به نقل از معاونت علمی، فناوری و اقتصاد دانشبنیان ریاست جمهوری، حسین افشین، در سمینار «تحول مفاهیم شهری و مسیر حرکت به سوی شهرهای دانشبنیان، هوشمند و شناختی» که در اتاق بازرگانی اصفهان و در چارچوب معماری نوین حکمرانی علم، فناوری و نوآوری برگزار شد، با اشاره به رویکرد جدید معاونت علمی در دولت چهاردهم گفت: همزمان با بیستمین سال فعالیت معاونت علمی، چارچوب تازهای برای سیاستگذاری فناوری کشور تدوین شده است تا مسیر حرکت و ارتباط میان اجزای مختلف زیستبوم علم، فناوری و نوآوری مشخصتر شود.
وی با توجه به ضرورت تبیین این چارچوب ادامه داد: برای حرکت در مسیر توسعه فناوری، باید هم تجربههای گذشته را بررسی کنیم و هم با شناخت الگوهای موفق جهانی، تصویری روشن از آینده داشته باشیم. هدف این است که مشخص شود ظرفیتهای موجود کشور چگونه میتوانند در کنار یکدیگر قرار بگیرند و به نتایج اقتصادی و اجتماعی ملموس منجر شوند.
معاون علمی رئیسجمهور با اشاره به تجربه سالهای گذشته در توسعه شرکتهای دانشبنیان و شتابدهندهها اظهار کرد: کشور در سالهای گذشته برای توسعه شرکتهای دانشبنیان، گسترش شتابدهندهها و تقویت زیرساختهای نوآوری اقدامات متعددی انجام داده است. این اقدامات ظرفیتهای ارزشمندی ایجاد کردهاند، اما بررسی دقیقتر نشان میدهد که هنوز میان بسیاری از این ظرفیتها ارتباط مؤثر و منسجمی شکل نگرفته است.
افشین با تشریح یکی از چالشهای اصلی زیستبوم فناوری کشور گفت: دانشگاههای توانمند، نیروی انسانی متخصص، شرکتهای دانشبنیان و صنایع پیشرفته، هرکدام میتوانند عملکرد خوبی داشته باشند، اما وجود مجموعهای از توانمندیهای منفرد لزوماً به ایجاد قدرتی یکپارچه منجر نمیشود. مسئله این است که اجزای مختلف باید در ارتباط با یکدیگر عمل کنند. وی افزود: ممکن است یک شرکت دانشبنیان در زمینهای مشخص توانایی بالایی داشته باشد، دانشگاهی از ظرفیت علمی مناسبی برخوردار باشد و صنعتی نیز توان تولید و عرضه محصول را داشته باشد؛
اما اگر این بخشها به یکدیگر متصل نشوند، بخشی از ظرفیت کشور بدون استفاده باقی میماند. معاون علمی رئیسجمهور با تأکید بر ضرورت تقویت زنجیره نوآوری افزود: باید ارتباط میان مراحل مختلف، از شکلگیری ایده و انجام پژوهش تا توسعه فناوری، تولید محصول، تجاریسازی و ایجاد ارزش اقتصادی، پیوسته و مؤثر باشد. در این صورت میتوان مشخص کرد که شرکتهای دانشبنیان و سازوکارهای حمایتی موجود در چه حوزههایی قادر به ایجاد اثرگذاری واقعی هستند.
افشین با اشاره به چارچوب مفهومی مورد توجه معاونت علمی ادامه داد: هدف این است که ظرفیتهای علمی و فناورانه کشور از سطح توانمندیهای پراکنده فراتر بروند و به قدرتی تبدیل شوند که بتواند ارزش اقتصادی و اجتماعی ایجاد کند. در این چارچوب، ارتباط میان فناوری، نوآوری و قابلیتهای پایدار اهمیت ویژهای دارد. معاون علمی رئیسجمهور در تشریح تفاوت میان فناوری، نوآوری و قابلیت گفت: تولید یک محصول جدید به معنای آن است که دانش، تجربه، ایده و خلاقیت در قالب یک محصول یا خدمت به کار گرفته شدهاند؛ اما این محصول بهتنهایی لزوماً به پیشرفت کشور منجر نمیشود.
