اگر قصد دارید وارد دنیای کسبوکار شوید، قبل از اینکه تمام سرمایه و زمان خود را صرف راهاندازی یک مجموعه جدید کنید، بهتر است روشهای مختلف شروع فعالیت اقتصادی را بشناسید. در این مطلب، این مسیرها را بررسی میکنیم تا بتوانید متناسب با سرمایه، تجربه و هدف خود تصمیم بگیرید.
چرا همیشه شروع یک کسبوکار از صفر بهترین انتخاب نیست؟ تصور کنید قصد دارید وارد صنعت بستهبندی مواد غذایی شوید. حتی اگر سرمایه اولیه کافی داشته باشید، باید برای انتخاب محل فعالیت، تهیه تجهیزات، دریافت مجوزهای لازم، تأمین مواد اولیه و پیدا کردن مشتری برنامهریزی کنید. ممکن است چند ماه زمان صرف آمادهسازی کنید، بدون اینکه هنوز محصولی به بازار عرضه کرده باشید. از طرف دیگر، احتمال دارد مجموعهای در همین حوزه، تجهیزات، تأمینکنندگان و مشتریان مشخصی داشته باشد اما مالک آن به دلایل شخصی یا مالی تمایلی به ادامه فعالیت نداشته باشد.
در چنین شرایطی، بررسی فرصتهای موجود میتواند منطقیتر از ساختن تمام زیرساختها از ابتدا باشد. قبل از ورود به دنیای کسبوکار، چه چیزهایی را مشخص کنیم؟ قبل از انتخاب روش شروع فعالیت، باید تصویر روشنی از شرایط خود داشته باشید. تصمیمگیری صرفا براساس جذابیت یک ایده یا سود احتمالی آن، ممکن است شما را وارد مسیری کند که با تواناییها و منابعتان سازگار نیست. برای انتخاب بهتر، ابتدا به این پرسشها پاسخ دهید:
چقدر سرمایه در اختیار دارید؟ چقدر با بازار موردنظر آشنا هستید؟ چه زمانی انتظار درآمد دارید؟ میخواهید شخصاً مدیریت کنید یا سرمایهگذار باشید؟ تا چه اندازه ریسک مالی را میپذیرید؟
پاسخ به این سؤالات کمک میکند بهجای انتخاب یک مسیر صرفا جذاب، سراغ گزینهای بروید که با شرایط واقعی شما هماهنگ باشد. راههای هوشمندانه برای ورود به دنیای کسبوکار برای ورود به بازار الزاما یک مسیر مشخص وجود ندارد. بسته به نوع فعالیت، سرمایه و تجربهای که دارید، میتوانید از روشهای مختلفی استفاده کنید. در ادامه پنج مسیر را بررسی میکنیم که هرکدام فرصتها و محدودیتهای خاص خودشان را دارند.
۱. بهجای ساختن همهچیز از ابتدا، از یک مجموعه آماده شروع کنید یکی از گزینهها، ورود به فعالیتی است که بخشی از مسیر راهاندازی آن قبلا طی شده است. این مجموعه ممکن است شخصیت حقوقی ثبتشده، تجهیزات، نیروی انسانی، قراردادهای تجاری یا سابقه فعالیت داشته باشد. در این شرایط، خرید شرکت میتواند یکی از روشهای ورود به بازار باشد؛ بهخصوص برای افرادی که تمایلی ندارند تمام مراحل ایجاد یک ساختار حقوقی را از ابتدا انجام دهند. بااینحال، میان یک شرکت صرفا ثبتشده و یک کسبوکار عملیاتی تفاوت مهمی وجود دارد.
یک شخصیت حقوقی آماده لزوما دارای مشتری، درآمد، تجهیزات یا مجوزهای قابلاستفاده نیست. پیش از تصمیمگیری باید وضعیت ثبتی، بدهیهای مالیاتی، تعهدات بیمهای، قراردادها و سوابق حقوقی مجموعه را بررسی کنید. همچنین مشخص شود معامله شامل چه داراییها و حقوقی است و کدام مجوزها در صورت تغییر مالکیت همچنان معتبر خواهند بود. این روش زمانی ارزش بررسی دارد که مزایای ساختار موجود، در مقایسه با هزینهها و تعهدات احتمالی آن، برای شما قابلقبول باشد. ۲.
با یک شریک باتجربه وارد بازار شوید اگر سرمایه دارید اما تجربه کافی در یک صنعت ندارید، همکاری با فردی که بازار را میشناسد میتواند گزینه مناسبی باشد. برای مثال، فرض کنید قصد فعالیت در حوزه تولید پوشاک را دارید اما با تأمین پارچه، مدیریت تولید و شبکه توزیع آشنا نیستید. همکاری با فردی که سالها در این صنعت فعالیت کرده، ممکن است دسترسی شما به تأمینکنندگان و مشتریان را سادهتر کند. بااینحال، شراکت موفق فقط به اعتماد شخصی وابسته نیست. پیش از شروع باید سهم هر طرف، میزان آورده، مسئولیتها، اختیار تصمیمگیری و نحوه تقسیم سود و زیان مشخص شود.
