رفتن به محتوای اصلی
سیاسیجام جم آنلاین5 دقیقه مطالعه

تمدن ایران، فراتر از فهم آمریکا

میان سیاست و تفکر یک رابطه وجود دارد. سیاست نمی‌تواند تفکر را تعیین کند. آقای روبیو یک چهره سیاسی است، چهره علمی نیست؛ فیلسوف نیست، آکادمیسین نیست. لذا حرف‌هایش به‌اندازه یک پول سیاه ارزش ندارد و از لحاظ فرهنگی و فکری هیچ ارزشی ندارد. او نماینده یک سیستم…

تمدن ایران، فراتر از فهم آمریکا

در کنش سیاسی غربی، اراده معطوف به قدرت است، نه اراده معطوف به حقیقت. لذا آنها اول تصمیم می‌گیرند و بعداً برای تصمیم خود justification، یعنی توجیه یا ایدئولوژی، می‌سازند. آنها قصد حمله به ایران را داشتند و همچنان قصد حمله به ایران را دارند و درکی از اهمیت فرهنگ و تمدن‌ها ندارند. مسأله‌شان، به یک معنا، مسأله تمدنی نیست؛ مسأله‌شان نفت، سیطره بر هاب و مرکز انرژی جهان، کنترل چین و کنترل روسیه است و الان ایران یک مانع است.

یعنی اگر ایران امروز یک تمدن مسیحی، یهودی یا هندی هم بود، ولی مانع تحقق اهداف امپریالیسم آمریکایی می‌شد، بهانه دیگری پیدا می‌کردند و در واقع توجیه دیگری می‌ساختند. البته در این میان، یک نکته فرهنگی و تمدنی وجود دارد. روبیو، علی‌رغم این‌که با فرهنگ آشنایی ندارد، در مورد ایران صحبت کرد. احتمالا این مطالب را با کمک هوش مصنوعی نوشته بود؛ درواقع، اطلاعاتی بود که هوش مصنوعی در اختیارش قرار داده بود وگرنه سواد این را نداشت که بخواهد درباره تاریخ ایران و رابطه ایران با روم و یونان صحبت کند. واقعیت این است که ایران امروز به یک ایده تبدیل شده است.

این مسأله‌ای تمدنی است. امروز ایران به‌عنوان یک کشور، در برابر نظام سلطه غربی و نظام بردگی تمدن غربی ایستاده است و این ایده، به تمدن ما برمی‌گردد. یعنی ایران هیچ‌گاه بردگی را تجربه نکرده است. ما تنها کشوری هستیم که در کشورمان، در سرزمین‌مان، بردگی وجود نداشته است؛ درحالی‌که غربی‌ها تا قرن نوزدهم، در آمریکا، برده داشتند. ما ایرانی‌ها هیچ‌وقت بت‌پرست نبودیم و ایران یکی از بزرگ‌ترین کانون‌های معنوی، فرهنگی و تمدنی جهان بوده است. در چنین بافتی، در چنین سیاقی، کشوری مثل ایران درواقع به نظام سلطه «نه» گفته است.

ترامپ و همدستانش درکی از تمدن ندارند، ولی این ایده که یک کشور آنتی‌سیستم باشد از نظر این این گروه غارتگر بسیار خطرناک تلقی می‌شود. این ایده، درواقع، ایده مقابله با نظام سلطه است؛ ایده‌ای که به زعم آنها باید به هر شکلی سرکوب شود و آنها نیز آن را خطرناک می‌بینند. سیطره آمریکا و به‌طور کلی غرب بر جهان به خطر افتاده است و این همان چیزی است که باعث شده روبیو این حرف‌های بی‌معنا را مطرح کند. نکته دیگر این‌که روبیو هنوز به آن سطح از بلوغ فکری نرسیده است که بداند ظهور و نابودی تمدن‌ها به اراده قدرت‌های سیاسی نیست.