فناوری زمانی اثرگذار است که به ایجاد ارزش و نتیجهای ملموس بینجامد. افشین با اشاره به ابعاد مختلف ارزشآفرینی افزود: این اثرگذاری میتواند اقتصادی، اجتماعی یا فرهنگی باشد. ممکن است یک فناوری به افزایش درآمد و تولید ثروت منجر شود، ممکن است کیفیت زندگی مردم را بهبود دهد یا بتواند در حل یک مسئله اجتماعی و فرهنگی نقش داشته باشد. تبدیل فناوری به چنین اثراتی، بخش مهمی از فرایند نوآوری است. وی گفت: نوآوری نیز بهتنهایی کافی نیست و باید به قابلیت تبدیل شود.
برای مثال، اگر شرکتی محصولی جدید تولید کند، زمانی به قابلیت پایدار دست مییابد که بتواند بر پایه دانش و تجربه خود، محصولات دیگری توسعه دهد، فرایند تولید را بهبود ببخشد و توانمندیهایش را متناسب با نیازهای جدید بهروزرسانی کند. وی با تأکید بر اهمیت ایجاد قابلیتهای تکرارپذیر و توسعهپذیر تصریح کرد: تفاوت میان تولید یک محصول و برخورداری از قابلیت فناورانه پایدار در این است که قابلیت به یک مجموعه اجازه میدهد توان خود را بهطور مستمر حفظ و تقویت کند.
چنین رویکردی باید در سیاستگذاری فناوری و طراحی محیط مناسب برای رشد شرکتهای دانشبنیان نیز مورد توجه قرار گیرد. معاون علمی رئیسجمهور با طرح این پرسش که «شهر پیشرفته واقعاً چه شهری است؟» به بررسی مفهوم شهرهای آینده پرداخت و گفت: شهرها یکی از مهمترین بسترهای شکلگیری و توسعه قابلیتهای علمی، فناورانه و اقتصادی هستند. بنابراین، اگر قرار است ظرفیتهای دانشبنیان کشور به ارزش اقتصادی و اجتماعی تبدیل شوند، باید محیط شهری نیز برای این تحول آماده باشد.
افشین با اشاره به گسترش مفاهیمی مانند شهر دیجیتال، شهر هوشمند، شهر دانشی، شهر خلاق، شهر نوآور، شهر مبتنی بر هوش مصنوعی و شهر شناختی ادامه داد: این مفاهیم در سالهای اخیر بیشتر مورد توجه قرار گرفتهاند، اما مرز میان آنها و شاخصهای شناسایی هرکدام همیشه روشن نیست. برای برنامهریزی درست، باید بدانیم هر مفهوم چه معنایی دارد، با چه شاخصهایی سنجیده میشود و شهرها برای رسیدن به سطح بالاتری از بلوغ به چه قابلیتهایی نیاز دارند. وی با تأکید بر ضرورت تفکیک این مفاهیم اظهار کرد: هدف از این دستهبندی، صرفاً نامگذاری شهرها نیست؛
بلکه باید بتوان مسیر تحول آنها را شناخت و میزان آمادگی هر شهر را برای پاسخگویی به نیازهای آینده ارزیابی کرد. افشین گفت: در ارزیابی شهرها باید به تجربه واقعی شهروندان نیز توجه شود. اگر فناوری و نوآوری در ساختار مدیریت شهری توسعه پیدا کنند، اما مردم اثر آن را در کیفیت زندگی، دسترسی به خدمات، رفاه و حل مشکلات روزمره احساس نکنند، نمیتوان صرفاً بر اساس وجود تجهیزات و سامانههای جدید، از موفقیت تحول شهری سخن گفت.