موضوع مهم دیگر، شرایط خروج از شراکت است. بهتر است از همان ابتدا درباره نحوه ارزشگذاری سهم و انتقال آن در صورت تمایل یکی از شرکا به خروج توافق کنید. ۳. از مدل فرانچایز یا نمایندگی استفاده کنید گاهی لازم نیست برای ورود به بازار، یک برند کاملا جدید بسازید. میتوانید فعالیت خود را در قالب نمایندگی یا فرانچایز یک مجموعه شناختهشده آغاز کنید. در فرانچایز، معمولا امکان استفاده از نام تجاری، روشهای عملیاتی و آموزشهای مجموعه اصلی، در چارچوب قرارداد مشخص فراهم میشود.
نمایندگی نیز بسته به نوع قرارداد ممکن است بیشتر بر توزیع یا ارائه محصولات و خدمات یک برند متمرکز باشد. مزیت چنین مدلی این است که بخشی از مسیر شناخت محصول و ایجاد اعتماد در بازار قبلا توسط برند اصلی طی شده است. در مقابل، باید هزینه دریافت امتیاز، تعهدات مالی، محدودیتهای قیمتگذاری، محدوده فعالیت و شرایط تمدید یا فسخ قرارداد را بررسی کنید. شناختهشده بودن یک برند بهتنهایی تضمینی برای سودآوری نمایندگی شما نیست. اگر یک مجموعه دیگر سودآور نیست، چه فرصتهایی پیش روی مالک آن قرار دارد؟ کاهش درآمد همیشه به معنای پایان ارزش اقتصادی یک کسبوکار نیست.
ممکن است مجموعهای مشتریان ثابت، تجهیزات مناسب یا سابقه فعالیت داشته باشد اما به دلیل مشکلات مدیریتی، کمبود نقدینگی یا تغییر شرایط بازار دیگر سودآور نباشد. در چنین شرایطی، اولین قدم بررسی علت کاهش سودآوری است. اگر مشکل به هزینههای عملیاتی مربوط میشود، شاید بتوان با کاهش مخارج غیرضروری یا تغییر شیوه مدیریت، وضعیت را بهبود داد. در مقابل، اگر مجموعه برای ادامه فعالیت به منابع مالی بیشتری نیاز دارد، جذب سرمایهگذار یا ورود شریک جدید میتواند راهکار مناسبتری باشد. گاهی هم مشکل اصلی، شرایط مالی مجموعه نیست؛
بلکه مالک به دلایلی مانند مهاجرت، بازنشستگی یا تغییر مسیر شغلی، دیگر تمایلی به ادامه فعالیت ندارد. در این موقعیت، واگذاری مجموعه به فردی که برنامه مشخصی برای توسعه آن دارد، میتواند یکی از گزینههای پیش رو باشد. نکتهای که نباید نادیده گرفت، ارزش ساختار حقوقی و سوابق مجموعه است. برای مثال، فردی که قصد ورود به یک فعالیت اقتصادی را دارد، ممکن است بهجای شروع مراحل قانونی از ابتدا، استفاده از یک شخصیت حقوقی موجود را بررسی کند. البته هنگام مقایسه این دو مسیر، نباید فقط هزینه ثبت شرکت سهامی خاص را در نظر گرفت؛
بلکه وضعیت بدهیها، تعهدات قانونی، سوابق مالیاتی و ارزش داراییهای مجموعه موجود نیز اهمیت دارد.
چطور بفهمیم کدام روش ورود به بازار برای ما مناسبتر است؟ تا اینجا چند روش مختلف برای شروع فعالیت اقتصادی معرفی کردیم، اما هیچکدام برای همه افراد مناسب نیستند. انتخاب درست به میزان سرمایه، تجربه، زمان و انتظارات شما بستگی دارد. برای مقایسه اولیه میتوانید از جدول زیر استفاده کنید.
شرایط شما
مسیر مناسب برای بررسی
سرمایه دارید اما تجربه مدیریتی کمی دارید
همکاری با شریک باتجربه
میخواهید زودتر وارد یک بازار مشخص شوید
بررسی مجموعههای موجود
به دنبال فعالیت زیر نام یک برند شناختهشده هستید
دریافت نمایندگی یا فرانچایز
بودجه محدودی دارید و هنوز تقاضای بازار مشخص نیست
شروع فعالیت در مقیاس کوچک
تخصص فروش و بازاریابی دارید اما امکانات تولید ندارید
استفاده از تولید قراردادی
قصد سرمایهگذاری دارید اما نمیخواهید درگیر عملیات روزانه شوید
مشارکت با تیم مدیریتی متخصص
این جدول فقط برای محدود کردن گزینههای اولیه است. برای تصمیم نهایی باید هزینه واقعی هر مسیر و میزان ریسک آن را محاسبه کنید. بهتر است برای دو یا سه گزینه مناسب، یک برآورد مالی جداگانه تهیه کنید. هزینه اولیه، مخارج ماهانه، سرمایه در گردش و نقطه سربهسر را در نظر بگیرید. سپس بررسی کنید اگر فروش کمتر از انتظار بود، تا چه مدت امکان ادامه فعالیت خواهید داشت. ورود به دنیای کسبوکار فقط یک مسیر ندارد.
ممکن است برای فردی راهاندازی یک مجموعه جدید بهترین انتخاب باشد، درحالیکه فرد دیگری با مشارکت، استفاده از زیرساختهای موجود یا ورود به فعالیتی شکلگرفته، به نتیجه مناسبتری برسد. آنچه اهمیت دارد، تناسب روش انتخابی با سرمایه، تجربه و هدف شماست. پیش از شروع، گزینههای مختلف را از نظر هزینه، زمان، ریسک و امکان توسعه بررسی کنید.
منبع: جام جم آنلاین