صرف قدرت سیاسی نمی‌تواند یک تمدن را به وجود بیاورد و صرف قدرت سیاسی نیز نمی‌تواند یک تمدن را از بین ببرد. نظریه جنگ تمدن‌ها در حوزه روابط بین‌الملل هم نوعی صورت‌بندی از مسائل پیچیده روابط بین‌الملل است. واقعیتش این است که نظریه هانتینگتون از عمق علمی چندانی برخوردار نیست. در واقع، تمدن کنفوسیوسی یا تمدن چینی و تمدن هندی که هانتینگتون می‌گفت در برابر تمدن غرب خواهند ایستاد، امروز تا حد زیادی جذب تمدن غربی شده‌اند. غرب‌زدگی جهانی بر آنها هم سیطره دارد. حتی روس‌ها هم، درواقع، به نحوی، با منطقی زندگی می‌کنند که تفاوت چندانی با منطق غربی ندارد.

اما عالم اسلام یک ویژگی خاصی دارد. آنها همواره ما را به‌عنوان یک دیگری، یک دیگری کاملا متفاوت، نگریسته‌اند. به‌هرحال، به‌خاطر مسأله خاص اسرائیل، رابطه عالم اسلام با غرب همواره به آن شکلی که باید، یکپارچه نشده است؛ یعنی ما در تمدن غربی ادغام نشده‌ایم. البته این مسأله به ویژگی‌هایی هم که در خود عالم اسلام وجود داشته، برمی‌گردد. البته در واقع این عالم اسلام به معنای سیاسی مرسوم آن نیست که در برابر غرب ایستاده است؛ چنان‌که عربستان، پاکستان و کشورهای منطقه، همگی به نحوی در بلوک غرب قرار دارند. این ایران است که در برابر غرب ایستاده است.

البته تفکیک امر ایرانی از امر اسلامی در ایران هم دشوار است. همه این نکات را می‌گویم تا بگویم پاسخ صریح و روشنی به این پرسش که آیا امروز مقابله ایران و آمریکا را می‌توان به نظریه هانتینگتون برگرداند، دشوار است. به نظر من، باید به مؤلفه‌های دیگری هم توجه داشت. اگر هم از جنگ میان عالم اسلام و عالم غرب صحبت می‌کنیم، این اسلام موجود در حوزه تمدنی ایران است که باید آن را از اسلام موجود در حوزه تمدنی حجاز و حوزه فرهنگی اعراب تفکیک کرد. اسلام موجود در حوزه تمدنی حجاز و اعراب، آنچنان‌که باید، در برابر غرب نایستاده است؛

مگر جریان‌هایی مانند یمنی‌ها و جریان شیعه عراق. برای مثال، جریان‌های اهل‌سنت چنین تقابل گسترده‌ای ندارند. این مسأله تا حدودی به تشیع و تا حدودی به ویژگی‌های ایرانی ما برمی‌گردد.

این‌ها توجیهات ایدئولوژیک هستند؛ یعنی اینها اندیشه‌هایی هستند که به دنبال عمل می‌آیند. آنها براساس این توجیهات حمله نمی‌کنند. اول تصمیم به حمله می‌گیرند و بعد برای آن توجیه ایجاد می‌کنند. در نهایت باید گفت موضع‌گیری روبیو موضع‌گیری فهیمانه‌ای نیست. در واقع، موضع‌گیری مزدوری سیاسی است؛ ترامپ و دار و دسته‌اش درواقع چند لمپن سیاسی هستند. اگر کسی صاحب‌نظر و دانشگاهی باشد، باید کلاهش را به نشانه احترام به فرهنگ و تمدن ایرانی بردارد. منتها ساکنان کاخ‌سفید درک و شناختی از این مسائل ندارند.

به طور خاص روبیو در مقایسه با سیاستمداران حرفه‌ای جوانی جویای نام محسوب می‌شود که در آشفته‌بازار جهان پساسیاست کنونی، در شرایطی که همه ارزش‌ها فروریخته‌اند، می‌کوشد برای خودش جای پایی پیدا کند و منافعی به‌دست‌بیاورد. او اراده‌ای برای فهم حقیقت، فهم فرهنگ و فهم جایگاه تمدن‌ها ندارد. لذا حرفش خیلی ارزشمند نیست، مگر این‌که آن را یک نشانه سیاسی بدانیم که قرار است به ایران حمله کنند. از این منظر می‌تواند مهم باشد؛ یعنی از لحاظ سیاسی، نه از لحاظ فرهنگی، فلسفی و فکری.

منبع: جام جم آنلاین

منبع خبرجام جم آنلاین
نمای زنده فرهاببه‌روزرسانی 21:21
114,225مطلب نمایه‌شده
81,994موضوع و برچسب
30منبع خبری
14حوزه موضوعی