به گزارش خبرگزاری صداوسیما، «لگ»، سومین داستان از سه گانه داستانهای «شنود» و «مادر و مامان» است. سه زن در سه موقعیت داستانی متفاوت، اما با نقشِ یکسان مادر _ همسر روایتی را پیش میبرند که در اثر گذاری بر وقایع آن نقشی تعیین کننده و به سزا دارند. گاهی یک اثر ادبی، بیآنکه بخواهد شعار بدهد یا نسخهای برای زندگی بپیچد، آینهای میشود در برابر مخاطب، آینهای که میتوانی خودت را در آن ببینی، حتی اگر شبیهت نباشد. «لگ» چنین اثری است.
داستانی بلند که با روایتی صمیمی و زبانی پر از جزئیات، خواننده را به دل یک زندگی معمولی میبرد، زندگیای که از بیرون شاید آرام و مرتب به نظر برسد، اما از درون با تنشها، شکافها و ناگفتههای زیادی دستوپنجه نرم میکند. داستان، روایت زنی است که سالها کار کرده، مادر بوده، همسر بوده و حالا در نقطهای پر از پرسش ایستاده. پرسشهایی درباره خودش، درباره رابطه با همسرش، با پسرش و با دنیایی که هر روز تغییر میکند و او را به چالش میکشد. «لگ» شاید نمادی باشد از هویت، از حق انتخاب، از تنپوشی که میتواند هم آزادی باشد و هم منشأ تنش.
نویسنده با زیرکی از همین جزئیات ساده و روزمره، لایههای عمیقتری از معنای زندگی معاصر را آشکار میکند. یکی از نقاط قوت «لگ»، شخصیتپردازی چندلایه و باورپذیر آن است که هر کدام دارای ضعفها، ترسها، عقدهها و آرزوهایی هستند که آنها را انسانی و ملموس میکند. راوی داستان با زبانی روان و امروزی، خواننده را وارد ذهن شخصیت اصلی میکند و اجازه میدهد از نزدیک شاهد کشمکشهای درونی اش باشیم. این نزدیکی، همدلی خواننده را برمیانگیزد و او را به فکر فرو میبرد.
داستان در بستری شهری و معاصر روایت میشود، با همه دغدغههای امروزی، بحران هویت، تنهایی، نیاز به دیدهشدن، شکاف نسلها، فشارهای اجتماعی و اقتصادی، و جستوجوی معنا در روابط انسانی. «لگ» از آن دسته آثاری است که لایههای تفسیری متعددی را در دل خویش جای داده است. موذنی با دقت فضا سازی میکند، از بوی چای و صدای موسیقی گرفته تا سکوتهای سنگین میان آدمها. این جزئیات، جهانی میسازد که خواننده بهراحتی میتواند در آن غرق شود و شخصیتها را باور کند. دیالوگها طبیعی و پرتنشاند، گاه طنزآمیز، گاه تلخ و گزنده.
همین ترکیب، «لگ» را به اثری خواندنی و تأثیرگذار تبدیل کرده است. «لگ» اثری درباره زن بودن، مادر بودن، همسر بودن و انسان بودن است در جهانی که هر روز پیچیدهتر میشود. اثری که بدون قضاوت، بدون شعار و بدون وعدههای آسان، زندگی را همانطور که هست، نشان میدهد: پر از تناقض، پر از درد، پر از امیدهای کوچک و ناگفته؛ بنابراین اگر به دنبال داستانی هستید که شما را به فکر فرو ببرد، احساساتتان را برانگیزد و در ذهنتان زنده بماند، «لگ» را از دست ندهید. این اثر، روایتی است از زمانه ما، روایتی که میتواند همه یا بخشی از آن، داستان زندگی خودِ ما باشد.
منبع: خبرگزاری صدا و سیما


