سالها قبل بهرام بیضایی کارگردان شهیر سینمای ایران، پس از نوشتن نامهای تند به مسئولان وقت سینمای ایران، سیمرغ بلورین خود را که به خاطر فیلم مسافران به او اهدا شده بود پس فرستاد.
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از ایرنا، دی ماه ۱۳۸۲رئیس وقت مجمع تشخیص مصلحت نظام علی اکبر هاشمی رفسنجانی در مصاحبه با روزنامه کیهان در دفاع از سیاستهای فرهنگی دولتش گفت: «شما وقتی میخواهید مثل بزنید، همان فیلم آقای بیضایی را مثل میزنید که خود شما میگویید ۳۰ ثانیه سانسور شد. بالاخره وزارت ارشاد چاقوی سانسور را بر زمین نگذاشت، ولی سعی میکردیم هنرمندان سینما را هم با خود داشته باشیم و به کمک آنها نیروهای موفقتری در همه بخشهای مهم تربیت کنیم که نیازی به سانسور نباشد.»
اشاره هاشمی رفسنجانی به فیلم مسافران است، هشتمین فیلم بلند سینمایی بهرام بیضایی. فیلمی که در سالهای ۱۳۶۹ و ۱۳۷۰ ساخته و برنده ۶ سیمرغ بلورین و نامزد ۴ سیمرغ بلورین از دهمین جشنواره فیلم فجر در سال ۱۳۷۰ شد اما کارگردانش از جایزه بهترین کارگردانی این جشنواره بی نصیب ماند. فیلمی که در رأیگیری سال ۱۳۸۰ مجله دنیای تصویر، برترین فیلم دههٔ ۱۳۷۰ شناخته شد.
همه جایزهها را به بیضایی بدهید!
فریدون جیرانی در گفت و گو با عبدالله اسفندیاری در سال ۱۳۹۵ اشاره کرد که از رسول ملاقلی پور یکی از داوران این جشنواره شنیده که سیدمحمد بهشتی شیرازی دبیر جشنواره در جلسه هیات داوران گفته است که «همه جایزه ها را به بیضایی بدهید اگر می خواهید کسی را بیکار کنید» و توصیه کرد که جایزه بهترین کارگردانی به بهرام بیضایی داده نشود. در نهایت تصمیم بر آن شد که همه جایزهها به این فیلم نرسد تا احیانا بهرام بیضایی دچار گرفتاریهای رایج نشود و بیکار نشود. بیضایی البته جایزه ویژه هیات داوران را ازآن خود کرد. سکانس افتتاحیه مسافران در یک رایگیری در سال ۱۴۰۱ برترین سکانس افتتاحیه در تاریخ سینمای ایران شناخته شد.
بیضایی در سخنرانی در تاریخ ۱۱ فوریهٔ ۲۰۱۱ در دانشگاه استنفورد گفت که این فیلم را در پاسخ فیلم مادر علی حاتمی ساخته است. وی در توصیف فیلمش این طور گفت: مسافران فیلم بسیار بسیار سادهای است در ستایش زندگی و امیدهای نو. همین.
جمشید ارجمند منتقد سینما در مقالهای به نام «مسافران، گشایش بند اجل؟» مینویسد: مسافران بیگمان تلخترین و جدیترین فیلم در منظومه آثار بهرام بیضایی، فیلمساز متفکر و تلخاندیش ماست.
طرح فیلم را بهرام بیضایی در سال ۱۳۵۴ نوشت و در سال ۱۳۶۸ فیلمنامه آن را نوشت. حمید سمندریان نیز در بازیگردانی این فیلم به بیضایی کمک کرد. قصه مسافران با بازی جملیه شیخی، هما روستا، مجید مظفری، فاطمه معتمدآریا، عنایت بخشی و… به این شرح است:
مهتاب، خواهرِ ماهرخ، همراهِ شوهر و دو پسرِ خردسالش با یک سواریِ کرایه از شمالِ ایران به سوی تهران راه میافتند تا آینه موروثی نوعروس خانواده را به جشن عروسی ماهرخ برسانند. در راه زنی روستایی با ایشان همسفر میشود؛ و سپس همگی در تصادف با یک نفتکش میمیرند. خبر به خانواده میرسد و عروسی به سوگواری تبدیل میشود. گزارشهای پلیس اگرچه صحت تصادف و کشته شدن مسافران را نشان میدهد، نشانی از آینهٔ موروثی پیدا نمیشود. در حالی که همهٔ خانواده مرگ مسافران را پذیرفتهاند، خانم بزرگ دل به سوگ نمیسپارد و چشم به راه میماند تا مهتاب با آینه نوعروس از راه برسد.