معاون علمی رئیسجمهور با تشریح نخستین سطوح تحول شهری گفت: شهر سنتی عمدتاً بر فرایندهای اداری، سازوکارهای متعارف مدیریتی و واکنش به مسائل پس از وقوع آنها تکیه دارد. در چنین ساختاری، تصمیمگیری ممکن است بیش از اندازه به رویههای دستی وابسته باشد و دادههای یکپارچه و مشارکت شهروندان نیز نقش محدودی داشته باشند.
افشین با اشاره به شاخصهای تشخیص شهر سنتی افزود: میزان استفاده از فرایندهای کاغذی، درصد خدمات حضوری، نبود پایگاههای داده یکپارچه، تصمیمگیری غیرتحلیلی، مشارکت محدود شهروندان و پایین بودن سطح نوآوری، از جمله نشانههایی هستند که میتوانند در ارزیابی این الگو مورد توجه قرار گیرند. وی در تشریح مفهوم شهر دیجیتال ادامه داد: در شهر دیجیتال، تمرکز اصلی بر انتقال اطلاعات و خدمات به بسترهای الکترونیکی است.
ارائه خدمات آنلاین، راهاندازی درگاههای شهری، توسعه اپلیکیشنها، پرداخت الکترونیکی و گسترش دسترسی به اینترنت پرسرعت، از جمله اقداماتی هستند که در این سطح اهمیت دارند. معاون علمی رئیسجمهور گفت: تفاوت اصلی شهر دیجیتال با شهر سنتی در این است که بخشی از فرایندها و خدمات به محیط دیجیتال منتقل میشوند؛ بااینحال، دیجیتالی شدن لزوماً به معنای هوشمند شدن مدیریت شهری نیست. ممکن است یک شهر خدمات خود را بهصورت آنلاین ارائه دهد، اما همچنان در تحلیل دادهها، پیشبینی مشکلات و اصلاح سیاستها با محدودیت روبهرو باشد.
افشین با تأکید بر همین تفاوت اظهار کرد: دیجیتالیسازی میتواند دسترسی به خدمات را آسانتر و سرعت انجام امور را بیشتر کند، اما برای رسیدن به سطح بالاتری از بلوغ شهری، باید از اطلاعات تولیدشده استفاده کرد و فرایندها را بر پایه تحلیل و ارزیابی بهبود داد. معاون علمی رئیسجمهور با اشاره به ویژگیهای شهر هوشمند گفت: در این الگو، دادهها، حسگرها، فناوری اطلاعات و ارتباطات و سامانههای متصل برای بهبود عملکرد بخشهای مختلف شهر به کار گرفته میشوند. هدف آن است که مدیریت شهری بتواند خدمات را دقیقتر ارائه دهد، منابع را بهتر مصرف کند و تصمیمهای کارآمدتری بگیرد.
افشین با تشریح شاخصهای شهر هوشمند افزود: زیرساخت دیجیتال و اتصالپذیری، دادههای بهروز، حملونقل هوشمند، شبکههای هوشمند انرژی، خدمات شهری مبتنی بر داده، حکمرانی دادهمحور و مشارکت دیجیتال شهروندان، از جمله مؤلفههایی هستند که در ارزیابی این شهرها اهمیت دارند. وی گفت: فناوری اطلاعات و ارتباطات، دادهها و حسگرها ابزارهای مهم شهر هوشمند هستند، اما میزان هوشمندی یک شهر را نمیتوان صرفاً با تعداد حسگرها یا تجهیزات آن سنجید. معیار اصلی، اثری است که این فناوریها بر کارآمدی مدیریت، کیفیت خدمات، رفاه عمومی و پایداری شهری میگذارند.
افشین با تأکید بر تفاوت میان شهر دیجیتال و هوشمند ادامه داد: شهر دیجیتال خدمات را به بستر آنلاین منتقل میکند، اما شهر هوشمند از دادهها و ابزارهای تحلیلی برای بهینهسازی همان خدمات استفاده میکند. بنابراین، هوشمندسازی باید به بهبود عملکرد منجر شود، نه اینکه صرفاً لایهای فناورانه به ساختار موجود اضافه کند. معاون علمی رئیسجمهور در تشریح مفهوم شهر دانشی یا دانشبنیان گفت: در این الگو، دانش و سرمایه انسانی موتور اصلی توسعه شهر هستند.
