاب‌های فردی ارتباط دارند، اهمیت پیدا می‌کند. در چنین شرایطی، مدرسه برای خانواده دیگر صرفاً محل یادگیری ریاضی، علوم و زبان نیست؛ نهادی است که در شکل‌گیری هویت و جهان‌بینی کودک نیز نقش دارد. اگر والدین احساس کنند میان آنچه در خانه به فرزندشان می‌آموزند و آنچه در مدرسه از او انتظار می‌رود فاصله‌ای جدی وجود دارد، ممکن است آموزش خانگی را راهی برای کاهش این تعارض بدانند. بدیهی است که همه خانواده‌هایی که به هوم‌اسکول روی می‌آورند، انگیزه سیاسی یا ایدئولوژیک ندارند.

نگرانی از کیفیت تدریس، شیوه‌های سنتی آموزش، رقابت فرساینده تحصیلی، فشار روانی، روابط اجتماعی نامناسب یا ناتوانی مدرسه در توجه به نیاز‌های خاص کودک نیز می‌تواند در این تصمیم مؤثر باشد. برخی خانواده‌ها می‌خواهند کودکشان به‌جای حفظ کردن مطالب برای امتحان، فرصت بیشتری برای کشف استعدادها، یادگیری مهارت‌ها و دنبال کردن علایقش داشته باشد. مدارس چطور از جامعه جا ماندند؟ نقد نظام آموزشی ایران تنها به محتوای کتاب‌های درسی محدود نمی‌شود.

ساختار متمرکز، غلبه آموزش حافظه‌محور، اهمیت بیش از اندازه امتحان و نمره، کمبود فرصت برای تفکر انتقادی و خلاقیت و فاصله میان محتوای درسی و نیاز‌های زندگی امروز، از جمله انتقاد‌هایی هستند که سال‌هاست درباره مدرسه رسمی مطرح می‌شوند. در چنین ساختاری، دانش‌آموز اغلب باید خود را با برنامه‌ای از پیش تعیین‌شده هماهنگ کند؛ برنامه‌ای که ممکن است تفاوت‌های فردی، سرعت یادگیری، استعداد‌ها و شرایط روانی او را به‌اندازه کافی در نظر نگیرد. در مقابل، هوم‌اسکول این امکان را فراهم می‌کند که برنامه آموزشی متناسب با شرایط هر کودک تنظیم شود.

دانش‌آموزی که در یک درس جلوتر است، مجبور نیست برای هماهنگی با کلاس منتظر بماند و کودکی که به زمان بیشتری برای یادگیری نیاز دارد، می‌تواند بدون فشار مقایسه دائمی با دیگران پیش برود. این مزیت به‌ویژه برای کودکانی که به دلایل جسمی، روانی یا شرایط خاص زندگی با حضور مستمر در مدرسه مشکل دارند، اهمیت دارد. آموزش خانگی همچنین می‌تواند زمان رفت‌وآمد را کاهش دهد و به خانواده اجازه دهد فعالیت‌های هنری، ورزشی یا مهارت‌آموزی را در برنامه روزانه کودک بگنجاند. با این حال، نباید از این مزایا نتیجه گرفت که هر آموزش خانگی از مدرسه بهتر است.

آموزش باکیفیت به دانش تخصصی، برنامه‌ریزی، منابع مناسب و ارزیابی مستمر نیاز دارد. همه والدین نیز زمان، دانش یا امکانات لازم برای هدایت آموزش فرزندشان را ندارند. خانواده‌ای که از توان مالی کافی برخوردار است، ممکن است بتواند معلم خصوصی استخدام کند و منابع متنوع آموزشی فراهم آورد؛ اما چنین امکانی برای همه خانواده‌ها وجود ندارد. از این منظر، رشد هوم‌اسکول می‌تواند هم نشانه جست‌وجوی روش‌های بهتر یادگیری باشد و هم یادآور نابرابری در دسترسی به آموزش باکیفیت.

