رفتن به محتوای اصلی
سیاسیجوان آنلاین6 دقیقه مطالعه

آقای کرباسچی! نقض عهد ترامپ را سفیدشویی نکنید

جوان آنلاین: تجربه چند دهه مواجهه امریکا با جمهوری اسلامی ایران، یک واقعیت مهم را آشکار کرده که به رغم برخی خوش‌بینی‌ها و اقدامات اعتمادساز دولت‌های جمهوری اسلامی ایران در نگاه به امریکا، مسئله بسیار فراتر از این خوش‌بینی‌ها است، چراکه با طرفی مواجهیم که به…

جوان آنلاین: تجربه چند دهه مواجهه امریکا با جمهوری اسلامی ایران، یک واقعیت مهم را آشکار کرده که به رغم برخی خوش‌بینی‌ها و اقدامات اعتمادساز دولت‌های جمهوری اسلامی ایران در نگاه به امریکا، مسئله بسیار فراتر از این خوش‌بینی‌ها است، چراکه با طرفی مواجهیم که به کمتر از تسلیم بی‌قید و شرط ایران راضی نمی‌شود و برای تحمیل خواسته‌هایش از فشار اقتصادی، تهدید نظامی و مذاکره از موضع اجبار استفاده می‌کند.

بنابراین، برخلاف ادعا‌های اخیر غلامحسین کرباسچی، دبیرکل اسبق حزب اصلاح‌طلب کارگزاران سازندگی در برنامه تلویزیونی «به وقت ایران»، تقلیل شکست تفاهم‌نامه اسلام‌آباد به حمله به سه کشتی و معرفی آن به‌عنوان بهانه اصلی نقض توافق از سوی امریکا، بدون بررسی سابقه بدعهدی واشینگتن، تصویری ناقص از واقعیت ارائه می‌دهد. غلامحسین کرباسچی در برنامه «به وقت ایران» با انتقاد از آنچه را که او «حمله به سه کشتی پس از امضای تفاهم‌نامه اسلام‌آباد» عنوان کرده، این اقدام را عاملی خودسرانه برای از دست رفتن دست برتر ایران در مذاکرات دانسته است.

موضوعی که چند ساعت بعد با واکنش سخنگوی سپاه مواجه شد و او در گفت‌وگویی اعلام کرد که این اقدام خودسرانه نبوده است. سردار محبی تصریح کرد: «حمله به کشتی‌های متخلف پاسخی به سومین نقض عهد امریکا بود. امریکا دو بار حین مذاکرات نقض عهد و حمله کرد و بار سوم بعد از امضای تفاهم‌نامه دوباره نقض عهد کرد.» محبی افزود: «حمله به کشتی‌های متخلف بعد از امضای تفاهم‌نامه، نه اقدام خودسرانه بوده و نه بدون هماهنگی با مسئولان بالاتر.

این حمله قطعاً پاسخ قاطع و دندان‌شکن به نقض عهد سوم امریکا بود.»با این توصیف، این اختلاف بحثی فراتر از یک تصمیم نظامی را پیش روی افکار عمومی قرار داده است: آیا راه جلوگیری از جنگ، پرهیز از هر اقدامی است که ممکن است بهانه‌ای به دست امریکا بدهد، یا تقویت قدرت ملی برای جلوگیری از تحمیل خواسته‌های یک طرف متجاوز؟ جدال دو نگاه اصلاح‌طلبانه؛ امتیاز برای صلح یا تقویت قدرت ملی؟ نقد محمدرضا جلائی‌پور فعال سیاسی اصلاح‌طلب به کرباسچی، با طرح چهار انگاره خطا، بخش مهمی از این پرسش را روشن می‌کند. ۱.

انگاره خطای نیاز ترامپ به بهانه برای خروج از تفاهم‌نامه: جلائی‌پور یادآور می‌شود که ترامپ برای خروج از برجام و نقض تعهدات بین‌المللی بهانه‌ای تعیین‌کننده در اختیار نداشت و تصمیم‌هایش را بر اساس منافع و توانایی تحمیل اراده خود اتخاذ می‌کرد. بنابراین، تأکید بر جلوگیری از جنگ «به هر قیمت» زمانی خطرناک می‌شود که قیمت آن واگذاری اهرم‌های قدرت ایران، از جمله توان موشکی و موقعیت راهبردی تنگه هرمز باشد. چنین امتیازدهی‌ای نه‌تنها تضمین‌کننده صلح نیست بلکه می‌تواند زمینه مطالبه امتیاز‌های بیشتر را فراهم کند. ۲.

انگاره خطای شروع نقض تفاهم‌نامه اسلام‌آباد از سوی ایران: جلائی‌پور با استناد به گزارش نمایندگی ایران در سازمان ملل، نوشته است امریکا از نخستین روز اجرای تفاهم‌نامه موارد متعددی از آن را نقض کرده است. از نگاه او، حتی اگر درباره تصمیم ایران برای حمله به کشتی‌ها نقدی وجود داشته باشد، این نقد نباید به انکار نقض‌های قبلی امریکا یا سفیدشویی رفتار واشینگتن منجر شود. ۳. انگاره خطای کفایت رضایت مردم برای جلوگیری از تجاوز: جلائی‌پور انسجام اجتماعی و رضایت عمومی را از پایه‌های قدرت ملی می‌داند، اما تأکید می‌کند که این عوامل به‌تنهایی مانع جنگ نمی‌شوند.