دانشگاهها، مراکز پژوهشی، شرکتهای دانشبنیان، فعالیتهای تحقیق و توسعه و نیروی انسانی متخصص، نقش مهمی در ایجاد مزیت رقابتی ایفا میکنند. افشین با اشاره به اهمیت تبدیل دانش به ارزش اقتصادی ادامه داد: شهر دانشی تنها شهری نیست که دانشگاههای متعدد یا شمار زیادی از شرکتهای دانشبنیان در آن فعالیت میکنند؛ بلکه باید میان تولید دانش، حل مسائل واقعی، توسعه فناوری و ایجاد ارزش ارتباط برقرار باشد.
وی گفت: وجود دانشگاهها و مراکز پژوهشی زمانی به مزیت پایدار تبدیل میشود که نتایج پژوهشها در صنعت و اقتصاد مورد استفاده قرار گیرند، شرکتها بتوانند محصولات و خدمات فناورانه توسعه دهند و نیروی انسانی متخصص نیز فرصت فعالیت و رشد پیدا کند. معاون علمی رئیسجمهور با تأکید بر نقش سرمایه انسانی افزود: جذب، حفظ و پرورش نیروی متخصص، توسعه مهارتهای علمی و دیجیتال، تقویت فعالیتهای پژوهشی و افزایش ارتباط دانشگاه و صنعت، از جمله مؤلفههای مهم در شکلگیری شهر دانشی هستند. در این الگو، دانش صرفاً یک دارایی علمی نیست؛
بلکه باید در حل مسائل و توسعه اقتصادی نقش مستقیم داشته باشد. افشین به برخی شاخصهای قابل بررسی در این حوزه اشاره کرد و گفت: فعالیتهای تحقیق و توسعه، تعداد و عملکرد شرکتهای دانشبنیان، نیروی انسانی متخصص، توسعه مهارتها، ثبت اختراع، صادرات فناوری و میزان پیوند دانشگاه و صنعت میتوانند در ارزیابی ظرفیت دانشمحور شهر مورد توجه قرار گیرند. وی خاطرنشان کرد: اقتصاد دانشبنیان یک ساختار اقتصادی است، اما شهر دانشی مفهومی گستردهتر دارد و به اکوسیستم شهریای اشاره میکند که تولید، انتقال و استفاده از دانش در آن به یکی از پایههای اصلی توسعه تبدیل شده است.
معاون علمی رئیسجمهور با تشریح تفاوت شهر خلاق و شهر نوآور اظهار کرد: خلاقیت و نوآوری از عوامل مهم توسعه اقتصادی و اجتماعی شهرها هستند، اما تحقق آنها به محیطی نیاز دارد که در آن ایدهپردازی، همکاری، آزمایش و تبدیل ایده به محصول یا خدمت امکانپذیر باشد. افشین با اشاره به ویژگیهای شهر خلاق ادامه داد: شهر خلاق از ظرفیتهای فرهنگی، هنری، اجتماعی و انسانی برای تولید ایدههای جدید استفاده میکند. صنایع فرهنگی و خلاق، هنر، طراحی، رسانه، محتوا، بازی، موسیقی و رویدادهای فرهنگی میتوانند در شکلگیری این محیط نقش داشته باشند.
وی گفت: شهر نوآور بیش از هر چیز بر تبدیل ایده به راهحل و تجاریسازی آن تأکید دارد. فعالیت استارتاپها، شتابدهندهها، مراکز نوآوری، سرمایهگذاری خطرپذیر، همکاری دانشگاه و صنعت و توسعه فعالیتهای تحقیق و توسعه، از جمله مؤلفههای مؤثر در این زمینه هستند. افشین با تأکید بر ارتباط میان این دو مفهوم افزود: شهر خلاق با فراهم کردن بستر فرهنگی و اجتماعی، زمینه تولید ایده و تجربههای جدید را ایجاد میکند و شهر نوآور به توسعه، آزمون، تجاریسازی و گسترش راهحلهای جدید میپردازد. این دو رویکرد میتوانند در کنار یکدیگر به رشد اقتصادی و اجتماعی پایدار کمک کنند.