اگر تنها خانواده‌های برخوردار بتوانند از مدرسه نامطلوب فاصله بگیرند و آموزش شخصی‌سازی‌شده فراهم کنند، مسئله فقط انتخاب آزادانه نیست؛ مسئله این است که چرا کیفیت مناسب آموزش به امکانی وابسته به توان مالی خانواده تبدیل شده است. هوم‌اسکول در دنیا رایج است؛ اما نه به یک شکل آموزش خانگی پدیده‌ای مختص ایران نیست و در کشور‌های مختلف، با انگیزه‌ها و مقررات متفاوت وجود دارد. در ایالات متحده، آموزش خانگی در چارچوب قوانین ایالت‌ها پذیرفته شده و خانواده‌ها به دلایل گوناگون، از نارضایتی از مدرسه تا باور‌های مذهبی و تمایل به آموزش فردمحور، این مسیر را انتخاب می‌کنند.

در برخی جوامع، خانواده‌هایی که با ارزش‌های حاکم بر مدارس دولتی اختلاف دارند، آموزش خانگی را راهی برای حفظ استقلال تربیتی خود می‌دانند؛ در جوامع دیگر، نگرانی‌های آموزشی یا نیاز‌های خاص کودک نقش پررنگ‌تری دارد. گزارش یونسکو در سال ۲۰۲۵ تأکید می‌کند که انگیزه‌های آموزش خانگی یکسان نیست و در بعضی کشور‌ها مخالفت با ارزش‌های ترویج‌شده در آموزش رسمی، در کنار انتقاد از ساختار مدرسه، از عوامل انتخاب این روش است. در عین حال، یونسکو درباره کمبود داده‌های قابل اتکا و دشواری مقایسه وضعیت کشور‌ها نیز هشدار می‌دهد.

بنابراین، نمی‌توان بدون توجه به تفاوت‌های فرهنگی، اقتصادی و حقوقی، یک الگوی جهانی واحد برای هوم‌اسکول ترسیم کرد. در انگلستان، آمار رسمی منتشرشده در ژانویه ۲۰۲۶ نشان می‌دهد که در پاییز ۲۰۲۵ حدود ۱۲۶ هزار کودک در آموزش خانگی انتخابی قرار داشتند؛ رقمی که در پاییز سال قبل ۱۱۱ هزار و ۷۰۰ نفر بود. این آمار نشان می‌دهد آموزش خانگی در یک نظام آموزشی تثبیت‌شده نیز می‌تواند رو به افزایش باشد. در فرانسه، برخلاف تصور رایج درباره آزادی نامحدود آموزش در خانه، از سال تحصیلی ۲۰۲۲-۲۰۲۱ به بعد، آموزش خانگی به مجوز قبلی و دلایل مشخص قانونی نیاز دارد.

وضعیت سلامت یا معلولیت کودک، فعالیت‌های ورزشی و هنری فشرده، دوری جغرافیایی از مدرسه و برخی شرایط خاص از جمله دلایل قابل بررسی هستند. پیشرفت تحصیلی کودک نیز تحت نظارت قرار می‌گیرد. این نمونه‌ها نشان می‌دهند که قانونی بودن آموزش خانگی لزوماً به معنای نبود نظارت نیست. تفاوت مهم میان کشور‌ها در این است که آیا خانواده می‌تواند از یک مسیر شفاف و قانونی استفاده کند، چه استاندارد‌هایی برای آموزش تعیین شده و چگونه اطمینان حاصل می‌شود که کودک از حق آموزش و فرصت رشد اجتماعی محروم نمی‌ماند. آیا خانه همیشه جای بهتری برای یادگیری است؟

نقد مدرسه رسمی نباید به نادیده گرفتن محدودیت‌های آموزش خانگی منجر شود. مدرسه، دست‌کم در شکل مطلوب خود، تنها محل انتقال اطلاعات نیست؛ فضایی برای تعامل با همسالان، مواجهه با تفاوت‌های فکری و فرهنگی، یادگیری همکاری، حل اختلاف و تجربه زندگی جمعی است. کودک در مدرسه با افرادی روبه‌رو می‌شود که لزوماً شبیه خانواده او فکر نمی‌کنند و همین مواجهه می‌تواند در شکل‌گیری توانایی گفت‌و‌گو و پذیرش تفاوت‌ها نقش داشته باشد. در آموزش خانگی، اگر خانواده برای تعاملات اجتماعی کودک برنامه‌ریزی نکند، ممکن است فرصت ارتباط منظم با همسالان و تجربه موقعیت‌های جمعی محدود شود.