بر خلافف خواسته خانم بزرگ، سوگواری برگزار میشود و نزدیکان کشتگان، راننده نفتکش و شاگردش، مأموران و دیگران در مراسم شرکت میکنند؛ ولی ماهرخ با حالی پریشان با لباس سفید عروسی پیدا میشود. میان واکنشهای گوناگون حاضران ناگهان مهتاب و دیگر مردگان با آینهٔ موروثی از راه میرسند. بازتاب نور در آینه محفل آنان را غرق در روشنایی میکند. مهتاب آینه را به ماهرخ میسپارد تا عروسی برپا شود.
بر سر مسافران چه آمد؟
این فیلم بیضایی برای اکران با اصلاحیههای زیادی روبهرو و در نهایت نمایش فیلم در سال ۱۳۷۱ با مشکل مواجه شد. بهرام بیضایی در واکنش به اصلاحیهها طی نامهای، اعتراض شدید خود را به مسئولان وقت سینمای کشور اعلام کرد. وی در نامهای در آبان ۱۳۷۱ خطاب به مسئولان وقت این طور نوشت: وقتی سه ماه پیش پیغام رساندید که به خاطر جو آشفته بیرون، نمایش مسافران یک برنامه از نوبتش در جدول تعیین شده عقب بیفتد تا بتوانید آن را حمایت کنید، حتی جسدم هم باور نمیکرد پیشنهادی از روی خیرخواهی است…
بیضایی ادامه داد: هر فیلم را میشود آن قدر دید تا در آن عیبی یافت و شما که با رفتارتان رای شورا را هدایت میکنید حتما این را خوب میدانید… اخلاقیترین فیلم جهان را بدهید تا من در آن صد عیب نشان دهم. ولی شما حتی همین را هم در مسافران نیافتهاید و ناچار حالا دیگر سانسور سبک میکنید. یعنی چه تعدیل این صحنه یا آن صحنه؟ این فیلم یکسال قبل ساخته و تدوین شده و تمام شده و در مرداد گذشته از شما پروانه نمایش گرفته و پروندهاش بسته شده است و در شهریور و مهر گذشته، طبق جدول شما باید نشان میشد. کجایید؟ و یعنی چه که هر روز به ما دستور میدهید از شما درخواست کنیم که فیلممان را ویران کنید؟ چرا باید دستور داده شد تقاضا کنیم نمایش فیلممان عقب بیفتد؟
این کارگردان سینما افزود: آیا ادارات جز گروگانگیری راه دیگری بلد نیستند؟ آیا ما اهل یک کشور نیستیم و شما فاتحید و ما مغلوب؟ یعنی چه هر روز فهرستی حتی بدون ابلاغ رسمی( چنان که مدرکی در میان ما نباشد) بلندخوانی میکنید تا ما به خط خود بنویسیم، بی چون و چرا، طبق آن به دست خود موادی از فیلم را بیرون بکشیم؟ من اگر هر بار فهرست حذفیهای شما را عملی میکردم از مسافران چه میماند؟ و یعنی چه سانسور به دست خود سازنده؟ مگر کارمندان شما برای همین حقوق نمیگیرند؟ آیا سانسور برای هر سازنده جداگانه است و آنچه برای یک سازنده مجاز است برای دیگری ممنوع است؟
بیضایی نوشت: ما همین بی قانونی را هم رعایت کردهایم. به فیلمهای پروانه گرفته بر پردهتان نگاه کنید تا ببینید آیا بی خاصیتتر از مسافران را میتوان ساخت؟ تا کی میخواهید چماق حساسیت نسبت به بیضایی را بر سر من بکوبید؟… مسافران نه فحاشی و بددهنی مجاز برای یکی را دارد، نه خنده و مسخرگی مجاز برای یکی دیگر را، نه ساز و ضرب مجاز این گروه را دارد نه انتقاد تند اجتماعی مجاز گروهی دیگر را. مطمئن باشید بخت عمدهای هم برای فروش ندارد جز ساخت و وقارش که میخواهید با حذفهای جدید به هم زنید؟ من دستم میشکند و اجازه نمیدهم مرا سانسورچی خودم کنید.
من هنوز از این که پذیرفتم خبرگان اشکالتراش شما فیلم بدبخت «شاید وقتی دیگر» را ویران کنید شبها نمیخواهم، فیلمی که تنها اشکالش این بود که به قدر کافی بد نبود.