وی در تشریح شاخصهای این حوزه گفت: تعداد و عملکرد استارتاپها، فعالیت مراکز نوآوری، سرمایهگذاری در تحقیق و توسعه، ارتباط صنعت و دانشگاه، ثبت اختراع، مشارکت شهروندان و حضور صنایع خلاق، از جمله شاخصهایی هستند که میتوانند برای ارزیابی ظرفیت خلاقیت و نوآوری شهرها مورد استفاده قرار گیرند. معاون علمی رئیسجمهور به مفهوم شهر مبتنی بر هوش مصنوعی پرداخت و گفت: استفاده از هوش مصنوعی زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که این فناوری از سطح پروژههای آزمایشی فراتر برود و در فرایندهای عملیاتی، تحلیلهای مدیریتی و سیاستگذاری شهری به کار گرفته شود.
افشین با اشاره به کاربردهای احتمالی هوش مصنوعی در مدیریت شهر افزود: تحلیل پیشبینانه حملونقل، مدیریت مصرف انرژی، پشتیبانی از خدمات سلامت، اتوماسیون هوشمند و تحلیل حجم گسترده دادهها، از جمله حوزههایی هستند که میتوانند از قابلیتهای هوش مصنوعی بهرهمند شوند. وی ادامه داد: ارزیابی این سطح از تحول شهری باید میزان استفاده عملیاتی از هوش مصنوعی، کیفیت دادهها، قابلیت تحلیل و پیشبینی، امنیت سامانهها و تأثیر آن بر عملکرد مدیریت شهری را در نظر بگیرد. صرف اجرای چند پروژه آزمایشی نمیتواند نشان دهد که یک شهر به مرحله بلوغ در استفاده از هوش مصنوعی رسیده است.
افشین با تأکید بر ضرورت استفاده مسئولانه از این فناوری ادامه داد: توسعه کاربردهای هوش مصنوعی باید با توجه به حریم خصوصی، امنیت، ملاحظات اخلاقی و حفظ نظارت انسانی همراه باشد. هوش مصنوعی ابزاری برای بهبود عملکرد شهری است، اما بهتنهایی تضمینکننده یادگیری، تصمیمگیری درست یا پایداری شهر نیست. معاون علمی رئیسجمهور با تشریح مفهوم شهر شناختی اظهار کرد: شهر شناختی را میتوان الگویی دانست که در آن شهر از یک سامانه صرفاً متکی بر جمعآوری و تحلیل اطلاعات، به سامانهای یادگیرنده، پیشبینیکننده و سازگار با شرایط جدید تبدیل میشود.
افشین با اشاره به ویژگیهای این الگو افزود: یکپارچگی دادههای شهری، تحلیل مستمر اطلاعات، مدلهای پیشبینی، شبیهسازی سناریوهای مختلف، دوقلوی دیجیتال، یادگیری مداوم و اصلاح تصمیمها بر اساس نتایج، از جمله قابلیتهایی هستند که در شکلگیری شهر شناختی اهمیت دارند. وی گفت: تفاوت شهر هوشمند و شهر شناختی در سطح استفاده از دادهها و نحوه تصمیمگیری آشکار میشود. شهر هوشمند با تکیه بر اطلاعات و فناوری، عملکرد خدمات را بهینه میکند؛
اما شهر شناختی علاوه بر بهینهسازی، از دادهها و تجربههای گذشته یاد میگیرد، پیامدهای احتمالی تصمیمها را پیشبینی میکند و در صورت تغییر شرایط، رویکرد خود را اصلاح میکند. افشین با تأکید بر اهمیت یادگیری مستمر ادامه داد: در چنین شهری، اطلاعات به تصمیم منتهی میشوند و نتایج تصمیمها نیز دوباره برای اصلاح سیاستها مورد استفاده قرار میگیرند. این چرخه به مدیریت شهری امکان میدهد بهجای واکنش صرف به مشکلات، برای پیشگیری از آنها و مواجهه با شرایط آینده آمادگی بیشتری داشته باشد.