افزون بر این، اگر والدین از دانش تخصصی یا منابع آموزشی کافی برخوردار نباشند، احتمال دارد برخی درس‌ها به‌درستی آموزش داده نشوند یا ضعف‌های یادگیری کودک دیر تشخیص داده شود. خطر دیگر، تبدیل آموزش خانگی به ابزاری برای محدود کردن جهان فکری کودک است. همان‌طور که دولت نباید مدرسه را به ابزاری برای تحمیل یک جهان‌بینی واحد تبدیل کند، خانواده نیز نباید با حذف هر صدای متفاوتی، امکان مواجهه کودک با دیدگاه‌های گوناگون را از بین ببرد.

استقلال آموزشی زمانی به نفع کودک است که به رشد توانایی اندیشیدن و انتخاب کردن او کمک کند، نه اینکه تنها یک نوع کنترل را جایگزین نوع دیگری کند. در ایران، مسئله اعتبار تحصیلی نیز اهمیت دارد. به گفته مقام‌های آموزش‌وپرورش، مدارک صادرشده از مراکز غیرمجاز اعتبار رسمی نداشته و برای ادامه تحصیل دانش‌آموز مشکل ایجاد می‌کنند. پلمب مراکز، بی‌اعتمادی را از بین نمی‌برد موضع آموزش‌وپرورش تهران از منظر اجرای مقررات قابل فهم است و مراکزی که بدون مجوز فعالیت می‌کنند، نباید بتوانند با وعده آموزش رسمی یا صدور مدرک معتبر، خانواده‌ها را در معرض خطر قرار دهند.

نظارت بر کیفیت آموزش، صلاحیت افراد مسئول و وضعیت تحصیلی کودکان ضروری است. اما این ضرورت، به‌تنهایی مسئله هوم اسکول‌ها را حل نمی‌کند. اگر خانواده‌ها به دلایلی که ذکر شد، به دنبال جایگزینی برای مدارس می‌گردند، تعطیل کردن مراکز بدون ایجاد راه‌حل‌های روشن، لزوماً تقاضا را از بین نمی‌برد. ممکن است تنها فعالیت‌ها را به فضا‌های پنهان‌تر منتقل کند؛ فضا‌هایی که در آنها نظارت بر کیفیت آموزش و حقوق کودک دشوارتر است. سیاست‌گذار آموزشی باید میان دو مسئله تفاوت بگذارد؛

یکی فعالیت تجاری یا آموزشی غیرمجاز که ممکن است حقوق دانش‌آموزان را به خطر بیندازد و دیگری تقاضای اجتماعی برای برخورداری از شیوه‌های متنوع یادگیری. اولی نیازمند نظارت و اجرای قانون است؛ دومی به گفت‌و‌گو، اصلاح سیاست‌ها و فراهم کردن مسیر‌های قانونی پاسخ می‌دهد. اگر نظام آموزشی ایران خود را موظف به تأمین حق آموزش می‌داند، باید نشان دهد که این حق را صرفاً به حضور فیزیکی در کلاس و تبعیت از یک برنامه متمرکز تقلیل نمی‌دهد.

ایجاد سازوکار‌های شفاف برای آموزش انعطاف‌پذیر، ارزیابی مستقل یادگیری، امکان استفاده از روش‌های متنوع آموزشی و تضمین اعتبار تحصیلی می‌تواند بخشی از پاسخ باشد. چنین مسیری به معنای پذیرش بی‌قیدوشرط هر مرکز یا واگذاری کامل مسئولیت آموزش به خانواده نیست؛ بلکه تلاشی برای جمع کردن آزادی انتخاب با مسئولیت عمومی در قبال کیفیت آموزش است.

منبع: رویداد 24

منبع خبررویداد 24
نمای زنده فرهاببه‌روزرسانی 18:17
116,743مطلب نمایه‌شده
84,908موضوع و برچسب
30منبع خبری
14حوزه موضوعی