وی افزود: حالا ۹ ماه از نمایش مسافران در جشنواره فیلم فجر میگذرد. فیلمی که احدی با آن مشکل نداشت. شما ۹ ماه مسافران را نگه داشتهاید تا بلکه در آن معنایی پیدا کنید. چرا؟ و هیاتهای متعددی به قصد و با ماموریت یافتن اشکال آن را نو به نو بررسی کردهاند. چرا حتما باید اشکالی در آن مییافتید؟ چرا تصمیم گرفتهاید در فیلم بیضایی حتما باید مشکلی باشد؟ فیلمهای دیگر جشنواره که همزمان با مسافران ارائه شده بودند همه یکی دو هفته بعد با پروانه نمایش شما در جشنوارههای بیرون کشور نشان داده شدند. چرا حتما باید اجازه نمایش مسافران را ۹ ماه کش میدادید؟
پیدا کردن اشکال این همه طول میکشد؟ حتما باید ۹ ماه میگذشت تا به ماموران شما مشکلاتی در فیلم الهام میشد؟ چرا باید من ۹ ماه مضطرب میبودم و زندگیام آفتاب تا آفتاب فلج میبود؟
بدهی سنگینی روی دست من گذاشتید
بیضایی ادامه داد: از زمان نمایش مسافران در دهمین جشنواره فیلم فجر تا کنون، شورا چندین بار حرف خود را در مورد اشکالات دروغین فیلم مسافران عوض کرده است و این نشانه روشن بی پایهبودن اشکالات ساختگی شورایی است که میداند مشکلی در فیلم نیست و مشکل در جو بیرون است. تاکی باید سینما عواقب دعوای قدرت کسانی در بیرون را تحمل کند؟ قرار است گروههایی به من فحش دهند؟ خوب بدهند، مگر تا امروز چه میکردند؟… خیال میکنید گروهی که به دلایل غیرفرهنگی نقشه کوباندن فیلم یا سازندهای را دارد با حذف صحنههایی از فیلم تغییر رای میدهند؟
من اگر فیلمهای محبوب آنها را هم ساخته بودم فحش میخوردم… اگر قرار است کیهاننشینان و سورهنویسان و موتورسواران برای سرنوشت نمایش فیلم ما تصمیم بگیرند پس چرا ما فیلمهایمان را به شما ارائه میدهیم؟
این کارگردان به مشکلات مالی خود نیز اشاره کرد: برای من کوچکترین اهمیتی ندارد که فیلمم را به دروغ آشکار آماده نبودن در هیچ جای دنیا نشان ندادهاید، ولی اهمیت دارد که وامدار بانکهای شما نباشم. من که دستمزد کارگردانی همه فیلمهای زندگیام در ۲۰ سال گذشته روی هم به ۴۰۰ هزار تومان نمیرسد، به یمن سیاستهای شما پنج و نیم میلیون تومان روی مسافران بدهکارم. من این فیلم را با بیماری و فقر و وام بانکی و با سه سال دوندگی بدون دیناری حقوق و درآمد ساختهام. من هنگام ساختن این فیلم ۱۰۰ برابر بیشتر از آن که هر فیلمسازی در جهان تصورش بگنجد خودم را سانسور کردهام.
بیضایی ادامه داد: پس از آن که دهها شورا فیلمنامه مسافران را کلمه به کلمه خوانده و در آن ایرادی ندیدند و بعد از آن که دهها مسئول فیلم را تصویر به تصویر دیدند و در آن ایرادی ندیدند فیلم در جشنواره فجر به نمایش در آمد و در پی آن صدها تن از جمله خود شما و حتی از طلاب و متشرعین دست مرا فشردند و شما به آن ۶ سیمرغ بلورین جایزه دادید. آیا مسافران این همه اشکال داشته است و شما و همه آن کسان آن را نمیفهمیدید؟… آیا ما اسیر و بازیچهایم یا شما مسئول سینما نیستید و ما اشتباه آمده بودیم؟
وی در پایان نامه آورده است: همراه با این نامه من جایزه سیمرغ بلورین دهمین جشنواره فیلم فجر را که به خاطر همین فیلم و ۹ ماه قبل توسط همین وزارت ارشاد به من داده شده است همراه با گواهینامه مربوطش برای معاونت امور سینمایی پس میفرستم و میخواهم که فیلمم همچنان که سزاوار هر فیلمی است درست و کامل و در بهترین شرایط بر پرده بیاید… به عنوان مالک حقوق معنوی مسافران اجازه نمیدهم کسی حتی پس از مرگم یک دندانه از فیلم مسافران را حذف کند. تا زمانی که در وطنم این شغل بی حرمت شده جایی برای فیلم من ندارد و اجازه نمیدهم کسی با نمایش آن در خارج برای خود کسب احترام کند.
مسافران کامل روی پرده رفت
علیرغم نگارش این نامه توسط کارگردان فیلم، فیلم با حذف برخی صحنهها روی پرده رفت و بهرام بیضایی نیز تا ۱۰ سال پس از ساخت مسافران، فیلم سینمایی دیگری نساخت. نسخه کامل این فیلم سرانجام نیمه دوم آبان ۱۰ سال بعد یعنی در سال ۱۳۸۱ در دولت دوم اصلاحات، در سینما سپیده تهران به نمایش گذاشته شد.
منبع: خبرآنلاین