وی در تشریح نقش ابزارهای فناورانه گفت: دوقلوی دیجیتال، مدلهای پیشبینی و شبیهسازی سناریوها میتوانند به مدیران شهری کمک کنند تا پیش از اجرای یک تصمیم، پیامدهای احتمالی آن را بررسی کنند. بااینحال، ارزش این ابزارها به کیفیت دادهها، توان تحلیل و امکان استفاده از نتایج در فرایند واقعی تصمیمگیری وابسته است.
معاون علمی رئیسجمهور با اشاره به محدودیتهای تقسیمبندی شهرها به سطوح مختلف گفت: الگوهای سنتی، دیجیتال، هوشمند، دانشی، خلاق و نوآور، مبتنی بر هوش مصنوعی و شناختی، چارچوبهایی برای تحلیل بلوغ شهری فراهم میکنند، اما نباید آنها را لزوماً مراحلی کاملاً خطی و جدا از یکدیگر در نظر گرفت. افشین ادامه داد: ممکن است یک شهر در برخی زمینهها از قابلیتهای پیشرفتهای برخوردار باشد، اما در حوزههای دیگر همچنان با محدودیت روبهرو باشد.
برای مثال، شهری ممکن است خدمات دیجیتال گستردهای ارائه دهد، اما در زمینه اقتصاد دانشبنیان، مشارکت شهروندان یا پایداری محیط زیست به سطح مطلوب نرسیده باشد. وی گفت: ارزیابی شهرها باید بر پایه مجموعهای از شاخصها و یک نمایه چندبعدی انجام شود تا نقاط قوت و ضعف هر شهر بهصورت دقیق مشخص شود. برچسبگذاری کلی بهعنوان شهر هوشمند یا دانشبنیان، بدون سنجش قابلیتهای واقعی، تصویر کاملی از وضعیت آن ارائه نمیدهد.
افشین با تأکید بر ضرورت توجه همزمان به ابعاد مختلف توسعه شهری اظهار کرد: مدل ارزیابی شهر آینده باید بتواند وضعیت زیرساختها، دانش، سرمایه انسانی، نوآوری، حکمرانی، کیفیت زندگی و پایداری را در کنار یکدیگر بسنجد. این رویکرد امکان مقایسه دقیقتر شهرها و تعیین اولویتهای توسعه را فراهم میکند. معاون علمی رئیسجمهور با اشاره به چارچوبهای بینالمللی ارزیابی شهرها گفت: سنجش عملکرد شهرها باید فراتر از شمارش تجهیزات و زیرساختها باشد و نشان دهد فناوری تا چه اندازه به بهبود خدمات، کیفیت زندگی، پایداری و تابآوری منجر شده است.
افشین با اشاره به چارچوبهای مرتبط با مؤسسه بینالمللی توسعه مدیریت، اتحادیه بینالمللی مخابرات و سازمان بینالمللی استانداردسازی ادامه داد: هرکدام از این چارچوبها از منظر مشخصی به ارزیابی عملکرد شهری میپردازند و میتوانند برای شناخت ابعاد مختلف تحول شهری مورد استفاده قرار گیرند. وی گفت: چارچوبهای مرتبط با توسعه مدیریت شهری و کیفیت زندگی، تجربه شهروندان و آثار فناوری بر زندگی روزمره را مورد توجه قرار میدهند؛ درحالیکه برخی استانداردها و الگوهای دیگر، شاخصهای عملکردی، زیرساختهای هوشمند، پایداری و شیوه سنجش خدمات شهری را بررسی میکنند.