توان نظامی، قدرت اقتصادی و ظرفیت دیپلماتیک نیز برای بازدارندگی ضروری‌اند. در کنار این مؤلفه‌ها، کاهش نابرابری، حمایت از محرومان و تأمین نیاز‌های اساسی مردم نیز می‌تواند همبستگی ملی را تقویت کند. از این منظر، مسئولیت نیرو‌های سیاسی نه تضعیف انسجام، که کمک به تقویت قدرت کشور در برابر تهدید خارجی است. ۴.

انگاره خطای یکسان‌انگاری شرایط امروز با سال ۱۳۶۷: به باور جلائی‌پور، شرایط کنونی با سال ۱۳۶۷ (پذیرش قطعنامه ۵۹۸) که کرباسچی از آن به‌عنوان یک الگوی قابل تکرار یاد کرده، تفاوت اساسی دارد، زیرا در آن مقطع پیشنهاد صلحی وجود داشت که پذیرش آن لزوماً به معنای واگذاری اهرم‌های دفاعی ایران نبود، اما امروز نمی‌توان صرف طرح مذاکره را معادل وجود یک توافق عزتمندانه دانست. صلح پایدار زمانی معنا دارد که استقلال راهبردی و منافع حیاتی کشور به رسمیت شناخته شود، نه آنکه ایران زیر فشار تهدید و محاصره به واگذاری مؤلفه‌های قدرت خود تن دهد.

با این حال، نقد مسئله به چهار محور جلائی‌پور محدود نمی‌شود. پرسش اساسی این است که چرا پس از تجربه برجام و خروج یکجانبه امریکا از آن، هنوز این تصور وجود دارد که با احتیاط بیشتر، امتیازدهی گسترده‌تر یا خودداری از هر اقدام بازدارنده می‌توان مانع زیاده‌خواهی واشینگتن شد؟ تجربه نشان داده است که حتی توافق رسمی نیز بدون تضمین‌های مؤثر و توازن قدرت، الزاماً مانع تغییر سیاست طرف مقابل نمی‌شود. اکنون مسئله اصلی این است که آیا می‌توان با عقب‌نشینی پی‌درپی، و سوزاندن امتیاز‌های بیشتر، امنیت پایدار به دست آورد؟

وقتی طرف مقابل از نابودی توان موشکی و دریایی ایران سخن می‌گوید و سابقه خروج از توافق را دارد، نمی‌توان فرض کرد که دادن امتیاز بیشتر الزاماً به مطالبه کمتر و تغییر رفتار زیاده‌خواهانه او منجر خواهد شد، بلکه به عکس هرگونه نرمش و کوتاه آمدن، خطر فشار برای تضعیف توان دفاعی و تحمیل اراده سیاسی را جدی می‌کند.

افکار عمومی ایران و جهان از یاد نبرده است که ترامپ در روز‌های آغازین جنگ علیه ایران به کمتر از تسلیم بی‌قید و شرط راضی نبود، اما آنچه توانست معادله را به نفع ایران تغییر دهد، اتحاد و انسجام ملی – که در قالب بعثت خیابانی متجلی شد- از یک سو، و اقتدار دفاعی و بازدارندگی نیرو‌های مسلح با در هم کوبیدن مواضع دشمن در منطقه، از سوی دیگر بود. برخلاف تصور خام‌اندیشانه نوع کرباسچی‌ها، ایران از ظرفیت‌های مهمی در حوزه نظامی، جغرافیایی، اقتصادی، انسانی و دیپلماتیک برخوردار است.

راهبرد مؤثر باید این ظرفیت‌ها را به قدرت بازدارنده تبدیل کند، انسجام اجتماعی را افزایش دهد و هم‌زمان مسیر دیپلماسی را برای دستیابی به توافقی متوازن باز نگه دارد. درس گذشته، نه تقدیس جنگ بدون محاسبه است و نه تجویز تسلیم برای پرهیز از هزینه بلکه شناخت این واقعیت است که صلح پایدار با نادیده‌گرفتن رفتار طرف مقابل و واگذاری یک‌طرفه اهرم‌های قدرت به دست نمی‌آید. آقای کرباسچی! به‌جای تمرکز بر اینکه ایران چگونه به امریکا بهانه ندهد، باید پرسید چه تضمینی وجود دارد که امریکا پس از گرفتن امتیاز‌های بیشتر، بار دیگر تعهداتش را زیر پا نگذارد؟

نمی‌توان با سفیدشویی نقض عهد ترامپ و کم‌اهمیت جلوه‌دادن ظرفیت‌های ملی، نسخه امنیت پایدار پیچید. راه صلح، تقویت قدرت ایران، حفظ انسجام ملی و مذاکره از موضع توانمندی است، نه عقب‌نشینی مقابل دشمنی که به کمتر از نابودی ایران راضی نمی‌شود. ایران امروز، دوران شاه سلطان حسین‌ها و پهلوی‌ها نیست که با یک تشر، تسلیم قدرت‌های مهاجم و بیگانه شود، تجربه هشت سال دفاع مقدس و جنگ‌های دوم و سوم، آیینه تمام‌نمای شکوه، اقتدار و سلحشوری ایرانی است. آنها که این تاریخ باشکوه را نمی‌بینند، در مقامی نیستند که برای چنین ملت رشیدی نسخه تسلیم بپیچند.

بهتر است آنها خود را از سیاست بازنشسته کنند.

منبع: جوان آنلاین

منبع خبرجوان آنلاین
نمای زنده فرهاببه‌روزرسانی 23:40
114,433مطلب نمایه‌شده
82,217موضوع و برچسب
30منبع خبری
14حوزه موضوعی