افشین با اشاره به اهمیت ارزیابی عملکردی افزود: شاخصها باید نشان دهند که فناوری چه تغییری در نحوه اداره شهر، کیفیت خدمات و تجربه شهروندان ایجاد کرده است. بنابراین، ارزیابی شهر هوشمند باید علاوه بر امکانات فنی، آثار واقعی استفاده از فناوری را نیز در بر بگیرد. وی با تأکید بر ضرورت استفاده از چارچوبهای مکمل اظهار کرد: هیچ شاخص منفردی نمیتواند تمام ابعاد بلوغ شهری را توضیح دهد. برای شناخت دقیقتر وضعیت شهرها، باید از مجموعهای از معیارهای فنی، اقتصادی، اجتماعی، مدیریتی و زیستمحیطی استفاده کرد.
معاون علمی رئیسجمهور با اشاره به ضرورت توجه به توسعه پایدار در برنامهریزی شهری گفت: فناوری و هوشمندسازی باید در خدمت انسان، افزایش رفاه عمومی و بهبود کیفیت زندگی باشند. توسعه فناوری زمانی ارزشمند است که به حل مسائل واقعی شهروندان کمک کند و آثار مثبت آن در زندگی روزمره قابل مشاهده باشد.
افشین با تشریح ابعاد مختلف پایداری شهری ادامه داد: دسترسی عادلانه به خدمات، سلامت و ایمنی، مشارکت شهروندان، عدالت فضایی، بهرهوری منابع، کاهش آلودگی و انتشار آلایندهها، استفاده از انرژی پاک و افزایش تابآوری در برابر بحرانها، از جمله موضوعاتی هستند که باید در برنامهریزی شهرهای آینده مورد توجه قرار گیرند. وی گفت: ممکن است شهری از نظر فناوری و خدمات دیجیتال پیشرفته باشد، اما در زمینه عدالت اجتماعی، حفاظت از محیط زیست یا تابآوری در برابر بحرانها عملکرد مطلوبی نداشته باشد.
بنابراین، توسعه دیجیتال و هوشمندسازی نباید جایگزین اهداف پایداری شوند، بلکه باید در خدمت تحقق آنها قرار گیرند. افشین با تأکید بر نقش شهروندان در ارزیابی نتایج سیاستهای شهری افزود: شاخصهای توسعه باید مشخص کنند که استفاده از فناوری تا چه اندازه به بهبود کیفیت زندگی، افزایش ایمنی، دسترسی برابر به فرصتها و کاهش مشکلات محیطی منجر شده است. سطح دیجیتالی شدن بهتنهایی نمیتواند نشاندهنده موفقیت یک شهر باشد.
وی پایداری را یکی از الزامات تمام مراحل تحول شهری دانست و گفت: شهرها باید در کنار توسعه فناوری، به مصرف بهینه انرژی و منابع، تابآوری در برابر بحرانها و حفظ کیفیت زندگی توجه داشته باشند. این ملاحظات باید از ابتدای طراحی برنامههای تحول شهری در نظر گرفته شوند، نه اینکه پس از اجرای پروژهها به آنها افزوده شوند. معاون علمی رئیسجمهور با تشریح ابعاد مورد نیاز برای ارزیابی شهرهای آینده گفت: برای شناخت میزان آمادگی یک شهر، باید مجموعهای از شاخصها بهصورت هماهنگ بررسی شوند.
این شاخصها باید هم قابلیتهای فناورانه و اقتصادی و هم ابعاد انسانی، مدیریتی و محیطی را پوشش دهند. افشین با اشاره به محورهای اصلی ارزیابی ادامه داد: نوآوری، اقتصاد دانشبنیان، سرمایه انسانی، زیرساختهای دیجیتال، حکمرانی هوشمند و مشارکتی، کیفیت زندگی شهری، پایداری محیط زیست، انرژی هوشمند و تجدیدپذیر، شناخت شهری و استفاده از هوش مصنوعی، و امنیت سایبری و تابآوری، از جمله ابعاد مهم در این ارزیابی هستند. وی گفت: هرکدام از این محورها بخشی از توان واقعی شهر را نشان میدهند.
برای مثال، وجود زیرساخت دیجیتال بدون نیروی انسانی ماهر و حکمرانی کارآمد ممکن است به نتایج مورد انتظار منجر نشود؛ همانطور که برخورداری از دانشگاهها و مراکز پژوهشی بدون ارتباط مؤثر با صنعت و اقتصاد، ظرفیت دانشبنیان شهر را بهطور کامل بالفعل نمیکند. افشین با تأکید بر ضرورت ارزیابی متوازن این مؤلفهها افزود: بلوغ شهری حاصل پیوند دانش، انسان، اقتصاد، حکمرانی، فناوری، پایداری و تابآوری است. تمرکز صرف بر یک بخش، حتی اگر آن بخش از سطح پیشرفتهای برخوردار باشد، نمیتواند تصویر دقیقی از آمادگی شهر برای آینده ارائه کند.
معاون علمی رئیسجمهور با اشاره به مسیر مطلوب تحول شهری اظهار کرد: شهرها باید از مدیریت سنتی و واکنشی به سمت حکمرانی دادهمحور، هوشمند، یادگیرنده و پیشبینیکننده حرکت کنند. در این مسیر، دیجیتالیسازی خدمات، توسعه زیرساختهای هوشمند، تقویت اقتصاد دانشبنیان و استفاده مسئولانه از هوش مصنوعی باید در کنار یکدیگر پیش بروند. افشین با تشریح ضرورت هماهنگی میان این اقدامات ادامه داد: توسعه زیرساختها زمانی به نتیجه مطلوب میرسد که با تقویت سرمایه انسانی، افزایش مشارکت شهروندان، بهبود امنیت، توسعه نوآوری و توجه به پایداری همراه باشد.
فناوری باید بخشی از یک برنامه جامع برای ارتقای عملکرد شهر باشد معاون علمی رئیسجمهور گفت: شهر آینده صرفاً شهری دیجیتال یا مجهز به فناوریهای جدید نیست؛ بلکه شهری است که میتواند از دادهها و تجربههای خود برای تصمیمگیری بهتر استفاده کند، از پیامدهای تصمیمهای گذشته درس بگیرد و متناسب با شرایط جدید، سیاستها و خدمات خود را بهبود دهد. افشین با تأکید بر اهمیت استفاده مسئولانه از هوش مصنوعی تصریح کرد: بهرهگیری از این فناوری باید با رعایت ملاحظات امنیتی، حفظ حریم خصوصی و نظارت انسانی همراه باشد.
همچنین، استفاده از فناوریهای نوظهور باید در جهت افزایش رفاه عمومی، ارتقای کیفیت خدمات و تقویت توان شهر برای مواجهه با تغییرات و بحرانها قرار گیرد. معاون علمی رئیسجمهور در جمعبندی مباحث مطرحشده تأکید کرد: هدف از تحول شهری، اجرای چند پروژه هوشمند یا افزایش تعداد خدمات دیجیتال نیست؛ بلکه باید توان کلی شهر برای تولید و بهکارگیری دانش، توسعه نوآوری، تصمیمگیری مبتنی بر شواهد و پاسخگویی به نیازهای شهروندان ارتقا یابد.
افشین با اشاره به اهمیت تغییر نگاه مدیران شهری خاطرنشان کرد: تحول شهرها پیش از آنکه به فناوری وابسته باشد، به تغییر نگرش نسبت به شیوه اداره شهر نیاز دارد. زمانی میتوان از آمادگی شهر برای آینده سخن گفت که فناوری، دانش، حکمرانی کارآمد، مشارکت شهروندان و پایداری در کنار یکدیگر قرار گیرند و نتیجه این پیوند در زندگی مردم نمایان شود.
این سمینار با محوریت بررسی مسیر تحول از شهر سنتی به شهرهای دیجیتال، هوشمند، دانشی، خلاق، نوآور، مبتنی بر هوش مصنوعی و شناختی برگزار شد و بر ضرورت تدوین شاخصهای روشن برای شناخت مسیر بلوغ شهری و ارزیابی آمادگی شهرها برای مواجهه با نیازهای آینده تأکید داشت.
منبع: خبرگزاری موج



